02.11.2017 (11.08.1396)

نمی گیریم!

(در اعتراض به خیانت ملی در ولسی جرگه)

مصطفی «عمرزی»

رای گیری تعداد اندک اعضای ولسی جرگه در موضوعی به اهمیت «تذکره ی الکترونیک»، تضادی بود که در امر بسیار کلان، واقع می شود. هرچند لایحه ی وظایف داخلی شورا و قوانین، صراحت هایی دارند، اما در مورد بسیار مهم تذکره ی الکترونیک، خوب بود اکثریت اعضای ولسی جرگه، حاضر می بودند. پیش از این که اعتراضم را مرقوم کنم، تلخی این حقیقت که ماشین توطئه و ستمی گری، بسیار فعال است، کام ما را می آزارد. درست در مواقعی دست به کار می شوند که می بینند می توانند بیشترین سوء استفاده را کنند.

پس از سقوط حکومت طالبان، خالی ماندن میدان رقابت، در جهت ستیزه جویانی که فقط همانند طالبان، به خوبی از عهده ی گستاخی های شان برمی آمدند، حیطه ی صلاحیت تکنوکرات را در احاطه ی جمع غفیری از اوباش سیاسی قرار می دهد که با همکاری جامعه ی جهانی، متوجه شده بودند، نه فقط قدرت را انحصار کنند، بل از طریق تحریف واقعیت های تاریخی، وارد عرصه ای شوند که با جا افتادن آنان در مغز استخوان نظام، اگر درکشوری به نام افغانستان، افغان ستیزی می شود، بسیار غیر طبیعی نباشد.

 وقتی به قد و قواره ی تشکیلات ریاست اجرائیه می نگریم، خودمختاری تنظیمی در شمال و حضور بدترین دشمنان آزادی های مدنی در نظام که بسیاری میراث حاکمیت چهار ساله ی ربانی اند، می توان به این یقین رسید که با ریشه گرفتن عوامل عدو، باید از ژست ها و قواره ای کنار کشید که در وهم جامعه ی مدنی، با نقش کسانی که از مجرای قانونی وارد می شوند، ما را در منگنه می اندازند تا مامول چند گروهک فاسد، تامین شود.

پارلمان افغانستان در تمام تجربیاتی که پس از طالبان داشتیم، مهمترین خاستگاه عناصر ضد افغانی نیز بوده است. نقش تعیین کننده ی این نهاد در امور قانونی، از همان آغاز از مسایل مورد علاقه ی باند شر و فساد بود. ملا برهان الدین ربانی، پیشاپیش یاران اش، مایل بود محوری ایجاد شود که از مدرک حضور عناصر ناباب ملی، ولی به طبع آنان، اهرم فشار را در تشکیلی به جان تکنوکراتان بیاندازند که می دیدند این گروه با تربیت و تحصیل کرده، از مزایای گروه های مسلح در غیابت احزاب حزب اسلامی و تحریک طالبان، به خوبی بی چاره اند.

 در کنار درگیری های داخلی، مشی ضد مخالفان مسلح، روند مصالحه ی ملی را بر ضد تکنوکراتان نیز تعمیم داده است. در چنین جوی، در حالی که فشار سنگین عناصر خاین و فاسد تنظیمی بر حکومت وجود داشت و دارد، امکانات گسترده ی مالی و استفاده های کلان از رهگذر استخدام و تداخل در سیستم، کار را به جایی رسانیده اند که در            دو گانه گی جبهات داخلی افغان ستیزان، افتضاح به سرحدی برسد که تا حد علایق و سلایق شخصی، مساله ای به اهمیت هویت ملی را سبوتاژ کنند و متاسفانه بخشی از ستون های برپایی و امید این کشور (نماینده گان اکثریت) با بی خیالی و نزول شعور، دل پدرام ها را خوش بسازند.

این که چه زمانی همای سعادت بر سر ملت می نشیند، آرزوی ست که افغانان در دل دارند، اما تا آن روز، مرارت های ناشی از فریب ها و بازی های سیاسی، به رنج و اجحاف دیگری منجر می شوند که در منگنه ی سیاسی و اجتماعی کنونی، در دشواری هایی که روز افزون شده اند و به ریکارد می رسند، توان جمعی با فقر اقتصادی مشهود، در شکم گرسنه گی های گسترده، مردم را متوجه نمی کنند که چه فاجعه ای شکل گرفته است.

در جو داعا در ظاهر مدنی، بار ها صبر کردیم و از این حیث، خط سیاه قلم ما به صبر و شکیبایی سبز می شد که همواره برای مصالحی که بسیاری احتیاط مضر اند، فرصت دادیم حتی در رسانه ها، به بزرگان، تاریخ و ارزش های این کشور، توهین شود.

 احساس می کنم با نمایشی که در کار است، اگر جایی در کاسه ی صبر مانده باشد، هرچه زودتر با خشم شعوری پُر کنیم. نخستین باید این سرریزی این باشد که قید هویت ملی در تذکره، خط سرخ ملی است. کم آوردن و دست کم گرفتن مساله ای به این اهمیت، اهمال بزرگ در برابر منافع، تاریخ و مسایلی ست که اگر نهادینه شد، طرح منافع ملی بر اساس واقعیت های افغانی، در حاشیه ی تاریخ می رود. می توان میزان این زیان عظیم را از فحوای تحلیل ها و نوشته هایی احصاییه گرفته که چه گونه بیگانه گان ظاهراً داخلی، از نیم قرن قبل در محور ستمی گری، آرزو می کنند.

 کشور تاریخی ما در نشیب بد قرار دارد. سرعت سقوط به حدی ست که اگر مانع مردمی ایجاد نکنیم، در قواره ی دولتی که ثابت کردند برای منافع شخصی، حاضر به هر گونه معامله اند، مساله ای به اهمیت هویت ملی را خدشه نمی زدند.

 خبط از کجا شروع شد؟ خالی ماندن اصل افغان در تذکره ی ملی، از اهمالی سرچشمه می گیرد که به نام افراد بی دوسیه و اما تحصیل کرده در تمام دوران کرزی و غنی از آنان حمایت کردیم. اگر خطای طرح نخستین، از زیر دست کرزی، خطا نمی خورد، ناگزیر نبودیم در ریسکی که همواره منابع و توان ملت را می گیرد، بار دیگر دست به اعتراض بزنیم که چرا چنین می شود؟

 فکر می کنم با آن چه در شورای ملی اتفاق افتاد، وقت شف شف گفتن گذشته باشد. در این نوبت به صراحت یادآوری می کنیم تذکره ای که بدون کلمه ی افغان باشد، به درد بی غیرتان و خاینانی می خورد که در بازار های خودفروشی  و روسپی گری های سیاسی، فرقی نمی گذارند با کدام خارجی و از کجا، همبستر شوند.

از همین جا شروع می کنیم:

تذکره ی بدون کلمه ی افغان را نمی گیریم! این تذکره به درد آتش زدن می خورد. گذشتن از خط سرخ، به معنی اعلام جنگ است.

 اکنون که انبوه مردم در بصیرت بی خبران، سیاهی لشکر می شوند، منتظر نمانند که در خط رای اعتماد، به آزمونی خواهیم رفت که بدون شراکت ما، حتی نوابغ سیاسی نیز محتاج می مانند.

اگر دار و ندار یک ملت و یک مملکت را در گرو چند مرجع و تعداد حیوان سیاسی، فکر می کنند، کور خوانده اند!

آرایش سیاسی در مقولات حقوقی دولت و کشور، اعتنای ما به مجموعه ای بود که در ناکام ترین احصائیه های کاری، حتی نمی تواند بر ساخت و سازی تکیه کند که عمر اکثر پروژه های آن، کمتر از 16 سالی ست که سپری کردیم.

خشم مردم به کنار، در خاک و گردی که از شکست ها و افتیده گی ها رونما می شوند، در آخرین فرصت ها، می گوییم از خواست اکثریت، دور نشوید! به خیر تان نیست.

شرح تصویر:

تصویر بسیار دردناک، رنج آور و بی شرمانه.

 شجاع ربانی، از زاد و ولدان ملا برهان الدین ربانی، در کشاکش های سال گذشته بر سر درج کلمه ی افغان در تذکره ی الکترونیک، برای این که نفرت خویش را به نمایش گذاشته باشد، پاسپورت افغانستان را زیر پا می کند و از عکس آن، در شبکه ی توویتر، تویت می فرستد. تماشای این تصویر بسیار مستهجن در این عرض مرام ملی، خوب نیست، اما با آوردن آن می خواهم بگویم، وقتی از چنین جریانی تهدید می شویم، خوب است جرات و جسارت سیاسی آنان را سرمشق بسازیم. اگر چنین مخالفت می کنند، فرض ماست که از کلمه ی افغان در تذکره، تا مرز مرگ، دفاع کنیم.

ماهیت دشمنی ستمی، سقوی و تنظیمی مخالفان ما، بدتر از آن است که کسانی فکر       می کنند اینان ابن الوقتانی اند که فقط پول و کرسی می خواهند. تعویض نام ها برای اینان، مثال تعویض قباله هاست. نام افغانستان، سند تاریخی، شرعی و حقوقی ست که به اصل افغان راجع می شود، اگر تغییر کند، چه کسانی سود می برند؟

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentar schreiben

Kommentare

  • مالک (Freitag, 03. November 2017 15:31)

    در هر جای چرندیات تو ما را دیوانه کرده! فکر کنم تو بهتر است چیزی ننویسی

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder