07.11.2018 (16.08.1397)
مقابله ایران و امریکا
فردوس

امریکا دوباره بر ایران تحریم وضع کرد. به دنبال خروج دونالد ترامپ رییس‌جمهور امریکا از توافق‌ هسته‌ای ایران با شش قدرت جهانی،‌ واشنگتن اعلام کرد که تحریم‌ها را بر ایران برمی‌گرداند. اداره‌ی دونالد ترامپ نسبت به حکومت اوباما در مورد ایران موضع تند دارد. گفته می‌شود که قدرت‌هایی مثل اسراییل و عربستان بر تمویل‌کننده‌گان مالی حزب‌ جمهوری‌خواه امریکا نفوذ دارند و این امر هم در سیاست‌گذاری اداره‌ی ترامپ در مورد تهران نقش دارد. عده‌ی دیگر به این باور اند که آقای ترامپ در میان برخی از نحله‌های تندرو مذهبی در امریکا که در منازعه‌ی ایران و اسراییل طرف‌دار اسراییل اند، رأی‌دهنده دارد و برای جلب رضایت آنان هم بر ایران سخت گرفته است. واقعیت دیگر این است که برخی از بلندپایه‌گان امنیتی حکومت آقای ترامپ محافظه‌کارانی هستند که فکر می‌کنند، ‌سیاست امریکا   در قبال ایران باید بر محور تغییر رژیم بچرخد.

اهداف اعلامی تحریم ایران،‌ اعمال فشار بیش‌تر بر تهران است تا خواست‌های واشنگتن را بپذیرد. امریکا از ایران می‌خواهد که پروژه‌های هسته‌ای‌اش را تعطیل کند،‌ به حضور نظامی و استخباراتی‌اش در سوریه، لبنان و یمن پایان دهد و برنامه‌ی موشکی‌اش را توسعه ندهد. ایالات متحده گفته است که حاضر است روی این موارد با تهران مذاکره کند و اگر ایران خواست‌های امریکا را بپذیرد واشنگتن حاضر است که دوباره با ایران روابط دیپلوماتیک برقرار کند. اما ایران در حال حاضر هر نوع مذاکره با امریکا را رد می‌کند.

آن عده از مقام‌های امریکایی که طرف‌دار تحریم ایران اند،‌ فکر می‌کنند که تحریم‌ها، اقتصاد آن کشور را فلج می‌کند و این امر سبب می‌شود که جنبش‌های اعتراضی ضد حکومت در کلان‌شهر‌های ایران شکل بگیرد. شاید برخی از مقام‌های امریکایی به این باور باشند که افزایش تحریم‌ها و فلج شدن اقتصاد ایران، اگر موجب تغییر سیاست‌های تهران نشود، حداقل جنبش‌های اعتراضی راه انداخت و مشروعیت حاکمان ایران را زیر سوال خواهد برد. مقام‌های ایالات متحده حتماً فکر می‌کنند که فلج شدن اقتصاد ایران، ‌شهروندان این کشور را به خیابان خواهد کشاند و حوادث سال ۱۳۵۷ به یک نحو دیگر تکرار خواهد شد. در سال ۱۳۵۷ محمدرضا پهلوی آخرین شاه ایران مشروعیتش را از دست داد و جنبش انقلابی ضد سلطنت موج‌های مردمی را به خیابان آورد و نظام سلطنتی را از بین برد. پس از آن یک حکومت مذهبی جای نظام سلطنتی را گرفت. قانون اساسی ایران،‌ مذهب شیعه را به ایدیولوژی دولت ارتقا داد. امروز دولت ایران خودش را یکی از قدرت‌های بزرگ غرب آسیا معرفی می‌کند. ایران خودش را حامی اقلیت‌های شیعه در تمام کشورهای مسلمان‌نشین می‌داند. قدرت در ایران به دست آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر مذهبی این کشور است. مخالفان آقای خامنه‌ای فکر می‌کنند که او مشروعیت ندارد،‌ اما این مدعا چندان صادق نیست.

آقای خامنه‌ای حاکم غیر انتخابی است که مشروعیتش را از مذهب می‌گیرد. آنانی که فکر می‌کنند او مشروعیت ندارد،‌ خیلی از واقعیت‌ها را نادیده می‌گیرند. امروز در ایران،  ‌نه شورش است،‌ نه انقلاب، نه جنگ داخلی و نه کودتا. این وضعیت نشان می‌دهد که مدعای مشروعیت نداشتن آقای خامنه‌ای چندان صادق نیست. از سقوط سلطنت و روی کارآمدن حکومت مذهبی در ایران چهل سال می‌گذرد. روشن است که صرف سیاست سرکوب و اختناق سبب چهل سال حکومت نمی‌شود، ‌حتماً رهبران این حکومت روی بخش‌های از مردم ایران نفوذ دارند. در این هم هیچ تردیدی نیست که جنبش اصلاحات و جنبش سبز،‌ تحول بسیار مهم در سیاست ایران بود. جنبش اصلاحات خودش را وارث جنبش مشروطیت ایران می‌خواند. جنبش اصلاحات با پیروزی آقای محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶  روی صحنه آمد. در حکومت آقای محمد خاتمی آزادی مطبوعات و انتقاد از حکومت به طرز بی‌سابقه‌ای افزایش یافت و ایران انقلابی و ایدیولوژیک،‌ چهره عوض کرد. آقای خاتمی روایت جدیدی از انقلاب ایران به دست داد. او از توسعه‌ی سیاسی و دموکراسی بیش‌تر در سیاست داخلی و لزوم تنش‌زدایی در سیاست خارجی گپ می‌زد. همین جنبش اصلاحات در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ هم با حمایت از  نامزدی آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی بار دیگر به صحنه آمد. اما نتیجه‌ی انتخابات خلاف میل جنبش سبز رقم خورد و طرف‌داران آن جنبش نسبت به نتایج آن انتخابات اعتراض خیابانی کردند. جنبش سبز توسط نیروهای امنیتی ایران و به دستور آقای خامنه‌ای سرکوب شد و رهبران اصلی این جنبش بدون این که محاکمه شوند، در حبس خانه‌گی قرار داده شدند.

 امروز آقایان مهدی کروبی، میرحسین موسوی و محمد خاتمی به صورت اعلام ناشده در حبس اند. چیزی که مهم است این است که جنبش اصلاحات و جنبش سبز، مشروعیت آقای خامنه‌ای را زیر سوال نبردند. مشروعیت آقای خامنه‌ای در حواشی جنبش سبز زیر سوال است. رهبران این جنبش تا هنوز مشروعیت او را زیر سوال نبرده‌اند. طرف‌داران جنبش سبز در انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران به آقای حسن روحانی رییس‌جمهور کنونی رأی دادند. رییس‌جمهور کنونی ایران جنبش حامی‌اش را حرکت اعتدالی می‌خواند. با آن که ایران یک جنبش اصلاح‌طلب دموکراسی‌خواه دارد‌، اما این جنبش هیچ وقت به صورت جدی مشروعیت آقای خامنه‌ای را زیر سوال نبرده است و تا هنوز مانند جنبش ضد شاه دست به بسیج مردم نزده است. شاید این جنبش نمی‌تواند مجموع مردم ایران را علیه رهبر آن کشور بسیج کند.

واقعیت مهم دیگر این است که جنبش دموکراسی‌خواه ایران که یک بار به نام اصلاحات و بار دیگر به نام جنبش سبز روی صحنه آمد،‌ به لحاظ فکری باورمند به ارزش‌های لیبرال است. از نظر این جنبش تقابل غیر قابل برگشت با آقای خامنه‌ای که منجر به جنگ و خون‌ریزی شود،‌ ارزش ندارد. در کنار مشروعیت مذهبی آقای خامنه‌ای باورهای لیبرال جنبش دموکراسی‌خواه ایران هم سبب شده است که در آن کشور شاهد جنگ مسلحانه میان نیروهای سیاسی نباشیم. برخی از نیروهای سیاسی هم با توجه به تجربه‌ی کشورهای مثل لیبی و سوریه فکر می‌کنند که اعتراض‌های دوام‌دار و خون‌ریزی نهاد دولت را نابود خواهد کرد و هرج‌ومرج، خواهد آمد. مجموع این عوامل سبب شده است که ثبات در ایران زیاد تهدید نشود.

شاید تحریم‌های امریکا سبب شکل‌گیری جنبش‌های اعتراضی و زوال مشروعیت آقای خامنه‌ای نشود،‌ اما فشار جدی بر اقتصاد ایران اعمال خواهد کرد. شاید خواست حداقلی امریکایی‌ها هم فلج شدن اقتصاد ایران است. فلج شدن اقتصاد ایران،‌ دست این کشور را در ایجاد مشکل برای متحدان امریکا در منطقه باز نمی‌گذارد. روشن است که تقابل بیش‌تر ایران و امریکا،‌ اثرات جدی روی اوضاع افغانستان هم دارد. ایران امروز به حمایت از طالبان روی آورده  است ‌تا برای کابل و نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان مشکل خلق کند.
هشت صبح

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind