23.01.2019 (3.11.1397)
هفتم و هشتم،‌ دو روی یک غم

نوشته ی محمد اسماعیل یون

برگردان از پشتو به دری: مصطفی عمرزی

یادآوری:

اين مقاله نيز در شماره ي 1- 1387 شمسی در نشريه ي «قلموال» به نشر رسيده است.

***

تراژیدی كنوني افغانستان در هفتم ثور سال 1357 شمسی آغاز و در دو دهه ي گذشته، مراحل مختلف یافته است. گفته مي شود فقط در 21 ماه سالیان نخست حاكميت کمونیستان، بيش از سي هزار افغان به گونه ي ظالمانه كشته شده و بي شمار ديگر مهاجر می شوند.

با تجاوز لشكر شوروي، توام در حاكميت های كارمل- نجيب، نزديك به يك ميليون هموطن ما كشته و به همین تعداد معيوب و معلول شده اند. به اغلب گمان، شش ميليون افغان ناگزیر، به خارج از کشور هجرت کرده اند. در جريان جنگ هاي آن زمان، نزديك به دو ميليون خانه ويران می شوند.

بر اثر حضور لشكر شوروي و وجود حكومت دست نشانده ي آنان، عيوب مختلف تنظیم های جهادی مکتوم مانده بودند. جهاد، هر عمل نادرست را رنگ مشروع مي بخشيد، ولي وقتی اتحاد شمال با حمايت روسيه، طرح صلح ملل متحد را حذف می کند و حكومت داكتر نجيب الله واژگون می شود، چهره هاي مجاهدین واقعي و جعلي نمايان می شوند. كساني كه نقاب مجاهد را اختيار كرده بودند، به اعمالی دست زدند كه در وفرت، بدتر از  کمونیستان بودند.

تنظیم ها تنها در شهر كابل، بيش از 65 هزار كابلی را كشتند و بيش از 80 هزار خانه را تخريب كردند. آنان موزيم ملي را تاراج و قواي مسلح افغانستان را نابود می کنند. بنابراین، بار ديگر هزاران و ميليون ها افغان مجبور می شوند کشور را ترک کنند. خلاصه مردم بر «كفن كش سابق»، پشیمان می شوند.

در زمان حضور لشكر شوروي، بيشترين بار جنگ، روي ساحات غير شهري يا روستايي دور افتاده بود، ولي جنگ های تنظیمی در شهر ها متمركز بودند. جنگ در افغانستان،  خانه به خانه گذار می كرد. مخالفت ها، نه چيزي را در شهر و نه هم در روستا ها باقی گذاشتند.جنگ، تمام دارايي های كشور را يكسره جاروب می کرد.

ملت افغان مي پنداشت با گذشت زمان، تمام جنايتكاران به جنايات خويش اعتراف كرده و ديگر در امور سياسي مداخله نخواهند کرد؛ همچنان نمی بایست مایل به قدرت می شدند، اما کسی از تجربیات گذشته عبرت نمی گیرد؟

مردمسالاري نو، روی بال هواپيما هاي بي 52 امريكایی و توسط دسته هاي جهادي و الحادي، وارد کشور شده است. بار ديگر سوء استفاده می شود. مردمسالاري را به معني هرج و مرج، سازش و ائتلاف انگاشته اند. از اين فضا براي ادامه ی جنايات گذشته استفاده می شود. باز هم تنظیم هایی ايجاد شده اند. بار ديگر جبهه سازي شده است. در این نوبت، عیان و نهان، ائتلاف های پوسيده، زشت و ناپاك بروز می کنند. ارزش ها و معيارات گذشته تغيير يافته اند. رقص به ساز روز، مود شده است. ملحد قبلی، مجاهد امروزي می شود و مجاهد امروزی، سر از گريبان محلدان بيرون می کند.

آدم، در شگفت می ماند اين همه رفت و آمد و اين همه تغيير، براي چه بودند؟ آنان فكر مي كنند مردم به اثر ائتلاف ها، جنايات گذشته ي شان را فراموش می کنند؟ نخیر، هيچگاه چنين نيست! هرازگاهي كه برای نیت سوء گرد می آیند، به قدرت الله (ج)، جنایات شان آشکارتر می شود.

وقتی ائتلافی رسانه یی شده است، همان زمان،گور هاي دسته جمعي افغانانی کشف می شوند که از سوي جنایتکاران چپی و راستی در دشت چمتله، در مزار شريف و يا در ساير مناطق، کشته شده بودند.

جنايت جنايت است و پنهان نمی ماند. هر قدر بکوشند، باز هم كوه با كاه پنهان نمي شود، اما شرم در اين است کسانی که زاده گان هفتم و هشتم ثور شمرده مي شوند، باوجود گذشته سیاه آن ها، این روز ها را با خون ملت و در مراسم شاندار تجليل مي كنند. شرم آورتر اين كه اين روز ها از سوي حكومت انتخابي و با پول بيت المال كه حق مردم، بيوه گان، يتيمان، صغيران، معلولان و معيوبان، خوار و غريب است، تجليل مي شود.

آيا حكومت انتخابي، حق دارد پول بيت المال، به خصوص سرمايه ي شهريان كابل را در روز هاي خونين و سياه مصرف كند؟ در ایامی که حق زنده گي برادران، فرزندان، همسران، پدران و كودكان ما را گرفته اند.

آيا آقاياني كه در هشتم ثور به قدرت رسيدند، خود شان هم به اين روز وفادار مانده اند؟ اگر وفادار اند، چرا با کمونیستانی چون سيد محمد گلاب زوي، نور الحق علومي، عبدالرشيد دوستم و ساير آقا صآحبان، جبهه ي نامتجانس و غير مقدس درست كرده اند؟ آيا اين جبهه براي آن است تا بالای شهدای كابل و تمام افغانستان تمسخر کنند كه چه گونه شما را شيروار كشتيم و چه طور از فرزندان شما، گور هاي دسته جمعي درست كرده ایم و اكنون نيز توان داريم دستان خويش را با خون دهان شما شسته، بدن هاي خويش را پاك و جنايات را به نام افتخار، تحمیل کنیم.

 نزديك به يك ماه مي شود كه راه هایی در منطقه ي چمن حضوري كابل، شب يا هم   صبح مسدود اند. به صدها هزار هموطنی كه از اين راه ها مي گذرند، بر اثر انسداد جاده ها، با دشوار هاي زيادي روبه رو مي شوند. آنان یک صدا، فحش هايی به حکومت می دهند كه قابل نوشتن نيستند. نزد مردم پرسشی وجود دارد که آیا مردمانی كه چهار اطراف اين منطقه و بعد تمام كابل را با خاك يك سان كرده اند، حالا روي خرابه های آن ها جشن می گيرند؟ به این معنی كه كسي در گورستان، ساز و سرود خوشي برپا كند.

دولت نتوانست در طول شش سال، چمن حضوري را كه محل بازي شهريان كابل است، آباد و سبز کند. اكنون شكل دشت را دارد. هنگام بازي، خاك از آن جا بلند می شود. ميوند وات و ساير مناطق ويران در جای خود بمانند! بنابراین، به ده ها ميليون افغاني كه  بالای جشن هشتم ثور هزينه مي شوند، چرا صورت بگیرند؟ تجليل از ایام هفت و هشت ثور، پاشيدن نمك روي زخم های مردم است.

 مردم افغانستان به رييس جمهوري كرزي به اين دليل راي نه داده اند تا روز هاي كودتاي کمونیستان و جمعيتيان را تجليل و پول هاي بيت المال را هدر دهد. اگر در شش سال حاکمیت رییس جمهور کرزی، هزینه های تجلیل هشت ثور را محاسبه کنیم، سرمایه هایی می شوند که توسط آن ها، بخش هاي زياد جاده هاي شهر كابل، به خصوص تمام ساحات ويران و تخريب  شده ي منطقه ي تاريخي جشن، به خوبي و زيبايي آباد مي شدند. ترانه و جشن در گور ها و ویرانه ها لذت ندارند.

 اگر انسان عاطفی استيد، مال كسي را نخورده و نه كسي را كشته ايد، حرام را برخود روا مداريد! كساني كه می توانند «رقص مرده» نشان دهند، آناني كه می توانند شهر کابل را از فراز تپه ها ويران كنند، افرادی كه به تحريك و حمايت بيگانه، ائتلاف هاي سرخ و سياه ايجاد مي كنند، اختیار دارند روز هاي هفتم و هشتم را نيز تجليل كنند. آنان جامه هاي شرم را از خويش دور افگنده اند و در برابر هر گناهی، معافیت حاصل کرده اند. نفرين و هجو مردم بر آنان تاثيری نمي گذارند.

به جای صف های ائتلاف، در صف مردم مظلوم بايستيد! مردمی كه ناگزیر شده اند در شهر ها و در خانه هاي خويش، تصاویر قاتلان را نصب كنند، اما نام نگیرند.

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind