27.01.2017 (08.11.1395)
داکترسیدخلیل الله هاشمیان

قابل توجه زبان شناسان افغان

آقای  سدید خودراجامع الکمالات میخواند!

من قبول دارم که آقای سدیدیک نویسنده است، امانقطۀضعیف وقابل اصلاح دراطواراواینست که خودراجامع الکمالات میخواندومتاسفانه درسن وسالی قرارداردکه این خصلت نامیمون راترک داده نمیتواند.آقای سدیددرمقالۀ مورخ 10 جنوری خوداین طالب العلم رادرچندباب موردسوال قرارداده که باتخفیف تکلیف نمونیااینک بجواب شان حاضرشده ام.

خلص سابقۀ موضوع ازینقراراست که یک سلسله مقالات درسه بخش تحت عنوان "من آنچه شرط بلاغ است باتومیگویم"بقلم آقای سدیدبتاریخ 26/12/2016 آغازشده ومجموعادر16صفحه طفل نوزادی مانندآقای انجنیرقیس کبیرراکافی  پند واندرزداده بود.آقای سدیددراولین بخش این مقالات مقبولیت کلمۀ (دانشگاه) رامطرح ساخته وشکایت خودرادرموردکلمۀ پوهنتون باین کلمات بیان نمود: "شکی نیست که من به اعضای پشتوتولنۀوقت که تنها کلمۀ "پوهنتون" راانتخاب واختیارکردندایرادگرفته ام..."،ودرادامۀآن بحث (دانشگاه وپوهنتون)هردورامعادل شناخته، واماترکیب "گاه"راکه یک چزء  کلمۀ(دانشگاه) میباشد،(اسم)شناخته وکلمۀ(دانشکاه)رامتشکل ازدواسم (دانش + گاه)معرفی کرده، ترکیب(گاه)راهم(اسم مکان)وهم به معنی(عصر، زمان)بحیث(اسم زمان)معرفی کرده بود.این توضیحات ومدعیات آقای سدید در مقالۀمورخ 26/12/16اودرین پورتال نشرشده است.

مدعیات آقای سدیدازنظرزبانشناسی، شعبۀ نحوودستورزبان دری، غلط فاحش  است، بنابران من باقتضای مکلفیت مسلکی خودبتاریخ 7 جنوری 2017 بدون ذکرنام یامقالۀکسی، این غلط فاحش دستوری رادردوصفحه تصحیح وتوضیح کردم. آماآقای سدیدکه ازاصول وموازین علم زبانشناسی باستثنی چندنام وعنوان چیزی نمیفهمد،زیرادرین رشته تحصیل نکرده، ازتصحیح یک غلطی فاحش مشتعل شده درمقالۀمورخ 10جنوری 2017خودتوضیحات قبلی مراکه گفته بودم ترکیب (گاه)دردستورزبان دری اسم شناخته نشده، بلکه تنها بحیث پشوندمکان شناخته شده است، ردنموده واستدلال مرا "ایرادگیریهای بی بنیاد" خوانده است. دستورزبان که به شعبۀنحو تعلق داردویک علم قبول شدۀساینتفیک میباشد، آقای سدیدعلم مثبته را  باتصورات خودش که به سفسطه می انجامد، قضاوت میکند، قناهت دادن او مشکل است. موصوف غلطهای سابق خودراتکرارکرده، اینبارترکیب (گاه)را بااصرار(اسم) و هم آنرا(پسوند)خوانده وبطورمشخص ازمن میپرسد که:

"آیاشماقبول داریدکه لغت (گاه)اسم است یانه؟ همچنین آیا قبول دارید که لغت(دانش) نیزاسم است یانه؟"

سوال فوق آقای سدید،که مبتنی برلجاجت ونادانی اوازموازین علم دستور زبان دری میباشد، اینک توسط یک زبانشناس واستادسابق همین رشته در  پوهنتون کابل که مدت هفت سال نیزدردوپوهنتون امریکادرکلوفرنیا تدریس کرده، ارائه میشود:

ترکیب(گاه)هیچوقت دردستورزبان دری بحیث(اسم)شناخته نشده، بلکه بحیث پسوند مکان شناخته وتعریف شده است. کلمۀ(دانش)بحیث اسم شناخته شده و ترکیب(دانشگاه)ازنگاه دستورزبان دری یک کلمۀمرکب است متشکل از یک (اسم) ویک(پسوند)وآن پسوند(گاه)رادستورزبان دری(پسوند مکان)تشخیص کرده است.

نکتۀدیکرانتقادآقای سدیدبالای تعریف(اسم)است که درکتاب(دستورمعاصر زبان دری)تالیف مرحوم پوهاندنسیم نگهت،چاپ پوهنتون کابل سال 1348- 1959 قرارذیل درج میباشدودرمقالۀ قبلی من عینااقتباس شده بود:

"اسم ازنگاه معنی نام شخص،جاه ها،چیزهاومفهوم هاست- اسم ازرهگذر ساخت ومعنی به دوبخش تقسیم میشود: ازنظرساخت کلمه، سه نوع است: ساده، مشتق، مرکب...(وهرکدام آن با مثالها در12 صفحه تعریف شده است).وجۀمشخصۀ اسم آنست که بشکل نام یاضمیردرجمله،درموقف فاغل قرارگرفته میتواند."(صفحات 52 تا 64).

ازکتاب "روشی جدیددرتحقیق دستورزبان دری" تالیف مرحوم پوهاندمحمد رحیم الهام، چاپ پوهنتون کابل، سال 1349-1960 :

"اسمیه هادرجملۀمورفیم های آزادبه گروه های اسم وصفت، ضمیرومورفیم های شمارتقسیم میشود:اسم درزبان دری واجدخصوصیات ذیل است:واجدجنبه های عام وخاص وعددمیباشد(مفردوجمع)، پسوندو پیشوند می پذیرد، بحیث ضمیراستعمال میشود..."(تفصیلات درصفحات 65-109).

(هاشمیان دوکتاب فوق راتا پرتبۀ پوهنمل مدت 10 سال، قبل ازتحصیل در امریکا، درصنوف اول تدریس کرده است).

اقای سدیدازدماغ خودکه باموازین دستورزبان دری چندان آشنا نمیباشد، یک جملۀمدغم دورودرازساخته که درآن میرمحمدشریف(بحیث فاعل) واحمد (بحیث مفعول) قرارگرفته، وباساس این جملۀ مختلط ومدغم ساخت خودش، ادعای فوق پوهاندنگهت راناقص وغیر قابل قبول میداند.جای تاسف است که اقای سدیدتعریف علمی فوق رادرست نفهمیده وتحلیل نتوانسته، چونکه باموازین دستورزبان دری آشنایی کافی ندارد.آقای سدید قصداخودراگول میزند و متن تعریف راناخوانده ونافهمیده میگوید تعریف پوهاندنگهت بخاطری غلط است که درجملۀساخت خودش نام(احمد)بحیث مفعول قرارگرفته- امادرتعریف نگهت گفته شده که "...اسم بشکل نام یا ضمیر درموقف فاعل قرارگرفته میتواند." تکرارتوضیح میشوداینکه احمد "نام" است، دیگر ینکه فقرۀ " قرار گرفته میتواند" معنی قطعیت وانحصاری راندارد، یعنی نگهت نگفته که اسم درجمله تنهاوفقط بحیت فاعل قرارمیگیرد،بلکه دونام ودواسم دریک جمله بحیث فاعل وهم مفعول قرارگرفته میتوانند، چنانکه این وضع درجملۀساخت آقای سدیدبمشاهده میرسد.این موضوع یعنی موجودیت دونام یادواسم دریک جمله،یابحیث دوفاعل،مثلا(شریف رفت واحمد آمد) ویابحیث فاعل ومفعول، مثلا "شریف به فرق احمدزد" قرارگرفته میتواند، وقرارگرفتن چنین موقف های(اسم)درجمله،ازجملۀالفبای دستور زبان دری است.(جملۀ مختلط ومدغم ساخت آقای سدیددراخیراین مقال عینا نقل و تشریح میشود).

نکتۀبسیارمهم وجالب که باراول ازقلم یک افغان تراوش کرده وبیانگر خصلت دایمی آقای سدیداست،هماناایمان واتکای او به ولینعمتان ایرانی او،آقایان محمدمعین ودهخدا، میباشد، که ازآثارآنها چندمثال در رد تعریف پوهاندنگهت اقتباس کرده است. آقای سدیدپوهاندودانشمندافغان و کتاب اوراناآگاه وبیمقدارشناخته ومیگوید:" میخواهم قبل ازاینکه نظرخود رادرباب گفته های فوق آقای نگهت سعیدی که طرف تائیدهاشمیان هستند،بنویسم،یاهرکس دیگریکه هستند،ازمرجع معتبرتروطرف تائیدخودچند سندمبنی براسم بودن کلمۀ(گاه) رابشکل نمونه ارائه کنم."

ازقول محمدمعین:" گاه(1)زمان،وقت،عصر،دوره و...: (غلط است-هاشمیان)

"بصورت پسوندزمان استعمال شود:خوردنگاه،رزمگاه."(غلط است–هاشمیان).

به دانش وبینش محمدمعین تعجب کردم که"خوردنگاه"،موضع یا محل خوردن را وهم "رزمگاه"، موضع یا محل جنگ را، که هردوبطورقطع اسم مکان میباشند، و(گاه) هم درهردومثال پسوند مکان است، آنراپسوندزمان خوانده است. 

از قول دهخدا،ازجلدیازدهم لغت نامۀ 14 جلدی دهخدا:

" گاه(1)سریر... جا- جای-مکان- مسند...مقام" (درست است- هاشمیان).

"گاه(پسوند)این مزیدبه بعضی کلمات ملحق شودومعنی زمان دهد."(پسوند بودن گاه درست است، امامعنی زمان آن بکلی غلط است –هاشمیان).

"گاه(1)عصر، دوره، زمان، فصل، موسم" (بکلی غلط است –هاشمیان).

"گاه(پسوند)زمانی بکلمۀ(فارسی وعربی)پیوندد ومعنی مکان وجای دهد." (درست است –هاشمیان).

(اقوال فوق محمدمعین ودهخداعیناازمقالۀمورخ 10 جنوری آقای سدید اقتباس شده اند).

خوب شدکه آقای سدیدازولینعمتان ایرانی خودکه زبانشناسان "قرن فرنی" بودندواسم راازپسوند تشخیص نتوانسته بزیرخاک رفته وآثارناقص ازخود بجاگذاشته اند،مثالهاونمونه هایی قطارکرده که من نقل واقتباس اقوال  فوق رااززاویۀ علم زبانشناسی ننگ وعارمیدانم. لهذابحث بیشتررادر زمینه لازم نمیدانم، چونکه آقای سدید به دانش ناقص ولینعمتان ایرانی خودایمان دارد، ودرصورتیکه محمدمعین ودهخداترکیب (گاه)رااسم خوانده باشند،آنهادرامتحان مبادی دستورزبان دری/فارسی ناکام میباشند،زیرا:

1) محمدمعین ودهخداوشاگردافغان شان ترکیب (گاه=/gaah/)راکه ارزش صوتی آن(/گ/ + /آ/+/ه/{هه هوز})میباشد، و در دستورزبان دری/فارسی بحیث پسوندشناخته شده،نه تنهااسم مکان، بلکه درعین زمان(بمعنی عصر،زمان، دوره،عصر)بحیث اسم زمان نیزشناخته اند،درحالیکه هیچیک ازدستورهای معاصرزبان دری درافغانستان (وشایدهم دستورهائیکه توسط زبانشناسان معاصر درایران تالیف شده باشند،ترکیب(گاه)رااسم نشناخته واسم تعریف نکرده باشند، که اگرکرده باشنداشتباه کرده اند، زیرا/گاه/فقط وتنها پسوندمکان میباشد، نه اسم.

2)محمدمعین ودهخداوخانلری زبانشناسان دوران خودبودند،وبیشتر تحت تاثیر دستوروصرف زبان عربی قرارداشته،ارزش صوتی کلمات دری رادر درنظرنگرفته، راجع به رول وموقف دستوری کلمات قضاوت میکرده اند. مثلاآنهاکلمۀ(گه=/gah/)راکه ارزش صوتی آن(/گ/+/واول فتحه/ + /ه/{هه هوز})میباشد،واسم زمان است،(گاه=gaah/  /)می نوشتند وآنرابه غلط اسم مکان وهمچنین اسم زمان میخواندند.این زبانشناسان قدیمی هریک بنوبۀ خودخدماتی انجام داده وآثاری بجاگذاشته اند- مرحوم ملک الشعراء افغان استادبیتاب برای زبان دری که درآنوقت(فارسی)نامیده میشد، دستوری به اساس معاییردستورزبان عربی تالیف کرده بودند که دراوایل تاسیس پوهنحی ادبیات چنددوره درآنجاتدریس میشد.این قصوردرایران و افغانستان بخاطری رخ داده بودکه علم معاصرزبانشناسی دروسط دهۀ 1960 درایران و دراخیر آن دهه به افغانستان رسیده بود- باساس موازین این علم، باراول درافغانستان به ساختمان صوتی کلمات تدقیق صورت گرفت. بعدازآن، یعنی بعدازسال 1348 شمسی (1960م)  بود که دستورهای زبان دری به اساس واقعیتهای صوتی وساختمانی کلمات زبان تالیف وتوسط پوهنتون کابل چاپ شده اند.

اکنون که مابه کوتاه بینی واشتباه زبانشناسان قدیمی ملتفت میشویم، بایدواقعیت رابگوئیم وبپذیریم.من آقای سدیدرامقصرنمی شناسم، زیرا اوزبانشناس نی،بلکه مقلداست وهرچه درآثارمحمدمعین ودهخدادیده بدون سنجش به آن باورکرده وآنرا بحیث سندنقل وارائه کرده است. چندمثال (گه=/gah  /)بحیث اسم زمان راقبلانوشته بودم واینک تکرارمیکنم :

درمسیر زنده گی گه خوب گه خراب پدیدآیداحمدگه به درمیزندگه بدیوار

محمودگه بمن مینگریست گه به تصویرماین طیاره گه پخش گه بلندمیشود

درزمستان گه باران گه برف میبارد- سرک سالنگ گه بازگه بسته میباشد

نویسنده گان وشاعران افغان بعضافونیم یاصوت/ی/ رابه اسم زمان /گه/ اضافه کرده آنرا(گهی)مینویسند، این اضافت صوتی هیچ تغییری درمعنی کلمه واردنمیسازد، بلکه یک تعادل مورفوفونیمیک(صرفی/صوتی)بوجودمی آوردکه درهمه زبانها رایج است، ومثال دیگری هم درزبان دری داریم که گلمۀنفی(نه=/ن/+/ه/{هه هوز})به(نی= /ن/+/ی/=/nai /)تبدیل میشود.

من به اساس علمیکه آنرازبانشناسی میگویندوبحیث یک علم مثبته وشعبه ای ازعلم بشرشناسی قبول شده ومن مدت هفتسال این علم رادریگ پوهنتون معروف امریکا تحصیل کرده ام،آنچه درموردپسوند(گاه) و اسم زمان (گه)  لازمۀ گفتن بود،باقبول مسئولیت، گفته ام- سفارش من اینست که افغانها اسم زمان(گه)را(گاه)مینویسندکه پسوندمکان است،این عادت راتغییردهند  وبین پسوند(گاه)واسم زمان(گه)فرق وتشخیص قایل شوند.اینست یک واقعیت صوتی وساختمانی زبان دری که تاحال موردتوجه قرارنگرفته است.

ازجناب آقای سدیدتقاضامیدارم این مقالۀ مرانزدزبانشناسان ایرانی و افغانی (منجمله جناب استاداسحق نگارگرکه زبانشناس مسلکی میباشند و جناب آقای خلیل الله معروفی که بزبانهای دری وعربی مسلط وهم درعلم صرف زبان عربی دسترس کافی دارندو هردودراروپامیباشند)و سایرزبانشناسان، بقضاوت بگذارندومنتظرقضاوت کسانی باشندکه مسایل مربوط بصرف ونحو زبان راازطریق معیارهای علم زبانشناسی بررسی میکنند، نه ازطریق فلسفه .

 

یک جمله ای که آقای سدیدبحیث نمونه درردتعریف جمله توسظ پوهاندنگهت ارائه کرده،ازینقراراست- قسمتی ازتعریف نگهت اینست:"وجه مشخصۀ اسم آنست که بحیث نام یاضمیر درجمله درموقف فاعل قرارگرفته میتواند."

"میرمحمدشریف، ملای مسجدگذر،بااعصایش محکم به فرق احمد،که باعث اذیت مردنابینا وفقیری شده بود،زد."   

تشریح معانی شامل  جملۀ مختلط ومدغم فوق الذکر آقای سدید:

میرمحمدشریف ملای مسجدگذربود- میرمحمدصدیق احمدرابااعصایش زد – میرمحمدصدیق بفرق احمد زد- ...محکم زد - احمد دراز بود- احمدباعث اذیت مردی شده بود- مردی که نا بینا وفقیر بود.

درجملۀفوق میرمحمدشریف فاعل زدن احمد، واحمدمفعول فعل زدن است – درهمین جمله:احمدفاعل اذیت مردنابیناومردنابینامفعول فعل اذیت است-  گویا درین جمله سه اسم( سه نام: شریف ،احمد،مردنابینا)وجوددارندکه بقرارتعریف نگهت هرکدام این سه اسم(نام) بحیث فاعل یا مفغول فعل درجمله قرارگرفته میتواند. درجمله ای که سدید نوشته مغعول(احمد) باردیگر فاعل یک فعل قرارگرفته است.    

با عرض احترام – سیدخلیل الله هاشمیان – 24 جنوری 2017

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder