11.10.2016 (20.07.1395)

مجبور نیستید!

(اشتراک در برنامه های تلویزیون های شرآفرین، الزامیت ندارد)

مصطفی «عمرزی»

سیاسی و بازاری، دو مشخصه ی ویژه ی اکثر رسانه های افغانستان اند. بررسی محتوایی رسانه های افغانستان- در هر صنفی که باشد، نشان می دهد انبوه وسایل همه گانی داخلی، در حالی که ناقل انواع فرآورده های بیرونی اند، در ارایه ی آن چه «وطنی» باشد، نه فقط چیزی ندارند، بل اگر سوژه، فرهنگی باشد، میزان مکررات گذشته بر وزن یکدیگر است و اگر تفسیر سیاسی می خوانیم، چهره های معلوم الحال چند دهه ی قبل که هنوز تابو ها و توتم های ایدیالوژی های وارده اند، بر اساس مفاد خودشان تبارز می کنند و مساله ی اجتماعی ما، تبارز هرج و مرج اجتماعی در بستری ست که در نبود تفکر رعایت منافع ملی، زمینه می سازد تا گم کرده تر از هر بیگانه ای- در سرزمین خودمان برویم.

نقش رسانه ها، به ویژه صوتی- تصویری در جا انداختن مفاهیم درست و نادرست، که بسته گی به سیاست گذاری رسانه ها دارد، در جایی که بُعد منفی بررسی می شود، بسیار زیانبار بوده است. رسانه هایی با گرایش های قومی- زبانی و فرهنگی، با ویژه گی های خاص، اگر در کژپنداری و ایفای نقش مخرب، عقب مانده نبوده اند، با هویتی که دارند، جایی نیستند تا کسانی که دنبال روشنگری ها و یا تبیین و تقابل اند، با طرح از قبل تعیین شده ی مجریان، غافلانه با خطر هتک حرمت مواجه شوند، اما رسانه های تجارتی (بی خیال) با مشخصه ی زننده گی و ایجاد هرگونه شر برای جلب توجه- اعلان، سوگمندانه که با تفاسیر و تاویلات قانونی، نه فقط از برنامه ی حذف، رُسته اند، بل با حمایت کور و عدم درک فرهنگ ها و رواج باور هایی که هرچند تعریف خوب و بد نیافته اند، اما جا افتاده گی آن ها با تعمیم احترام عمومی، فرهنگی ساخته است که تا صدور دیموکراسی خارجی- ناکام، حداقل فرهنگ ابتذال و پرده درایی عام نشود، ردیفی از نخبه گان و اشخاص محترم افغان را در مظان اتهامات بی جا- و ارزش های همه گانی را که تعریف ملی دارند، در حدی به تنزل بیاورند که بی پیشینه بوده است در کشوری از امور عام تغافل کرد که با بحران مداوم و طولانی، هرگز فرصت نمی سازد تا باعث تضمین مفاد در درازمدت شود.

به افراد و نشانی های زیاد و معلوم الحال، جواز کار رسانه یی گسترده- تا سرحد نفی افغانستان و افغانان دادند، اما دستگاه فرهنگی دولتی را تا نهایت ائتلاف، دون و حقیر کردند و درمانده گی کسانی که با افتخار از «دستاورد رسانه ها» یاد می کردند از دهان باز آنان در زمانی به خوبی هویداست که می گویند «چه کرده ایم؟» (افتراق فکری، تعمیم فحاشی، مجوز برای بیگانه ی شناخته شده و... ).

در حالی که توجیه قانونی برای آزادی انواع کار رسانه یی، دستاویز خوبی بود تا هر کس و ناکسی سود ببرد، متاسفانه هیچ توضیح و تفسیری به درستی تبیین نشد که آیا در قوانین ما مجوز دارد که تا لایتنهایی تمسخر، توهین، فساد، توطئه و ناچیز شمردن تاریخ و فرهنگ ما، ساز بزنند؟ در حالی که بر آگاهان واقعیت های ما، حقیقت این جغرافیا و تاریخ اش پوشیده نیست و هرگز دون نخواهیم شد تا براساس قرائت های بیگانه (ستمی گری) و گروهک های مزدور همسایه گان، بر خود فیصله کنیم، موجی دامنگیر شخصیت های بزرگ و نخبه ای شده است که یا در تغافل و یا برای تعهد و روشنگری، هر باری که مثلاً از میز یک رسانه ی تجارتی برخاسته اند، احساس کرده اند تحقیر شده اند و این در محاکمه ای بوده است که هرچند رسانه یی ست، اما قاضی محکمه، در ردیف چند بی سواد بازاری و دنبال کار که با عذر و زاری، بدون مواجب حاضر می شوند خودنمایی کنند و اگر زبان شان در تعمیم مفاهیم تفرقه برانگیز، خوب سُر گرفت، در دنباله ی شیادانی قهرمان می سازند که از سر سلسله ی تاریخ آنان تا کنون، به چند خشتک کشال و دزد سرگردانه ای می مانند که فقط با حمل اسلحه ی گرم و سرد، خواسته اند تاریخی و افتخاری کنند.

به درستی که روزی دکتور انور الحق احدی در پاسخ به گرداننده ای یکی از برنامه های تلویزیون طلوع که از وی خواسته بود «بحث اقتصادی کنیم»، گفته بود: «تو از اقتصاد، چه می دانی؟!»

سطور ردیف های اول این مقاله، هرچند در کلیت رفته است، اما حرف آخر ما در این نوشتار، این است که اگر از سویی با عدم وضاحت و عدم توانایی، فرصت ساخته ایم تا خود سُخره شویم، از سوی دیگر حضور ناسنجیده و بدون توجه بر جایگاه سخن و سخن سرایان، باعث شده است ضمن گرم شدن بازار کار چند بی مقدار طماع که اگر دم از منافع ملی و وطن بزنند، بر اثر سهام و سرمایه در بازار است، نشانی ها و آدرسی هایی در اذهان عامه ای که بسیار مشکل دارد، جایی- ولو موقتی، اما مهم یابند که در زمان توجه بر نارسایی ها برای وضع مدیریت خوب یا در نهایت حذف، هیاهو شود جلو آزادی را گرفتند!

با اشتراک در برنامه های رسانه ها، به ویژه برنامه های سیاسی، که نشانی و افراد آن ها معلوم اند، الزامیتی ساخته ایم که اگر منطقاً پرداخته شود، لزوم نداریم.

بار ها افراد بزرگ، محترم و تحصیلکرده ای را دیدیم که شاید بیشتر در تغافل از ماهیت رسانه ها- با موجی از سوالات، توهینات و هتاکی های مجریان مواجه شده و در حالی که به چند دست فروش بازار رسانه، دست داده اند، حیثیت و وقار خویش را در حالی از دست می دهند که نه فقط حرف منطق آنان، وضاحت نمی یابد، بل با پاسخگویی در یک محاکمه ی مضحک، شکار بی سوادانی می شوند که در این روزگار خجلت و شرمنده گی (عدم مدیریت سالم و قاطع) با کسانی رو به رو شویم که از مدرک تمسخر به مردم و مملکت، شهرت کمایی می کنند و احترام می شوند.

اشتراک در برنامه های رسانه ها، به ویژه سیاسی، هیچ الزامی ندارد تا خودمان را در مواجهه با افراد دون و عقده مند، سلب حیثیت کنیم. هرچند دشواری های مداوم چند   دهه ی اخیر، پروسه ی تعلیم و تربیه ی عامه را تضعیف کرده است و در نبود شرایط مشوق، کار فرهنگی ما محتوای زیادی ندارد، اما هستند محدوده و معدودی که با همکاری با افراد و نشانی های آن ها، حداقل در درازمدت از جریانی حمایت خواهیم کرد که با رشد مشخصه های آن ها، نشانی های نیز شکل گیرند تا در جای آلوده گی صوتی رسانه های تجارتی- حزبی، نیاز، حیثیت و وقار مردم و مملکت با صدای واضح، پخش شود.

با اشتراک در برنامه ها، اجتماعات و محافل جریان های فاقد حیثیت، آگاهی و سواد، از پروسه ای حمایت کردیم که ماحصل آن، ساخت همین فرهنگی ست که می بینیم در هیچ کجای آن، اصول، معیار ها، منافع، ارزش ها و نیاز های واقعی خودمان، جای ندارند.

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder