30.10.2017 (08.08.1396)

فرزند کوهسار -نجیب سیرت-

مصطفی «عمرزی»

وسعت مشکلات و آینده ای که مبهم است، اکثر مردم ما را در بیان اعتراض و انتقاد، نمایان می کنند. فشار های ناشی از بحران متداوم و جنگی که پایان نمی یابد، یک نسل این کشور را در حال انتقال مفاهیمی نشان می دهند که از هفت ثور تا کنون- به نام مصایب سیاسی می شناسند؛ اما در خصلت عادت بشری، ازدیاد نیز می تواند در مقاومت روحی و جسمی به گونه ای موثر واقع شود که باوجود جنگ و بی خانمانی، زنده گی با تمام واقعیت اش، ما را دربر گرفته است.

پس از پایان امارت اسلامی طالبان، هجوم نیرو های خارجی و تشکیل حاکمیت جدید، باوجود نوع خاص اخبار که سوگمندانه تاکنون نیز مصایب جنگ را در حد بالا منعکس می کنند، رمق اقتصادی، فرصت های نو و فضایی که به اندیشه، کار و فکر، احترام گذاشته  می شود، افغانان رنج دیده را در شادمانی هایی که در چهل سال اخیر، مقطعه یی می مانند، به تنوع موضوع در جهان می برند و پس از محو دیوار های سیاسی، این انگیزه و اندیشه که در جامعه ی ما، فقط جنگ، تعیین کننده نیست، دسته ها، طیف و ردیفی از نام ها و کار هایی را معرفی می کند که بر ماهیت اخبار افغانستان، تاثیر می گذاشتند.

 دست آورد های جوانان افغان، سلسله ای از نام ها در ورزش، موسقی، فلم، هنر، فرهنگ و  مواردی را جهانی کردند که در این نوشته، بر مثالی از آن ها، بخشی از تنوع زنده گی در 16 سال اخیر را به یاد هموطنان می اندازم. ارزش این خاطره، به این اهم توجه دارد که با بزرگ نمایی و تداعی آن ها، از ارزش هایی دفاع کنیم که مبرهن کردند افغانان چند سال اخیر از رهگذر بلوغ فکری، به جایی رسیده اند که با احترام به افکار، ذوق دیگر یافته اند و در گسترده گی جهان بیرونی، کثرت گرایی را جزو مولفه های مهم زنده گی اجتماعی، حساب می کنند.

نجیب سیرت، همصنفی دوران مکتب من است. او در شمار آن دوستانم باقی ماند که بر اثر استعداد ذاتی، همیشه متفاوت بودند.

سختی ها و دشواری های فامیلی، از شان دوستی نکاستند که در میان همصنفیان، همواره با لقب «اول نمره»، ما را به تحسین وامی داشت. این سلسله تا پایان حاکمیت ربانی باقی می ماند و دوست خوب ما در زمان طالبان، به فرانسه هجرت می کند. تقریباً تا سال 1388 شمسی، هیچ اثر و خبری از کسی نداشتیم که خیلی زود، مفاهیم تعلیمی را فرامی گرفت و از این حیث، با «پارچه» ی عالی، دغدغه ی خاطر نداشت.

تعریف تمام ماجرا های دوران مکتب، آسان نیست. امور زنده گی، مسایل روانی، میلان و انگیزه ها در محیط مکتب که نظام اجبار است، تاریخچه ی طولانی دارد که ُپر از خاطره اند.

در سال 1388 شمسی در هنگامی که کار های فرهنگی ام بر اثر تشویق دوستان، مرا از این توهم بیرون کردند که «ناچیز نیستند»، نجیب سیرت را باز یافتم. این تماس، پس از تعیین رابطه با برادر او (حامد) بود که در لیسه ی استقلال، درس می خواند.

کوتاه پیام قلمی و تصویری از نجیب، مرا بی نهایت خوشحال کردند. او پسری شگفت انگیز بود و با کسب عالی مفاهیم تدریسی، به جنجالی نمی افتید که ما را به خصوص در ریاضیات، هندسه، مثلثات و الجبر، از مکتب و درس، بی زار می کردند.

پس از ده سال، ملاقات با دوستی که از صنف اول همنصفی شدیم، تاثیری دارد که تمام مکتب رفته گان می دانند.

زنده گی در فرانسه، کسب تحصیلات عالی و آینده ای که در آن جا در انتظار نجیب بود، او را در چهره ی دیگری معرفی کردند که قبلاً نمی شناختم. در این میان، امایی ظاهر شد که در طبیعت مردم این سرزمین کوهستانی، ذاتی می شود. فرزند ولایت کجکن، کوهنورد شده بود.

احساس بلندپروازی در کودکی، که بیشتر بر تمایل عجیب ما به انتخاب «پیلوط»، منجر    می شد، شاید در کوتاهی آن سالیان زنده گی که کودکی و نوجوانی اند، جالب باشد. تصور دنیای آینده برای کسانی که معمولی نیستند و متفاوت می اندیشند، نصب العینی      می شود که در سعی، اگر اقبال یابد، او را در سمتی، وجاهت اجتماعی و تاریخی می بخشد.

نجیب سیرت، آینده اش را در چکاد شهرت، در بلندی های طبیعت یافته بود. صحبت های زنده گی خصوصی و کاری او، زود به مشغله ی نو رسیدند و تصمیم گرفتم با آن چه در توان دارم، او را در مقامی کمک کنم که باعث خیر مملکت نیز بود.

در ده سال زنده گی در فرانسه، نام جوانی بر قله های کوه های اروپا، خبری نمی شود که با عادت دریافت خبر از افغانستان، غیر طبیعی نبود. در واقع تا زمان سقوط حکومت طالبان، حتی در حاشیه ها چیزی وجود نداشت که بنمایاند مردم ما، زنده گی را در آرامش نیز می شناختند.

نجیب سیرت با سفر به کابل، در این نوبت، می خواست از سعی و تلاشی بگوید که از پشتوانه ی شخصی بودند و همانند امثال او، آن خوشی های مردم را رنگ می بخشیدند که جوانان شان، در زمینه ی عاری از فساد جنگ، رقابت می کردند.

کاری به اهمیت فتح اکثر قله های کوه های آلپ، در حدی نهان مانده بود که در ده سال غیابت نجیب، چیزی از او نمی دانستیم. معرفی او به آشنایان، تلاش های رسانه یی و بالاخره تدویر کنفرانسی در تالار وزارت معارف که متاسفانه بر اثر عدم مراقبت ما، به درستی برگزار نشد، خاطراتی شدند که می کوشیدم در باب نو زنده گی، به دور از جنگ باشیم.

هشت سال پس از آن خاطره، در حالی که بار دیگر در دشواری های زنده گی «گم»   شده ایم، سطور آخر این خاطره را بر خطایی ختم می کنم که شامل حال به اصطلاح بلندپایه گان دولتی می شود.

تلاش های نجیب برای حمایت «وطنی» به جایی نمی رسند. او که تصمیم گرفته بود نام افغانستان را با فتح قله ی اورست در نیپال، به بلندترین نقطه ی دنیا برساند، با امکانات ناجیز و مصدومیت ناشی از یخ زده گی پا، به دیار هجرت می رود و در سلسله ای گم می شود که از ثمر کار و تلاش آنان، اخبار ماتم و بدبختی افغانستان، انحصارات خویش را از دست داده بودند.

یادآوری:

در زیر، متن خبرنامه ای را می خوانید که از آدرس «انجمن شاعران و نویسنده گان افغانستان» برای کمک به برنامه ها و شخصیت نجیب سیرت، در حدود هشت سال قبل، نوشته بودم.   

خبرنامه

اولین جوان افغان که موفق به فتح بلندترین قله های سلسله کوه ها آلپ در اروپا شد، تصمیم دارد بلندترین قله ی روی دنیا را نیز فتح کند.

نجیب سیرت، متولد ولایت خوش آب و هوا و کوهستانی پنجشیر است. وی آموزش های ابتدایی، متوسطه و عالی را در لیسه ی عالی استقلال به اتمام    می رساند. در دوران حکومت طالبان، وی که توانسته بود با استعداد عالی خود، زبان فرانسوی را فراگیرد، پس از آن که مجبور به مهاجرت به پاکستان می شود، موفق به اخد ویزا از سفارت فرانسه در آن کشور شده و به فرانسه هجرت می کند. نجیب، در کنار اشتغال برای تامین مخارج زنده گی اش، آموزش های عالی را در رشته های تخنیک کامپیوتر و طب دندان پی گیری کرده و موفق به اخد سند فراغت در این رشته ها در فرانسه می شود. در همین آوان بود که او به ورزش کوهنوردی علاقه مند می شود که با طبیعت وی که به ولایت کوهستانی پنجشیر تعلق دارد، کاملاً در توافق است.

نجیب سیرت با کوشش های پی هم، از سال 2000 میلادی از شهرک کوهستانی گرونوبل در فرانسه که محل زنده گی اش است، کوهنوردی را آغاز کرده و تا سال 2009، اکثر قله های سلسله کوه های معروف آلپ در اروپا را فتح می کند. او در ماه جولای سال 2009، بلندترین قله ی کوه های آلپ یا مون بلان را که 4800 متر ارتفاع دارد، به عنوان اولین کوهنورد افغان، فتح کرده است.

نجیب سیرت تصمیم دارد در سال 2010 در هم آهنگی و همکاری با یک موسسه ی فرانسوی، بلندترین قله ی روی دنیا یا اورست در نیپال را فتح و افتخارش را تقدیم تمام افغان ها و سرزمین اش کند. به امید بهروزی وی.

 

مصطفی «عمرزی»

انجمن شاعران و نویسنده گان افغانستان

کابل 7/8/1388 شمسی

یادآوری:

روز شنبه، نهم ماه عقرب سال روان، نشست خبری نجیب سیرت در تالار وزارت معارف، دایر می شود.

زمان: 1:30 بعد از ظهر

شرح تصاویر:

نجیب سیرت با روح الله نیکپا و تنی چند از همصنفیان دوران مکتب.

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder