02.05.2017 (12.02.1396)
کاندید اکادمیسین سیستانی 

 

هدف پاکستان از تشدید حملات برافغانستان چیست؟

ماه اپریل2017، خونین ترین ماه برای اردو ومردم  افغانستان بود. دراین ماه دو حمله تروریستی سازمان یافته ‏از سوی استخبارات نظامی پاکستان بر دو محل بشدت نگهداری شده نیروهای امنیتی افغان، صورت گرفت که تلفات جانی ‏فراوانی را بهمراه داشت. بررسی های ابتدائی کارمندان امور امنیتی افغانستان نشان داد که نقشه های حملات برشفاخانه چهارصد بستر وقول اردوی شاهین بلخ ، توسط استخبارات نظامی پاکستان(ISI) در کویتۀ پاکستان طراحی شده بودند.

زلمی‌ خلیل‌زاد (سابق سفیرآمریکا در افغانستان و عراق) پس ازحمله تروریستی گروه داعش برشفاخانه 400 بستر شهید داودخان، درمصاحبه تلویزیونی در واشنگتن گفت: ‏«مادر تمامی مشکلات افغانستان موضوع لانه‌های تروریسم است که درپاکستان موقعیت دارد».  (فیسبوک/آریانا نیوز)

او تصریح کرد که دولت پاکستان باید تحت فشار شدید قرار گیرد تا دست از حمایت گروه‌های تروریستی و ‏مخالفان مسلح دولت افغانستان بردارد.  وی تاکید کرد که آمریکا نمی‌تواند افغانستان را به حال خودش رها کند زیرا داعش پس از شکست در ‏عراق و سوریه حالا برای استقرار در افغانستان تلاش می‌کند.  خلیلزاد اظهارداشت که ژنرال «مک مستر» مشاور امنیت ملی آمریکا در دیدار از افغانستان، پاکستان و هند ‏نباید وجود پناهگاه‌های امن تروریست‌ها در پاکستان را به عنوان امری طبیعی قبول کند و این موضوع را ‏با صراحت به دولت اسلام‌آباد برساند.

تروریستان داعشی آی .اس .آی در شفاخانه چهارصد بستر مدت6- 7 ‏ساعت مشغول آدم کشی وترور مریضان وداکتران و وابستگان مریضان وعمله وکارکنان طبی بودند. گفته میشوددر این حمله  بیش ‏از 200 تن مریض و مریضدار ونرس وطبیب را به مسلسل بستند و دهلیزها و اتاقهای مریضان ‏وتشناب های شفاخانه  رابا خون مریضان ومریضداران وپرسونل شفاخانه شستند و بعد خودتروریست ها نابود شدند. بدینسان مأمون ترین محل مریضان اردوی افغانستان به محل نا امن و نا مطمئنی مبدل گردید.‏

هنوز تحقیقات در مورد پیدا کردن سرنخ این فاجعه اکمال نیافته بود که دومین حمله مرگبار از سوی گروه ‏دهشت افگن طالبان بر قول اردوی 209 شاهین بلخ انجام گرفت. روز جمعه، اول‌ماه ثور(21 ماه می) حوالی ساعت یک ‏بعداز ظهر، گروهی ازطالبان سوار بردو موترپیکپ مسلح با ماشیندار بر قول اردوی 209 شاهین بلخ، حمله کردند و ‏در داخل مسجد و داخل صالون طعام خوری بیش از 150 سرباز را کشتتند و 70 سرباز دیگر را مجروح کردند.‏

حمله به قول اردوی 209 در بلخ، یکی از مرگبارترین جنایات تروریستی بود که بر نیروهای اردوی ملی افغانستان وارد شد.‏رئیس جمهوراشرف‌ غنی شخصا از مجروحین این حادثه درمزارشریف عیادت نمود و روز یکشنبه را ‏روزعزای عمومی اعلام کرد.

این حمله تروریستی که موج گسترده‌ای از انتقادها را علیه مقام‌های امنیتی کشور به دنبال ‏داشت، وسبب  استعفای وزیر دفاع ملی ولوی درستیز شد، نیزاز سوی سازمان استخبارات ‏نظامی  پاکستان طرح و براردوی افغانستان عملی گردید. هدف اصلی این حملات زیر فشار قراردادن دولت افغانستان برای ‏مذاکره با پاکستان در مورد خط دیورند و آبهای رودخانه های کنر وکابل ودادن  امتیازت به

پاکستان است. ‏

به نظرمن هدف ‏پاکستان ازتشدید حملات راکتی وحملات جنایت بار انتحاری درافغانستان شروط  زیراست:‏

‏1- برسمیت شناختن «خط دیورند» ،

‏2- حذف نقش هند از افغانستان،‏

‏3- تسلط بر رودخانه های کنر وکابل  و بالاخره،‏

‏4- داشتن نقش کلیدی در مسایل سیاسی- قتصادی افغانستان .‏

سیاست کنونی پاکستان در قبال افغانستان، درواقع همان سیاست تهدید وپیشروی انگلیسها در قرن 19 است که بر زعمای ‏افغانستان تحمیل میگردید تا بالاخره توانستند بخشی از قلمروافغانستان را توسط معاهدات  ‏گندمک و دیورند از پیکر کشور جدا وبه هند برتانوی یکجا نمایند.‏

یکی دو مثال تاریخی ازاین فشارها وتوطئه ها را نقل میکنم: امیرعبدالرحمن خان درتاج التواریخ میگوید: درسال 1890 من در بلخ ومصروف ساختن قلعه  نظامی ده دادی بودم که اطلاع یافتم ، ویسرای هند لارد لانسدون مصروف جابجائی عساکر هند در مناطق سرحدی می باشد ومیخواهد راه آهن هندوستان را به قندهار وصل نماید. وحتی بعضی ها میگفتند که وی درنظر دارد قندهار و کابل را دوباره اشغال نماید. این اخبار سبب تشویش من گردید ومن پس از تنظیم امور ترکستان درتابستان 1890 به کابل مراجعت کردم. وسردار نورمحمد خان نایب الحکومۀ قندهار را که مانع کشیدن خط آهن در داخل مملکت من نشده بود ودر بارۀ آن اطلاعی هم بمن نداده بود معزول نموده به کابل احضار کردم. امیر می افزاید که حکومت هند علاوه برفراهم کردن نگرانی برای من، توپها واسلحه ایکه از هند خریداری نموده بودم نیز مانع ورود آن به افغانستان شدند. حکومت هندوستان در موقع بسیارنازکی،یعنی هنگامی که هزاره جات به شورش برخاسته بود و این شورش هر روز دامنه دارتر میگردید وخوف شورش عمومی در مملکت باعث پریشانی من شده بود، درچنین موقعی کمکی که از هندوستان بمن رسید، اولتیماتومی بود به این مضمون که: «دولت هندوستان نمیتواند به جهت وعده های مبهم و نامعلوم شما برای دعوت نمودن سفارت انگلیس به کابل، انتظار بکشد، لهذا لارد رابرتس سپهسالارهندوستان با لشکرزیادی[ده هزارنفری] جهت محافظت اوبه کابل فرستاده میشود."( تاج التواریخ، ج2، ص401)

امیر می افزاید: « پذیرفتن ده هزار نفر سربازی که باید آنها را مثل مهمان خود پذیرائی نمایم، کار خیلی صعبی بود، چون می بایستی صدهزار نفرسرباز را جهت پذیرائی آنهاحاضرنمایم. لهذا چون دیدم که دولت هندوستان در صدد فراهم آوردن اشکالات می باشد، بدون آنکه احدی از مامورین دولت من غیر ازمنشی های مخصوص از ارادۀ من مطلع شوند، مراسله ای به عنوان لارد سالزبری، صدراعظم دولت بریتانیای عظما نوشته به توسط یک نفردوست خود به انگلستان فرستادم. »( تاج التواریخ، ج2، همان صفحه)

غبارنیز به همین ارتباط میگوید که،انگلیسها برای تضعیف مردم ودولت افغانستان از هیج دسیسه وتوطئه ئی دریغ نمی ورزیدند تا مقاومت در برابر انگلیس ها معدوم گردد، به همین سبب بود که حکومت هند برتانوی از یک طرف پشاور وکاکرستان و تیرا را آشیانۀ فساد برای تولید اغتشاش برای افغانستان ساخته بود و گماشته گان خود (سردارنورمحمدخان پسرسردار ولی محمدخان لاتی، سردار پیرمحمدخان برادر زادۀ لاتی، سرداربازمحمدخان نواسۀ سردارمحمد شریف خان، سردار محمدحسن خان نواسۀ وزیر فتح خان،و سعدوی کروخیل وغیره) را با پول واسلحه واشتهارات وقتاً فوقتاً در داخل حدود شرقی افغانستان میفرستاد تا با تحریک و تولید شورش  دولت مرکزی را مشغول وضعیف نگهدارند. چنانکه سردار نورمحمدخان سالها شورش شینواریها را به مقابل امیر رهبری میکرد. از طرف دیگر انگلیسها فیوالهای گریزنده از مرکز را در داخل افغانستان تحریک به اغتشاش میکردند. بالاخره انگلیسها سردار محمدایوب خان را از حکومت ایران محبوس خواستند و درلاهور مقیم ساختند و امیر عبدالرحمن  خان را تحت تهدید همیشه گی قرار دادند. (افغانستان درمسیرتاریخ،ج1، ص 682)

با وادرکردن چنین فشارها وتهدیدهایی بود که انگلیس مقاصد خود را بر امیرعبدالرحمن خان  تحمیل کرد. آیا زعمای موجود افغانستان، با وجود حضورابرقدرت امریکا ، هم پیمان استراتیژیک خود، توانائی مقاومت بیشتر را در برابر فشارهای تجاوزگرانه پاکستان خواهد داشت؟این کشورهم اکنون در یک جنگ اعلام نشده، از چندین ماه به اینسو ولایات شرقی کشور را به راکت وآتش توپخانه ثقیل خود بسته است وهم با اعزام تروریستان طالبی وداعشی هر روز از مردم واردوی افغانستان قربانی میگیرد، وبدون شبهه دربحرانی ساختن وضعیت  سیاسی وامنیتی واقتصادی کشور از طریق مسدودکردن دروازه های تورخم وسپین بولدک وهم بوسیلۀ نوکران حلقه بگوش خود در سطوح مختلف دولت نقش بسیار مخربی را بازی میکند.

درچهل سال اخیر پاکستان ضربات مرگبار وخسارات جانی ومالی وعمرانی وفرهنگی جبران ناپذیر بر افغانستان ‏وارد نموده است. پروژه جهاد افغانها درمقابل شورویها بیشتر به نفع پاکستان وتخریب کامل افغانستان تمام گردید.پروژه طالبان نیز از برنامه های تخریبی پاکستان برضد استقرار صلح وثبات وسوق دادن فرزندان افغانستان بسوی افراطیت وجنگ افغان علیه افغان میباشد.

پس از سقوط طالبان بوسیله (ب 52) امریکا ورویکار آمدن مجدد مجاهدین اتحادشمال،پاکستان تا مدتی طالبان را درپهلوی محافظت از رهبر القاعده در لانه های امن خود نگهداشت و همینکه امریکا دهن جوال دالررا موقتاً بروی پاکستان می بست، آنها را علیه نیروهای ناتو وامریکا وافغان بکار انداخت. تا آنکه این دو روئی پاکستان با شکار بن لادن در ایبت اباد نزدیک اسلام اباد افشاء شد. پس از آن(2011) حملات راکتی پاکستان برخاک افغانستان همراه با اعمار پوسته های سرحدی آغاز شد تا افغانستان را برای تشخیص وتثبیت خط دیورند فرا خوانده باشد.اما دولت کرزی ناتوان تر از آن بود که به مصاف پاکستان اتومی برخیزد. در دوران حکومت (وحدت ملی) اشرف غنی، با آنکه به نفس خویش تا قرارگاه راحیل شریف(لوی درستیزپاکستان) در اسلام آباد رفت، ولی  حملات پاکستان برخاک افغانستان همچنان ادامه یافت و توقف نکرد. این حملات و تجاوزات درسال 2017 بر ولایات شرقی کشور شدت یافته وسبب نگرانی جدی مردم ما وساکنین ولایات شرقی هم سرحد با پاکستان شده است.

درچنین وضعیتی  که جسم وطن از ضربات وارده دشمن زخمی است و به مرهم ضروت دارد، لطیف پدرام ‏عضوولسی جرگه افغانستان با استفاده از موقف پارلمانی خود مجلسی تدویر داد واعلام نمود که حزب او موسوم به ‏‏«کنگره ملی؟» موضوع خط دیورند را برسمیت می شناسد. این سخنرانی لطیف پدرام مثل نمک بر زخم ملت اثر کرد و ‏احساسات مردم افغانستان واز جمله  پشتونها را بشدت جریحه دار وعلیه خود برانگیخت. ‏

پدرام با استفاده از جنگ خانمانسوز تحمیلی و حملات سازمان یافته شبکه های تروریستی طالبان و داعش بر ‏نقاط مختلف کشور، میخواهد دل پاکستان ودیگر دشمنان افغانستان را خوشحال کند  و زمینه را برای یک جنگ داخلی در همدستی با احمدضیا مسعود وعبدالرشید دوستم مساعد سازد.‏

خوشبختانه هنوزعناصر ملی در وطن وجود دارند چنانکه درولسی جرگه اشخاص زیادی سخنان پدرام را ‏خلاف روحیات ملی و نورم های حاکمیت ملی وتمامیت ارضی کشور ارزیابی کردند ویکی از وکلا با صراحت ابراز کرد ‏که وی را بجرم این موقفش سنگسارخواهد نمود. این موضع گیرها چنان ترسی در دل لطیف پدرام انداخت که توسط ‏رسانه های وابسته آوازه انداخت که استخبارات هند درهمکاری امنیت ملی در صدد ترور وی اند؟؟؟ حرفی که فقط ‏مصرف داخلی داشت.‏

لطیف پدرام هنوز برای دفاع از موضعگیری خود با این یا آن تلویزیون مصروف تبلیغات بود که حامیان خارجی اش حمله دیگری برقول اردوی 209 شاهین در بلخ اجرا کردند تا هم  موضعگیری پدرام را در قبال خط دیورند تقویت کرده باشند و هم توجه رسانه ها ومردم را بجای انزجاراز لطیف پدرام، بسوی یک فاجعه تروریستی تازه برگردانند.

 

چګونه باید به پاکستان در مورد خط دیورند پاسخ داد؟

روز پنجشنبه24 جون 2016، درعصر زعامت همین رئیس جمهور برحال ما اشرف غنی «جرگه صلح»درکابل ، جلسه ای تدویر کرد که آقای داودزی[شخص مورد اعتماد آقای کرزی و مورد اعتماد آقای اشرف غنی] در آن سخنرانی نمود و براین اصل تاکید کرد که چگونه باید درمورد خط دیورند به پاکستان  پاسخ داده شود؟

داودزی توضیح داد که:« پاکستان از افغانستان دو خواست دارد :

۱-  محدود ساختن مناسبات افغانستان با هندوستان در حدی که مورد نظر پاکستان است.

۲- به رسمیت شناختن خط دیورند به حیث مرز دو کشور.

آقای داودزی به پاسخ این دو خواست پاکستان گفت:خواست پاکستان در مورد مناسبات افغانستان با هندوستان در واقع نشان دهندهٔ ‌آن است که پاکستان  میخواهد بر سیاست خارجی افغانستان و مناسبات افغانستان با سایر کشورهای جهان،‌ نوعی قید و قیمومیت ایجاد کند. این خواست ، استقلال افغانستان را زیر پرسش میبرد. این چیزی است که به هیچ وجه قابل پذیرش نیست. این برای متحدان غربی افغانستان نیز پذیرفتنی نیست. احتمالاً تنها چینایی ها به علت رقابت هایی که با هندوستان دارند، از رکود در مناسبات افغانستان- هندوستان به صورت مسکوت خشنود خواهند شد. و اما، حتا روسیه نیز به رغم داشتن مناسبات خاص با چین ،  گمان نمیرود در این مورد با آن کشور همنوا باشد .

داودزی افزود:در مورد خط دیورند، در خواست پاکستان  شیطنت های پنهانی زیادی وجود دارند- هم برای ایجاد تفرقه میان افغان ها و هم برای موجه جلوه دادن موضع آن کشور در صحنهٔ بین المللی.

عکس العملهای افغان ها دراین مورد اکثراً احساساتی، ‌غیردیپلوماتیک  و ناسنجیده اند .

آنانی که به رسمیت شناختن فوری و یک جانبه را مطرح میکنند ، به این پرسش منطقی که [پیامد] این به رسمیت شناختن چی خواهد بود و افغانستان در کوتاه مدت ، میان مدت و دراز مدت از آن چی چیزی هایی را به دست خواهد آورد و چی چیزهایی را از دست خواهد داد، عاجز اند و نیز هیچ تضمینی ارایه کرده نه میتوانند که پس از آن پاکستان از جنگ اعلام ناشده و طرح عمق ستراتیژیک و یا در واقع مبدل ساختن افغانستان به صوبهٔ ششم  دست بردارد.

وارد کردن فشار بر حکومت از سوی این یا آن گروه و جناح افغانی ، برای به رسمیت شناختن  خط ديورند به حیث سرحد با پاکستان ، در شرايط و زمان کنونی ، عملی است مغایر با منافع و مصالح علیای ملی و دلیل آن بر هر کسیکه از امور سیاسی کمی آگاهی دارد ، روشن است.در گام نخست افغانها باید متحدانه از پاکستان بخواهند تا :

- پاکستان به جنگ اعلام ناشده علیه افغانستان و مداخله در امور داخلی افغانستان پایان دهد و پایه ها و پایگاه های این مداخلات را عملاً و به طور کامل برچیند ؛

- پاکستان بايد ضمانت عدم تکرار تجاوز علیه افغانستان و مداخله در امور داخلی افغانستان را ارايه نمايد؛

- پاکستان بايد حق ترانزیت آزاد اموال افغانی را از طریق بندرکراچی تضمین و رعایت نماید؛

- پاکستان باید حق ترانزیت آزاد اموال افغانی به هندوستان را تضمین کند.

با تحقق این مرحله ، زمینهٔ اعتماد متقابل فراهم خواهد شد و با رشد همکاری های متقابلاً مفید در عرصه های اقتصادی ، فرهنگی و سياسی ، این زمینه گسترش و عمق بیشتر خواهد یافت . به دنبال آن و با عادی شدن اوضاع در افغانستان ، طرفین خواهند توانست در فضای مناسب مذاکرات روی قضای بغرنج میراث دورهٔ استعمار را آغاز کنند . طبعاً اين مذاکرات در نهايت زمانی به نتيجه خواهد رسيد که هر دو طرف از خود واقعبينی و انعطاف نشان بدهند. شکی وجود ندارد که در مذاکرات آينده برای حل اين قضيه گذشت ها و انعطاف های متقابل و داد و ستدها محتمل و حتی اجتناب ناپذير خواهد بود ، ولی طرح انصراف يک جانبه ، پيشاپيش افغانستان را خلع سلاح می کند ، بدون آن که حد اقل ممکن را از طرف ديگر به دست آورده باشد. حتّا طرح به رسمیت شناختن یک طرفه دیورند توسط افغانستان از سوی اين و يا آن گروه افغانی ، اميد پاکستان را برای منشعب کردن افغان ها و انداختن آن ها بر سر و گردن همديگر روی اين قضيه ، افزايش می دهد.

پس از نظر منافع افغانستان این موضع به صورت کامل میتواند منطقی و بر حق باشد که مقامات رسمی افغانستان به جای نی گفتن برهنه و غیر دیپلوماتیک،  آغاز مذاکرات برای حل مسالهٔ دیورند را منوط به قطع  کامل  و عملی جنگ اعلام ناشده و ترک عملی سیاست «عمق ستراتیژیک» پاکستان در قبال افغانستان  بسازند. افغانستان در این ارتباط میتواند و باید به پاکستان و جامعه ی بین المللی یک نقشه ی راه  پیشنهاد کند. نقطه ی آغاز این نقشهٔ راه  باید  قطع  هرگونه  کومک-  به شمول آموزش ، تسلیح، تجهیز و دادن پناهگاه-  به شورشیان و قطع صدور شورشگری  به افغانستان  و یا در واقع انجام عملی تعهدات رسماً اعلام شده ی پاکستان در برابر جامعه ی جهانی  باشد و مرحلهٔ نهایی  آن همانا مذاکرات میان افغانستان و پاکستان برای حل مسایل پیچیدهٔ به میراث مانده از دورهٔ‌ استعمار باشد و نه برعکس آن. رفتن در راه معکوس میتواند نتایج و پیامدهای غیرقابل جبران داشته باشد. حل این مسایل به یک فضای اعتماد متقابل نیاز دارد. همچنان حل این نیست که یک طرف مواضع و خواسته هایش را به طرف دیگر دیکته کند

خوبی طرح و ارایه یک نقشه ی راه در این است که میتواند منجر به یک اجماع ملی در مورد مساله شود و تلاش پاکستان برای ایجاد تفرقه ی بزرگ در افغانستان در مرحله ی حساس کنونی را ناکام بسازد. به علاوه داشتن چنین نقشهٔ راه این فرصت را فراهم میسازد تا موقف افغانستان در برابر پاکستان از یک پشتیبانی وسیع بین المللی برخوردار شود و  نه برعکس آن. خوبی دیگر چنین نقشه ی راه در این است که میتواند  جلو فریبکاری و عهدشکنی مجدد و مکرر پاکستان را بگیرد؛ زیرا تا کنون پاکستان هیچ قول و قرار و قرارداد با افغانستان را عملی نه کرده است و در امر مبارزه با تروریزم نیز پاکستان در برابر جامعهٔ جهانی پیوسته  فریبکاری نموده  که در نتیجه ی آن شهرت یک دولت دروغگو را کسب کرده است. واقعیت این است که آن چه پاکستان به طور روزمره انجام میدهد ، ‌تخطی از «قرارداد دیورند» است و  در این مورد اسناد و مدارک کافی وجود دارند. »(رک: سایت آسمائی/24 جون ، 2016/ مقالۀ چگونه باید به پاکستان در موردخط دیورند پاسخ داد؟)

صاحب نظرافغان آقای عبیدی در این رابطه  مینویسد:" بسیار ضروری است تا وزارت امور خارجه- و یا هم شاید ریاست جمهوری- گروه های کارشناسان عرصه های مربوطه را توظیف نماید تا جنبه های مختلف مساله ی دیورند را با مراجعه به اسناد و مدارک معتبر و سوابق آن ها مورد مطالعه قرار دهند . در نتیجه ی این مطالعات باید استدلال معتبر حقوقی و اسناد و مدارک برای گزینه های ممکنه و از جمله احتمال مطرح شدن مساله در یک محکمه ی ذیصلاح بین المللی ، تدارک دیده شود. در این صورت هم میزان حقانیت و عدم حقانیت موضعگیری های گوناگون کنونی و هم نتایج، پیامد ها و تبعات گوناگون به رسمیت شناختن و به رسمیت نه شناختن خط دیورند، روشن خواهد شد.»(سایت آسمائی،3/ 4/ 2017،مقاله"چند نکته پیرامون فریبکاریهای دیورندی ....)

پایان

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder