08.10.2016 (17.07.1395)

پیرامون سفربری صدراعظم محمدداودخان
داکترسیدخلیل الله هاشمیان

درتجربۀمن که80 فیصدقرن بیستم راشاهدوقایع درافغانستان بوده ام، درطول قرنهای 19 و20، ملت افغان یک حکومت ملی درافغانستان نداشته است. و اکنون نیزازابتدای قرن 21 تاامروز یک حکومت مشروع نداشته است. امادرجملۀحکومتهای خاندانی اوایل قرن بیستم، سلطنت غازی امان الله خان بهترین سلطنت بودومن بااین نظرجناب داکترکاظم کاملا موافقم که "دربین سلالۀامیردوست محمدخان،درخشنده ترین ستارۀایکه درآسمان تاریخ این کشوربظهورپیوست، همان شاه غازی امان الله خان بود." کسانیکه بااین نظرموافقت نشان نمیدهند، یااین نظرراکه میگوید"دربین سلالۀامیردوست محمدخان درخشنده ترین ستاره غازی امان الله خان بود" دقیق نخوانده اند ویااینکه منکرتاریخ میباشند، زیرابعدازخودامیردوست محمدخان، پنج پادشاه بعدی عبارتندازامیرشیرعلیخان، محمدافضل خان – محمداعظم خان–عبدالرحمن خان – حبیب الله خان- ودرخلال 50 سال قرن 19یادرافغانستان جنگ های خاندانی بین برادران ویابین افغانهاوانگلیس بوده،و درمدت 40 سال سلطنت عبدالرحمن خان وحبیب الله خان انکشاف اقتصادی واجتماعی صورت  نگرفته،بلکه فقط جنگهای داخلی متوقف شده وکشورهنوزهم درتحت استمار انگلیس بوده است. استقلال افغانستان ویک سلسله نهضت ها وقوانین برای انکشاف اقتصادی واجتماعی افغانستان فقط در ظرف همان ده سال سلطنت غازی امان الله خان بوقوع پیوسته است- اگرکسی منکر این حقیقت باشد، پس منکرتاریخ است. علاوتارویدادلویه جرگۀپغمان که درین پورتال نشرشده، نشان داد که اعلحضرت شاه امان الله نسبت به پنج پادشاه قبلی وقوف و معلومات بیشترازدین وشریعت اسلام وتسلط کافی به ادب وزبان دری وهم شناخت خوب ازعنعنات اجتماعی مردم افغانستان داشته است. 

درموردسفربری دورۀصدارت محمدداودخان محترم آقای نعیم بارز باتمام درایت وکفایتی که دارندمتاسفانه بدون وقوف ازواقعیت های آنزمان وبه اساس معیارهای قرن 21 قضاوت کرده اندکه شایدسوابق این رویداد را مطالعه نکرده ویافراموش کرده باشند- امامن درآن سفربری درجملۀ هزار هاهموطن دیگرشامل بودم ودربارۀموجبات وعواقب آن سفربری مقالات متعدد دربین سالهای 1995-2007 درمجلۀآئینه افغانستان بقلم کسانیکه شاهد آن صحنه بودندنشرشده ودرماه سپتامبر2014 مقالۀمن بعنوان "دوتصمیم اولیت دارد:سفربری وخانه تکانی" درهمین پورتال نشرشده است- مقاله ای بقلم داکترحسن شرق تحت عنوان "سفربری دیروزوبی سفری امروز"دربیولتن مورخ 8 نوامبر 2012آئینه افغانستان نشرشده بود. وقتی من ازقلم محترم آقای نعیم بارزدریکی ازمقالات اخیر شان سطورذیل را خواندم که:

" داودخان هم بارویای افغانستان بزرگ می خواستند تابه بهانۀ آزادی پشتونستان موضوع را باپاکستان پیگیری نماید.دریک سفرظاهرشاه بصفحات شمال کشور فرصت رامناسب دیده بااستفاده ازغیاب شاه امرسفربری عسکری علیه پاکستان رادادکه با بلندشدن صداها، پادشاه قبل ازتکمیل سفر به سرعت خودرابکابل رسانده وحداقل توانست ازدرگیری جنگ جلوگیری کند.."

ملتفت شدم که نه تنهاآقای بارزازسوابق وموجبات سفربری مذکور بکلی بیخبربوده، بلکه درطرزافاده وقضاوت فوق شان نواقص تاریخی ومنطقی وجوددارد.آقای بار زوافغانهامرامیشناسندکه بخاطرحمایت وپشتیبانی ازمرحوم داودخان این سطوررانمی نویسم، زیرانظرمن دربارۀ موصوف قبلا چندباربیان شده است- امااینبارمجبورشدم بخاطرحق وطن واظهارحقیقت این سطوررابنویسم.

(1)این ادعای آقای بارزکه داودخان بارویای افغانستان بزرک وبه بهانۀ آزادی پشتونستان به سفربری پرداخت، عاری ازحقیقت ومخالف سیر رویداد واقعات آنوقت، بیخبرانه و"سمچوتکی" است. واقعیت ازینقراراست که در اثرتجاوز وبمباردمان مغلگی توسط پاکستان درسالهای اخیردورۀصدارت شاه محمودخان، مناسبات افغانستان وپاکستان خراب شده بود. پاکستان تصورمیکرد که افغانستان قوای هوایی نداردواین تجاوزافغانهارا می ترساند وصدای آزادی خواهی پشتونستان راکه صدای شخص داودخان نی بلکه صدای ملت افغان بود، دیگربلند نخواهندکرد.امادراثر بمباردمان مغلگی دربین ملت افغان یک بیداری وهمبستگی ملی بمقابل پاکستان ایجادشد که درنتیچۀآن تبلیغات کابل برای آزداشدن قبایل پشتون وبلوچ بیشترتشدید گردید-پاکستان دوبارسرحدوراه ترانزیت افغانستان رامسدودساخت. اگرچه پاکستان دراثرفتوای بین المملی حاضر به تادیۀ خسارات مغلکی شد، اما مناسبات تااخیرصدارت شاه محمودخان بطور حساس وخراب دوام کرد.

حکومت محمدداودخان درسال 1334تاسیس گردید- دولت امریکا درینوقت پکت بغدادرابمقابل اتحادشوروی تاسیس کردوکشورهای آسیای مرکزی ازقبیل پاکستان،ترکیه،عراق،پاکستان وایران شامل این پکت شدند- ازافغانستان نیزدعوت برای شمول بعمل آمد، اما دولت افغانستا با اتکاء بسیاست بیطرفی عنعنوی خود( که نمیخواست وهم نمیتوانست بمقابل همسایۀ قوی شمالی خود درپکت بغدادشامل شود)ازشمولیت درآن پکت معذرت خواست. ولی پاکستان بااستفاده ازعضویت این پکت، آزادی داخلی قبایل پشتون وبلوچ را که قبلا جناح به افغانستان تعهدکرده بود، رسما سلب کردکه دراثرآن طبعا هیجان وناآرامی درقبایل  وهم درافغانستان بمقابل تصمیم غیر قانونی وظالمانۀ پاکستان آغاز یافت. صدراعظم داودخان بمقابل سلب آزادی داخلی قبایل پشتون وبلوچ که درتمام دورۀاستعمارانگلیس این (اتونومی)، یعنی آزادی داخلی، وجودداشت، احتجاج کرد، ولی پاکستان ازشدت بیشترکارگرفت، ونه تنها تبلیغات دشمنانۀ پاکستان بمقابل دولت افغانستان تشدید شد، بلکه بابستن راه های ترانزیتی باردیگر، شدت وفشاراقتصادی رانیزبرافغانستان تحمیل کرد. پاکستان بازهم بخطارفته بودوتصورمیکردکه چون افغانستان اردووتجهیزات کافی برای مقابله با پاکستان را ندارد، سرانجام یاراه تسلیم بپاکستان وپکت بغدادرادرپیش میگیرد ویادراثر قیام داخلی تجزیه خواهد شد.

حکومت محمدداودخان که واقعا قدرت نظامی کافی بمقابل پاکستان نداشت، اقتصاد مملکت هم ضعیف بود که تحمل فشاربیشتراقتصادی وبسته شدن راه های ترانزیتی رانداشت، ودرشرایط آنوقت ازکشورروسیه هم نمیتوانست کمک بخواهدکه منافی بیطرفی آن میبود، لهذا چارۀدیگرنداشت مگر اینکه بقدرت ملت افغان اتکاء نموده وسفربری ملی رااعلان کند- افغانستان درآنوقت یک اردوی پنجاه هزارنفری داشت که بچندولایت تقسیم شده بود و کارتوسهاوتفنگهای درگدامهای اسلحه کهنه وفرسوده شده بود. اما بموجب اعلان سفر بری ده دورۀعسکراحتیاط چلب شد واین صداراملت افغان باچنان شوروشوق جواب دادکه تمام مساجدوسرای ها،حتی چمن حضوری وچندین میدان دیکر درحوزۀ کابل  مملواز داوطلب شده بود- هزاران نفرازشمال وجنوب کابل پای پیاده بطرف کابل روان بودند- از ولایات آنقدرمردم رسیدکه حکومت مجبورشدحرکت مردم راازولایات متوقف بسازد، زیرادرکابل جای کافی موجودنبود. مردم کابل ودهات نزدیک بشهرازخانه های  شان شبانه برای مسافرین وداوطلبان نان وغذامیرساندند-من شاهدمشاهدۀصدهااریکین ازطرف شب درچمن حضوری بودم- شب تاسحرناسحرصدای تکبیروجهاد بلندبود. پادشاه وصدراعظم هردوازچمن حضوری وچقوری باغ عمومی که هزاراان نفر درآنجا غنوده بودند، دیدن کردند- محصلین پوهنتون کابل وبه تعقیب آن همه محصلین مکاتب کابل برای حمایت ازتصمیم دولت بمظاهره پرداختند ومظاهرات درولایات نیز شروع شده بود- محصلین بسفارت پاکستان حمله برده بیرق وسفارت پاکستان راحریق کردندوپاکستان بطورمعاملۀ باالمثل قونسلگری ووکالت التجاری افغانستان رادرپشاورحریق کرد- عکس العمل سفربری درکابل درقبایل پشتون وبلوچ چنان هیجان وآمادگی رابرای یک قیام بمنظور تحصیل استقلال آنها بوجودآوردکه نه تنها دولت جوان پاکستان راوارخطا وسراسیمه ساخته بود، بلکه انگلیس وامریکا نیز وارخطا شده ازطریق پادشاهان ایران وعربستان راه میانجیگری وآشتی را درپیش گرفتندو بعداز یکماه آشتی ومصالحه روبکارآمد- من از تفصیل بیشتراین رویدادکه زیرچشم من گذشته منصرف میشوم، ولی بالای نکات و مدعیات بسیارناقص،غیرملی وبهتان آمیزآقای بارز که"داودخان بارویای افغانستان بزرگ وبه بهانۀآزادی پشتونستان امرسفربری علیه پاکستان  راداد..." بشدت احتجاج میکنم ومیگویم که داودخان بقدرت ملت خود اتکاء کرد وهیچ راه دیگر نداشت و بهترین راه راانتخاب کرد که برنده شد- اگرآقای بارزازسوابق بیخبربوده وغافلانه ابراز نظرکرده؛ میتوان اورابخشید-امااگراوخودراافغان میخواند، وشعوری چنین ابرازنظرکرده، باید از مردم افغانستان معذرت بخواهد.

(2) پادشاه افغانستان درروزاعلان سفربری درکابل حاضربود، واگراحیانا بمزارشریف هم میبود، بازهم بداخل افغانستان بود ودرظرف یکروزبکابل رسیده میتوانست –درافغانستان یک دولت وجودداشت وصدراعظم بدون مشوره  وموجودیت پادشاه اعلان سفربری راصادرنمیتوانست – لهذااین ادعای آقای بارز که "داودخان دریک سفرظاهرشاه به صفحات شمال کشور فرصت رامناسب  دیده بااستفاده از غیاب پادشاه امرسفربری علیه پاکستان را داد..." آنقدر یک ادعای طفلانه است که باسن وسال وتجربه ودانش آقای بارزسر نمیخورد- درامرسفربری همه اعضای خاندان شاهی سهم گرفتند وهمه پسران کاکای پادشاه ازسرای ها وکمپها وچمن حضوری وباغ عمومی ومساجد مهم دیدن میکردند، بلکه بمسافرین آب وانگور میدادند.

(3) ادعای دیکر اقای بارزکه "پادشاه قبل از تکمیل سفر بسرعت خودرا بکابل رساند وحد اقل توانست از درگیری چنگ جلوگیری کند..." بازهم بکلی ناقص، بلکه  خنده آوراست، زیراپادشاه بکابل حاضر و پشتیبان  تصمیم دولت بود- قبل ازاعلان سفربری، صدراعظم با همه مشاهیر وعلمای دینی وحتی کلانتران محل درکابل مشوره کرده بودوهم توسط نایب الحکومه ها ازمشاهیر وعلمای ولایات نیز مشوره واذن حاصل شده بود، وبعدازتمام این احضارات امرسفربری اعلان شده بود–اینکارها بدون مشوره و موجودیت  پادشاه صورت گرفته نمیتوانست – پادشاه ایران بکابل آمد وبا پادشاه افغان دیدارنمود – مصالحه شب درمیان صورت نگرفت که پادشاه آنرا حل کرده باشد، حالت سفربری ومشوره ها برای یکماه دوام کردو شخص پادشاه درهمه مسایل شریک وسهیم بود.

یکی ارنتایج مهم این سفربری این بود که در نتیجۀ اعلان سفربری ودوام آن برای یکماه، امکانات دوام رزیم سلطنت درافغانستان استحکام یافت، زیراانگلیس و پاکستان سعی کردند درمدت همین سفربری رزیم سلطنت را درافغانستان براندازند- وجون تصمیم وارادۀ خلل ناپذیر ملت افغان رادیدند وعواقب قیام افغانها وپشتونهای قبایل را سنجیدند، ملتفت زوال و تجزیه پاکستان شدند و از راه مصالحه پیش آمدند- بعداز همان سفربری تاریخی وتحمل وبرده باری ملت افغان، پاکستان باردیگر تا امروزازقیام ملت افغان که قیام قبایل رانیز دربرخواهدداشت، ترسیده،  لهذااز راه های دیگر، مثلا استخدام طالبان برای تضعیف وتجزیۀ دولت افغانستان کارمیگیرد، امااز قیام ملت افغان میترسد وازآن جلوگیری میکند. این بود عرایض من بخدمت آقای نعیم بارز.

مرحوم محمدداودخان درآنوقت که اوایل دورۀ صدارت او بود، خودرا جزۀ سلطنت میدانست و برای دوام و استحکام رزیم سلطنت سخت میکوشید- در پایان ده سال حکومتداری با عموزادۀ خود وسلطنت داری ضدیت پیداکرده، سلطنت خاندانی وهم شخص خودرا خودش برباد داد.

افغان دیگری که رویدادسفربری رادیده وهنوز حیات دارد، داکترحسن شرق است که درین رویداد بطور رسمی شرکت داشت و مشاهدات خودراقبلا نوشته و نشرکرده– ازافغانهای دیگری که دررویداد سفربری حاضر بوده ودرداخل یا خارج افغانستان حیات داشته باشند، امیدوارم معلوماتیکه من از مشاهدات خود نوشته ام، آنرا مورد نقد وارزیابی قراردهند.

با عرض احترام- سید خلیل الله هاشمیان – 29 سپتامبر 2016  

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder