24.12.2017 (03.10.1396)
شکست استاد نور قطعي شد!

نویسنده: ظریف امین یار

در سیاست معاصر ۵ چیز برای موفقیت پایدار در کنار مهارت های دیگر سیاسی حایز اهمیت حیاتی است :

  1. درک وضعیت و موضعگیری لازم براساس اقتضای زمان:

درک ضعیت و موضعگیری لازم براساس اقتضای زمان یکی از اساس ترین اصل برای پیروانان تیوری وضعی و اقتضایی رهبری است. برای درک درست وضعیت تشکیل یک تیم نخبه سیاسی که با مفاهیم سیاستهای معاصر آگاهی کامل داشته باشند لازم است. در سخنرانی امروز استاد نور این معایب در سیاستگری او کاملاً واضح بنظر رسید. استاد نور یا که تیم نخبه سیاسی تشکیل نه داده است یاهم از آنها استفاده نمی کند. اگر استاد نور تیم نخبه سیاسی توسعه می داد و به گفته های آنها گوش می داد امروز هرگز چنین اظهارات نامناسب را در چنین وضعیت درافشانی نمی کرد. بنابراین بودن موی سپیدان سیاسی در کنار رهبران سیاسی برای موفقیت دوامدار یک سیاستگر امروزه یک امر غیر انکار پذیر تلقی می گردد.

 

  1. تعهد ، صداقت، وفاداری و راستگویی:

مردم وقتی بالای یک سیاستمدار حساب می کنند  و او مورد اعتماد مردم قرار می گیرد که دارای تعهد، صداقت، وفاداری و راستگویی باشد. هدف قرار دادن داکتر عبدالله (رییس اجراییه حکومت وحدت ملی) که نماینده جمعیت در حکومت وحدت ملی است در چنین وضعیت و به چنین الفاظ غیر اخلاقی و غیر سیاسی کاملاً اشتباه بود. می دانم استاد نور تلاش کرد تا بالای داکتر عبدالله فشار وارد کند و دیگران را علیه او به نحوه تحریک کند تا باشد برای حفظ قدرت او در بلخ ذهنیت سازی شود و زمینه استقرار قدرت برای استا نور میسر گردد اما خیلی نارواح و غیر لازم و هم چنان بدور از اخلاق سیاسی بالای داکتر عبدالله (هم سنگر) دیرینه خود حمله آور شد. اگر من یکی از پیروانان استاد نور می بودم همین امروز با ایشان برای ابد مقاطعه اعلام می کردم چون او هرگز یک سیاستمدار پخته و اهیت و شایستگی رهبری را ندارد. استاد نور که با داکتر عبدالله می تواند به چنین سادگی و بصورت فاحش برای حفظ منافع خود بتازد، مطمین باشید که ارزشهای جمعیت اسلامی را نیز فردا به معامله خواهد گرفت. بنظر من داکتر عبدالله بیشتر از هرکس دیگر در حال حاضر یک سیاستمدار پخته ، با درآیت ، با مهارت و قابل قبول در جمعیت اسلامی است. اظهارات غیر اخلاقی و متناقض استاد نور نه تنها که به ضرر او تمام خواهد شد بلکه موقف اجتماعی حزب جمعیت اسلامی را نیز خدشه دار خواهد ساخت. قابل یاد آوری است که در مورد فروپاشی حزب جمعیت اسلامی افغانستان من تقریباً ۵ ماه قبل نوشته تفصیلی تحریر کرده بودم که امروز آن پیش بینی ها به اثبات رسید و فروپاشي جمعیت اسلامی عملاً برای همه ملت قابل لمس شد.

  1. اعتماد بر نفس و فن سخرانی:

هیچ رهبری بدون داشتن اعتماد بر نفس و فن سخنرانی موثر نمی تواند بالای مردم نفوذ لازم را وارد نماید. هرچند استاد نور عموماً از اعتماد بر نفس خوبی برخوردار می باشد ولی هیچگاه هنر سخنران خوب را نداشته و این استعداد در شخصیت آن وجود ندارد (هرچند او می تواند این مهارت را کسب کند). لنگیدن استاد نور در سخنرانی ها قابل درک است چون او هیچگاه قدم به پوهنتون نزده است یا سیاست را بصورت علمی نیاموخته است و یک بخش بزرگ عمر خود را نیز در جنگ سپری نموده است. بناً انتظار سخنرانی فوق العده از چنین شخصی هم تا یک اندازه غیر واقعی بینانه است. اظهارات امروز او نه تنها که با ادبیات بسیار ضعیف (حتی خیابانی) بود بلکه بدون اعتماد بر نفس نیز بود. از دیدگاه ادبیات سیاسی نه تسلسل و نه هم یک پیام واضح ، روشن ، دقیق و لازم سیاسی برای رقیبانش داشت. یکگانه هدف که استاد نور داشت آن ضرر رساندن به شخصیت داکتر عبدالله و جلب آرای جمعیت اسلامی و مردم شما بخودش بود.

  1. شکیبایی، بردباری، تواضع و انعطاف پذیری:

در سیاست برد و باخت یک امر متداول است. هیچ سیاستگری بدون باخت در جهان ثبت نشده است و نخواهد هم شد بناٌ وقتی یک سیاستگر در وضعیت نامناسب و یاهم در معرض باخت قرار می گیرد باید از خود شکیبایی و بردباری لازم نشان دهد و تلاش کند تا گزینه های موجود را جستجو نماید تا تصامیم درست مبتنی بر وضعیت حاضر اتخاذ نماید. تواضح و انعطاف پذیری کلید موفقیت در سیاست معاصر تلقی می گردد. یک سیاستگر معاصر باید یک اندازه ماکیاولیست نیز باشد و دارای شخصیت نیمه ارتجاعی باشد . امروز سیاست نیازمند شمشیر، زور و زر نیست بلکه عقلانیت، مهارت و خرد می باشد. در سیاستهای معاصر گاهی برای تضعیف یا از بین بردن رقیبان حتی می توان از ارزشها و اصول قبول شده نیز برای یک مدت کوتاه گریز کرد و یاهم با دشمن مفاهمه، معاهده و دوستی کرد. سخنرانی امروز استاد نور نشان داد که او یک سیاستمدار شتاب زده، ضعیف و سست عنصر است که تحمل بازی کردن با بازیگران سیاسی را در وضعیت وخیم و بحرانی ندارد و بزود ترین فرصت عصبانی می شود و احساسات خود را کنترول نمی تواند. یکی از ویژگیهای یک سیاستگر ماهر مهارت آن در مدیریت اوضاع بحرانی و پر مخاطره می باشد که در وجود استاد نور کمتر بنظر می رسد. با چنین سخنرانی گدود استاد نور بیشتر خود را یک سیاستمدار احساساتی و رادیکال و غیر انعطاف پذیر نشان داد درحالیکه پافشاری بالای این نکات در سیاست امروزی افغانستان قطعاً ناکامی را ببار خواهد آورد.

  1. عقلانیت سیاسی:

سیاست همانند بازی جیگسا است که در آن بازیگر باید قطعه های تصویر را بیابد تا تصویر درست و کامل را بسازد. در عمل یک سیاستگر وقتی قطعات تصویر را بصورت موثر و مثمر  پیدا و تنظیم می تواند که پندار، گفتار و کردار آن مملو از عقلانیت سیاسی باشد. اکنون زمان آن گذشته است که مردم به شعار های میان تهی و یاهم سخنرانی های احساسی رهبران توجه نمایند و یا قیام و کودتاه و یا انقلاب را رقم بزند. حرفهای استاد نور در مجلس امروز سراسر رادیکال، خشونت آمیز، تفرقه افگن و بی تسلسل  بود. او گاهی زیر منبر ملاها و اخوندها قرار می گرفت و گاهی هم زیر چتر قومیت و ولایات خود را ظاهر می کرد. چند بار به داکتر عبدالله با استفاده از الفاظ فاحش و نامناسب تاخت و چند بار نیز به این و آن. نه سر جمعیت اسلامی باورمند بود و نه هم بالای گروهای دیگر و موقف خودش. او سعی کرد برای جمع آوری حمایت گروهی به ستایش جنرال رازق بپردازد چون می داند بعد از او نوبت برکناری جنرال رزاق نیز خواهد رسید. به ریاست جمهوری تملق کرد و خواست تا سیگنال رضایت را نشان دهد اما بی خبر از اینکه ریاست جمهوری و ریاست اجراییه بر سربرکناری استاد نور به ظاهر به موافقت نیل یافته اند. هر چند سیگنالهای آن را من در وضعیت حاضر یک حرکت مثبت تلقی می کنم به آنهم دیده شود که چقدر نتجه می دهد. او سراسر مردد، شتاب زده، احساساتی و غیر عقلایی حرف زد. آیا مردم اینگونه موضعگیری و عملکرد آن را خواهند پذیرفت؟ بدون شک استاد نور با این سخنرانی خود حمایت یکتعداد جمعیتی ها و مردم شمال را بدست خواهد آورد اما بنظر من چون اکنون شعور سیاسی مردم و بیداری سیاسی شان کافی رشد و انکشاف کرده است فکر نکنم که ملت در کل دنبال حرفهای عاری از عقلانیت سیاسی یک رهبر قومی بروند. من اعتقاد دارم که اکثر چیز فهمان و سیاستگران با شنیدن چنین سخنرانی از استاد نور باورمند شدند که ایشان شایستگی رهبری قوم بزرگ تاجیک را بطور خاص و افغانستان را در کل در حال حاضر ندارد. اگر شما سخنرانی امروز استاد نور را مرور کنید پیدا خواهد کرد که سخرانی او از بعد عقلانیت سیاسی کاملاٌ می لنگید. این وضعیت نه تنها شکست امروز بلکه ناکامی آتی وی را در میدان سیاست نیز رقم خواهد زد.

من با نظرداشت نکات بالا و مسایل دیگر که می دانم، قصه استاد نور والی بلخ را تمام می دانم.من فکر می کنم در نهایت یا استاد نور کنار زده می شود یا هم با رییس جمهور از آدرس جمعیت معامله می کند. برای استاد نور توصیه من بعنوان یک هموطن ، استاد پوهنتون و یک سیاستگر این است که ایشان باید بالای شخصیت خود بیشتر کار کنند، بیاموزند، تیم نخبه بسازد و دنبال کارها و فعالیت های سیاسی بزرگتر از ولایت براساس یک خط مشی و اصول مدون و تنظیم شده قرار گیرد. استا دنور باید والی بودن را یک گذشته خوب تلقی کرده به دنبال سمتهای بزرگتر سیاسی بروند. بخاطر که حتی اگر در این پست همچنان باقی بماند مایه شرمساری و شخصیت کشی ایشان خواهد شد. قابل یادآوری است که حرفهای پروژه داعش سازی از جانب حکومت در شمال وغیره بی منطق ترین حرفی است که در حوزه سیاست معاصر می شنوم. بناٌ مردم فریب این حرفها را نخواهند خورد. اگر چنین فرضیه و تیوری توطیه درست هم باشد وقتی آمریکا بخواهد استاد عطا یک پشه ناچیز هم برای آمریکا مطرح نیست. در اخیر باید اعتراف کرد که استاد نور در جهادی های حزب جمعیت اسلامی روی هم رفته یک چهره بهتر و مناسب بعد از داکتر عبدالله است. هرچند جنگسالارن در حکومتهای که از حمایت آمریکا برخوردار است چندان برد نخواهد داشت. استاد عطا شخصیت کرسماتیک دارد و دارای مهارتهای خوبی در عرصه سیاست می باشد که اگر بالای آن در چوکات یک تیم کار شود می تواند یک رهبر خوبی را برای آینده افغانستان تولید کند. درصورتیکه جمعیت اسلامی بعنوان یک حزب بزرگ در تاریخ سیاسی معاصر کشور باید دنبال معرفی چهره های نخبه، تکنوکرات و تحصیل کرده باشد به آنهم ایشان نیز در کوتاه مدت می تواند یک گزینه خوب برای رهبری حزب باشد. به استاد نور موفقیت های مزید در عرصه سیاست خواهانم و برای سیاستگران حمایتگر آن صبر جمیل و حوصله مندی برای مبارزات دوامدار تا نیل به موفقیت می خواهم.
با حرمت

امین یار

کالیفورنیا، آمریکا

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentar schreiben

Kommentare

  • عبدالفتاح (Dienstag, 26. Dezember 2017 14:24)

    جناب استاد امين يار صاحب سلام ،
    مقالهٔ پر محتوا و تحليل را که شما راجع به شخصيت سياسى عطامحمد خان نور والى اسبق بلخ ارأ نموده بوديد با دقت مطالعه نمودم . گفته هاى شما در رابطه به سلوک سياسى و عدم پختگى شخصيت سياسى عطامحمد خان نور درست و بجاه استند .
    اما چند نکتهٔ مختصر را ميخواهم بر آن علاوه نمايم :
    اين آدم هاى در معنى بى نهايت کوچک در داش سياست بطور طبعى به پختگى و قيام خود نرسيده بودند تا از طرف ملت به پيش کشيده ميشدند و مسووليت هاى سترگ ملى را عهده دار ميشدند، بلکه براى ايشان زير بم هاى طيارات (B52) شخصيت هاى مصنوعى سياسى ساختند و عجالتاً بالاى ملت حاکم ساختند و يک اجنداى فوق العاده ضد بشرى را که عبارت از، سر اش از من و مال اش از تو ، بود در زير بغل آنها گذاشتند .
    اين آدم ها در تطبيق آن اجندأ از هيچگونه سيع و تلاش دريغ نکردند ، بنااً ملت افغان را تا مغز استخوان از خود متنفر ساختند . ملت که براى حذف و گم شدن آنها از صحنهٔ سياست کشور ختم هاى قرآن کريم کرده است و نفل هاى فروان خوانده است بنااً هرگز آرزو ندارد تا آنها يک بار ديگر توفيق بيابند ، صلاحيت و وسايل ظلم بر ملت را در دست خود بگيرند.
    اگر ما افغانها از عملکرد استعمار گِله ، شکوه و شکايتِ نداريم ، اما اين آدم هاى ظالم را هرگز فراموش نمى نمايم. کاش ظلم آنها بالاى يک اقليت کوچک کشور بنمظور ترقى ، تعالى و سلامت اکثريت اتباع کشور صورت گرفته ميبود . اما بحال تأسف اعمال که از آنها سر زدند ، کله منار هاى چنگيز و تيمورلنگ ، و بطن دريدن هاى افغانها را که توسط عساکر نادرافشار و گرگين صورت گرفته بود در اذهان ملت يکبار ديگر تازه ساختند .
    ملت افغان از سالهاى طولانى بدين سو مجبور به ترک خانه و کاشيانهٔ خويش شده است، اما ظالمانيکهٔ اجنداى قبلاً تذکر يافته را در زير بغل خود دارند، نه تنها براى مداواى درد هاى اين ملت آواره و دربدر کدام نسخهٔ نداشتند بلکه از هيچنوع بيرحمى و ظلم در راه غصب مُلک و جايداد و تجاوز بر زن و فرزند آن سياه روزان دريغ بکردند. اين ها در مقابل سر و مال ملت بى دفاع افغان رويهٔ را در پيش گرفتند که کفتارها در مقابل گلهِ هاى گوسفند در پيش ميگيرند.
    اين ها بعد از حاکم شدن بر تقدير ملت افغان همان چيزيکه کردند که براى رسيدن به آن در طول عمر خيال ميديدند، يعنى غصب ، غارت ، زراندوزى ، شکنجه و ظلم .
    اين ها هرگز علاقه نگرفتند تا منحيث شخصيت هاى ملى تبارز کنند و براى حل مشکلات ملت افغان، ملت که در زير بار سنگين يوغ استعمار خميده است و راه نجات خويشرا جستجو ميکند، راه هاى جستجو کنند و ملت را از شر آن مصيبت نجات دهند. آنها فقد نفاق افروختند و آتش جنگ را شعله ور نگهداشتند .
    ما افغانها از بارگاه خالق بى نياز آرزو مينمايم تا اين چهره ها هرچه زود تر زوال شوند و جاه هاى آنها را کساني بگيرند تا بالاى راه هاى نجات ملت افغان از شر فقر، امراض ، آوارگى و دربدرى و استعمار فکر کنند و راه حل براى ختم جنگ و آوردن صلح با عزت تلاش کنند . چهره هاى پانزده سال اخير نه تنها چنين مساعى را از خود بخرچ ندادند بلکه بمنظور ادامهٔ اين وضعيت نابسامان بر زخم هاى ملت افغان همواره و شب و روز نمک بى اتفاقى ريختند و شگاف بى اعتمادى بين اقوام و پيروان اديان مختلف کشور را گُشادتر ساختند . هرچيزيکه از دهن آنها بيرون شد و هر عمل که از آنها سر زد بخير ملت افغان نبود.
    نتيجه:
    اين چهره ها امتحان خويش را نزد ملت افغان دادند، ما ديديم که در زمان تصدى خويش در چوکى هاى مختلف به جزٔ از غارتگرى و چپاول کدام اجنداى براى زدودن فقر ، گرسنگى ، آوارگى ، ختم جنگ و ختم استعمار نداشتند و دل آنها هرگز بحال زار ملت افغان نسوخت ، بنااً آرزونداريم تا بازهم توفيق بيابند و دوباره به صحنهٔ سياست ظاهر شودند، بلکه از ملت افغان صميمانه خواهش مينمايم تا دعا هاى خويشرا جهت زوال اين چهره ها به بارگاه خالق بى نياز ادامه دهند تا حد اقل از شر اين نابکاران نجات بيابيم. اعمال ضد بشريکه ازين چهره ها تا به اين دَم سر زده اند، آنها را هرگز سرفراز نميسازند، بلکه در زوال و سرافگندگى ايشان کمک شايان مى نمايند.
    قانون اين دنيا تحت احکام خداوندى طورى طراحى شده اند که هر عمل انسان در گريبان اش ميريزد و خداوند متعال در مقابل اعمال ضد بشرى مان ما را نه در آخرت بلکه در روى زمين به سزاى اعمال مان ميرساند.
    وسلام

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind