14.09.2016 (24.06.1395)
عوامل شکست دولت اصلاح طلب امان الله
احمد شاه

چرا برنامه های او با شکست مواجه شد؟ چرا مردم اصلاحات امانی را نپذیرفتند و چرا حتی کارمندان دولتی که امان الله به آنان به عنوان مجریان برنامه های خود اهمیت زیادی قایل بود، از او حمایت نکردند؟
بسیاری ها در افغانستان باور دارند که امان الله در مدت کوتاهی پس از رسیدن به قدرت، دست به اصلاحات گسترده ای زد که فراتر از حوصله زمان او بود. این اصلاحات به زودی با چالش های زیادی رو برو شد. جامعه به شدت سنتی، که فرهنگ روستایی و قبیله ای در زندگی مردم آن عمیقا ریشه داشت، برنامه اصلاحات و تجددگرایی او را برنتابید.
1. نیروهای موثر در شکست دولت امانی: در شکست دولت امان الله اکثریت نیروهای که مخالف اصلاحات بود شرکت داشتند که هر کدام آنها قرار ذیل اند.
علما و مذهبی ها
این نیرو یکی از بزرگترین مخالفان دولت امان الله به شمار می رفتند چون با اصلاحات که ضد شریعت و رسم و عنعنات بود مخالفت داشتند و از کم رنگ ساختن نقش علما در اداره ها ناراض بودند، در قسمت علما اکثریت آنها به رهبری خانواده مجددی که در راس آن فضل عمر مجددی و صادق مجددی قرار داشتند، دست به شورش زدند.
محافظه کاران داخل دربار
این محافظه کاران همان سلطنت طلبان هستند که مخالف نظام مشروطه بودند مانند عبدالقدوس خان اعتمادالدوله و نادرخان سپهسالار، این دو چهره برجسته که هر یک در مقام های بلند قرار داشت، مخالف نظام مشروطه بودند و در سقوط دولت امانی نقش داشتند.
روشنفکران مشروطه خواه
روشنفکران مشروطه خواه به خاطر عدم توجه امان الله به اجرای مرام این جنبش دست به مخالفت زدند چون در مرامنامه جنبش آمده بود که مشروطه خواهان باید در دولت سهم داشته باشند ولی شاه بسیاری از پوست های کلیدی دولت را به محافظه کاران دادند. چهره های مطرح روشنفکران عبارت بود از عبدالهادی داوی، محمود طرزی و عبدالرحمن لودی که هیچ منصب بالا به این اشخاص نرسید البته وظیفه داشتند یعنی در اداره ها اجرایی کار می کردند اما پست های بلند را در دست نداشتند.
2. عوامل و انگیزه های مخالفت با امان الله:
عامل مذهبی و سنتی
چون بسیاری برنامه های امان الله مخالف مذهب و سنت های جامعه افغانستانی بود و افغانستانی ها نیز مذهب و سنت را محترم می شمردند به همین دلیل با شاه در مخالفت قرار گرفتند.
عامل عدم نقش روشنفکران در دولت- روشنفکران هر چند با شاه مخالف بودند اما هرگز در شورشها شرکت نمی کردند.
3. مراکز اصلی شورش در برابر امان الله: شورش ها از سه نقطه ذیل آغاز شد.
پکتیا و خوست، در این نقطه قیام تحت رهبری علما و سران قبایل صورت گرفت که در آن قبایل احمدزی، جاجی و منگل شرکت داشتند، زمانی که خانواده مجددی دست به قیام زدند به علما و سران قبایل پکتیا مکتوب روان کردند که آنها نیز در این قیام شرکت کنند، علمای که در پکتیا فعالیت داشتند عبارت از مولوی عبدالله و مولوی عبدالرشید بود و اینها به دعوت مردم علیه دولت پرداختند اما مردم از اینها استقبال چندان نکردند بنا علما در دو راهی قرار گرفتند که یا به دولت تسلیم شوند و یا به هند فرار کنند اما آنها تسلیمی به دولت را قبول کردند و دولت نیز تعداد آنها را زندانی و 4 نفر بزرگانشان را اعدام کرد که این اعدام کردن یک شورش تازه ی را به وجود آورد.
ننگرهار و شینوار، در این نقطه یک مساله غیر سیاسی باعث شورش علیه دولت شد یعنی در این منطقه کوچی ها با مردم محل درگیری بودند که در این درگیر چند تن از اهالی محل کشته می شود اما مردم، کوچی های قاتل را دستگیر کرده و به دولت تسلیم دادند ولی بعد از مدت این قاتلان دوباره رها شدند به همین خاطر مردم محل قیام کردند و بسیاری از مراکز دولت در آن مناطق را از بین بردند، قابل یادآوری است که در این مساله غیرسیاسی ضعف دولت باعث شورش گردید، خواست های مردم ننگرهار از این قرار بود.

¤ خروج محمود طرزی از افغانستان چون پیشوای اصلاح طلبان بود.
¤ بسته شدن مکاتب دخترانه.
¤ مسدود شدن نمایندگی های خارجی غیر از انگلیس
¤ لغو قانون جدید و نظامنامه ها
¤ مساله کاهش مالیات
¤ فسخ قانون لباس های خارجی
¤ مروج ساختن حجاب و چادری مثل سابق
¤ اعلام شدن قانون اسلامی به عنوان قانون حکومت
¤ دادن پوست های مناسب دولتی به علما و ملاها
¤ برگرداندن محصلان دختر از ترکیه
سمت شمالی، در این سمت قیام به رهبری حبیب الله کلکانی آغاز شد و حمایه کننده این سمت خانواده مجددی بود.
4. سقوط کامل دولت امانی و روی کار آمدن امیر حبیب الله کلکانی: در قیام های مردمی جبهه پکتیا پیشروی نکرد و از منطقه خود بیرون نرفت اما بعدا در دست نادرخان و خانواده مجددی قرار گرفت. جبهه ننگرهار نیز تا لغمان آمد و از آن پیش نیامد اما جبهه شمالی به فرماندهی حبیب کلکانی بسیار به سرعت پیشروی کرد، قابل ذکر است که در دوران قیام حبیب الله، شاه یک اعلامیه را در حدود 18 ماده منتشر ساخت که در آن تمام اصلاحات را که انجام داده بود فسخ کرد اما مردم بالای او اعتبار نکرده و سرانجام دولت امانی سقوط کرد.
هنگامی که حبیب الله کلکانی به طرف کابل می آمد امان الله خان برادر خود را جانشین خود ساخت و خودش به قندهار فرار کرد و گفت که این کار را به خاطر می کنم که خون ریخته نشود و چون مردم من را نمی خواهند من هم نباید خود را بالای آنها تحمیل کنم، قابل ذکر است هنگامی که شاه به قندهار فرار کرد می خواست که از آنجا هم فرار کند و به طرف هند برود اما مردم به او مشورت داد که این کار یک بدنامی بزرگ برای تو هست و شاه را تشویق کردند که ما شما را حمایت می کنیم و شما به کابل لشکرکشی کنید که در اینجا جبهه قندهار به جبهه شمالی تبدیل شد و امان الله تا غزنی پیش آمد اما شکست خورد و نخست به هند و بعد به ایتالیا رفت و بعد از چند سال کاملا از سیاست و قدرت دست کشید.
چرا اصلاحات امان الله شکست خورد؟
اصلاحات در دو صورت امکان پذیر است یکی توصل به زور و قدرت زیاد که بتواند اتباع کشور را راضی بسازد ولی دولت امان الله این قوه را نداشت، دوم توصل به مشارکت از طریق زمینه سازی برای زیرساخت ها که زمان را دربر می گرفت اما دولت امان الله عجله کرد، یعنی برای ایجاد اصلاحات در یک دولت باید زمینه زیرساخت ها فراهم شود، زیربناها ساخته شود مثل زمینه تحصیل برای افراد و باید مردم شهرنشین شوند و از دهات بر آیند.
منابع:
کتاب افغانستان در مسیر تاریخ، نوشته غلام محمد غبار
کتاب افغانستان در قرن بیستم، نویسنده ظاهر طنین
کتاب، جنبش مشروطیت در افغانستان

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentar schreiben

Kommentare

  • ایاز نوری آزادي (Freitag, 16. September 2016 23:20)

    دغه مرموز شخص چې خپل نوم صرف احمد شاه؟ لیکي، چون هغه څه چې ده د غازي اعلیحضرت امان الله خان په بای لیکلي، دئ پرې باوري نه دئ، نو ځان پټ کړئ دئ او په عجله د افغانستان د تاریخ په یوه مهمه دوره یې حتی
    ماخذونه یې ناقص او د لیکوالي د قانون پر خلاف درج کړي دي. بس دا جناب هم د تاریخ یو محقق دئ...؟!.

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder