13.05.2018 (23.02.1397)

پیام های مزرورانه

مصطفی «عمرزی»

بلافاصله پس از سخن پراگنی های ناقلین، مجموعه ی فرهنگی حقیر آن که اگر زحمات فرهنگیان هزاره، پشتون، اوزبیک و ... نباشد، حتی در زبان به اصطلاح فارسی نیز چیزی بیشتر از ادبیات هتاکی، مداحی و دروغ ندارند، آثار مختلف، صوتی، تصویری و ادبی را به نمایش گذاشتند. در این نمایشگاه جهالت، یکی هم ارایه ی نشانه ها و علایم مشهود بیگانه گان بود.

تیم تنظیمی مخالفان با عبارت «جمهوری اسلامی خراسان»، پرچم حزب جمعیت را که با تفاوت رنگ سفید، همان پرچم ملی با آرم آن است، با انواع کلیشه های توزیع تذکره، رسانه یی کردند. این بخش که ظاهراً مذهبی وانمود می شود، اما به مصداق سگ زرد، برادر شغال، با ظاهر برادران سیکولار و مجوسی خویش (پدرامی ها)، متفاوت شدند.

تیم ستمی به سرعت با اختیار پرچم تاجیکستان که از پایین به بالا، در حالت برعکس، شبیه پرچم ایران نیز است، با آرم شیر و خورشید که ماهرانه، رابطه ی هویت مجوسی فارسی پیش از انقلاب اسلامی ایران را محرز می کند، به نام جمهوری خراسان، اکتفا می کند.

 طی چند روز اخیر، صفحات اجتماعی ستمیان که بخش عمده ی لایک های آنان از سوی کاربران ایرانی و تاجیکستانی بود، حتی در نمونه ای ظاهر شد (سایت تاجیکان) که کاملاً از سوی شرکای تاجیکستانی پدرامی ها حمایت می شود. این سایت با خط سیرلیک (رسم الخط روسی)، نیز زبان دری تاجیکی را بروز می کند. در این نمونه در رمزگذاری ای که با پرچم خراسانی کرده اند، وصله ی ناجور فارسیسم را نشان می دهند. هرچند حقارت تاجیکستانی ها و پدرامی ها در ایران معلوم است، زیرا جامعه ی مذهبی و اکثراً شیعه که از سوی سادات مدیریت می شود، به جز استفاده ی فرهنگی، ارزشی به تاجیکستانی ها و پدرامی ها قایل نیست، اما از وصله ی فرهنگ قومی، می توانند در بستر اجتماعی مردمانی که شیعه نیستند نیز نفوذ کنند.

شعار های ضد افغانی بیگانه گان را دیده بودیم، اما این بار با ماهیت کاملاً پشتون ستیز تبارز کرده اند. در پُستی که از صفحه ی اجتماعی سایت تاجیکان گرفته ام، عبارت «حاکمیت غاصبانه و ستمگرانه ی پشتون ها»، در حالی رونمایی می شود که در کنار تجربیات وحشتناک دو ارتجاع سقوی در افغانستان، از زمان تجاوز اتحادشوروی و حضور جامعه ی بین المللی، بیشترین آسیب های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را جامعه ی پشتون های افغانستان، متحمل شده اند.

 در 17 سال اخیر، اکثر خشونت ها در جامعه ی روستایی پشتون ها رونما می شوند. چنانی که سند داریم، حتی اتباع تاجیکستان با حمایت اعضای جبهه ی به اصطلاح مقاومت، در جنایت های سازماندهی شده بر ضد پشتون ها و رهنمایی های غلط، حیات روستایی قوم بزرگ را بار ها مختل کرده اند.

 موتلفان جمعیتی و شورای نظاری دولت با تداخل عظیم و گسترده در حکومت که سکتور امنیتی را کاملاً احتوا می کند، در نقش مدیران صددرصد بی کفایت، اما در کنار انحصار، افغانستان را از درون تخریب می کنند. ساحه ی ملکی این نفوذ با نمونه های ربانی ها، وجاهت افغانستان را پایین می آورند. در چنین جوی، اگر تبلیغات کاذب با وارونه نمایی حقایق، مردم را گمراه نکنند، بحث این که پشتون ها غاصب  و ستمگر بوده اند، حداقل در 40 سال اخیر، با هیچ منطقی جور در نمی آید.

تحریک اسلامی افغانستان با تاسیس امارت اسلامی، اما موفق نشد در 5 سال نبرد های خونین و پاک کننده از لوث تنظیم های خاین، حتی گوشه ای از قدرتی را تمثیل کند که سوا از ملایان افراطی که فقط گوینده ی زبان پشتو بودند، نشانه ای از تفوق پشتون ها به چشم بخورد.

دقت روی رمزگذاری های فرهنگی و پیامی هایی که منتقل می کنند، در نمونه ای که من آورده ام، امیدوارم به سرعت از جلو چشم افغانان آگاه نگذرد. نمی دانم توجیه ناقلین برای اختیار رنگ هایی که شبیه پرچم تاجیکستان اند، چیست، اما سمت و سوی فعالیت های نشراتی و فرهنگی آنان نشان می دهد که با چنین مشی ای، به همسایه گان مغرض علامت می دهند؛ با جسارتی که کرده اند، عملاً دست به کار شوند.

پدرام در سخنرانی ای تلویحاً گفت که امیدواریم خارجی ها نیز ما را درک کنند. چند سال قبل نخستین نمونه های ادبیاتی را خوانده بودم که با نام های مستعار پرویز بهمن یا امثالهم، از یکجایی با ایران و تاجیکستان، صحبت می کردند. این پیوسته گی، برخلاف شعار هایی عدالت اجتماعی ستمی و ادعایی که می شود، فقط روی عناصر فرهنگی و علایق زبانی و هویتی مطرح می شوند. کوشش می شود تا از پدرام، نماینده ی جامعه ی هزاره گان و اوزبیکان نیز بسازند، اما  مبرهن است که برداشت های آنان از تاریخ و باور ها به مکتب منحط فارسیسم، جایی برای همزبانان و مردمی نمی گذرد که به نام ترکان، عمده ترین قربانی باور های فارسیستی و اعتقادی پدرامی ها اند.

جریان مورد حمایت ستمی از سوی ایران، به تمام هزاره گان و ترکتباران ما معلوم است. اصولاً کوشش های جزمی شورای نظار و جمعیت برای جلب اقلیت های غیر تاجیک، به این ملحوظ ناکام مانده اند که خوانش ستمیان از تاریخ و فرهنگ، کاملاً با نفی و توهین دیگران به همراه است.

 اگر ضعف هایی مدیریتی ما و زیاده خواهی های دیگران نباشد، هیچ کسی از جامعه ی هزاره گان و ترکان ما، حاضر نیستند در کنار مردمی قرار بگیرند که در زمان ساز آریایی، فارسی و خراسانی، گویا تمام حوزه ی تمدنی ترکان را توهین می کنند. این حقیقت واضح در کنار ماهیت عرب ستیزی فارسی که در برابر اسلام قرار می گیرد، نشان می دهد که نماینده گی خر-آسانی های اخیر، به جز چند ستمی حامی پدرام را جلب نمی کند.

در پرچمی که از شباهت های پرچم ایران و تاجیکستان کاپی کرده اند، هیچ نشانه ی منطقی از خصوصیات متنوع قومی افغانستان، به چشم نمی خورد. با چنین نمادینه گی هایی، فقط در فکر انحصار، تحریف و حذف دیگران استند. طول و تفصیل های تاریخی آنان، توهم حاد از نوعی ست که دوست دارند به جای واقعیت های تاریخی و ملموس پشتون ها، به نام فرهنگ و رواج زبان، بزرگ نمایی شوند، اما با این ستر کاذب، نتوانسته اند در برابر هزاره گان، ترکان و دیگران، رقم ادعایی«تاجیکان، بزرگ ترین قوم افغانستان استند» را پنهان کنند. کدام ترک، هزاره و یا افغان اقوام دیگر، این صورت جعل را که روی منطق سخیف آن، باید تمام مملکت را برای یک اقلیت قومی، سجل کنند، می پذیرند؟  

شرح تصویر:

نمونه ای از تبلیغات ضد پشتونی سایت نیمه تاجیکستانی «تاجیکان».

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentar schreiben

Kommentare

  • محمد (Mittwoch, 16. Mai 2018 10:46)

    محترم لیکوال صاحب ته احترامات. چون پاړسي مي ډیره ضعیفه ده نود متن په محتوا هیڅ نه سوم پوه. خو په هغه لوړ عکس کي چي کوم بیرغ ښکاره سوئ دئ، د راختونکي لمر او زمري په عکس کي تخنیکي اشتباه راته ښکاره سوه. هیله مند یم چي د بیرغ ډیزاینرانو ته ورسول سي. زمری چي خپله لکۍ یې د شا د پښو په مابین کي نیولې وي نو د هغه د ډارنتیا او د تیښتي پر حالت باندي استدلال کوي. نو ځکه د ټولو هغه هیوادونو چي په خپل بیرغ کي یې زمری د خپلي میړاني د سمبول په ډول راوستلئ وي د هغه لکۍ شکه او د ملا پر سر یې راتاو کړې وي چي زمری د برید یا دفاع په حالت کي انځوروي. د راختونکي لمر په وړاندي زمری چي د تیښتي په حالت کي دئ د یوه غرقیدونکي ملت او مخ په زوال دولت څخه استاذیتوب کوي. دا بیرغ او دا سمبول بیا کتني ته اړتیا لري

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind