21.08.2016  

داکتر سیدخلیل الله هاشمیان 

 مورخ 11 آگست 2016

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه ای در چگونگی ایجاد "قاموس نگهت- هاشمیان"

سوابق و پسمنظر این پروزه :

هموطن محترم جناب آقای محمداکبربارکزی درمقالۀ مورخ 15 ماه می 2015  شان منتشرۀپورتال وزین افغان – جرمن آنلاین ازاهل خبره و زبانشناسان افغان درمهاجرت تقاضاکردند تا"دانشی راکه بپول مالیۀ مردم غریب افغانستان فراگرفته بودند...درخدمت انکشاف زبان وادبیات کشور بکار برند. بطورمثال، ما برای زبان دری، بعداز غیاث اللغات چیزی بنام فرهنگ لغات زبان دری نداریم- اگردانشمندان افغان غیاث اللغات را اساس قرارداده وفرهنگ لغات جا  مع ترومطابق به تقاضای عصروزمان تدوین میکردند، امروز دری زبانان افغانستان مجبوربه مراجعه به فرهنگهای لغات ایرانی دست  خورده درراستای عظمت طلبی و فرهنگ دزدی ایرانی، نمی بودند..."

تیم کاری افغان– جرمن آنلاین وهمکاران شان که ازابتدای سال 2015 مقالات متعددی بقسم پروتست پیرامون مداخلات ونفوذ روزافزون ایران و ایران مشربی تلویزیونهای(طلوع)،(آریانا) و(یک) واستعمال روزافزون کلمات واصطلاحات فارسی ایران درنشرات داخل افغانستان، منتشرساخته بودند، پیشنهادآقای محمداکبربارکزی رالبیک گفته، قاموس دری-انگلیسی پوهاندنسیم نگهت راکه مقبولیت آن ازجانب دانشمندان افغان،  بشمول انجنیرخلیل الله معروفی،  تائید شده بود، بحیث یک نمونه قبول نمودهنگاه ، آنگاه ازاهل خبره، قلم بدستان، شاعران وزبانشناسان افغان درمهاجرت تقاضا کردند تا دریک حلقۀ فرهنگی جمع شده، بالای تدوین یک قاموس جدید زبان دری بطوردسته جمعی همکاری کنند. بتکرارنوشتیم که ما پروژۀ (قاموس زبان دری) راملکیت همه دری زبانها دانسته، حق شمول وهمکاری را درین پروزۀ برای همه قایل میباشیم - این تقاضاها مدت دو ماه درپورتال افغان – جرمن آنلاین  نشرشد و موضوع بطول انجامید واز موقف افغانها دراروپا آقایان  انجنیرمعروفی وهاشم سدید در مقالات شان نمایندگی میکردند که همه مقالات در ویبسایت های افغان – جرمن آنلاین و آزاد افغانستان-افغانستان آزاد نشرشده اند. متاسفانه، همکاری دسته جمعی برای تدوین قاموس زبان دری میسر نگردید وسیدخلیل الله هاشمیان منحیث یگانه زبانشناس موجود درمهاجرت  و مربوط به تیم کاری پورتال افغان – جرمن آنلاین، مجبور شد کار قاموس دری را ازطریق ترجمۀ قاموس دری- انگلیسی  پوهاندنگهت  به تنهایی درماه جولای سال 2015  شروع کند.

تاریخچۀ قاموس دری- انگلیسی پوهاند نگهت

ضرورت تدوین این قاموس درپوهنتون نبراسکا-امریکااحساس گردید که درآنجامرکز تحقیقات افغانستان شناسی و یک کتابخانۀ مجهزازآثار مطبوع درافغانستان ودربارۀافغانستان نیزوجود دارد- درین پوهنتون برای افغانهایی که بمصرف امریکازبان انگلیسی وعلوم دیگررامی آموزند وهم برای امریکائیهایی که ازجانب موسسات مختلف امریکایی برای خدمات مختلف، دپلوماتها، مشاورین ملکی ونظامی، خصوصا "پیس کورها– PEACE CORPS)، به افغانستان اعزام میشوند، تسهیلات مختلف برای آموختن زبان دری میسرمیباشد، چنانچه زبان دری از سال 1974 باینطرف بحیث یک زبان خارجی، متفاوت با فارسی  ایران ، درین پوهنتون تدریس میشود- بنابرآن دولت وموسسات امر یکا پول هنگفت برای تدریس وآموختن زبان دری به پوهنتون نبراسکا میدهند- دراثر تقاضای اشخاص وموسسات امریکا درسال 1990 برای تدوین یک قاموس دری- انگلیسی بودجه ای درین پوهنتون تخصیص یافت که اهداف آن قرارذیل بود:

(الف) انتخاب کلمات ضروری برای خارجیان از قاموسهای موجود زبان دری

(ب) نوشتن تلفظ کلمات دری بحروف لاتین، با تشخیص سیلابهای شامل درهرکلمه

(ج) تشریح روش و اصول ساختمان کلمات دری که مثلا چطور از یک اسم صفت وقید ساخته میشود، چطور از ریشۀ فعل ترکیبات ومعانی مختلف ساخته میشود، وامثالهم.

(د) نکتۀ مهم دیگر درین قاموس ، ترجمۀ کلمات دری وکلمات عربی دخیل درزبان دری به زبان انگلیسی بود که درین مورد  بخاطرموجودیت دانشمندان وزبانشناسان امریکایی، عربی و افغان درپوهنتون نبراسکا وهم درموسسات دیگر امریکایی  ومشوره باآنها، سعی بلیغ بخرچ رفته  تا معادل کلمات دری ومعانی مختلف آنها بزبان انگلیسی ارائه شود.

برای این کار استادی باتجریه وصلاحیت درزبان وادب دری ضرورت بود که درمهاجرت بهتر ازمرحوم پوهاند نسیم نگهت میسرنبود و او را استخدام کردند- مرحوم پوهاند نگهت همراه با دوزبانشناس ، دوتایپست و دو فراخوان (ازهرکدام یکی افغان ویکی امریکایی)، و با مشورت به یک درجن از دانشمندان وزبانشناسان  دیگر که اسامی شان در مقدمۀ قاموس درج میباشد، این قاموس را درمدت چهار سال درمرکز پوهنتون نبراسکا تکمیل کرد.

انتخاب ما برای استفاده از قاموس دری- انگلیسی پوهاندنگهت، بمنظور تدوین یک قاموس خالص دری بداخل پروژۀ وسیع "قاموس کبیر افغانستا ن" به اساس مجبوریت صورت گرفت، زیرا یکسال قبل که ما به اینکار شروع کردیم، قاموس یا فرهنگ بهتری بدسترس ما قرارنداشت – ازآنجائیکه  مرحوم پوهاتد نگهت، استاد معروف وشناخته شدۀ پوهننون کابل، حدود بیست هزارکلمۀ سچه واصیل زبان دری وکلمات وامگیری شدۀ عربی تابع دستور زبان دری را درقاموس خودگنجانیده، یعنی درانتخاب ایشان اصالت کلمات دری ، درمقایسه با کلمات فارسی ایران،  حفظ شده است – بطورمثال ، ازحدود 1000 کلمۀ  فارسی موجود در ردیف / آ / =  / aa/   درقاموس یکجلدی حسن عمید،  526 کلمۀ دری وتابع دری درقاموس نگهت درج شده وهمین تناسب و روش انتخاب گلچین دراکثرردیف ها بمشاهده میرسد، لهذا ما قاموس نگهت را اساس کارخودقراردادیم. البته تعداد کلمات فارسی ایرانی درفرهنگ(دهخدا) و فرهنگ (داکترمحمد معین) بمراتب بیشتر ازقاموس حسن عمیدمیباشد. 

من ازتجربۀ خود که دستورزبان دری را درصنوف اول پوهنحی ادبیات تدریس میکردم، بخاطردارم که شاگردان  سیلاب های کلمات زبان رادرست تشخیص نمیتوانستند- اینکاررا پوهاند نگهت در قاموس خود به درستی و بامهارت انجام داده- درستی تلفظ کلمات دری درین قاموس بخاطری قابل تذکر میباشد که مرحوم پوهاندنگهت خودش از اهل بدخشان بوده، لیسه رادربدخشان وپوهنحی ادبیات رادرکابل تمام کرده وحدود بیست سال مضامین مختلف مربوط به زبان و ادبیات دری راتدریس کرده است.  یک نمونه ازتشخیص سیلابها درین قاموس  ذیلا ارائه میشود:

آفتاب / aaf.taab / دوسیلاب -  آفتابی / aaf.taa.bee / سه سیلاب -  آفتاب زده / aaf.taab.za.da / چهارسیلاب  - آفتاب زده گی /  aaf.taab.za.da.gee/ پنج سیلااب – آفتاب گرفته گی  /  aaf.taab.gi.rif.ta.gee / شش سیلاب  .   

رهنمودی در قاموس دری نگهت – هاشمیان

جدولی که آقای انجنیر قیس کبیر برای درج کلمات زبان دری ترتیب کرده، دارای پنج ستون میباشد:

ستون ( A  ) : که درآن اصل کلمه بزبان دری درج میباشد ، مثلا کلمۀ / آبا دان / تحت نمبر مسلسل 13.

ستون ( B  ) : که در آن اصل کلمه بزبان دری با طرز تلفظ آن بحروف لاتین درج میباشد، مثلا:  آبا دان             aa.baa.daan/ / - این ابتکارراپوهاندنگهت باراول درقاموس نگاری رایج ساخته که خصوصا برای خارجی ها و هم برای افغانها مفید وآموزنده میباشد.  درحالیکه مرحوم نگهت در برابر هرحرف الفبای زبان دری معادل آنرا به حرف لاتین ارائه نموده، اما بخاطرقلت و محدودیت حروف لاتین درمقابل حروف دری و عربی ، برای دوحرف عربی / ح /   و   / ع / ویک حرف دری /هه/ هوز، علامت معادل نیافته، حرف (صوت) / ع/  را با این علامه /  / و اصوات /ح/  و  /هه/ هوز هردو را با این علامه /  h /  ثبت ونشانی کرده است- چند مثال قرارذیل است: 

صوت (حرف) /ع/ عربی درهمه ستونهای قاموس = /     / ، مثلا:  صنعت  sun. ‘ at/ / -  صنعا  /  sun. ‘ aa / .

صوت (حرف) /ح/ عربی درهمه ستونهای قاموس =  /  h /، مثلا: صبح /  subh / -   صاحب  /  saa. hib  /   .   

صوت (حرف) /هه/ هوز دری درهمه ستونهای قاموس = /  h /، مثلا: سهیل / su.hail/ -  سهیلا  /  su. hailaa/.  

 

 ستون ( C   ) : معنی : که درآن معنی (معانی) عین کلمه از انگلیسی به دری ترجمه شده، مثلا: کلمۀ   آبادان   (نمبرمسلسل13):   بمعنی مسکون ، مملوازسکونت وآبادانی -  درمتون قدیمی بمعنی  معمور وسرتاسرآباد -  درمتون بمعنی سرسبز وحاصلخیز - – درمتون بمعنی چاق، فربه – نام یک شهر درجنوب غرب کشور ایران-  معنی این کلمه درزبان پشتو / ودان - wadaan/ است که با زبان  دری ریشۀ مشترک آریایی  دارد .

یادداشت: پوهاند نگهت درقاموس خود معانی هرکلمه را بطورنمبرمسلسل (1)، (2)، (3) و... درج کرده، اما من دراکثر موارد، بخاطراقتصاد وقت و جای ، برای جدا ساختن هرمعنی، بعوض نمبر مسلسل ازین علامه  " - "  کارگرفته ام.

ستون ( D  ) ماهیت دستوری کلمۀ /آبادان/ : صفت -   اسم خاص واسم مکان .

صفت کلمه ایست که خصلت، حالت وچگونگی کسی یا چیزی رابیان کند، و به دونوع است: یکی کلمات مستقلی که معنی صفت درخود کلمه موجوداست و دستورهای ایرانی آنرا(صفت مطلق) خوانده، ازقبیل: سفید- سیاه– لاغر- فربه - کوچک –  بزرک – تلخ-  شیرین – زرنگ -  تنبل وغیره.

نوع دوم کلمات ترکیبی است که با پسوند ها ساخته میشود، مثلا: آباد + پسوند /- آن/ = آبادان – رو+ پسوند /- آن/=  روان – گوی + پسوند / -آن/ = گویان .

باپسوند /-انده/ + صیغۀ امرفعل، مثلا:  باف +انده = بافنده -  خوان +انده= خواننده – رو + انده = رونده (این نوع کلمات را قاموسهای ایرانی  "اسم فاعل" نیز خوانده اند.)

با پسوند /- گار/ + صیغۀ امر فعل ، مثلا: پرهیز + گار= پرهیزگار – آفرید+ گار= آفریدگار – آموز+ گار= آموزگار.

باپسوند /- گر/ + اسم معنی یا صیغۀ ماضی فعل، مثلا: ستم + گر= ستمگر – رامش + گر= رامشگر –  داد + گر = دادگر – (البته با پسوند /- گر/ ترکیبات دیگری هم ساخته میشود از قبیل (سوداگر – زرگر – مسگر) که آنرا(اسم حرفه) نیز خوانند.

با پسوند /- ی/ + اسم عام یاخاص، مثلا: هند + -ی = هندی – پاکستان + -ی = پاکستانی – زمین + -ی = زمینی – هوا + -ی + هوایی و امثالهم.

باپسوند /- این/ + اسم ، مثلا : سیم + - این = سیمین – زر + -این = زرین -  نمک + -این = نمکین – پشم + -این = پشمین .

وهرگاه پسوند /-هه/ به پسوند /-این/ اضافه شود = / -اینه/ میشود که از آن ترکیبات صفت از قبیل (پشمینه – زرینه – سیمینه ) ساخته میشود.

تشریحات فوق پیرامون اصول ساختمانی کلمات (صفت) درزبان دری برای افغانها درمهاجرت مفید خواهد بود.

ناگفته نماند که در همین ستون /  D / درزمرۀ ماهیت دستوری کلمات ، ازموجودیت (قید) نیز ذکروتوضیح شده - قید کلمه ایست که مفهوم فعل یا صفت را به زمان ومکان یا چگونگی وحالتی مقید سازد، واقسام مختلف دارد :   قید  زمان ( دیر- زود- همواره- ناگهان- دوش - پار)  – قید مکان ( آنجا- اینجا – هرجا- پائین – بیرون چپ – راست) - قید مقدار (اندک – بسیار- بیش – کم – فراوان – بسی)  – قید نفی (نه – هرگز- هیچ – بهیچوجه)  – قید تاکید (بی گمان – البته – لابد – ناچار- بی گفتگو)  – قید شک وظن (مگر – شاید – گویی – پنداری)  – قید تشبیه (چنین – چنان – همانا ).  

یادداشت ضروری مربوط به ستون ( D ) ماهیت دستوری کلمه: مرحوم استاد نگهت اسمیه ها( تمام کلماتیکه دردستور زبان دری اسم خوانده میشود) را تنها "اسم" نشانی کرده است، درحالیکه اسم دردستورزبان دری به نامهای مختلف  شناخته شده که ذیلا گزارش مییابد :

اسم عام : آب – درخت – خانه – موتر –انگور، قلم و غیره (اسم ذات نیز شامل این کتگوری میباشد).

اسم خاص : کابل – بلخ -  شهرآراء – واشنگتن – بچۀ سقو – ناپلیون – امان الله خان(پادشاه) – لینن – ویکتوریا(ملکه) – سالنگ – بامیان – کوچۀ چقورک – پوهنتون کابل (اسم مکان نیزشامل این کتگوری میباشد) .

اسم مکان : لشکرگاه – زایشگاه – سرچوک – بازار سراجی – چمن حضوری – حویلی - تپۀ مرنجان  – وزارت وزارت معارف -  چهارراهی ملک اصغر –  پغمان – کوتۀ سنگی وغیره (اسم خاص نیز شامل این کتگوری میتواند باشد).

اسم معنی : هوش – خرد – دانش – عشق – تصور – فقر – ذلت – استعداد – اتهام – اجتناب - و غیره.

اسم زمان : روز – شب - ماه – سال – بامگاه – شامگاه – سحرگاه – وغیره.

اسم عدد : دو – چهار – یازده – هشناد – چهار صد – هزار - و غیره.

اسم آلت : قیچی – بیل – اره – چکش ( وهمه ادات، آلات و افزاری که به کار دلالت کنند).

اسم ذات : انسان – حیوانات – پرنده گان – مار- گژدم- مگس – پشه – کتاب – کاغذ -(وهرچیزیکه بچشم دیده شود).

اسم ظرف : کاسه – کوزه – دیگ – پیاله – چاینک -  خریطه – جوال - و غیره( اینهارا اسم ذات نیزخوانند).

اسم تصغیر : مردک – پسرک – باغچه – کوچه – دریچه – چوچه گک - و امثالهم.

اسم حرفه : نجار – گلکار – مسگر – کلاه دوز – مستری – دریور – موتر ران – گادی ران – خرکار – دهقان –پهلوان – سپورتمین -  نداف – صراف - زر گر – خیاط  - و امثالهم.

اسم جمع یا (اسم توده) : رمه – لشکر – سپاه - طایفه – خرمن – تولی – لوا – فرقه – وغیره.  

اسم فاعل :  این عنوان ازدستور زبان عربی تقلید شده و قاموس نگاران ایرانی  ترکیباتی  از قبیل : گوینده – نویسنده – دونده – رونده – دهنده- کننده -  زننده – شنونده – خورنده- بافنده  وامثالهم رابه تقلید ازعربی اسم فاعل خوانده اند-  انتخاب این نام  و عنوان (اسم فاعل) اختیاری است- ازلحاظ ساختمان، ترکیبات فوق از :  صیغۀ امرفعل + پسوند  / - انده/ ساخته میشود ،مثلا:  بین + /-انده/  = بیننده .

اسم مفعول : این عنوان ا ز دستور زبان عربی تقلید شده و قاموس نگاران ایرانی  ترکیباتی  ازقبیل : زده شده – کشته شده – دیده شده – داده شده و امثالهم را به تقلید ازعربی اسم مفعول خوانده اند- انتخاب این نام وعنوان ( اسم مفعول)  اختیاری است - از لحاظ ساختمان،  ترکیبات فوق از: صیغۀ ماضی فعل + پسوند / - ه / (هه گِردک) ساخته میشود.

اسم تفضیل :  /- تر/  و /- ترین/ : دوپسوندی که در کیفیت صفت می افزاید ، مثلا خوبتر – خوبترین .

اسم مصدر : رقتن – خوردن – زدن- نشستن – دیدن – خواب کردن -  قول دادن – تهمت زدن – خرچ کردن – تماشانمودن - قمارزدن – توت چیدن - (عنوان اسم مصدر شاید از زبانهای دیگر اقتباس شده باشد، اما دردستور زبان دری  کلمۀ (مصدر) بمعنی وقوع یک کار، یک عمل یا یک مصروفیت دماغی شنا خته شده،  وبه دونوع باشد:

مصدر مستقل : که پسوند یا پیشوند نمی پذیرید، و دونوع باشد" یکی با /- تن/ ساخته شود، مثلا :گفتن- خواستن – رفتن وغیره – دیگری با / - دن/ ساخته شود، مثلا: دادن – بردن – زدن – خریدن و غیره.

مصدرمرکب : که  ازیک کلمه و یک فعل معاون ساخته میشود، مثلا : دروغ گفتن - خبر گرفتن -  قرض دادن – پرورش یافتن – فکر کردن و امثالهم.

ازمشتقات مصدر، باایزاد پیشوند وپسوند ترکیبات مختلف ساخته میشود، مثلا:

ازصیغۀ امرمصدرگفتن که / گو (ی)/ است : بدگو – حقگو- راستگو -  گویا – گوینده - و امثالهم .

از صیغۀ ماضی مصدر گفتن که / گفت / است : گفتار – گفتنی – گفت وگو -  و امثالهم.

از صیغۀ امر مصدر رفتن که / رو/ است : پس رو – تیز رو- خود رو – رونده – روال- وامثالهم.

ازصیغۀ ماضی  مصدر رفتن که / رفت/ است : پیشرفت – پسرفته -  بدررفت – رفتار– رفت و رو– رفتنی - و امثالهم .    

 در زبان دری بعضا دو مصدر یک معنی میداشته باشند، مثلا: خفتن وخوابیدن – جَستن و جهیدن – جُستن و پالیدن .

اصطلاحاتی از قبیل (مصدر ثلاثی) – (مصدرغیر ثلاثی) – (مصدرجعلی) – (مصدربسیط) – (مصدر مرخم) وغیره، اینها همه از دستور زبان عربی تقلید شده ودرزبان دری غیر  قابل تطبیق میباشند.

قاموس نگاران ایرانی  به تقلید از دستور عربی پنج نوع (اسم مصدر) تشخیص وفهرست کرده اند- چنین به نظرمیرسد که  80 سال قبل وقتی قاموس نگاری در ایران رونق یافت ، معیار های علم زبانشناسی به ارتباط اصول ساختمانی کلمات زبان ، هنوز درایران نرسیده بود، زیرا در آنوقت  به تقلید اززبانهای دیگر، برای هر ترکیب و هرساختمان لفظی نامی گذاشته اند، که از آنجمله یکی هم "مصدر شینی" است، واین نام را بالای ترکیباتی از قبیل : آموزش – بخشش – پرورش – پرسش – پژوهش - و امثالهم بخاطری گذاشته اند که حرف /ش/ دراخیر این کلمات واقع شده است. اما ایرانی ها غافل از دستور واصول ساختمانی زبان دری بچنین بدعت تن داده اند، زیرا حرف (صوت) /ش/ در اخیر کلمات مذکور درحقیقت پسوند / -اش/ است  که مرکب از دوصوت/ ا + ش/ بوده ویکی ازمهمترین پسوندهای زبان دری است وچند رول دستوری را انجام میدهد: 

یک) رول ملکیت : کتاب – قلم – زمین – موتر – وطن - + /- اش/ = کتابش – قلمش – زمینش – موترش – وطنش. درکلمات مختوم به / -ه/ (هه هوز)، مثلا : خانه – تغاره – ستاره + /- اش/ = خانه اش – تغاره اش – ستاره اش . دربعضی از ترکیبات مختوم به / واول/ ، /-اش/ به /- یش/ تبدیل میشود، مثلا: کتابهایش – کدویش – لیمویش.  

دو) رول بیان حالت : با ساختمانهای مصدری(افعال) از قبیل: رفتن – خوردن – دیدن – گفتن – خوابیدن + / - اش/ = رفتنش – خوردنش – دیدنش – گفتنش – خوابیدنش - ترکیباتی برای بیان حالت میسازد.

سه) نوع دیگر بیان حالت یا سلوک : درترکیباتی که از صیغۀ ماضی فعل + پسوند /- آر/ ساخته میشوند، از قبیل : گفتار- دیدار – رفتار – کُشتار -  هرگاه پسوند / -اش/ اضافه شود: گفتارش – دیدارش – رفتارش – کُشتارش – درچنین ترکیبات ازلحاظ معانی بیان حالت یا سلوک وجود دارد- نام وعنوان "بیان حالت یا سلوک" را هاشمیان انتخاب کرده، اهل خبره میتوانند نام دیگری پیشنهادنمایند.     

چهار)  رول حالت مفعولی : آورد – زد - + /- اش/ =  آوردش – زدش  (زدیش).

پنجم) رول حالت امر والتزام : پیشوند / به -/ + زن = بزن  + / - اش/ = بزنش – بزنیش .

شش) رول اسم معنی : ازصیغۀ امر مصدر(فعل) مثلا:  رو– بین – خور – خار – سوز - گو – ده – گیر - + /- اش/ = روش – بینش-  خورش – خارش -  سوزش - گویش – دهش – گیرش -  اسم معنی ساخته میشود.

همزه و تنوین :

مرحوم پوهاندنگهت املای همزه درکلمات عربی را درقاموس خود قطعا رعایت نکرده  وهاشمیان نیز همین روش راتعقیب کرده است. اما املای کلمات دارای تنوین را بخاطر تلفظ درست آنها بحروف لاتین رعایت نموده است ، بطور مثا ل، هرگاه کلمات عربی دارای تنوین رابدون علامت تنوین بنویسیم: (مثلا – اصلا – واقعا – حقیقتا – لطفا – اصولا- و...)، افغانها این کلمات را با رعایت صوت تنوین /  an- / میخوانند: ( ma.sa,lan/    / -  / as.lan /-  /lot.fan/  و...)-- مرحومین پوهاند رحیم الهام ، نسیم نگهت وهاشمیان دراثنای تدریس درپوهنحی ادبیات، درحالیکه اهمیت صوت همزه را درکلمات عربی وموقعیت سه جانبۀ آنرا دراول- مابین و انجام کلمات عربی تشریح میکردیم  ومثالها میدادیم ، اما رعایت املای همزه را درنگارش سفارش نمیکردیم، زیرا املای صوت همزه وعلامۀ تنوین  در جراید، مطبوعات، کتب چاپ شده درمطبعۀ دولتی و مطبعۀ پوهنتون رعایت نمیشد و تنها درآثار دینی ومذهبی رعایت میشد- دردهۀ 1940 که پوهنحی ادبیات درچوکات پوهنتون کابل قبلا تاسیس شده بود، ودرآنوقت دستور زبان دری به تقلید ازدستور زبان عربی تدوین شده بود وتدریس میشد، تحریکی بضد استیلای کامل زبان عربی در پوهنحی ادبیات شروع شده بود که یک قسم آن همین عدم رعایت املای همزه وتنوین درنگارش بود، چنانچه من بحیث یک شاگرد همان دبستان تاامروز(املاء – انشاء) را بدون همزه و (کلا – اصولا – قطعا) را بدون علامۀ  تنوین  مینویسم.

ازجانب دیگر، تلفظ صوت همزه برای افغانهایی که عربی نخوانده ونمیفهمند، مشکل است، زیرا مخرج این صوت درحنجرۀ افغانها وجود ندارد (اما درصورت تمرین تولید شده میتواند) – درزبان دری صوت /هه/ هوز وجوددارد، اما (ماشین های تایپ فارسی) که قبلا ساخته شده بود، برای صوت /هه هوز/  دری/فارسی  یک کلید مستقل نساخته بودند، درحالیکه علامۀ همزۀ عربی درماشینهای تایپ وجودداشت، لهذا افغانها ازکلید صوت همزۀ عربی برای  نوشتن /هه هوز/ کارمیگرفتند- افغانها (/ابتداء/ - /ابناء/ - /ابتلاء/ را بدون علامت همزه (ابتدا- ابنا – ابتلا) میخوانند ومی نویسند وصوت همزه در وسط کلمات / مسئول/ - موءظف – موءنث - موءسس را با /هه هوز/ تلفظ میکنند. این وضع درموردکلمات عاریت شده(وامگیری شده) درتمام زبانها رایج است که کلمات اجنبی را تابع خصلت و اصول دستور زبان خودمیسازند. چند مثال درین باب قرارذیل است :

یک) تطبیق نادرست قوانین دستورزبان اجنبی برزبان دری: زبان دری که بیشترین کلمات را از زبان عربی عاریت گرفته، هم قوانین دستورعربی را بالای زبان خود تطبیق کرده وهم قوانین دستورزبان خودرابالای کلمات عربی و زبانهای دیگرتطبیق کرده است – مثالها ازینقراراست:                                            

(الف) دری زبانها یکی از ادات جمع منظم عربی / - آت/  راکه برای جمع مونث بکارمیرود، درترکیباتی از قبیل خرابات – روغنیات – انکشافات - میوه جات – سبزیجات و غیره بکارمیبرند.

(ب) کلمات عربی /اباطه – حظیره/ را ( اباته – حضیره(هدیره) )  و /طوس/ را (توس) می نویسند.

(ج) کلمات عربی /امور/  و /عملیات/ را که دارای مفهوم جمع میباشند، (امورات) و(عملیات ها) تلفظ میکنند، یعنی مفهوم جمع را دوچند میسازند.

(د) ازکلمۀ عربی /مرکز/ ترکیباتی ازقبیل (تمرکز) و (متمرکز) ساخته اند که با قواعد علم صرف واصول ساختمان ودستور زبان عربی مطابقت ندارد.

(هه) اعداد 60  (شصت) و 100 (صد) را با حرف /ص/ می نویسند، درحالیکه /ص/ یک صوت عربی است واین دوکلمه باچنین املا درزبان عربی وجودندارد- اما دلیل اینکه این دوکلمه با صوت عربی نوشته میشود اینست که اگر با صوت /س/  (شست) و (سد) نوشته شوند، معنی های دیگری دربردارند، لهذا بخاطرجلوگیری ازکثرت معنی، با حرف /ص/نوشته میشوند. پنج مثال فوق نمونه هایی از عدم تطبیق قوانین دستور زبان است که درپروسۀ وامگیری صورت میگیرد.

دو ) درپروسۀ وامگیری معنی کلمات حفظ اما تلفظ آنها تغییرمیکند. مثلا: کلمات عربی (شطحیات – قفل – مخمل  مزاح – قهر – مُعَلِم – کِـبـَر وامثالهم) را (چتیات – قلف – بخمل – مزاق – مَعلِم (مالم)– کِـبـر) تلفظ میکنند؛  کلمۀ مغولی     /آق سقال- (آق صقال)/ را (افسقال) تلفظ میکنند.

 مثال دیگر، تلفظ واولها(اعراب) که در هرزبان معنی کلمات را تغییرمیدهد، ودرکلمات عربی بسیار اهمیت دارد، دری زبانها درین ساحه بخاطری چندان توجه نمیکنند که تلفظ و تطبیق واولها درزبان دری، مانند زبان عربی، مشکل ومغلق نیست، مثلا : کـِبـَر (بمعنی بزرگی، پیری، سالخورده گی ) راکه ریشۀ مشترک با (اکبر- کبیر- کبارت) دارد وباید (کـِبـَر سن) تلفظ شود، آنرا اکثرافغانها "کـِبـر سن" (کـِبـر بمعنی غرور، خودخواهی) – و (مُشـرِف) را  (مُـشَـرَف) تلفظ میکنند. اما باوجود تلفظ نادرست، معنی درست آن کلمه رامیدانند- درین کلمات نیز تلفظ تغییرکرده واما معنی حفظ شده است.

سه) درپروسۀ وامگیری تغییردیگرازین نوع صورت میگیرد که اصالت  تلفظ کلمات عاریت شده  حفظ میشود، اما معنی کلمات تغییرمیکند، بطورمثال : کلمۀ (منقل)، درعربی : راه کوتاه – راهی بطرف کوه- وکفش کهنه  معنی دارد، اما درزبان دری بمعنی (آتشدان) رایج است  وما دونوع منقل درافغانستان داریم، یکی برای پختن غذا که از آن بقسم اجاق کارگرفته میشود، دیگری منقل زیر صندلی است   -  کلمۀ دیگر(شراب) است که درعربی بالای انواع مشروبات مایع اطلاق میشود، اما درزبان دری بمعنی یکنوع مشروب خاص ونشه آور رایج است.

چهار) نوع چهارم تغییردررپروسۀ وامگیری ازینقراراست که هم معنی و هم تلفظ کلمات تغییرمیکنند، بطور مثال کلمۀ مغولی /سورسات/ درزبان مغولی بمعنی خواربار وعلوفه که سلاطین بقسم مالیۀ جنسی از رعایا میگرفتند، اما درزبان دری تلفظ آن به /سوغات/ تغییرکرده، وهم معنی آن به (تحفه ای که در انجام مسافرت آورده میشود) تغییرکرده ؛

کلمۀ دری /گلاب/ را عربها /جلاب/ تلفظ کردند، چونکه درزبان عربی صوت /گ/ وجود ندارد، اما همین کلمۀ /جلاب/ وقتی دوباره از عربی به دری عاریت گرفته شد، بمعنی کاملا متفاوت، یعنی (مسهل) بکار میرود.

پنج) کلماتیکه در پروسۀ عاریت گیری با عین تلفظ و معنی باقی میمانند:

اززبان عربی : الله - مکتب – کتاب – مسلم – قران – رسول – آیت –آدم – مال – کافر –منافق و سایرکلمات مذهبی. بخاطرباید داشت که کلمات دینی (صلات و صیام) چونکه درفرهنگ قبل از اسلام زبان دری وجودداشت ، معادل آنها (نماز و روزه) تا امروز رایج است.

اززبان ترکی : اتاق – باشی – بیگ – سنجاق – قابچی – قراول – یرغمل – تکمه – ساچمه – باجه (خویشاوند) و...

اززبان مغولی : آقا – اردو – ایلچی – نوکر – قورمه - تکمه و ... (زبانهای ترکی و مغولی ریشۀ مشترک دارند).

پروسۀ وامگیری( عاریت گیری) که  درنتیجۀ دادوگرفت بین فرهنگها ازطریق جنگ وفتوحات ، تجارت، مهاجرت و انتقال علوم وتکنالوژی رشد میکند، ازهمه اولتر زبان رامتاثرمیسازد، کلمات نو با تلفظ ومعانی مختلف وارد زبان میشوند که نه تنها غیرقابل اجتناب، بلکه روز افزون است.  زبان سچه وخالص در جهان وجودندارد.

  

ستون پنچم قاموس نگهت –هاشمیان، یعنی ستون ( E ) ، مخصوص تشریحات اضافی است: اگر معلومات اضافی در مورد یک کلمه زاید از آنچه درقاموس نگهت وجود دارد موجود باشد، یا لازم دیده شود، درین ستون درج میشود.

محتوی لغوی قاموس نگهت – هاشمیان

اکنون که که ستونهای پنجگانۀ این قاموس با محتوی دستوری آنها دربالا تشر یح گردید، لازم می افتد هموطنان محترم را به محتوی لغوی آن آشنا بسازیم. قاموس دری – انگلیسی پوهاند نگهت شامل  138 20 لغت زبان دری میباشد که کلمات  شامل الفبای این زبان را از حروف / آ – الف - ب – ت – ث –ج – ح – خ - ... ی / بصورت "گلچین" احتوا کرده است. همه میدانیم که فرهنگ زبان دری (باستناد فرهنگ دهخدا) از یک لک لغت هم بیشتر دارد وبه اساس یک اصل قبول شده درعلم زبانشناسی ، تعدادکلمات وساختمانهای لفظی در هرزبان لایتنهاهی میباشد. اینک بطورنمونه دوکلمۀ وامگیری شده درزبان دری ، یکی عربی و دیگری انگلیسی، که مراحل تابعیت راطی کرده و جزء زبان وتابع دستور زبان دری شده ، باترکیباتی که از آنها ساخته شده، گزارش می یابد:

انسان (عربی): انسان دوست – انسان دوستانه - انسان دوستی – انسان شناس - انسان شناسی -  انسانی -  انسانیت – ناانسان -  اوبسیار انسان است – او انسان نیست –انسان بدخوی – انسان بدعمل – انسان ناسپاس –انسان خرصفت – انسان خطرناک – انسان رسوا – انسان دروغگوی- انسان غیر قابل اعتماد – انسان بدنیت -  و....

موتر(انگلیسی) : موترران(وان) – موترفروش – موتر سوار- موتردزد – موتر دزدی - موترفروشی- موترسازی – موترشویی – موترتیزرفتار- موتر لاری – موتر چکله – موتر غرازه – موتر لوکس – سامان موتر – پرزه فروشی موتر – ارابه موتر – اشترنگ موتر – آئینه موتر– برک موتر – تیل موتر – دودموتر– کثافات موتر – سرعت موتر – تصادم موتر- بیمه موتر  و...         

چنانچه دربالا دربخش تاریخچۀ قاموس  دری- انگلیسی پوهاندنگهت توضیح شده، هدف اصلی ازتدوین این قاموس، ازجانب تمویل کنندۀ آن (پوهنتون نبراسکا)، انتخاب یک مجموعۀ کلمات " گلچین" از فرهنگ زبان دری برای رفع ضرورت امریکائیانی بوده که زبان دری را آموخته و یا می آموزند- بنابرین پوهاندنگهت نیز باتتبع ومرور درقاموس های دری/فارسی تدوین شده در هندوستان و ایران، از هرردیف (حرف- صوت) الفبای زبان دری همان کلمات مورد ضرورت خارجیان را در قاموس خود انتخاب کرده که درین زمان درجامعۀ دری زبان  افغانستان رایج ومفهوم میباشند- باید این اصل دیگر علم زبانشناسی را نیزبخاطرداشت که کلمات زبان بمرور زمان باتغییرمعنی مواجه میشوند، حتی متروک میگردند - خصوصا درجوامع صناعتی وپیشرفته هرنسل زبان خود را تبارز میدهد.

وقتی من  کلمات شامل در چهارردیف الفبا را ازقاموس دری-انگلیسی نگهت بزبان دری برگرداندم، ملتفت این واقعیت شدم که این قاموس جنبۀ تربیتی برای خارجیان  داشته ، که نه تنها کلمات موردضرورت برای آنها، بلکه اصول ساختمانی کلمات  زبان نیز باختصار توضیح شده- معهذ ا این قاموس  از فرهنگ غنی و وسیع  زبان دری، آنطور که مورد نیاز یک دری زبان است،  نمایندگی نمیتواند. بنابران چهارردیف را بطورنمونه درمدت بیشتر از یکسال تکمیل کردم، قرارذیل :

ردیف / آ /  = / aa  /  مشتمل بر 526 کلمه – ردیف / الف/ = / a / مشتمل بر 1982 کلمه – ردیف / ذ/ = /   z/   مشتمل بر 85 کلمه – ردیف /ص/ = / s /    مشتمل بر 240 کلمه – مجموعا 2840 کلمه.

این نمونه به نماینده گی از یک قاموس تربیتی – ونه قاموس فرهنگی -  در (قاموس کبیر افغانستان) بیشتر به درد کسانی میخورد که خواسته باشند با اصول و اسلوب  قاموس نگاری آشنا شوند – قاموس نویسی یک علم است که ما دربخش اخیر این مقدمه در آنباره صحبتی خواهیم داشت.

در تکمیل ردیف های فوق الذکر، باز خوانی و فراخوانی همه کلمات وردیف ها  توسط محترمه پوهندوی شیما غفوری (واستاد ادب دری)  صورت گرفته که علاوه براصلاح اشتباهات تایپی، پیشنهادات مفیدی نیز دربعضی موارد ارائه کرده اند –  درجریان یکسال با اخلاق حمیده، تحمل، بردباری، حوصله ، دقت وتامل این بانوی دانشمند آشنا شده واز او در بسا موارد می آموختم- یقین دارم که بدون همکاری صمیمانۀ محترم پوهندوی شیما غفوری نه تنها نقیصۀ چشمان ضعیف هاشمیان  رفع شده نمیتوانست – چه بسا موارد که نقطه فراموش شده، یا /ک/ به /گ/  و یا  /ط/  به /ظ/  تایپ شده، اغلاط تایپی رااصلاح میکرد، بلکه درمتن و محتوی معانی کلمات مانند یک زبانشناس غور ودقت مینمود وهم باب مناقشه را دوستانه و عالمانه مطرح میساخت-  اجر این خدمت  شاقه و"خدای پجات" را ازخداوند برای شان  استدعا میکنم.

 ردیف های / ذ /  و / ص/  که کاملا شامل  کلمات عربی تابع دستور زبان دری میباشند، درتکمیل این دو ردیف دانشمند   محترم آقای احمد فواد ارسلا  خودشان داودطلب شده  وهمکاری نموده اند که از زحمات شان اظهار تشکر و امتنان  میکنم  – خانمی بنام (اصیلاجان) ازهمکاران نزدیک محترمه استاد شیما غفوری، ستونهای( A ) و( B) 240 کلمۀ اخیر ردیف / الف/ را تایپ کرده ونیت همکاری بیشتر هم داشتند، تشکرات مارا بپذیرند.

دوستان وهمکاران محترم ما استاد صالحه واهب واصل وانجنیرقیس کبیر ازطریق پیامهای تلفونی وایمیل ها همیشه پیشنهادات خوب توام با تشویق فرستاده و البته کارمشکل وبغرنج امور کامپیوتری و شامل ساختن جدول های این قاموس  در " دیتابیس" ، بحیث یک پروژۀ کوچک و نمونه در(قاموس کبیر افغانستان)، بدوش و عهدۀ ایشان میباشد، و درین کارخیر و خدمت ملی، از دعا وهمکاری همه وطن دوستان برخوردار میباشند. محترمه استاد صالحه واصل درآغازکاراین پروژه، 125 کلمۀ ردیف / آ / را بازخوانی کرده بود، اما بخاطرثقلت کارهای اداری و کامپیوتری پورتال افغان – جرمن آنلاین، وظیفۀ بازخوانی جدول ردیف ها بعدا به محترمه استاد شیما غفوری محول گردید. 

با همه سعی واهتمامی که ازجانب من ومحترمه پوهندوی شیما غفوری درزمینۀ تصحیح اشتباهات صورت گرفته، میدانم  که هنوز هم اشتباهات تایپی ، املایی  وغیره درستونهای مختلف قاموس نگهت – هاشمیان وجود داشته و  به چشمان تیزبین دانشمندان افغان  برخورد خواهند کرد – درینصورت خواهشمندیم تصحیح اشتباهات را توام با اختلاف نظرها پیرامون معانی کلمات،  با نظریات خود، به هریک از اعضای تیم کاری این پروژه که لازم دانند، مخابره نموده درین کارخیر شامل شوند. 

    LEXICOGRAPHY         قاموس نگاری - 

 قاموس نگاری شعبه ای از علم زبانشناسی است که اصول علمی و معیارهای خاصی دارد و آنرا (لغت شناسی) نیزگویند، یعنی  کلمات وعناصر معنی دار یک زبان را به ترتیب الفبایی  و ردیف وار فهرست ومعانی آنها را درعین زبان تشریح میکنند. البته درمقابل هرکلمه  ماهیت دستوری آن ( حرف، وند، اسم، فعل، عدد، ضمیر، صفت، قید وغیره) با علامۀ اختصاری (مخفف) آنها ذکرمیشود.  کلمات اجنبی که عاریت (وامگیری) شده باشند، هویت آنها و در صورتیکه به تغییرمعنی یا تغییر تلفظ مواجه شده باشند، علت آن  توضیح میشود.

ما درینجا از ذکر تاریخ قاموس نگاری که قدامت آن به یونان باستان میرسد و بعدازآن  اروپائیها، هندوستانیها، عربها وچینایی ها هرکدام قاموس زبان خود را نوشته اند، صرف نظرمیکنیم – اینقدر معلوم است که زبان دری درنتیجۀ فتوحات سلطان محمودغزنوی در هندوستان راه یافته و درعهد زمامداری سلاطین مغول بیشترمورد توجه قرارگرفته، زبان دربار آن عصر شده بود- بنابرآن قاموس زبان دری باراول درهندوستان نوشته شده و درظرف 400 سال درحدود بیست قاموس در آنجا تدوین گردیده که معروفترین آنها در نزد افغانها(غیاث اللغات) میباشد. استاد سیدمسعود فارانی مختصر تاریخچۀ قاموس نگار ی را درهندوستان، بانام هرقاموس و مولف ومدون آن ، نوشته و درپورتال وزین افغان – جرمن آنلاین نشرکرده است.

قاموس نویسان باید با علم الاصوات یا آواشناسی ( PHONOLOGY ) که (فونیم ها) واحدهای صوتی ، یعنی حروف  شامل درالفبای زبان را تشخیص میکند – با علم صرف یا ساختمان  کلمات ( MORPHOLOGY ) که  (مورفیم ها) واحد های لفظی زبان  را که از  واحدهای  صوتی تشکیل میشوند، تشخیص میکند – و با علم  ریشه شناسی              ETYMOLOGY  )  )   که شعبۀ مهم علم مارفالوژی میباشد و ریشه های متولد ازعین زبان را تشخیص و از آنطریق قرابت و همریشگی زبانهای دارای ریشۀ مشترک را شناخت وتثبیت میکند، آشنا باشند. هریک از علوم فوق الذکر شعبات مهم ومختلف دارد.   

زبانها ازلحاظ خصوصیات ساختمانی  وخصلت طبیعی خود به سه نوع شناخت وتشخیص شده اند :  زبانهای /اشتقاقی -   DERIVATIONAL    یا   / INFLECTIONAL  (زبانهای متعلق به خاندان زبانهای سامی (سمتیک) که نمایندۀ برازندۀ آن زبان عربی میباشد) - زبانهای /پیوندی -  AFFIXATIONAL/ ( زبانهای شامل درخاندان زبانهای هند واروپایی بشمول زبان دری/فارسی  و زبانهای هندوستان) – زبانهای/ التصاقی - /  AGGLUTINATIVE  ( زبانهای متعلق به فامیل زبانهای مغولی وترکی)  که آنها را" زبانهای زنجیره ای " نیزخوانند، زیرا درین زبانها ساختمانی بنام "میان وند" وجود دارد که کلمات زبان را بهم می چسپاند.

مورفیم شناسی را درزبان عربی بنام (علم صرف) نیز میخوانند- این علم ازاقسام مورفیمها(کلمات) ، ترتیب، تغییر، ترکیب، ساختمان یا بعبارت دیگر نظام کامل مورفیمهای یک زبان رامطالعه وبحث میکند. باید ملتفت بود که علم صرف در زبانهای (اشتقاقی) مانند زبان عربی رول بسیارمهم وضروری بازی میکند، اما درزبانهای (پیوندی) مانند زبان دری/فارسی که اجزای کلام آنها از وندها ساخته میشوند، چندان موردنیاز وضرورت نمیباشد. ثبوت این ادعا رامیتوان در مثالی ازنوشته های جناب انجنیر خلیل الله معروفی مشاهده نمود. موصوف که ازطریق مطالعات شخصی درعلم صرف وزبان عر بی بلدیت و تصرف کافی کسب نموده، دریک مقالۀ شان بعنوان "بوسه وپرستش" ، مورخ 3 آکست 2015، منتشرۀ ویبسایت (افغانستان آزاد- آزاد افغانستان)، پیرامون کلمۀ عربی (مرکب) که معنی معادل آن درزبان دری (الاغ – خر) تلفظ میشود، در یک پاورقی توضیحاتی ارائه کرده که خلص آن قرارذیل است:

"" "مرکب" (بروزن /مقطع/ و /مرهم/ و /منفذ/ و /مجمع/ ) درذات خود اسم مکان ازمصدر ثلاثی مجرد "رکوب" است و "رکوب"  درمعنی "سوار شدن" که اسم فاعل آن "راکب" میشود و جمع عربی  آن "راکبین" و "رکاب" است، وکلمۀ "رکاب" نیز از همین مصدر برخاسته است.  درافغانستان بعضا جمع عربی "راکبین" را به جای "سواریها" استعمال میکنند، چون "راکبین" جمع کلمۀ مذکر "راکب" است  و شامل "راکبه ها" یعنی "زنان نمیشود"، پس کلمۀ راکبین چه در لسان عربی  وچه در لسان خودما "دری" کاملا نا شامل است...""

از اقتباس فوق به ارتباط عملیۀ "صرف" درزبان عربی  بچند موضوع ملتفت میشویم:

یک) اینکه در زبان دری "مصدر ثلاثی مجرد" ومصادردیگری ازین قبیل وجود ندارند – زبان عربی که یک زبان اشتقاقی است، ازهرمصدرآن مشتقات مختلف ساخته میشود، اما زبان دری که یک زبان (پیوندی) است، از مصدر آن فقط دوجزء (مضارع وماضی) ساخته میشود و با ایزاد وندها به این دوجزء، ترکیبات مختلف ساخته میشود.

دو) آقای انجنیر معروفی کلمۀ "مرکب"را در زبان عربی "اسم مکان" معرفی میکند، ولی در زبان دری چه بمعنی حیوان( الاغ – خر) و چه بمعنی فرعی آن (سوار شدن، راکب و رکاب)، این کلمه اسم مکان شناخته نمیشود- بنابرآن از تفسیر فوق آقای معروفی  یک اختلاف مهم در ساختمان معانی کلمات دربین دو زبان (عربی و دری) ظهور میکند.

سه) زبان عربی بالای "تجنیس" ، یعنی شناخت (مذکر ومونث) استوار است ، مثلا: (راکب – راکبه)، اما زبان دری تجنیس را درکلام نمی شناسد وعلامت تجنیس ندارد.

چهار) زبان عربی هم رسم جمع منظم (راکبین) وهم رسم جمع غیرمنظم( رکاب)  وهم رسم جمع درجمع دارد، اما زبان دری تنها یک رسم جمع منظم دارد شامل دو پسوند که  /-آن/ و /- ها/ میباشند.

زبان عربی ازلحاظ اصول ساختمانی یک زبان بسیار غنی است، زبان مقدس و زبان دین ما است، زبانیست که خالق کاینات (ج) آنرا برای مخابره ومفاهمه با پیغمبرمحبوب خود ( محمد – صلی الله علیه وسلم) انتخاب کرده وهرافغانی که علاوه برزبان مادری خود زبان عربی را میداند، مکملتر، دانشمندتر وموفقتردر امور دنیوی و دینی خواهد بود- تا شصت سال قبل تدریس زبان عربی در نصاب دری مکاتب  بحیث یک مضمون ضروری  شامل بود، اما بعدا به مضمون دینیات تبدیل شد ومضمون عربی تنها درمدارس دینی تدریس میشود- هاشمیان بحیث یک زبانشناس طرفدار تدریس زبان عربی درتمام مکاتب افغانستان بحیث یک زبان مهم خارجی و دینی میباشد. توضیحاتیکه ما درین رساله به ارتباط اصول ساختمانی و خصلت و روش دستور زبان دری ارائه کرده ایم ، وجا بجا ازنفوذ زبان عربی هم صحبت شده، معنی ضدیت با زبان عربی را ندارد، بلکه وظیفۀ یک زبانشناس است تا تعاملات و اثرات مثبت ومنفی زبانهای مخلوط در جامعۀ خود را تشریح کند. درحال حاضر درحدود چهل فیصد کلمات زبان دری ازکلمات اصیل زبان عربی تشکیل شده که در نتیجۀ پروسۀ وامگیری جزء وتابع دستور زبان دری شده وباید محفوظ بمانند. عده ای از تاجکان دری زبان تحت تاثیر ونفوذ فارسی ایرانی قرارگرفته میخواهند کلمات قدیمی و "دری شدۀ" عربی را با اصطلاحات فارسی ساخت ایران تعویض کنند، باید ازین بدعت جداً جلوگیری شود.

ازمشاهدات فوق به این نتیجه میرسیم که درنتیجۀ تعاملات پروسۀ وامگیری در 1400 سال ، کلمات عربی در تحت تاثیر دستور زبان دری با تغییر تلفظ یا تغییرمعنی مواجه شده، قاموس نویس باید کلمات عربی واجنبی را همانطور که امروز درزبان دری تلفظ و نوشته میشوند، درقاموس خود شامل سازد وهم تلفظ آنها را بحروف لاتین با تشخیص سیلابها درج نماید. بطور مثال، کلمۀ عربی ( مُـعَـلِـم) به ضم /م/ - فتح /ع/ - کسر/ل/ - درزبان دری بمعنی (استاد ، آموزگار، آخند) قبول شده و بدون "شدت" بالای  صوت/م/ تلفظ میشود ، ولی همین کلمه با اندک تغییر تلفظ  درزبان عربی، دومعنی دیگر هم دارد.  مردم افغانستان،( به استثنی حافظ ها، ملاها وفارغان مدارس دینی)، کلمۀ ( مُعَلِم) را /مالم/ و (حضرت) را /ازرت/ تلفظ میکنند- بنا بران قاموس نگار باید تلفظ عامیانۀ کلمات اجنبی را بحروف لاتین در قاموس خود درج نماید.

کلماتیکه از زبانهای اروپایی وامگیری شده، مثلا( موتر– اشترنگ و سایرپرزه جات موتر– رادیو – تلویزیون و غیره)، افغانها این کلمات را مطابق تلفظ اصلی آنها تلفظ نمیکنند- قاموس نگار باید اصالت معنی ،املا و تلفظ آنها را وهم تغییر معنی وتلفظ شانرا درزبان دری درقاموس خود به حروف لاتین درج کند. ختم

این مقدمه اگرچه بطول انجامیده، اما نه تنها اهم مقتضیات قاموس نگاری، بلکه موجبات تغییر تلفظ ومعنی کلمات زبان در جامعه را نیز  دربردارد،  که امیداست اهل خبره آنرا ناخوانده نمانند.  نظریات و انتقادات  هموطنان محترم را در هرموردی از مباحث مندرج درین رساله انتظار داریم.

باعرض احترام – سیدخلیل الله هاشمیان – 11 آگست 2016.

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder