03.12.2017 (12.09.1396)

گرامی باد سیزدهمین  سال درگذشت اکادمیسین رشاد کندهاری!
کاندید اکادمیسین سیستانی

بدون تردید مطالعه سرگذشت بزرگرمردان عرصه هاى دانش و فرهنگ و نهضت هاى اجتماعى، درس هاى سودمندى اند که نسل هاى آينده و جوان ما به آن نيازدارند تا از آنها بياموزند و شخصيت خود را تکامل ببخشند.

يکى از شخصيت هاى بزرگ علمى -فرهنگى کشور، اکادميسين پوهاند عبدالشکور رشاد ، عالم ، محقق ، نويسنده ، شاعر، تاريخشناس ، زبانشناس، جامعه شناس و سياست شناس افغانستان در قرن بيستم واوايل قرن بيست ويکم است. اين شخصيت والاى فرهنگى که جوانان ما تا کنون کمتر شناخت درستى از وى دارند واقعاّ مجموعه اى از علوم و دانشهاى مختلف زمان خود بودکه با داشتن حافظه قوى و استعداد فراگيرى در رشته هاى مختلف علوم نبوغ شگفت انگيزى داشت.

استاد رشادبا بزرگترين و نام آورترين شخصيت هاى فرهنگى و علمى منطقه در عرصه هاى علوم اجتماعى هم ترازبود و از اين جهت مى ارزد تاهر افغان علم دوست و وطنخواه بنام اين شخصيت بزرگوار علمى -فرهنگى کشور افتخار نمايد و بسيار بجا خواهد بود تا وزارت تحصيلات عالى افغانستان بخاطر قدرشناسى از خدمات علمى -فرهنگى شان یکی از موسسات علمی را بنام ايشان نامگذارى کنند.

اکادميسين استاد رشاد در٢٣ عقرب ١٣٠٠ش =١٤ نومبر ١٩٢١ درقندهار چشم به جهان گشود و در ١١ قوس ١٣٨٣ش مطابق اول دسمبر ٢٠٠٤ ميلادى ، پس از ٨٣ سال عمر شرافتمندانه وپرباراز معنويت و فرهنگ از اين جهان چشم پوشيد.

مرحوم استاد رشاد عمرش رادر راه تعلیم وتدریس وراهنمایی فرزندان کشور وشاگردان و دانش آموزان مکتب وپوهنتون  صرف کرده بود وخوشبختانه پاداش این خدمت گذاری صادقانه خود را در بعد از مرگش از سوی مردم حق شناس وعلم دوست ولایات کابل وقندهار وزابل وهلمند وفراه و دیگر نقاط کشورش باشایستگی باز یافت.

ويژگيهاى علمی وشخصيتى استاد رشاد:

استاد رشاد شخصيتى چند بعُدى بود : او هم در عرصه زبان شناسى استاد بود ، هم در زمينه تاريخ افغانستان از هيچ مورخى عقب نمى ماند . او همانگونه که در زبان پشتو که زبان مادرى اوست شعرهاى حماسى و اجتماعى بکرى سروده ، در زبان درى نيز اشعار آبدارى دارد و برخى از روايات تاريخى را به نظم کشيده است. استاد رشاد نه تنها در اين دوزبان تسلط کامل ادبى داشت، بلکه بر زبانهاى انگليسى ، روسى ، عربى ، اردو ، و چندين زبان ديگر هندى نيز تسلط داشت و در زبان عربى هم تاليفاتى دارد. افزون براين استاد رشاد تنها زبان شناس و زبان دان پرتوان نبود ، بلکه در عرصه علوم اجتماعى : مثل تاريخ ، ادبيات ، علوم سياسى ، فقه اسلامى ، عروض ، بديع وبيان در زبانهاى عربى و فارسى و پشتو استاد بود، و در تمام اين عرصه ها تاليفاتى دارد که شاگردان در مکاتب عالى و پوهنتونهاى افغانستان از آن فيض مى برند. استاد رشاد بيش از٦٠ سال از عمر پر بار خود را در راه تربيت اولاد کشور صرف نموده اند و در پهلوى تعليم و تدريس و رهنمائى صدها شاگرد خود در پوهنتون کابل، رسالت رهنمائى پروژه هاى تحقيقى محققان را در اکادمى علوم افغانستان ونيز رهنماى تيزس هاى پايانى دوره تحصيل در پوهنتون کابل را نيز بعهده داشت .

استاد رشاد بيشترين وقت خود را وقف رهنمائى فرزندان با ستعدادى نموده که يا مستقيماّ افتخار شاگردى ايشان را داشته اند و يا به او رجوع ميکردند و در رفع کاستى هاى کار هاى تحيقيقى خويش از او کمک ميگرفتند .

استاد رشاد از لحاظ اجتماعى آدم خوش برخورد و بسيار مهربان و صميمى بود و هرکه به او رجوع ميکرد و از او کمک ميخواست، با جبين گشاده و لب خندان او را يارى ميرسانيد و رهنمائى ميکرد. به همين دليل که بيشترين وقت استاد وقف تدريس و رهنمائى فرزندان و دانشجويان کشور شده است ، نتوانسته به چاپ آثار پر بار خويش نايل شود، معهذا تاماه عقرب سال ١٩٩١م =١٣٧٠ هجرى که مصادف به سالروز هفتادسالگى اوبود ، در حدود ٣١ جلد اثر ادبى ، تاريخى ، اجتماعى از ايشان بچاپ رسيده بود و من در (١٣٧٠ش)، ٩٣ اثر مستقل چاپى و چاپ نشده استاد رشاد را حساب کرده ام که برخى از آن آثار در بيشتر از هزار صفحه تحرير شده اند و چندين جلد زير يک عنوان آمده اند . و اگر در اين چهارده سال ديگر فقط هفت اثر جديد استاد را برآن بيفزاييم اينک تعداد آثارى که وى در اين مدت تاليف کرده ونوشته اند بالغ بر يکصد جلد ميگردد.

به اين حساب ميتوان اذعان داشت که در شرايط افغانستان کمتر کسى توانسته در مدت عمر خود اين همه آثار سودمند بنويسد و گنجينه اى نفيس ازفرهنگ افغانى را براى نسل هاى کشور از خود باقى بگذارد. اين در حالى است که استاد رشاد خود هيچگونه ادعاى علمى وفضل فروشى نداشت و با شکسته نفسى و فروتنى بازهم ميخواست بياموزد و وقتى کتاب يا رساله اى از شاگردان او طبع وبدست او ميرسيد با علاقمندى آنرا ميخواند تا چيز هاى تازه از آن فرا گيرد و اگر کم و کاستى داشته باشد به او خاطر نشان نمايد.

استاد رشاد از لحاظ کرکتر شخصى مردى بسيار مؤدب و با تمکين و مؤقر و صاحب علوهمت بود. با پيشانى کشاده وتواضع و فروتنى صحبت ميکرد و به صحبت ديگران با دقت گوش فراميداد و هرگاه در صحبت طرف مقابل اشتباهى وجود ميداشت ، آنرا فوراّ برخ طرف نمى کشيد، بلکه با گفتن يکى دو مثال تاريخى و مستند طرف را متوجه ميساخت که خود را تصحيح کند. استاد رشاد اشخاص را هرگز بخاطرجاه و مقام بلند دولتى شان حرمت نميگذاشت، بلکه به ميزان علميت شان ارج مينهاد.من بارها متوجه بوده ام که در سيمنار هاى علمى وقتى يکى از ارکان مقتدردولت وارد تالارميشد درحالى که حاضرين از جاى شان بلند ميشدند و اداى احترام بجاى مى آوردند، اما استاد رشاد هرگز از جايش تکان نميخورد و اين مقام نو وارد بود که به او اداى احترام مينمود.

از لحاظ سياسى استاد رشاد آدم دموکرات و آزاد انديشى بود و از اولين اعضاى روشنفکر نهضت «ويش زليميان» بود. اين نهضت سياسى، در دوره دموکراسى شاه محمودخان و پس از نشر کتاب ويش زلميان به همت والاى مرحوم عبدالرؤف بينوا در ١٣٢٦ شمسى رسماً شروع بفعاليت نمود و اعضاى آن متشکل از افراد و عناصر تحول طلب اعم از روشنفکر، زميندار و سرمايدار و تجار و از اقوام مختلف افغانستان بودند که جهت تنوير افکارجوانان، تعميم علم ومعارف درکشور، مبارزه با مفاسد اجتماعى وخرافات و فساد ادارى، رشوه خوارى ، اختلاس ، بيروکراسى، تامين عدالت ، و طرفدارى از حقوق مظلومان، استقرارنظام مشروطه، تحکيم وحدت ملى ، باز شدن دروازه هاى مدارس و مکاتب بروى فرزندان کشورتلاش مى ورزيدند.

آثار رشاد:

از جمله کتب چاپ شده استاد رشاد ميتوان از اينها نام گرفت :

١ - لودى پشتانه ،در ٤٢٥ صفحه ، چاپ ١٣٣٦ ش،

٢ - د امير خسرو دهلوى شاعرى ، چاپ ١٣٥٣ش،

٣ - د احمد شاه بابا دديوان غورچان ، چاپ ١٣٥٩ش٤ -دابن سينا دمخارج الحروف پشتو ژباره، چاپ ١٣٥٩ش،

٥ -دقصه خوانى خونرى پيشه ، چاپ ١٣٦١ ش،

د پتى خزانى فرهنگ،

٧ - در باره ظفرنامه اکبرى و ناظم آن ، فارسى ، چاپ ١٣٦٥ کابل،

٨ - دشعرونو مجموعه،

٩- دحاجى جمعه بارکزى د ديوان سريزه او لغتنامه ، ١٣٦١ ،

١٠ - د احمدشاه بابا دحو اشعارو د پشتوشرحى سريزه، ١٣٥٦ ، و ده ها اثر ديگر

از جمله کتاب هاى چاپ ناشده استاد ميتوان از آثار ذيل نام برد :

١-پشتانه شعرا په اردوکى، در اين اثر ٣٨٣ شاعر پشتون که بزبان اردو شعر گفته اند معرفى شده است .

٢ - پشتانه شعرا په فارسى کى، دراين اثر ٢٠٠ تن شاعر پشتون که به زبان فارسى شعر گفته اند ، معرفى شده اند.

  ٣ - مستشرقين ، در اين اثر ٢٠٠ تن از مستشرقينى که در رابطه بزبان هاى پشتو و فارسى تحقيقات کرده اند معرفى شده.

 ٤ - ادبى قاموس ، اين اثر در ٦ جلد ترتيب يافته که مجموعاّ در ٣٥٠٠ صفحه تحرير يافته است ،

٥ - پشتانه مصنفين ، اين اثر در ٣ جلد ترتيب و نوشته شده که ٥٠٠ صفحه را در بر ميگيرد

٦ -جغرافيائى ياد داشتونه ، اين اثر در دوجلد تحرير يافته که مجموعاّ ٧٥٠ صفحه مى شود٠

 ٧ - دکندهار تاريخى ياد دشتونه ، در دوجلد،

 ٨ - داحمدشاهى عصر نوميالى در دوجلد،

 ٩ - پشتانه مشاهير ، درسه جلد،

 ١٠ -نسبى شجرى ، در چهار جلد،

 ١١ - سل مٍتله په اوه ژبو ، در چهار جلد( بزبانهاى پشتو ، فارسى ، انگليسى ، روسى ، اردو، ترکى و عربى )،

 ١٢ - دخوشحال فرهنگ ، در هفت جلد

 ١٣ - دفرهنگونو په باب ، ( شامل فرهنگ هاى فارسى ، پشتو ، عربى ، ترکى ، هندى)به ترتيب الفبا.

 ١٤ - بديع ، در ٣٧١ صفحه،

 ١٥ - بيان ، در ٣٧٠ صفحه،

 ١٦ - قافيه ، در ٣٠٠ صفحه ،

 ١٧ - عروض ،دوجلدحاوى ١٠١٧ صفحه،

١٨- معانى ، در ٣٨٣ صفحه

 ١٩ - نقد ، در مورد ادبيات پشتو ، فارسى و عربى در ٢٢٣ صفحه ،

 ٢٠ - د زره وينى ، لاله ، رونى اوشکى ( سه مجموعه شعر) و ده ها اثر ديگر که از حوصله اين گفتار بيرون است ، علاقمندان آثار و اشعار استاد ميتوانند به مقالات ديگرى که مختص به آثار و احوال استاد نوشته شده اند رجوع کنند.

افزون براینها استاد رشاد درسالهای اخیر زندگی اش  چند مجموعه شعرى انتقادى انشاد کرده است که يکى بنام «ملحدشاهى» و ديگرى « ملاشاهى» (يا تنظيم شاهى) و سومی«طالب شاهى»نام دارد و آخرين اثرش ، زيرعنوان «خشيمدلى امريکا» يا«دافغانستان غميز» نامیده شده که در تمام اين مجموعه هاى شعرى، فجايع وناروايى هاى رژيم هاى مختلف دوسه دهه اخير به تصوير کشيده شده است.

خشيمدلى امريکا

 نن افغــــان ولــــــس ته پيښه فـــــــاجعه ده

ټکـــــی اوری بـــــــــــلازيږی د غم شپه ده

 وير راځغلی درد را دانګی، مرګ حملی کړی

 وحشت خير دی چی وسلې په وينو سری دی

 * * * 

د سپين برج اهريمنان د شر خــدايی کا

 د يزدان د پيروان ســـــــــــرکـــوبی کا

ايل شارون دی مقتدی جورج بوش امام

 غواړی و نغـــاری کمبـــــله د اســــلام

* * *

سياسي دمـوکراسۍ تر هغــــوښی دي

 چی د څو امپرياليستو ښی پکښی دی

مريي توب د امپرياليزم، ليبراليزم دی

 خپلواکی کې ځينی غوشته تروريزم دی

 * * *

دا حمله چی پر حــــــريم زموږ د وطن ده

دولتـــــی تروريســــــتی د واشنګتن ده

 واشـــــنګتن دی خښــــميدلی پښتنو ته

 دي نتــــــلو، دي ځپـــلو تـــــوريالــــوته

د همدغه نوموړی دردمن او داحساسه ډک شعر چی ډير اوږد دی په آخر کی استاد داسی خپل شعر ختموی:

چې جورج بوش د اتيلا پرپله روان شو

 د تودو وينو حــــــــمام افغانســـتان شو

دریک رباعی پشتو از دورویی اشخاص منافق وجنگ انداز  موجود چنین انتقاد میکند:

په شکاره وایی لعنت دی پرابلیس وی

خــو په پـته دابلیس مخلص انیس وی

دلـــته ستـــری په بلـنه دی دســــولی

هلــته چغی دجنــگونو دتحـریص وی

در پایان روح آن دانشمند عالی مقام را شاد ویادش را گرامی میخواهم.

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder