نور محمد ترکی

04.01.2018 (14.10.1397)
گذشته حزب دمکراتیک خلق افغانستان

حزب دموکراتیک خلق افغانستان، تنها حزبی بود که توانست با یک کودتای نظامی، قدرت را در این کشور به دست بگیرد.

میرغلام محمد غبار، نورمحمد تره کی، ببرک کارمل، میراکبر خیبر، صدیق الله روهی و علی محمد زهما، از نخستین کسانی بودند که در کمیته تدارکات برای تشکیل حزب دموکراتیک خلق تلاش می کردند.

بعد از مدت کوتاهی طاهر بدخشی نیز به این کمیته پیوست و لی غلام محمد غبار از این کمیته کنار رفت وعلی محمد زهما و وصدیق الله روهی نیز به خارج از افغانستان رفتند.

این افراد که بعضی از آنها از طرف اعضای خاندان شاهی نیز حمایت می شدند، توانستند در سال ۱۳۴۲ شمسی اولین هسته تشکیلاتی را که به "کمیته اول" معروف شد، به وجود آورند.

با استفاده از فضای نسبتاً آزادی که در دهه چهل شمسی (دهه دموکراسی افغانستان) بوجود آمده بود، اعضای این کمیته در تاریخ ۱۱ جدی ۱۳۴۳ شمسی، اولین گنگره حزب دموکراتیک خلق را به صورت غیرعلنی در منزل نور محمد تره کی، در کارته چهار شهر کابل دایر کردند.

در این گنگره که بیش از ۲۷ نفر از اعضای حزب شرکت داشتند، طاهر بدخشی نخست زندگینامه نورمحمد تره کی و ببرک کارمل را که از اعضای مهم حزب بودند قرائت کرد و بعد یکی از کهنسال ترین افراد جلسه، آدم خان جاجی بعنوان رئیس موقت جلسه انتخاب شد.

در این جلسه پس از سخنرانی هر یک از اعضا، اساسنامه حزب دمکراتیک خلق، به تصویب رسیده و گروه ۱۸ نفره به عنوان "پلنیوم" حزب انتخاب شد. این پلنیوم، کمیته مرکزی حزب را که مرکب از ۷ عضو اصلی و چهار عضو علی البدل بود انتخاب کرد.

نورمحمد تره کی، ببرک کارمل، صالح محمد زیری، طاهر بدخشی، سلطانعلی کشتمند، شهرالله شهیر و دستگیر پنجشیری از اعضای اصلی و دکتر شاه ولی، ظاهر افق، دکتر ظاهر و نوراحمد نور، به عنوان اعضای علی البدل انتخاب شدند.

همچنین کمیته مرکزی حزب، نورمحمد تره کی را به حیث منشی و ببرک کارمل را بعنوان معاون منشی انتخاب کرد.

فعالیت علنی

پس از اولین جلسه، اعضای حزب فعالیت خود را علنی کرده و به تشکیل هسته ها و حوزه های حزبی در چندین شهر افغانستان دست زدند.

این حزب، در اولین حرکت جدی خود، توانست چند نفر از اعضای حزب را به عنوان نماینده در دور دوازدهم شورای ملی، وارد پارلمان افغانستان کند. در آن انتخابات، ببرک کارمل، آناهیتا راتبزاد، نوراحمد نور و فیضان الحق فیضان توانستند به شورا راه پیدا کنند ولی نورمحمد تره کی و حفیظ الله امین از راهیابی به شورا باز ماندند.

هیچ یک از این نامزدها، در تبلیغات انتخاباتی، خود را طرفدار اندیشه های مارکسیستی معرفی نکردند. کارمل و راتبزاد، که از کابل به مجلس رفتند خود را طرفدار دموکراسی و نوراحمد نور که از پنجوایی قندهار رفته بود از نفوذ پدرش که ملاک بزرگی در آن منطقه بود استفاده کرد.

پس از آغاز کار شورای ملی، ظاهر شاه، برای بار دوم محمد یوسف را به مقام صدارت پیشنهاد کرد. دکتر یوسف پس از رای اکثریت اعضای شورا، توانست این مقام را بدست آورد.

اعضای حزب دموکراتیک خلق که می خواستند جلسات شورا، برای رای به اولین صدراعظم قانون اساسی علنی بر گزار شود در سوم عقرب سال ۱۳۴۳ شمسی، دست به تظاهرات زدند. در نتیجه این تظاهرات، درگیری خونینی بوجود آمد و فضای سیاسی افغانستان متشنج شد و دکتر یوسف مجبور شد چهار روز پس از رای اعتماد استعفاء دهد.

در۲۲ حمل سال ۱۳۴۵ خورشیدی، اولین نشریه حزب دموکراتیک به نام "خلق" به صاحب امتیازی نور محمد تره کی و مدیریت بارق شفیعی، در کابل آغاز به انتشار کرد.

نشریه خلق بیشتر به دنبال تبیین اهداف سیاسی و ایدیالوژی حزب بود و به صورت غیرمستقیم اندیشه های مارکسیستی را نشر و تبلیغ می کرد.

این نشریه در جوزا همان سال، به دلیل وجود مطالب یاد شده خشم مردم و پارلمان را برانگیخت و پس از تصویب پارلمان، در حالی که تنها شش شماره آن منتشر شده بود، از سوی دولت توقیف شد. ولی پس از توقیف به صورت غیر قانونی و پنهانی منتشر می شد.

انشعاب حزب

حزب دموکراتیک خلق از همان ابتدا دارای دو جناح اصلی بود، یکی به رهبری تره کی و دیگری به رهبری کارمل که هر دو نیز از اندیشه های مارکسیستی پیروی می کردند و طرفدار شوروی نیز بودند.

هنوز از تشکیل حزب زمان زیادی نگذشته بود که در ماه ثور ۱۳۴۶ شمسی، این حزب دستخوش جدایی گردید و به دو گروه تقسیم شد. پس از انشعاب، هر یک از دو گروه خود را حزب واقعی دموکراتیک خلق می شمردند.

در حوت سال ۱۳۴۶ شمسی، نوراحمد اعتمادی نخست وزیر وقت، اجازه انتشار نشریه "پرچم" را به ببرک کارمل داد و این نشریه به صورت هفتگی، با صاحب امتیازی میراکبر خیبر و مدیر مسئولی سلیمان لایق منتشر می شد.

بعد از انتشار نشریه پرچم، گروه تره کی به نام خلق و گروه کارمل به نام پرچم مشهور شد.

اختلاف بین خلق و پرچم ، بیشتر به خاطر تضادهای قومی و محلی بود از این رو بیشتر اعضای پشتون زبان که دارای پایگاه قبیله ای و روستایی بودند درگروه خلق و بیشتر دری زبانان که دارای پایگاه شهری بودند در گروه پرچم جمع شدند.

اختلافات در حزب دموکراتیک خلق فقط به جناح خلق و پرچم خلاصه نشد و عده ای نیز به رهبری طاهر بدخشی از شاخه پرچم جدا شده و حزب تازه ای را به نام "سازمان زحمتکشان افغانستان" که به "ستم ملی" معروف شد بوجود آوردند.

طاهر بدخشی که از قوم تاجیک بود اعتقاد داشت که تضاد عمده و اساسی فعلا تضاد قومی و ملیتی است و بر سر مسایل قومی و زبانی با سران حزب دموکراتیک خلق اختلاف پیدا کرد.

بعدها ستم ملی نیز به دو جناح انشعاب پیدا کرد، گروه سازا (سازمان زحمت کشان افغانستان) به رهبری طاهر بدخشی و گروه "سفزا" (سازمان فدایی زحمت کشان افغانستان) به رهبری "باعث بدخشی" اعلام موجودیت کرد.

نفوذ در قوای نظامی

حزب دموکراتیک خلق افغانستان در سراسر دوره مشروطیت ظاهر شاه فعال ترین حزبی بود که برای نفوذ در میان دانشجویان، و نیروهای مسلح می کوشید.

این حزب، با سرعت شگفت انگیزی در قوای نظامی و پلیس افغانستان رخنه کرد و توانست در کودتای نظامی ۲۶ سرطان سال ۱۳۵۲ شمسی، که سردار داوود خان را به قدرت رساند، نقش ایفا کند.

محمد رفیع، عبدالقادر پیلوت، محمد اسلم وطنجار، عبدالحمید محتاط و سید محمد گلاب زوی از اعضای حزب دموکراتیک خلق بودند که در کودتا نقش داشتند.

بعد از روی کار آمدن نظام جمهوری در افغانستان، فعالیت حزب دموکراتیک خلق دامنه بیشتری یافت و بعضی از سران این حزب در کابینه داوود خان پست های کلیدی گرفتند.

داوود خان بعد از سفر به شوروی و بر خورد تندی که به خاطر دخالت آن کشور در امور افغانستان میان او و برژنف در هنگام مذاکرات رخ داد، موضع خود را تغییر داد. او سفر به کشورهای مصر، ایران، پاکستان و عربستان را که همه از هم پیمانان آمریکا بودند آغاز کرد و سیاست های خود را در قبال حزب دموکراتیک خلق و کشور شوروی تغییر داد.

داوود خان در راه بازگشت از ایران در یک سخنرانی در شهر هرات "ایدیالوژی های وارداتی" را که اشاره مستقیمی به حزب خلق داشت، محکوم کرد و به دنبال آن اعضای حزب دموکراتیک خلق را از کابینه خود بیرون کرد. او قوای نظامی را از وجود بیش از دوصد نفر از افسرانی که در شوروی تحصیل کرده بودند، پاکسازی کرد.

دولت شوروی وقتی متوجه این کار شد، تلاش کرد که جناح خلق و پرچم را بر علیه داوود بشوراند و نخست از آنها خواست که دست به اتحاد بزنند.

گروه خلق و پرچم با هم به گفتگو پرداختند و دو باره در کنار هم در حزب دموکراتیک خلق به فعالیت پرداختند. یک بار دیگر نورمحمد تره کی به عنوان منشی حزب انتخاب شد.

با وجود اتحاد دو جناح خلق و پرچم، این دو گروه هنوزهم دسته بندی های خود را داشتند و تره کی و امین رهبران جناح خلق، و کارمل رهبر جناح پرچم به حساب می آمد.

ترور خیبر

در آخرین روزهای حکومت داوود خان، میراکبر خیبر یکی از سران حزب دموکراتیک خلق وابسته به جناح پرچم در کابل به قتل رسید. حزب دموکراتیک خلق، مراسم خاکسپاری او را به تظاهرات سیاسی بر علیه دولت مبدل کرد و داوود خان را مسئول مرگ خیبر معرفی کرد.

به دنبال این حادثه، داوود خان دستور داد تا هفت تن از سران حزب دموکراتیک خلق (نور محمد تره کی، ببرک کارمل، دکتر شاه ولی، دستگیر پنجشیری، عبدالحکیم شرعی و دکتر ضمیر صافی ) را بازداشت کنند.

حفیظ الله امین نیز باید بازداشت می شد ولی برای چند ساعت بازداشت خود را با نفوذی که در دستگاه پلیس داشت به تاخیر انداخت تا زمینه کودتا را فراهم کند.

کودتای خونین

سرانجام در۷ ثور ۱۳۵۷ شمسی، حزب دموکراتیک خلق با یک کودتای نظامی و خونین، داوود خان و اعضای خانواده او را به قتل رساند و قدرت را به دست گرفت.

این حزب قانون اساسی داوود خان را لغو کرد و نظام جمهوری او را به جمهوری دموکراتیک خلق تغییر نام داد.

اولین اعلامیه حزب دمکراتیک خلق بعد از رسیدن به قدرت، از رادیو کابل پخش شد: "سردار داوود خان آخرین فرد خاندان مستبد سلطنتی نادرخان، این عوام فریب بی نظیر تاریخ و خاین به اراده خلق افغنستان از میان رفت. حاکمیت ملی بعد از این به شما خلق نجیب افغانستان تعلق دارد. دفاع از دستاوردهای انقلاب، از بین بردن هواخواهان این سردار مستبد و ستمگر، وظیفه فرد فرد مردمان شرافتمند افغانستان است."

حزب دموکراتیک خلق تنها حزب سیاسی افغانستان معرفی شد و تره کی رئیس جمهور، نخست وزیر و رئیس شورای انقلابی شد. مقامات دولتی نیز بین دو جناح خلق و پرچم تقسیم شد.
تحلیل: بی بی سی

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentar schreiben

Kommentare

  • ذبیح افغان (Dienstag, 08. Januar 2019 07:51)

    و اینجا بود که افغانستان مبدل به میدان گریت گیم جهانی مبدل گشت خلق و پرچم و طرفداران و بنیانگذاران آن مسئول قتل های نزدیک به 5 دهه این کشور هستند اینها بودند که با نفس های شیطانی شان با کومک شیاطین انسی و جنی منطقه توانستند یک کشور آباد و آزاد چون گلشن افغانستان را به ویرانه مبدل سازند و آغازگر تاریخ سیاه در این سرزمین باشند.

    از نوشته ذیل فرد فرد ملت افغان باید درس بگیرد و سر هر انقلابی و بی بندوبار را بزنند و این لعین هارا در تطفه خنثی سازند و نگذارند تا سر بلند کنند امروز ما بیشترین از احزاب سیاسی و اجتماعی را داریم که هرکدام باید بطور دقیق تحت زره بین حکومت بگذرد و حذف گردند و مسولین و بنیانگذاران آنها به بند خانه ها انداخته شوند و به جزای قید عمری در بند شوند.

    شاد باد روح داود خان شهید و شهیدان واقعی راه حق

  • غلام حضرت (Dienstag, 15. Januar 2019 00:33)

    حرف های جناب عالی بخصوص پاراګراف اول کاملاً صحیح و بجا و واقع ګرایانه میباشد
    امّا
    این نکته را نباید از نظر دور داشت که داوودخان نیز منحیث یک مُهرۀ تکمیل کننده و یا حد اقل ادامه دهندۀ بازی کثیف شورویایفای نقش نمود

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind