05.01.2017 (16.10.1395)

فرق بین اسم و پسوند وترکیباتیکه از امتزاج این دو ساخته میشوند
داکترسیدخلیل الله هاشمیان

درجایی به ارتباط ترکیب "دانشگاه" خواندم که بمسایل زبانشناسی از قبیل اسم،پسوند،پیشوند تماس گرفته شده بود- به اقتضای مکلفیت مسلکی خود لازم دانستم بینش مسلکی خود را درزمینه بعرض برسانم.

درآن مقاله "گاه"ازنظردستورزبان دری اسم خوانده شده باچنین ذهنیتی که گویا بحیث پساوندازآن برای ساختن اسم ازاسم نیزکارگرفته میشود. هکذامعنی دیگر"گاه"بحیث "وقت" و "دوره" یا"دوران" نیزخاطرنشان شده است.

درینجااولترتعریف(اسم)و(پسوند)را ازدستورهای زبان دری که درپوهنحی ادبیات پوهنتون کابل تدریس میشدندبرای مزیدمعلومات خوانندگان محترم  تقذیم میکنیم:

از "دستورزبان معاصردری"، تالیف پوهاندمحمدنسیم نگهت سعیدی، چاپ پوهنتون کابل، سال 1348-1969 :

"اسم ازنگاه معنی،نام شخص، جای ها، چیزها ومفهوم هاست –اسم ازرهگذر  ساخت ومعنی به دوبخش تقسیم میشود:ازنظرساخت کلمه، سه نوع است:ساده-  – مشتق – مرکب...(وهرکدام آن با مثالهادر 12 صفحه تعریف شده است). وجه مشخصۀاسم آنست که بشکل نام یاضمیردرجمله،درموقف فاعل جمله قرار گرفته میتواند."(صفحات 52 تا 64).

اکنون به اساس تعریف فوق می بینیم که درهیجنوع جمله(گاه) بحیث فاعل موقف گرفته نمیتواند!

کلمه های نامستقل :پیشینه ها وپسینه ها- وندها: پیشوندها وپسوندها (صفحات 85 -100).

"وندهاکلمه های نامستقلی است که درگفتارونگارش دری، مانندبیشترزبان های آریایی، برسرِکلمۀمستقل یادرآخرآن (که غالباًشکل ریشۀ فعل و ریشۀ اسم وگاهی شکل ساقه را میداشته باشد)می آیند. به کمک وندها، یا فعل تصریف میشودیاازریشۀ فعل واسم وصفت، جملۀ جدیددیگری(اسم وصفت وقید) ساخته میشود."

از کتاب "روشی جدیددرتحقیق دستورزبان دری"،تالیف مرحوم پوهاند محمد رحیم الهام، چاپ پوهنتون کابل، سال 1349- 1960 :

" اسمیه هادرجملۀ مورفیم های آزادبه گروه های اسم،صفت، ضمیرومورفیم  های شمارتقصیم میشود: اسم در زبان دری واجد خصوصیات ذیل است: واجد جنبه های عام وخاص وعددمیباشد(مفردیاجمع)- پسوندوپیشوند می پذیرد-بحیث ضمیراستعمال میشود..."(تفصیلات درصفحات 65-109).پوهاندالهام در تشریح اسمیه هاازاصطلاحات خاص علم زبانشاسی(ازقبیل فونیم ها، مورفیم ها،الومورف هاوغیره کارگرفته که تکرارآن برای اشخاص غیرمسلکی قابل فهم نمیباشد.)

پیشوندها وپساوندهاآن نوع اجزاء زبان اندکه دراول یاآخراسمیه ها و فعلیه ها قرارگرفته ترکیباتی با معانی جدید میسازند..."(تفصیلات در صفحات 120 تا 131).

این طالب العمل(هاشمیان)به محتویات کتابهای فوق بحیث دوتحقیق علمی که باراول وچوه اختلاف بین زبانهای دری وفارسی رانیزبیان داشته،باور دارم وآنها رادرصنوف اول پوهنحی ادبیات تدریس کرده ام- لهذاتکرار بعرض میرسانم که ترکیب(گاه=/gaah/)اسم نی، بلکه(وند)است.

وندچنان ترکیب لفظی راگویند که دراول یاآخر کلمات قرارمیگیردو بحیث پیشوندیاپسوند(پساوند) بااسمیه های مختلف استعمال میشود.

وند(گاه=/gaah/ )دراکثرمواردپسوندمکان میسازد،مثلا:دانشگاه–آرایشگاه- عبادتگاه– زایشگاه– توقفگاه وغیره. البته پسوند(گاه)به معنی محل و تخت و موضع نیزبکاررفته که دلالت به مکان باشد.

ازتوضیحات فوق به این نتیجه میرسیم که ترکیب (گاه= /gaah/)تنهاو فقط پسونداست، نه اسم.

نویسندۀآن مقاله همین پسوند(گاه=//gaah)رادرعین زمان بحیث "پسوند زمان" تشخیص کرده ومعنی آنرامعادل "وقت" و"عصر" تلقی نموده، حتی "دانشگاه"راسرچپه "گاه دانش"ساخته وآنرا"وقت یاعصردانش" خوانده است ومقصداوازین تلاش اینست که پسوند(گاه=gaah//)راعلاوه برپسوندمکان بحیث پسوندزمان نیزبشناساند. من اوراملامت نمی شمارم،زیرازبانشناس نیست، بلکه این مسئله رااز زاویۀفلسفه بررسی کرده است.درین قضیه جهازصوتی (phonetics )واصول ساختمانی کلمات(morphology)زبان دری دخیل است وتوضیح این قضیه تنهااززاویۀعلم زبانشناسی میسرمیباشد،قرارذیل :

1)وند (گاه=//gaah)اسم نیست، بلکه بحیث پسونددراخیرکلمات مستقل(دانش،  خواب،زایش،توقف)وغیره اسم مکان میسازد، مثلا(دانشگاه، زایشگاه، خواب گاه، توقفگاه) وغیره.

2)نویسندۀمقاله بین "گاه"و(گه)تشخیص نتوانسته زیرازبانشناس نیست، و اکثرافغانها(گه= gah //)راکه اسم زمان است پسوندشناخته و(گاه=/gaah/) می نویسند.(گه=/gah/)پسوندنیست، بلکه یک کلمۀمستقل واسم زمان است. ارزش صوتی پسوند(گاه=/gaah /)متشکل است ازسه فونیم(گ +آ + ه{هه هوز}) ارزش صوتی کلمۀ(گه=/ gah/) که اسم زمان است،متشکل است ازسه فونیم(گ + واول فتحه+ه{هه هوز})- دررسم الخط فونتکس(علم الاصوات)فونیم/آ/ زبان دری را/aa  / یا/A/ می نویسند،امافونیم/کسره/ ونیز/الف/ را/a/  می نویسند.

بمثالهای ذیل ازاستعمال کلمۀ(گه=/gah/)بحیث اسم زمان توجه فرمائید: درمسیرزندگی گه خوب گه خراب پدیدآید- احمدگه بمن مینگریست گه به تصویرم- او گه به در گه به دیوار میزند- درزمستان گه باران گه برف میبارد- این طیاره گه پخش گه بلند میشود- سرک سالنگ گه باز گه بسته میباشد.

هرگاه نویسندگان فونیم /ی/ را به اسم زمان(گه)اضافه کرده،آنرا(گهی)  بنویسند،مجازاست، زیرااین فونیم اضافی نه معنی اضافی به اسم زمان (گه) می بخشد ونه ثقلت تلفظ ایجادمیکند، یعنی این فونیم اضافی /ی/ پسوندشمرده نمیشود،بلکه یک وظیفۀ(مورفوفونیمیک = سهولت تلفظ)رااجرا میکند- مثال این عملیه درترکیبات ذیل که ازیک کلمۀدری ویک پسوند عربی/-آت/ (رسم جمع مونث عربی)ساخته شده، خوبتردیده میشود:

میوه جات – هزاره جات – سبزیجات – گمرکات

درهرکدام ازچهارترکیب فوق کلمۀاصلی(میوه–هزاره– سبزی–گمرک)یک کلمۀ مستقل ومفرددری است که باپسوندعربی/-آت/ یکجاشده بهریک مفهوم(جمع) رابخشیده است –اما چرا(میوه آت – سبزی آت – هزاره آت)تلفظ نمیشوند؟ واین صوت /ج/ازکجاو چراپیداشده؟ جواب ازینقراراست :

همه زبانهابرای رفع ثقلت درتلفظ وایجادسهولت درتلفظ، خصوصاهنگامیکه دو واول(مصوت)پهلوی هم قرارگیرند، یک صوت به آن کلمه اضافه میکنند. درموردترکیب(گمرکات)جونکه صوت واول درپهلوی صوت کانسوننت(صامت)قرار گرفته، ثقلت تلفظ وجودندارد، لهذاصوت اضافی ضرورت نیست.

بهرحال، هدف ازنگارش این تشریحات انتقاد بالای کسی نیست، بلکه اصلاح یک غلطی درذهنیت عامه است و این توضیح راغیراز زبانشناس، شخص دیگری ارائه کرده نمیتواند. با عرض احترام .

سیدخلیل الله هاشمیان – مورخ 4 جنوری 2017

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentar schreiben

Kommentare

  • A. Halim Hakimi (Montag, 09. Januar 2017 01:56)

    این طالب العمل(هاشمیان)به محتویات کتابهای فوق بحیث دوتحقیق علمی که باراول وچوه اختلاف بین زبانهای دری وفارسی رانیزبیان داشته،باور دارم.

    عملیه درترکیبات ذیل که ازیک کلمۀدری ویک پسوند عربی/-آت/ (رسم جمع مونث عربی)ساخته شده، خوبتردیده میشود

    Quite noticeable how hard still Dr. Hashimian try to disconnect Dari from Farsi and constantly present Dari as a mere subset of Arabic. However, the fact remain the same that Dari/Farsi are the same and one language with no common root with great language of Arabic.

    Farsi/Dari and Arabic belong to two different family of languages.

    A positive side affect of language commonality is easily observable in daily encounters:

    At the moment of togetherness with Iranians, right away presentation of cup of tea with complementary sweeteners such as "qand khishti " or "kishmish and " badam " remind me as being right at home in the province of Kunar or in the village of Estalif in Parwan province. A Persian insistence gesture of " Ter ba khuda basheen ba ma yekjaa qaza bekhoreed " remind of exact hospitality behavior in Panjwayee of Qandahar.

    Of course, clerics led government of Iran and its policies vis-a-vis Afghanistan is a separate topic.

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder