16.10.2016 (25.07.1395)

کاندید اکادمیسین سیستانی

مِنارنجات، یادگار فداکاری های مردم افغانستان

منارنجات، یادگارفداکاریها واز جان گذشته گی های اقوام وطوایف مختلف افغانستان اعم از هزاره و پشتونهای وردک و میدان و لوی قندهار تا وزیرستان و از وزیرستان تا لوی پکتیا و لوی  ننگرهار است که برای نجات مردم کابل از دست دزدان وچپاولگران وتجاوزگران  برناموس مردم بخصوص شهریان کابل بنا یافته بود. این مینار بنام نادرخان ساخته نشده ، بلکه نادرخان آنرا به پادس فداکاری وجانبازی مردم سلحشوری که او رادرنجات کابل یاری کرده بودند ساخته است.

مراسم اعمار مجدد منار نجات درپای بالاحصارکابل

نجات مردم کابل وسراسر افغانستان از دست دزدان مال و ناموس وعزت وشرف وغرور استقلال طلبی مردم افغانستان، یک کار سترگ ملی بود و با نظرداشت شرح انواع جنایات سقاوی از سوی مورخ معروف کشورفیض محمدکاتب، جا داشت که مردم کابل، برای قدر شناسی از فداکاری وجانبازی اقوام سلحشور ودلیر مردم جنوب کشور تحت رهبری جنرال محمد نادرخان، میناری در چارسوق شهرکابل بر پا دارند و از دولت وقت بخواهند تا روزی را بنام روز نجات وطن در تقویم خویش بگنجاند وبنامد، تا هرسال مردم کابل در آن روز ودر پای آن مینار، گل بگذارند وادای شکر کنند. و با تدویرکنفرانسها ومیتنگ های پرشکوه ، عمل ونفس دزدی وغارتگری وتجاوز برناموس دیگران را تقبیح ومحکوم کنند، تا درس عبرتی باشد برای نسل های آینده. زیرا که دزدی وچپاول وغارت وتجاوز برمال وناموس  دیگران، جز سرافگندگی ، هیچ افتخاری برای مرتکبین آن به همراه ندارد. البته مردم کابل دست به اعمار چنین میناری زدند ولی نه درچهارسوق شهر، بلکه نزدیک  بالاحصارکابل، جای که بنام در دروازۀ لاهوری شهرت داشت اعمارکردند.

این مینار تا کودتای خونبار7 ثور برجایش خودنمائی داشت، ولی دیری نگذشت که براثر دستوریکی از بلندپایگان حزب برسراقتدار [که اغنشاش بچۀ سقو را قیام دهقانی میگفت وبه این بهانه علایق قومی ونژادی خود را با وجود ادعای کمونستی پنهان میکرد]،تخریب گردید وگویا دین خود را در برابر آن دزد سرگردنه ادا نمود.

نادرخان به حیث کسی که بیشترین خطر، وهتک حرمت متوحه ناموس خودش و ناموس شهریان کابل و ناموس تمام مردم افغانستان شده بود، کاملاً حق داشت تا آن گروه نابکار دزد و متجاوز و چپاولگر را با هر وسیله ای ممکن ، دستگیر و اعدام نماید، زیرا که  درد و رنج وخشم ونفرت وحس انتقام گیری از چنین عملی را کس یا کسانی تا عمق اسخوان خویش درک و احساس کرده میتواند که چنین مصیبتی برسر فامیل خودش آمده باشد. و جز اعدام متجاوزان ، هیچ چیز دیگری نمیتواند قلب های داغدار پر از نفرت وانتقام را را اطفاء و متسلی کند.

این مینار، همانگونه که برای فرزندان مردمی که در راه نجات پایتخت کشور از چنگ دزدان وغارتگران سقوی، مایه مباهات است، تخریب آن بدستور هرکس وهرمقامی که صورت گرفته باشد، یک کار تحریک آمیز و برضد وحدت ملی وبرضد قدر شناسی ازمردمی صورت گرفته است که در راه نجات کابل از چنگ دزدان و رهزنان وغارتگران سقوی از جان مایه گذاشته بودند.

 از گزارش ها وچشم دید های فیض محمدکاتب، برمی آید که پسرسقو، و دزدان همراه او در 9 ماه دوران تسلط خود برکابل  وشهرهای اطراف،پروای  ناموس هیچکسی از فقیرتا شریف و از مظلوم تا ظالم و از مسلمان تا کافر را نداشته اند. در سراسر کتاب تذکرالانقلاب ، هیچگونه روایت وحکایتی که نشانگر حرمت به ناموس دیگران باشد و یا از آن بوی جوانمردی وعیاری به مشام برسد، از پسر سقاو و سیدحسین ودیګر دزدان همراهش در مدت حکومتشان سر نزده است تا بتوان آنرا با اعمال عیاران وکاکه های کابل مقایسه کرد.بنابرچشمدیدهای کاتب هزاره:

- بچه سقاو،یک آدم دزد،راهزن، جاهل، ضد مظاهرتمدن وفرهنگ ، ضد دانش ومکتب وکسب تحصیل ونوکر ارتجاع وآله دست انگلیس بوده و بد نام ترین چهره سیاسی  تاریخ افغانستان است که کارکردهایش برای هیچ یک از هموطنان و همشهریانش جز شرمساری چیزی در بر ندارد.

- حبیب الله کلکانی، چنان ظالم و خونخوار بود که اسیران را زنده زنده در آتش می انداخت و بعد از سوختن جسم شان، سر آنها را جدا کرده برسر چوب نصب میکرد و درشهر می گشتاند تا مردم از وی بترسند.

- افراد سقاوی بدستورحبیب الله کلکانی،چنان سفاک وخون آشام بودند که اطفال شیرخواره را در بغل مادر شان با تفنگ میزدند تا با مادر خود یکجا هلاک شوند.کاری که تاریخ مثال آنرا فقط در فتوحات چنگیز وهلاکو سراغ میدهد وبس!

- حبیب الله کلکانی، بار بار فرمان قتل عام مردم قزلباش وهزاره را صادر نمود، درحالی که این عملش یک جنایت بزرگ ملی بشمار می رفت، ونمی بایست دست به چنین کاری میزد. زیرا هزاره ها و قزلباش ها نیز جزئی از اتباع این کشوراند و در راه استقلال وحفاظت از آن جان باختنه اند وحق دارند دراین کشور مثل سایرین آبرومندان زندگی کنند. ازمیان این دو قوم بهترین دانشمندان، بهترین طبیبان ، بهترین انجنیران ، بهترین شخصیت های مشروطه خواه، بهترین مؤرخان و نویسندگاه وشاعران ونظاقان به ظهور رسیده اند.

- حبیب الله کلکانی ، بمنظور بقای حکومت حود، تجاوز وفحشا ونفاق وشقاق قومی وزبانی را درمیان مردم دامن زد و با صدور فرامین رسمی، رسماً یک قوم را علیه قوم دیگر تحریک  نمود، چنانکه  بقول کاتب « بين ملت مخالفت لاينحلی را حادث ساخته، توليد نفاق و شقاق نمود و اساس تخريب بلاد و تقاتل عباد نهاده، بغض و فحشاء را پديدار کرد وجمهور سکنه در ورطه مشقت و قتل وغارت واسارت افتاد.» ( کاتب، نژاد نامه افغان ، طبع 1372ايران، ص ۴۱)

اقدام به اعمار مجدد مینار نجات را به حیث علامت بیداری جوانان افغان واتحاد اقوام سلحشور ودلیر وسرنوشت سازافغانستان استقبال میکنم.و در احیاء مجدد آن هیچگونه علامت فاشیستی نمی بینم بلکه  آنرا یکی از آبده های تاریخی مهین میشمارم که بمناسبتی خاص یا بعبارت دیگر بخاطر قدرانی از همراهی وهمدلی مردمی می دانم که ناموس کابلیان را از چنگ دزدان پشت گردنه نجات دادند.

پایان

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder