28.01.2018 (08.11.1396)

فرصت های پاک سازی نظام

مصطفی «عمرزی»

از تمام آزمون های مدیریت، ناکام به در شدند! ارقام و احصائیه ها نشان می دهند در حاکمیت آلوده ی ائتلافی در 16 سال اخیر، سیاهی یک گروهک سیاسی منسوب به یک اقلیت قومی، با انحصارات کامل در ریاست امنیت ملی، وزارت دفاع و وزارت داخله، جمع کثیری از مردمان بی سواد، وابسته و غیر حرفه یی را فقط به نام سوء استفاده تحمیل کرده اند.

 در پیامد حوادث دلخراش، خبرسازی و تبصره، گویا این که فقط تکنوکراتان مسوول می شوند، با چیره گی تبلیغاتی از کنار واقعیت هایی می گذرند که می بینیم بی کفایتی محض ماموران وابسته و بی سواد منسوب به تنظیم ها، پس از هر حمله، با حصارکشی سمنتی، فضای کوچک مردم را کوچک تر می کنند.

درمانده گی در برابر حملاتی که تقریباً در بیش از یک دهه بسیار شبیه هم بوده اند، با توجیه این که چنان و فلان شبکه در عقب پیچیده گی های آن ها قرار دارد، باعث نمی شود از این حقیقت غافل شویم که در برابر آن ها، پیچیده گی های یک سیستم آلوده، به حدی رسیده اند که در بافت سیاسی آن ها، اولویت هایی که از سوی دولت تامین می شوند، در عقب زد و بند برای تقسیم قدرت قرار بگیرند.

مجموعه ای از بی مقدار ترین افراد وابسته به یک گروهک تنظیمی را از غار های کوه ها به شهر ها کشانیدند تا دهاتی بچه ها و مردان بی سواد که در نمونه ی سقاوی دوم ثابت کردند، هرگز با ثبات نیستند، اجزا و عناصر نظامی شوند که در واقع پس از هر مصیبت جنگ، از شومی شوم، تقصیر به گردن تکنوکراتانی می افتد که همیشه اعتراف می کنند اگر کمک های خارجی نباشد، بیش از شش ماه، عمر ندارند. بیان این حقیقت، به این تلخی می رسد که دوستان خارجی با طرد یک سو و تحمیل سوی دیگر، بنای کجی گذاشته اند که اگر به پایان برسد، پایان کار همه را تضمین کرده است.

 با گذشت روز هایی که هفته می شوند و در سیر، به ماه و سال می رسند، فرصت های اندکی باقی مانده اند. در تنازع کنونی، قربانی، از هر سویی که باشد، نمی تواند روی این حقیقت سایه بیافگند که از ضعف ها استفاده می کنند؛ اما این مُعضل منوط است؟ در دستگاه آلوده ی کنونی، ریخت نحس عاملان چهل سال بدبختی، از رفقای کورسکی و بی کفایت تا اوباش تنظیمی، ریسمان درازی ست که بر گردان مردم و دولت محکم کرده اند. در این منگنه، نه فقط سیستم را آلوده کردند، بل بر اثر نهادینه گی آن، تغییر به منظور اصلاح، به حدی دشوار شده است که کنارگذاشتن یک آدمک معمولی (والی بلخ)، به رشته های عصبی می ماند که در تمام تار و پود مملکت تمدید کردند، اما کسی از معیاری نگفت که در مردمسالاری های غربی، جای یا حاشیه ای برای تبارز نااهل می شناسند یا نه؟

 ماوقع پس از حوادث خونین، در دو جنبه ی عاطفی و سیاسی، افغانان را در هیجان و التهاب درگیر می کند، اما در این تکرار، این رُخ حقیقت کم سو می نماید که چرا پس از بهای هنگفت تجربیات خونین، آگاهی برای درک بیشتر، به ابعادی نمی رسد تا بدانند که برای وقایه و پیشگیری، نیازمند چه استند؟ به صراحت می گویم و می دانیم که سیستم فاسد، آلوده و وابسته ی کنونی، هرگز در وجود بی همه چیز ها و ناکسان، به دست آورد نمی رسد.

برای راه انداختن درست چرخه ی نظام، بهتر است به جای چرخه بگیران بی سواد، فاسد و مجرم، جایی برای این تفکر باز شود که در تداخل وظیفه وی، بهتر است از این حقیقت تلخ فرار نکنیم که مجموعه ی تحمیلی- تنظیمی در ناتوانی های محض، دیگر نباید و نشاید که در راس امور باشند.

ما می دانیم که سگ جنگ های داخلی، چه مراتب و درجاتی داشته اند، اما شیوه ی مدیریت نظام، به معنی اداره ی مجموعه ی بزرگی از نهاد های دولتی، تجربه ی غارنشینی یا تنازع افرادی نیست که در دشت ها و کوه ها، بیشتر با صفت کمینچی، اگر چند سرباز روس و عسکر بی چاره ی «جلب و احضار» را می کشتند، چند برابر آنان را در رقابت های تنظیمی خودشان خورده اند.

از عجایب چند گانه ی حکومتی که از وصله و پینه ی تمام عناصر، از خوب و خراب و از تضاد و تناقض ساخته بودند، یکی هم کمیسیون اصلاحات اداری بود. متاسفانه چند سال مدیریت داماد فاشیست و بی کفایت ربانی (احمد مشاهد) این اداره را به لجنی کشانید که حالا ارقام پُست های خالی چند ساله نشان می دهد، نظامی که برای دست آورد های آن همیشه به درخشش رسانه یی متوسل می شوند، در انعکاس این درخشش، چه قدر میان تهی و ناچیز است. در این هفت خوان رستم، رقابت و اصلاحات را در حد زیر صفر، به حدی نهادینه کردند که با صرف نمایشات ظاهری آن ها، فقط شماری فریب می خوردند و بر اثر موقعیت سیاهی لشکر، اسناد فریب و جعل تکمیل می شدند. در این مسیر در کرسی هایی که از قبل تعیین شده بودند، سلسله ای ابقا می شود که به ویژه در راس آن، معلوم بود این اصل (وابسته گی) از کجا آب می خورد.

می گویم برای این که ادبیات اصلاحات کامل شود، بیایید بخش دیگری را نیز باز کنیم که با وارد کردن تغییر و اصلاح، به نوبت سازمان های امنیتی «برساند». هرچند تلخی این حقیقت که زیر فشار سیستم آلوده، بسیار موثر نخواهد بود، اما در انعکاس رسانه یی آن، به فرهنگی کمک کنیم که اگر برای بقای مملکت، گام های صواب برندارند، معلوم است که پس از شش ماه، مجموعه ی معاش خور بی کفایت، اگر تنظیمی باشند، به کجا رجوع می کنند؟

 خوب است به تغییر و تبدیل بیاندیشیم! این کشتی شکسته، نیاز به سکاندارانی ندارد که حتی در غرق شدن آن، می اندیشند در بقایای چوبی و فلزی آن، چه قدر مفاد است؟

پیامد ناگواری ها در مهار گسیخته گی هایی که به نام آزادی و رسانه تضمین کرده اند، همیشه با این باور متمم می شود که گویا مسوولان بی دوسیه (تکنوکراتان) مسوول می شوند، اما مهارت های تنظیمی و گرایش ها به این اغماض کمک کرده اند تا خیل عظیم اوباش تنظیمی در نظام، در حالی که در تمام مقدارت تحمیل شده اند، در عافیت بمانند. از خود بپرسند، اینان برای چه خیر و صوابی ابقا شده اند؟ من فکر می کنم پس از هر ناگواری، فرصت خوبی میسر می شود با تصفیه ی عناصر ناباب، بی کفایت و وابسته، به سیستم کمک کنیم.

انتظار خیر از نظام فاسد و آلوده که در همه جای آن، بحث گنده گی فکری برای     سهمیه ی قومی، به تعفن و اشمئزاز رسیده است، به آینده ای می رسد که پس از هر تراژیدی، درمانده گی این که چرا کاری نمی کنند، مردم را مایوس تر می کند. برای خیر و خدمت، نظام را اصلاح کنید! دیگر هیچ نیازی به اوباشی نداریم که در خیال روزگار جهل، کوهنوردی و رهزنی، فکر کرده اند عمل سلاح، کل دانش تامین اولویت های نظامی و سیاسی می شود.

شرح تصاویر:

نمونه ها و بقایای بازیگران فاسد که با تحمیل در نظام، بدون شک در تمام جوانب باخت، نقش به سزا داشتند و دارند. 

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentar schreiben

Kommentare

  • افغان (Montag, 29. Januar 2018 16:20)

    نظام نه اداره !!!!!!!!!!!!!!!!!
    نظام په خبلواک او خپل هیواد کی د هغه هیواد د فرهنګ له مخی ټاکلی کیږی زمونږ هیواد زمونږ خبل هیواد نه دی یعنی مونږ خپلواک نه بلواکه یو اشغال شوی وچه مو د ناتو او امریکا په ټانګو او هوا مو د هغوی په الوتکو پټه ده .زمونږ اداره د هغوی په واسطه استخدام شوی او نظام مو دیموکراتیک شیطانی نظام د هغوی له خوا د برچی په زور تپل شوی نظام کی بدلون د واشنګټن له خوا تر سره کیږی او !!!!!!!!!!!!!!۱

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder