19.08.2018 (28.05.1397)

کارت نو پاکستانی

مصطفی «عمرزی»

اعتراف می کنم که درک ما از مقوله ی سیاسی، به گرد آگاهی های سیاسی یک پاکستانی نیز نمی رسد. شاگردان استعمار، درس ها و آموزه های بابای مرده ی شان (انگریز) را زیارت می کنند. محتوای این بینش سیاسی، حول چند سده تجربیاتی می چرخد که در تاریخ، مرز های وسیعی به نام امپراتوری بریتانیا بودند.

از سال پار تاکنون که شاهد خیزش ها و تحرکات میلیونی پشتون های پاکستان بودیم و بالاخره حرف آخر منظور پشتین، چهره ی کاذب جمهوری اسلامی پاکستان را نمایان کرد، جغرافیای حساس قومی در پاکستان (محل سکونت میلیون ها پشتون) که می تواند درز های ارضی آن جا را بیشتر کند، باوجود تلاش های گسترده برای تغییر مسیر خیزش های مردمی، چهره ی مصمم هزاران پشتون که پشتین را پشتیبانی می کنند، پنجابیان را به تغییر تکتیکی واداشته است.

عمران خان که ظاهراً هویت پشتونی دارد، فردی بود که جز در اخبار مقطعه یی تظاهرات و کیش شخصیت قهرمان کرکت، بیشتر از حدی تبارز نکرد که در سیاست پاکستان، مهم تلقی می شود.

پیروزی حزب تحریک انصاف، پشت سر گذاردن ملا فضل الرحمن و احزاب مسلم و لیک و پیپلز پارتی، کارت نو پاکستانی در مسایل داخلی و خارجی است. بدون شک، جاذبه ی حضور عمران خان پشتون در مقام صدارت، در جامعه ی پشتون های پاکستانی، تلقی اعتماد دستگاه حاکمه به آنان است. از این طریق، در حالی که عوامی نشنل پارتی منزوی تر می شود، تحریک تحفظ پشتون، تحت فشار قرار می گیرد. مهره ی جدید که قبلاً در ارادت به دستگاه پنجابی، جنگ در افغانستان را جهاد دانسته بود، ابزار جدید تغییر سیاست ها در پاکستان است. از این طریق، هیجان حضور پشتونی که پاکستانی است، می تواند از شدت تنش هایی بکاهد که با عوام فریبی های دستگاه پنجابی، مثال آصف علی زرداری را وسیله ای برای کاهش فشار های بلوچستان مغضوبه قلمداد می کردند.

مرئوسان پاکستانی از تشکل جمهوری به اصطلاح اسلامی پاکستان، به ویژه از زمان  ضیاء الحق، هویت دینی را حافظ هویت پاکستانی شمرده اند. به این اساس، اسلام سیاسی با ورود به حافظه ی قومی، پاکستان را هویت ملی بخشیده است، اما بی عدالتی های اجتماعی با دوگانه گی سیاست هایی که روی پوست و استخوان اقوام استوار اند، التهاب قومی پاکستان را بیشتر می کنند.

 بسیار مشکل است در روزگاری از اجحاف مداوم استفاد کرد که سیاست های مغرض، تناسب زنده گی اجتماعی را برهم می زنند. زنده گی طبقاتی در پاکستان، اقوام ستم دیده را بیدار کرده است. مردم بلوچستان با حس نفرت از پنجابی، می بییند که سهم آنان از رفاه اجتماعی مساوی به هیچ است.

پیروزی عمران خان پشتون در مقام صدارت پاکستان، هرچند مهارت های سیاسی غلامان انگریز را آشکار می کند، ولی میتودلوژی سیاسی پاکستان، عمق آن را تایید نمی کند.

 شاید این قوت و تاثیرگذاری عظیم پشتون ها در پاکستان باشد که در یک برهه ی دیگر، دستگاه حاکمه ی پنجابی را ناراحت کرده اند؛ زیرا پس از ضیاء الحق، حمایت از بنیادگرایان مذهبی مخالف تبارگرایی را جرثومه های پاکستان می دانند.

 ملا فضل الرحمن در هفته های اخیر التهاب سیاسی در پاکستان، تقریباً منزوی شد. او از تقلب و مدیریت نظامی انتخابات و روابط تحریک انصاف پاکستان با اردو نیز صحبت کرد.

در هنگام خیزش هایی که با رهبری منظور پشتین، فشار داخلی محسوب می شدند، تیم ملایان سیاسی پاکستان، به شمول فضل الرحمن بسیار کوشیدند با تقبیح گرایش های قومی، سایه ی اسلام سیاسی را پهن کنند. این کنش که باعث امیدواری اردوی پاکستان بود، نمی تواند جلو تحرک شعوری ای را بگیرد که از ظلم و ستم بحث می کرد.

کارت نو پاکستانی با عمران، هشدار دهنده است! این انتخاب مقطعه یی، خطرناک می باشد. بر دولت افغانستان است که در تشخیص عناصر وفادار و استحاله شده در واحد سیاسی پاکستان دقت کند. از نخستین دقایق رای اعتماد پارلمان پاکستان به عمران خان پاکستانی، امیدواری های کاذبی خلق شده اند.

در پاکستان نیز همگونی تباری که از یک نظر واحد پیروی کند، حتی در میان پشتون ها و بلوچ ها وجود ندارد. شاید زرداری های دیگری نیز منافع پاکستان را تمثیل کنند و از طریق اعتماد کاذب، جلو خشونت هایی را بگیرند که اگر روزی یک بلوچ را صدراعظم کردند، عامه ی بلوچ ها با خرسندی مقام صدارت، در فقر و ناداری صبوری کنند.

در پاکستان، پشتون هایی به سر می برند که در هویت پاکستانی استحاله شده اند. ممکن نشانه های فرهنگی آنان مانند زبان یا سنت ها برای ما افغانان که کشوری با اکثریت پشتون  داریم، جالب باشد، اما قبول آنان به نام کتله ی هم نظر، دور از خرد سیاسی است.

شهید داوود خان در اواخر ریاست جمهوری اش، از این که می دید جامعه ی پشتون های سیاسی، به ویژه رهروان خان عبدالغفار خان، قابل اعتماد نیستند، وارد فاز صحبت با بهوتو شده بود. شاید حایل حکومت پاکستان میان پشتون های پاکستان و دولت افغانستان، دسترسی ما به قلب توده های پاکستانی را اندک می سازد.

حضور فعال مهمانان نخستین رییس جمهور پاکستان در حکومت های کمونیستی و تداوم جنگ چهل ساله، پاکستان گرایی بخشی از پشتون های آن جا را، ولو با اکثریت ناراض به همراه داشته است.

شک ندارم که ذهنیت های تاریخی ظلم و ستم گسترده، روزی صدا های عدالت خواهی اقوام تحت ستم پاکستان را از گسست تا خود اختیاری های بیشتری می رسانند، اما آن چه فعلاً مهم است درک ترفند های سیاسی است.

تا زمانی که حزب تحریک انصاف را به عامل فساد سیاسی و ناکارآمد مبدل خواهند کرد و در پی آن با عنصر پنجابی یا ظاهراً عامل کارساز، دوباره وارد شوند، مهره های مورد استفاده ی آنان، مشکلات را بیشتر می کنند.

عمران خان پاکستانی، شادمانی هایی را خلق کرده است که مساوی به پیروزی در رقابت های سیاسی است، ولی آن چه او نمی داند، تضعیف پشتون ها از طریق تفویض اختیارات دولتی به اوست. دولتی که با دستگاه پنجابی، زود او را به نماینده گی از میلیون ها پشتون در منجلاب فساد غرق خواهد کرد.  

به هر حال پنجابیان با کارت نو (عمران خان) به چند موفقیت مقطعه یی نایل آمده اند. تحت شعاع قرار دادن خیزش های پشتون ها؛ زیرا نفس آن نارضایتی ها سلب قدرت بود. مهره ی جدید، اعتماد پشتون ها بر دستگاه حاکمه را بیشتر می کند.

منظور پشتین، تحت فشار بیشتر قرار می گیرد. ظاهراً آدرس رسمی عمران خان، ملجای کسانی خواهد شد که به دولت رجوع می کنند.

طالبان پاکستانی تحت تاثیر بیشتر قرار می گیرند. نمونه ای که ظاهراً طالبان پشتون پاکستانی را مخاطب قرار دهد، بهتر تلقی می شود.

طرز تلقی از صدارت یک پشتون پاکستانی، سهولت های نفوذ را فراهم می آورند.  متاسفانه دیدگاه عامه ی افغانان از تشخیص و تفکیک درست پشتون تبار گرا و پاکستانی عاجز بوده است. این خلاء، مهره ی جدید پاکستانی را وامی دارد با جلب اعتماد مرئوسان حکومت افغانستان، اعتماد دولت های افغانستان را جلب کند. این اعتماد، اگر با درک و شعور سیاسی دولت مردان ما به همراه نباشد، با نرمش آنان، فشار های جهانی ضد پاکستان را کاهش می دهد.

بالاخره انتخاب مهره ی نو، کوشش دیگر برای استحاله ای ست که پنجابیان را تحریک می کند با آوردن جناح های تبارگرا در سیستم اسلام سیاسی پاکستان، همچنان روی سیاست هایی تاکید کنند که هرچند با پشت سرگذاشتن ملا فضل الرحمن ها، ظاهراً تبارگرا شده اند.

کارت نو پاکستانی (عمران خان)، جنبه ها و ابعاد مختلف دارد. بهتر است به جای برخورد سطحی، در قدم نخست به این حقیقت بنگریم که او (عمران خان)، صدراعظم پاکستان یا یکی از بدترین عوامل بحران و بی ثباتی کشور ماست.

پاکستان هفتاد ساله، که عمق تاریخی پنج هزار ساله ندارد، با ساخت سیستم با ثبات دولتی، در برابر بحران هایی وقایه شده است که از هفت ثور تا کنون، کشور به اصطلاح پنج هزار ساله ی ما را زیر و رو کرده اند.

این نمونه ی سیاسی (پاکستان) که از تمام اساسات پایه یی حکومت داری کشور های با ثبات پیروی می کند، شبیه نظام وظیفه ی عسکری نیز است. می آیند، خدمت می کنند و در اخیر با سلام به هویت پاکستانی، خانه نشین می شوند.    

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentar schreiben

Kommentare

  • غ.حضرت (Sonntag, 19. August 2018 10:58)

    این یګانه نوشتۀ مصطفی خان عزیز میباشد که مورد توجه و تائید عمیق بندۀ حقیر قرار ګرفته
    به برادر عزیزم مصطفی عرض شود که مشکلات عدیدۀ سیاسی - اجتماعی- تباری بحدی حادّ و شاذ و پیچیده بنظر میرسد که عمران خان چه که حتی کاخ بیرمنګهام از حل آن عاجز خواهد بود
    عمران خان بالآخره بر خلاف آصف زرداری یا معترف به انکار از تبار خویش خواهد شد و یا در توران خواسته های پښتون ها مورد اصابت ذره های سوزندۀ برخاسته از آبشار های آتشین زای مبارزات مردمی پشتون خواهد ګرفت
    چه بسا همین اکنون بسیاری از نیرو های مبارز پشتون منکر تثبیت هویت عمران خان منحیث یک
    .پشتون میباشند

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind