25.10.2018 (03.08.1397)
ژوندون

مصطفی عمرزی

به یقین که تداعی روزگار خوش مردم (قبل از هفت ثور) در بسط روش هایی کمک خواهد کرد که هرچند در طول بحران ها، گاه نام های افغان و افغانستان را در متن و محور معضلات و تراژیدی ها آورده اند، اما ثابت می کنند پیشینه ی کشور افغان ها، همان جایی بود که در روزگار خوش سلطنت اعلی حضرت شاه محمد ظاهر (رح)، آسمان نیلی مشهور داشت و مردمان سراسر دنیا برای آشنایی با ملت افغان، به این جا می آمدند و از آرامش ها و رونقی که می دیدند، خبر می ساختند.

 بدون شک در تمام حاکمیت اعلی شاه محمد ظاهر (رح) و پنج سال ریاست جمهوری شهید محمد داوود، مردم ما کار می کردند و اهم دغدغه ی فکری آنان، پیوستن به کاروان تمدن جهانی بود. در آن تجربیات خوش، هزاران برگ نوشتاری و هزاران تصویر یادگاری وجود دارند که هرچند به خواب و خیال می مانند، اما بازنگری آن ها در بررسی کارنامه های فرهنگی و فکری ما، به خوبی متمم خواهند شد اقشار کنونی فعال در امور سیاسی و اجتماعی، در جایی که بر عنصر افغان و کلیت آن بر همه تاکید می کنند و از این لحاظ، تمایل ما به رعایت یک دیگر، اصل «ملی» می شود، بدانند و بیاموزند بگروند آنان، چند فصل بحرانی نیست که شاید کسانی همانند من، تولد و پیدایش خویش را از آن جا ها قید می کنند. در واقع در عقب ما، روزگار و ایام خوشی بوده اند که اینک تصاویر آن ها، گاه جوانان و اهل وطن را به تعجب می اندازد. آنان در هر نوبت بروز، با خوشی، اما با تلخکامی می گویند و می نویسند: «چه بودیم- چه شدیم؟»

چندی قبل کتابخانه ی کانگرس امریکا، مجموعه ی 179 شماره از مجله ی زیبا و خواندنی «ژوندون» را با کیفیت عالی سکن در سایت این کتابخانه قرار می دهد. احتمالاً این مجموعه، در شمار آن نشریات افغانی اند که به سفارت آمریکا در کابل می داده اند. کمی دور تر از سفارت آمریکا در کابل، در مرکز شهر، وزارت اطلاعات و فرهنگ ما در جمع بی کاره ترین نهاد های دولتی، زمانی در وزارت رهین، از بس باعث بغض و     آزرده گی فرهنگیان افغان می شود، وزیر را با لقب «وزیر خرهنگ» به باد استهزاء و هتک حرمت  می گیرند.

 این اداره (وزارت اطلاعات و فرهنگ)، سمبول بوروکراسی فرهنگی و اداری ماست، اما در پیوند به ابتکار کارنگرس آمریکا، می توان فکر کرد در حالی که انبار های وزارت و کتابخانه های عامه، پُر از کلکیسیون های نشریات افغانی اند و بیشتر آن ها، زحمات شخصی فرهنگیان افغان اند که با اهداء به مراکز فرهنگی، حداقل غنای کتابخانه ها را فراهم می آورند، خوب نبود از میلیون ها دالر پول بودجه های انکشافی که اکثراً دوباره به وزارت مالیه مسترد شده اند، حداقل با خرید چند پایه اسکنر و استخدام چند جوان تحصیل کرده، گنجینه ی های فرهنگی- مدنی بسیار مهم نشرات معاصر را پس از سکن و ساخت سافت، نه فقط از هراس آینده های مبهم، از تهدیداتی محفوظ می کردند که همانند قضیه ی افغان فلم، اگر هوشیاری مسوولان نبود، بر اثر جهالت های مدرسه یی چند ملا بچه، خوب ترین مجموعه فلم های تاریخی و فرهنگی افغان ها برباد می رفتند.

کتابخانه ی کانگرس آمریکا، بخشی از کردار فرهنگی بسیار پُر ارزش ما را با «تعریف مجله ی زیبا»، دوباره به ما باز می گرداند، اما مهم ترین آثار و داشته های داخل کشور، شماری در حد نسخه های خطی، هنوز چاپ نشده اند و بعضی در کتابخانه ها و تحویل خانه های وزارت ها خاک می خورند و منتظر اشتهای موریانه اند.

مجله ی زیبای «ژوندون»، از خوب ترین نمونه های کیفیت کاری کار فرهنگی افغان هاست؛ هرچند با نظام های ایدیالوژیک، بی طرف نمی ماند، اما تا آخرین روز های نشرات، در جمع امیدواری های رونق فکری- فرهنگی، صفحات زیادی دارد که مرور آن ها، پیش از همه باعث خوشحالی، اما اندوهگین می سازد که: «چه بودیم و چه شدیم؟»

نحوه ی پخش اخبار آن چه به ارتباط دست آورد های مدنی- فرهنگی افغان ها، منتشر    می شود، مانند خبر لطف و ابتکار کتابخانه ی کانگرس امریکا، بیشترینه به گونه ای ست که مردم ما می شنوند و این سمع، با خروج از گوش دیگر، آدرس نمی دهد که بالاخره این لطف رایگان را چه گونه به دست آوریم؟

سالی از پخش خبر لطف کتابخانه ی کانگرس آمریکا می گذرد، اما شمار زیادی از افغان های علاقه مند، هنوز نمی دانند آن مجلات در کجایند؟

گاه، پس از این که آدرس های مرتبط به فرآورده های رایگان فرهنگی را در اختیار هموطنان قرار می دهم، نتوانسته ام از تعجب خشک نشوم که این آدرس ها، سال ها پس از فعالیت که چند و چندین ساله شده اند، اما اکثریت قریب به اتفاق باسوادان ما از آن ها خبر ندارند. آنان تلاش های مرا شبیه اکتشافاتی می دانند که هرچند خیلی نزدیک، اما نیافته بودند.

دنیای نت نیز همانند یک شهر مزدحم، آدرس های زیاد دارد، اما اگر به درستی با نام ها و تواریخ آشنا نباشیم، سیر ما در دنیای مجازی، در حد مواجهه با ابتذال و روزگمی می ماند.

آغشته شدن در سیل تفکر مجریان سیاست زده ی بحران ها که همواره می خواهند سیاهی لشکر های مبهوت و سرگردان و در شکم مانده را شکار کنند، غرق شدن در دریای شبکه های اجتماعی است که از صبح تا شام، امواج علایق شخصی مردم را «قی» می کنند و در آخرین لحظات سرمایه گذاری های زمانی، دست آورد ما برای فهم و دانش، منوط به چند نکته و کلمه ی کلیشه یی یا خدایی چند به اصطلاح آگاه می شود. در سوی دیگر این مشغله، با لرزش ها، دلُهره و اغتشاش فکری ناشی از ابتذال فرهنگی، فحاشی، تهمت، بهتان و تبلیغات دروغین، اگر به درستی بیرون شویم، بیماری «روان پریشی»، بهترین    تحفه ی شبکه های اجتماعی می ماند.

یادآوری:

از طریق لینک زیر، 179 شماره از مجله ی زیبای «ژوندون» را رایگان دانلود کنید!

https://www.wdl.org/en/search/?collection=zhvandun-magazine#view=gallery

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind