04.02.2019 (15.11.1397)
صلح پایدار یا صلح غنی

س. پامیری
به نظر می‌رسد که در رابطه به نحوه مذاکره با طالبان و مصالحه با این گروه میان اشرف غنی و امریکا اختلافات جدی و عمیقی ایجاد شده است. غنی با تاکید بر این که آن‌چه میان امریکا و طالبان جریان دارد یک روند شتاب‌زده است، مخالفت علنی و صریح خود را نسبت به آن ابراز داشته است. این در حالی است که با توجه به صحبت‌های زلمی خلیل‌زاد، نماینده خاص وزارت امور خارجه ایالات متحده امریکا در امور مصالحه با طالبان، تنها توافقی که میان امریکا و طالبان به دست آمده است، برنامه‌ریزی برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان است که در بدل آن طالبان وعده سپرده‌اند که به گروه‌های تروریستی اجازه نخواهند داد تا از خاک افغانستان علیه امریکا و متحدانش استفاده کنند. گفته می‌شود که حتا همین توافق نیز در مراحل اولی‌اش است و هنوز روی هیچ گونه میکانیزمی که مسأله خروج نیروهای خارجی از افغانستان را به لحاظ تکنیکی مشخص کند، توافقی صورت نگرفته است. با توجه به صحبت‌های شیرمحمد عباس استانکزی، مذاکره‌کننده ارشد طالبان، قرار است تیم‌های تخنیکی امریکا و طالبان در ۲۵ فبروری سال روان، روی جزییات تخنیکی این توافقات دیدار و بالای آن کار کنند.

شکی نیست که مذاکرات امریکا با طالبان این گروه را در موقعیت به مراتب بهتری از لحاظ روانی قرار داده است. چون خروج نیروهای خارجی با توجه به اتکای گسترده دولت افغانستان به این نیروها و نیز کمک‌های مالی ایالات متحده امریکا و متحدانش در ناتو که یکی از عوامل اساسی پایداری نیروهای امنیتی افغانستان و نیز حکومت این کشور است، می‌تواند دولت افغانستان را با مشکلات گسترده‌ای مواجه کند. خروج نیروهای خارجی در کنار تاثیرات روانی گسترده‌ای که بر روحیه نیروهای امنیتی افغانستان و مردم این کشور می‌‌گذارد، سبب کاهش کمک‌های این کشور نیز می‌شود. چرا که یکی از عوامل عمده که این کشورها به دولت افغانستان کمک می‌کنند، نیز همین حضور نیروهای‌شان در افغانستان است. از سوی دیگر، این مذاکرات طالبان را تا حدی جسور ساخته است که اکنون از گفت‌وگو با دولت افغانستان پرهیز می‌کنند، زیرا فکر می‌کنند که گفت‌وگو با دولت افغانستان آنان را در موقعیت بدی قرار می‌دهد.

متأسفانه گفت‌وگوی مستقیم امریکا با طالبان، سبب شده است که اکنون گروه طالبان با رجزخوانی‌های مطبوعاتی در پی دیکته کردن آجندای خودشان در رابطه به آغاز مذاکراتی که آن را «بین‌الافغانی» می‌خوانند باشند. طالبان با انکار از گفت‌وگوی مستقیم با دولت افغانستان و تاکید بر گفت‌وگو با گروه‌ها و جریان‌های سیاسی افغان، در پی ایجاد چند دسته‌گی در میان گروه‌های سیاسی‌اند و به تبع آن می‌خواهند موقعیت دولت افغانستان را نیز تضعیف کنند. آنان می‌دانند که اشرف غنی و دارودسته‌اش از مقبولیت و حمایت داخلی گسترده برخودار نیستند و بسیاری از شخصیت‌ها و جریان‌های سیاسی از وی عقده به دل دارند. با توجه به درک همین نکته است که طالبان با به حاشیه کشانیدن دولت افغانستان، می‌خواهند دست‌اندرکار و همه‌کاره مذاکرات احتمالی «بین‌الافغانی» خودشان باشند.

متأسفانه شرایط طوری پیش آمده است که شماری از شخصیت‌ها و جریان‌های سیاسی که از اشرف غنی دل خوشی ندارند، با پیشنهاد طالبان مبنی بر گفت‌وگو ذوق زده شده‌اند. آنان تصور می‌کنند که در صورت آغاز مذاکرات میان طالبان و آن‌ها، اشرف غنی چاره‌ای جز کناره‌گیری از ریاست جمهوری و تحویل‌دهی قدرت به یک اداره موقت که مورد توافق طرفین باشد، ندارد.

درست است که اشرف غنی یک شخصیت خودمحور، احساساتی و عصبی است. این نیز درست است که در زمان ریاست جمهوری اشرف غنی، اجماع ملی و سیاسی افغانستان فروپاشید و گروه‌های سیاسی به جای تقویت نظم سیاسی موجود، به تخریب و تضعیف آن اقدام کردند. در این نیز شکی وجود ندارد که آن‌چه امروز باعث جسارت طالبان شده است تا حدی متأثر از سیاست‌های نابخردانه و نسنجیده و نیز قومی اشرف غنی است. اشرف غنی از همان روز نخستی که به قدرت رسید، در رابطه به تعریف طالبان به عنوان دشمن مردم افغانستان دچار تزلزل بود. او در ادامه سیاست‌های غلط حامد کرزی، یک گام فراتر نهاده و طالبان را «مخالفان سیاسی» خویش خواند. سیاست تضرّع را در برابر این گروه و حامیان منطقه‌ای‌شان  پیشه کرد و تا جایی در این راستا اغراق کرد که اکنون طالبان هم به لحاظ سیاسی و هم به لحاظ نظامی در جایگاه به مراتب بهتری نسبت به سال ۲۰۱۴ قرار گرفته‌اند.

با تمام موارد ذکر شده، این درست نیست که ما به خاطر اشرف غنی، به تقویت روحیه طالبان کمک کنیم و خواست‌های این گروه را در رابطه به شروع مذاکرات، چشم بسته قبول کنیم. اشرف غنی و دارودسته قومی‌اش با تمام ضعف‌ها و نقص‌هایی که دارند، در جایگاهی قرار دارند که نظم سیاسی موجود با آن پیوند عمیق و ناگسستنی دارد. انکار اشرف غنی و دولت افغانستان و حذف آن از روند مذاکرات، نتیجه‌ای جز پا نهادن به قربانی‌ها و تلاش‌های ۱۷ ساله‌ای که از کنفرانس بن آغاز شد و تا اکنون ادامه دارد، نخواهد داشت. حذف دولت و یا کاهش دادن نقش آن جایگاه شهروندان مدنی و حامی قانون اساسی و دولت منتخب را تضعیف می‌کند.  باعث ایجاد تفرقه و چند دسته‌گی در میان صف مخالفان طالبان می‌شود که در نتیجه سود آن را طالبان می‌برد و نظم سیاسی موجود آسیب می‌بیند.

سیاست‌های طالبان در ۱۷ سال گذشته به وضاحت نشان داده است که آن‌ها در کنار تخریب فزیکی و کشتار، به صورت سیستماتیک تلاش دارند تا از قوت‌گیری صفوف مخالفان‌شان بکاهند و آن‌ها را متفرق سازند. به همین خاطر، لازم است تا صفوف مخالفان طالبان که شامل گروه‌ها و جریان‌‌های سیاسی داخلی، جامعه‌ی مدنی، رسانه‌ها و شخصیت‌‌های ملی مخالف طالبان است، یک‌جا در کنار دولت افغانستان بایستند و از داعیه‌ی تداوم نظم موجود سیاسی حمایت کنند. طالبان اگر خواهان صلح و آغاز مذاکره‌اند، این کار را باید تنها و تنها از مجرای دولت افغانستان انجام دهند و هرگونه تفاهمی نیز با این گروه بایست مبتنی بر میکانیزم‌های قانون اساسی باشد.

ایجاد یک صف واحد و مشترک در برابر طالبان و حمایت از دولت افغانستان به مثابه نهاد مشروع و مبتنی بر قانون اساسی، یگانه راه برای رسیدن به هرگونه توافقی با طالبان است. در غیر آن، طالبان جسورتر شده و صفوف مخالفان‌شان بیش‌تر و پیش‌تر از هر زمانی متفرق و پراکنده‌تر خواهد شد.

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind