08.02.2019 (19.11.1397)
گفت‌وگو با طالبان: خبر نیک یا راهی برای فرار؟

منبع- اکونومیست –  برگردان- حمید ارجمند

اگر در اثر گفت‌وگو و معامله با طالبان شورش‌ها در افغانستان پایان یابد یک خبر عالی است، اما به شرطی که این گفت‌وگوها بهانه‌ای برای عقب‌نشینی محترمانه‌ی قوای امریکایی از این کشور نباشد.

جنگ افغانستان که بیش‌تر از هفده سال طول کشیده است، طولانی‌ترین جنگ در تاریخ امریکا به حساب می‌آید. نیروهای امریکایی هم‌مانند ده سال گذشته قادر نبوده‌اند که طالبان را که یک گروه شبه‌نظامی سرکوب‌گر است و قبل از سال۲۰۰۱ میلادی بر قسمت زیادی از قلمرو این کشور حاکمیت داشت، شکست دهند. در واقع، سهم حاکمیت حکومت منتخب و تحت حمایت امریکا به شکل خفت‌باری کم‌تر شده است. این جنگ تقریباً به بن بست خون‌بار خود رسیده است. به عنوان مثال، تنها در سال ۲۰۱۷ میلادی نزدیک به ۱۰ هزار پولیس و عسکر، ۳۴۰۰ غیرنظامی و شمار نامعلومی از شورشیان طالب در این جنگ جان‌های‌شان را از دست دادند. از این سال به بعد، مقامات انتشار آمار تلفات نظامی را متوقف ساخته‌اند که احتمالاً این کار به این دلیل صورت نگرفته که اوضاع بهتر شده است.

اخبار موجود حاکی از آن است که در مذاکرات ایالات متحده و طالبان به منظور پایان یافتن جنگ پیش‌رفتی صورت گرفته است که از آن باید استقبال کرد. زلمی خلیل‌زاد، مذاکره‌کننده‌ی ارشد امریکا، می‌گوید که دو جانب روی «چارچوب» توافقات به نتیجه رسیده‌اند. امریکا حاضر است که قوای خود را از افغانستان بکشد، به شرطی که طالبان وعده بسپرند که برای گروه‌‌های تروریستی خارجی پناهگاه نمی‌دهند، چنان‌که این گروه قبل از سال ۲۰۰۱ میلادی به بن لادن پناه داده بود. طالبان هم‌چنان باید با برقراری آتش‌بس موافقت کنند و مذاکرات‌شان را با حکومت افغانستان آغاز نمایند. این گروه تا اکنون از مذاکره با حکومت افغانستان خودداری ورزیده است و آن را دست نشانده امریکایی‌‌ها می‌داند.

کشاندن طالبان به میدان سیاست صلح‌آمیز و بیرون کردن قوای امریکایی از یک جنگ پرهزینه و ویران‌گر اهداف درستی هستند. اما با تأسف باید گفت که دلایل زیادی وجود دارند که شاید این چارچوب نتیجه مطلوب و متوقّع را به دست ندهد. یک دلیل آن این است که جزییات مذاکرات پر از سختی و ناگواری است. طالبان از همین حالا عدم اشتیاق‌شان را نسبت به برقراری آتش‌بس و صحبت با حکومت افغانستان نشان می‌دهند. در عین حال، تعیین مسیر منظم برای گام‌هایی که در طول مذاکرات برداشته شود، می‌تواند پر از موانع باشد، به خصوص اگر زمان و سرعت خروج قوای امریکایی از افغانستان را نیز مدنظر بگیریم.

یک نگرانی دیگر این است که طالبان وعده‌‌های سرخ و سبز بسیاری می‌دهند تا از شر نیروهای امریکایی خودشان را خلاص کنند. پیش‌فرض آنان به طور قابل درکی این است که حتا اگر آن‌ها تعهدات خودشان را زیرپا بگذارند، احتمالاً نیروهای امریکایی دوباره به افغانستان بر نمی‌گردند. ماموریت قوای خارجی به رهبری امریکا در افغانستان به نام «حمایت قاطع» یاد می‌شود، اما قاطعیت رییس جمهور دونالد ترمپ ملموس نیست. او به هیچ وجه پنهان نمی‌کند که قصد بیرون آوردن سربازان امریکا از افغانستان را دارد، و به دست‌آورد‌‌های که این نیروها در این کشور داشته‌اند، هیچ اهمیتی هم نمی‌دهد.

قبل از این که امریکا رژیم طالبان را سرنگون سازد، افغانستان زیر تسلط یک رژیم مستبد و خشن مذهب¬گرا بود. زنان بدون داشتن محرم و پوشش کامل از خانه بیرون شده نمی‌توانستند. هر نوع رفتاری خلاف مقررات وحشیانه‌ی طالبان، مانند ریش تراشیدن، رقصیدن و یا تحصیل دختران مستوجب شلاق، حبس و حتا مرگ بود. مجسمه‌‌های تاریخی به عنوان بت‌‌های کافران با دینامیت منفجر گردیدند. تا زمانی که این متعصبان عقایدشان را با زور بر دیگران تحمیل نمایند، باید مهار گردند و از خطرات‌شان جلوگیری شود. این کار فواید بی‌شمار به حال دو سوم افغان‌هایی(نزدیک به ۲۴ میلیون نفر) دارد که در مناطق تحت کنترول دولت زنده‌گی می‌کنند.

این کار برای امریکا نیز نفع دارد. اگر طالبان پس از خروج قوای امریکایی دولت افغانستان را سقوط دهند، خفت بزرگی هم‌مانند مورد ویتنام نصیب امریکا خواهد شد. حتا اگر حکومت افغانستان پس از خروج نیروهای امریکایی نیز به نحوی خود را حفظ کرده بتواند، بدون یک موافقت‌نامه‌ی محکم صلح هرج‌ومرج در این کشور به وجود خواهد آمد. دولت‌‌های قدرت‌مند منطقه مانند چین، هند، ایران، پاکستان و روسیه در صدد پرکردن خلاء قدرت در این‌جا برخواهند آمد. در این وضعیت، در بهترین حالت جنگی مخوف با شدت بیش‌تر ادامه خواهد یافت، در بدترین حالت، تمام منطقه دچار بی‌ثباتی خواهد شد. جنبش معادل طالبان افغان در پاکستان چیزی شبیه یک جنگ داخلی را در سال ۲۰۱۴ میلادی در پاکستان راه انداخته بودند. در این صورت، دوباره پای امریکا به این کشور کشیده خواهد شد.

البته، امریکا در گذشته با ۱۴۰ هزار نیرو نتوانست که طالبان را از میان بردارد. اما با ۱۳ هزار نیرو قادر خواهد بود که هم‌چون منبع قوت برای ارتش افغانستان که کم‌وبیش توانایی مهار شورشیان را دارد، عمل کند. آقای خلیل‌زاد باید روشن سازد که امریکا به دنبال یک توافق پایدار است و نه بهانه‌ای محترمانه برای عقب‌نشینی. نیروهای امریکایی تا زمانی در افغانستان باقی بمانند که طالبان در عمل نشان دهند که به شیوه‌‌های سیاسی واقعاً باور دارند و سلاح‌‌های‌شان را به زمین می‌گذارند. در غیر آن، طالبان هیچ دلیلی برای تغییر رفتار و دیدگاه‌‌های‌شان نخواهند داشت، و افغانستان که چهل سال در جنگ به سر می‌برَد، هم‌چنان درگیر نبرد‌‌های بیش‌تر خواهد بود.

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind