(17.06.1395) 07.09.2016                         

سوانح داکتر سید خلیل الله هاشمیان

متولد در شهر قلات (که پدرش حاکم کلان قلات بود) سال  1306 هجری  شمسی.  تحصیلات  ثانوی  لیسه  استقلال   کابل .

یک دوره ماموریت حدود  0 1 سال در وزارت امور خارجه از سال 1325 تا  1334 و سه سال اخیر آن از 1950 تا 1953  سکرتردوم و قونسل در سفارتکبری افغانستان در لندن ، هنگامیکه مرحوم مارشال شاه ولیخان سفیرکبیر و مرحوم استاد عبدالرحمن پژواک مستشار مطبوعاتی  و مرحوم سیدمسعود پوهنیار سکرتر اول بودند. ماموریت در وزارتخارجه در اثر ازدواج با خانم انگلیس خاتمه یافت و از سال  1954 تا 1960 به مشاغل آزاد، بشمول تجارت، مصروف بودم.

تحصیلات  لیسانس در پوهنحی ادبیات  وعلوم بشری  پوهنتون کابل در سال 1960  آغاز و درسال  1963 خاتمه یافت – مدت هشت  سال بحیث استاد درکدرعلمی پوهنحی ادبیات ،  مضامین مختلف،  بشمول دستور زبان  دری و زبان انگلیسی،  را تدریس میکردم .
 تدریس زبان انگلیسی بقسم قراردادی در پوهنحی  تعلیم وتربیه، یک سمستر.

 ترجمانی با سه پروفیسر امریکایی که درپوهنحی تعلیم و تربیه تدریس میکردند: یکی مضمون (روحیات) ، دیگری مضمون (تاریخ تمدن) و سومی یک خانم که درصنف چهارم دپارتمنت (تدبیر منزل) تدریس میکرد،  هرکدام یک سمستر ، حق الزحمه فی ساعت 100 افغانی از طرف تیم پوهنتون کولمبیا پرداخته میشد.

ترجمۀ یک کتاب حدود 250 صفحه بعنوان (سیرتمدن در مسیر تاریخ) که متن انگلیسی آنراپروفیسر امریکایی از تیم کولمبیا تهیه کرده بود – این کتاب  از طرف پوهنحی تعلیم و تربیه بمصرف پوهنتون کولمبیا چاپ شد و درهمان پوهنحی درمضمون تاریخ  تدریس میشد – حق الزحمۀ ترجمۀ کتاب را تیم کولمبیا پرداخته بود.

تدریس  زبان انگلیسی بقسم  قراردادی به صنف چهارم پوهنحی حقوق  یک سمستر.   

ترجمۀ متن کامل پلان پنجسالۀ اول بزبان انگلیسی که چاپ ونشرنشده – و ترجمۀ متن کامل پلان پنجسالۀ دوم بزبان انگلیسی که از طرف وزارت پلان  با ذکر نام من در دو جلد چاپ و نشر شده است - تفصیل آن ازینقرار است :

در سال 1962 یک تیم متخصصین پلان گزاری امریکا دروزارت پلان بالای طرح پلان گزاری در افغانستان با وزارت  پلان  کار میکرد و یک ترجمان  هندی یا پاکستانی بنام (آقای قاضی) دراستخدام تیم امریکایی قرارداشت. آن ترجمان در نزد مقامات امنیتی مشکوک قرارگرفت و از کابل اخراج گردید. وزارت پلان ازطریق جراید ومطبوعات  ضرورت خود را به استخدام یک ترجمان ماهرانگلیسی اعلان کرد وچند نفری که  حاضر شدند، سویۀ آنها مورد پسند تیم امریکایی قرارنگرفت -  آنگاه وزارت پلان از  پوهنتون کابل تقاضا کرد استادان انگلیسی زبان تشویق شوند بطور حق الزحمه  با تیم پلان گزاری امریکایی همکاری کنند. سه استاد انگلیسی زبان، دو نفر ازپوهنحی تعلیم و تربیه و یکنفر از پوهنحی ادبیات  معرفی شدند وهرکدام مدت یکهفته (نیم روز)  با تیم پلانگزاری امریکایی  طور امتحانی کارکردند و درنتیجه  سویۀ هاشمیان  مورد پسند آن تیم قرار گرفت و قراردادی امضاء شد که هاشمیان نیم روز از ساعت یک تا پنج با تیم پلان گزاری امریکا در وزارت پلان کارکند وپوهنتون کابل نیزموافقت کرد وکارمن درآنجا درسال 1964شروع شد.

اولین وظیفۀ من ترجمۀ متن کامل پلان پنچسالۀ اول ( 1956 -61 ) بزبان انگلیسی بود، زیرا هیات امریکایی میخواست موفقیت ها وکمبودیهای پلان اول و موجبات آنرا مطالعه کند، زیرا پروزه های زیاد شامل پلان پنجسالۀ اول  ناتکمیل مانده و به پلان دوم انتقال یافته بود، ازین لحاظ ترجمۀ پلان پنجسالۀ اول ضروری پنداشته میشد و آن ترجمه را تکمیل کردم –  درینوقت  که کار بالای پلان پنجساله دوم نیز شروع شده بود- وظیفۀ دوم من ترجمۀ  راپورهای مربوط به پلان پنجسالۀ دوم بود که از طریق وزارت  های  مالیه، تجارت ، فواید عامه ، معادن ، ریاست احصائیۀ مرکزی  ودیگر دوایر میرسید- وزارت  پلان این راپور هارا بدسترس تیم امریکایی قرارمیداد وروی میز من برای ترجمه قرار میگرفت –ازجانب دیگر تیم امریکایی مسودۀ پلان پنجسالۀ دوم را ترتیب میکرد که متن انگلیسی آن برای مطالعۀ وزیر پلان و صدراعظم باید بزبان دری ترجمه میشد – مقدار کارآنقدر زیاد بود که اگرچه من با تیم امریکایی  تا ساعت  6 عصر کارمیکردم وبعدازآن وزارت پلان بسته میشد، اماکارهای مهم وضروری درعین روز تمام نمیشد.

تیم امریکایی در سال اول ماهانه پنجهزار افغانی و در سال دوم ماهانه هفت هزار افغانی بمن معاش میداد، ولی درینوقت که قسمت های منظور شدۀ پلان دوم باید به انگلیسی تایپپ میشد و شامل جدول های زیاد احصائیوی بود، تکمیل اینکار در داخل وقت کار من ( نیم روز) ممکن نبود، لهذا به تیم امریکایی پیشنها کردم که یک دارالترجمۀ شخصی تاسیس میکنم  تا کار تایپ متن انگلیسی پلان پنجسالۀ دوم  درآنجا زیرنظرمن توسط تایپست های ماهرافغان صورت بگیرد – این پیشنهاد باساس مجبوریت منظور شد و من  با اخذ جواز رسمی از وزارت اطلاعات وکلتوردر منزل چهارم (گلزار مارکیت) در جواروزارت معارف دارالترجمه ای بنام (ترانسکو- دارالترجمه علمی) تاسیس کردم که دو ترجمان و دوتایپست افغان در آنجا هر روز تا ساعت 6 عصر کارمیکردند – دراثراعلانات (ترانسکو) برای جلب ترجمانهای ماهر ازجملۀ مامورین دولت  که بزبانهای خارجی مسلط بودند، یکعده مامورین دولت کاندید ترجمه بطورحق الزحمه  از طرف شب در خانه های خود شدند.   باین ترتیب،  علاوه از کارهای وزارت پلان که دو تایپست ماهر مصروف آن بودند ، وزارت امورخارجه  وسفارت های امریکا  وانگلیس نیزاوراقی برای ترجمه میفرستادند.  نرخ کارما ازینقرار اعلان شده بود : ترجمه از زبانهای دری و پشتو به انگلیسی در یک صفحۀ تایپ شده متشکل از 25 سطر 150 افغانی -  ترجمه از زبانهای انگلیسی – فرانسوی – جرمنی و روسی  به زبانهای دری و پشتو دریک صفحۀ تایپ شده متشکل از 25 سطر 100 افغانی .

درینجا داستانی ازطرز معامله وعدم ایفا بقرارداد از طرف وزارت امورخارجه را برای تان حکایت میکنم – باراول ازمدیریت  ملل متحد یک  راپور ملل متحد در 12 صفحه برای ترجمه بزبان دری ضمن یک مکتوب رسمی  بمن رسید – بجواب آن نرخنامۀ خود را فرستادم و منتظرجواب بودم که نرسید. من در (ترانسکو) تا ده بجۀ شب کار میکردم و منتظر ورود ترجمانهای قراردادی و پرداخت حق الزحمۀ شان میبودم – یک شب مرحوم داکترعبدالواحد کریم مدیرعمومی سیاسی وزارت امورخارجه بایک مامور دیگر آن وزارت  بساعت 9 بجۀ شب تشریف آوردند و باکلمات  بسیار دوستانه ومحبت آمیز   یک کاغذ تایپ شده در چهار صفحه بزبان  دری را ارائه وتقاضا کرد که باید تا ساعت 7 صبح بزبان انگلیسی ترجمه شود ، زیرا وزیرمعادن قراراست این متن را بحیث   موقف  دولت افغانستان فردا 8 صبح در یک سیمینار بین المللی در کابل قرائت کند. گفتم اینکار درین ناوقت شب  نا ممکن است، وزیر معادن آقای محمد حسین (مساح) که تحصیلیافتۀ امریکا است ، خودش میتواند این مطالب را به انگلیسی بگوید. آقای واحدکریم گفت : وزیرمعادن  مصروف پذیرایی اعضای سیمینار بوده و خودش این کاغذ را ساعت پنج عصر امروز بوزیرخارجه داده ، وزیر خارجه بمن امرکرده که این کاغذ امشب بزبان انگلیسی ترجمه شود – ما در وزارتخارجه  وهم درشهر کابل شخصی را برای اجرای اینکار نیافتیم ، آبروی مملکت در بین است ، تکمیل اینکار در چند ساعت امشب یک کار شاقه است، اما وزیر پلان مشوره داد ه که آقای هاشمیان اینکار رامیتواند- اجرای اینکار بشما محول شده و آبروی مملکت دربین است  و حق الزحمه شما را وزارت خارجه میپردازد -  گفتم باحترام شخص شما که دوست دیرین ومحترم من میباشید وبخاطر آبروی مملکت این کار شاقه را میکنم، اما 1500 افغانی حق الزحمه میخواهم وشما دونفر مامورین عالیرتبۀ وزارتخارجه  یک سند تحریری بدهید و تادیۀ آنرا قبول کنید- آ قای داکترعبدالواحدکریم بقلم خود سندی نوشتند که به اثر امر وزیرامورخارجه  برای ترجمۀ متن بیانیه وزیر معادن  در سیمینار بین المللی که فردا صبح منعقد میشود وباید در ظرف چند ساعت شب تکمیل شود،  وزارت خارجه مبلغ 1500 افغانی حق الزحمه را قبول کرده و به آقای هاشمیان میپردازد– هردو  مامور وزارت خارجه آن سندرا امضا کردند و رفتند وفردا ساعت  7 صبح مدیرعمومی سیاسی دوباره بدفتر (ترانسکو) آمد وآن ترجمه تایپ شده را تسلیم شد. دو سه روز بعد وزیرمعادن که قبل از وزیر شدن  آشنای من بود، در یک صحبت تلفونی از خوبی ترجمه و اصطلاحات خاص آن به ارتباط اولین شاهراه حلقوی در کابل ، تقدیر وتشکر کرد ووعده داد که سروی های معادن را برای ترجمه میفرستد.  گفتم به نرخ دولتی ترجمه نمیکنم، نرخنامۀ من ازینقراراست – تقاضا کرد یک کاپی نرخنامه را برایشان بفرستم.

تا سه روزکه حق الزحمه ام از وزارت خارحه نرسید، بمحترم داکتر واحدکریم تلفونی یاددهانی کردم ، گفت مدیریت  مامورین موظف به اجرای اینکار شده و تقاضا دارند شما یک مکتوب برای تقاضای  حق الزحمۀ تان ارسال کنید – آنگاه  یک مکتوب باکاپی سند تحریری مدیرعموی سیاسی ارسال کردم و تا یک هفتۀ دیگر جوابی نرسید – باردیگر بمدیرعمومی سیاسی یاددهانی کردم – او گفت مدیریت کنترول وزارت خارجه موضوع نرخنامۀ رسمی دولتی را که سالها قبل وزارت معارف تصویب  ونشر کرده، معیار قرار داده که به اساس آن حق الترجمه از زبان انگلیسی بفارسی  فی صفحۀ مقننه 16 افغانی است و برای ترجمه از فارسی به انگلیسی   اصلا در آن نرخنامه ذکری نشده است. علاو کرد که این موضوع را بوزیر صاحب خارجه گزارش داده و منتظر امر شان میباشد.  یک هفته بعد مدیر عموی سیاسی تلفون کرد وگفت وزیر صاحب خارجه امر کردند که آنچه مدیریت کنترول سنجش کرده ( 80 افغانی) پرداخته شود، متباقی (1420 افغانی ) را شخص وزیر صاحب خارجه توسط چک شخصی خودشان میپردازند- به مدیرعمومی سیاسی گفتم که این شکل پرداخت اجباری را قبول نمیتوانم – چون در اجرای آن کار آبروی دولت در بین بود، بحیث یک خدمت بدولت متبوع خود، حق الزحمه خود را بوزارت خارجه بخشیدم ومکتوب رسمی ارسال میکنم. اینچنین بود قیمت ترجمه و ترجمانی  درقانون آنوقت افغانستان .

 در سال  1963 سردارمحمد داودخان مستعفی شد و کابینۀ داکتر یوسف  خان رویکار آمد - اهداف پلان پنجسالۀ دوم که قبلا بطورعموم اقتصاد رهبری شده بود، باتغییرات     مواجه گردید- مرحوم پوهاند عبدالحکیم ضیایی که درحکومت قبلی هم وزیر پلان بود درحکومت داکتر یوسف نیزوزیرپلان مقررشد، اما مرحوم  سیدقاسم رشتیا که وزیر مالیه بود حد اقل هفتۀ دو روز با تیم پلان گذاری امریکایی دیدار و روی تغییرات درپلان پنجساله صحبت میکرد – متخصصین امریکایی از پیشنهادات آقای  رشتیا خوش شان می آمد، اما تیم پلانگزاری شوروی ازتغییرات درپروژه های زیربنایی که اکثر توسط کمک شوروی تمویل میشد، بوزیرپلان  شکایت میکردند- وزیرپلان (ضیایی)  درنزاکت بین مناقشات تیمهای امریکا و شوروی گیرمانده بود وباراول چنین فیصله کردکه هردوتیم باید بین خود ببینند و پلان را به پیروی ازسیاست اقتصادی حکومت جدید ترتیب کنند. بنابرآن بعدازآن دوتیم مذکور اقلا ماه یکبار دروزارت پلان و گاهی هم دروزارت مالیه میدیدند ومن هم بحیث ترجمان تیم امریکایی شامل این دیدارها بودم – تیم شوروی یک ترجمان تاجکی باخودداشتند که با اصطلاحات اقتصادی و پلانگزاری خوب بلد نبود-  باراول من مرحوم سیدقاسم رشتیا را درهمین مجالس دیدم وشناختم وباید بگویم که رشتیا بسیاربا صلاحیت تر و باجرئت تر از وزیر پلان کارمیکرد - او وزیر صنایع ومعادن (انجنیر مساح) راهم باخود درمجالس می آورد وبعضا تا ده بجۀ شب مجالس دروزارت مالیه دایرمیبود واز رستوران خیبر نان مکلف برای شاملین مجلس صرف میشد. رشتیا توانست تعداد زیاد پروژه های سرمایه گزاری خصوصی را داخل پلان پنجسالۀ دوم بسازد- هکذا برای متوازن ساختن پلان دوم تا خدمات اقتصادی  بیشتر بهمه ولایات افغانستان توزیع شود، زیاد کوشش میکرد- ضیایی که از تشبثات رشتیا درکارهای وزارت پلان چندان خوشش نمی آمد، اما چیزی هم گفته نمی توانست، بلکه درمجالس اشتراک نمیکرد. درسال 1965 مرحوم داکتر صمدحامد وزیرپلان مقررشد، و او بطور مستقل کارمیکرد وپلان پنجسالۀ دوم دردورۀ کاراوتکمیل ونشرشد. تیم متخصصین امریکایی ازداکتر صمدحامد هم تعریف وهم حذر میکرد- درچند مجلسیکه من حاضر بودم، داکترحامد خود را قبلا درمورد هرپروزه بحد کافی وارد ساخته صحبت میکرد ودر مواردیکه تیم امریکایی باساس سیاست اقتصادی  بازار آزاد اصرارمیورزید، داکترحامد ملاحظات سیاست اقتصادی حکومت جدید و ملاحظات کمکهای خارجی از اتحاد شوروی  وآلمان رامطرح میساخت – بخاطر دارم که در یک مورد دولت امریکا  تطبیق کمک اقتصادی خود را دریک پروژه مطابق طرح وپیشنهاد خودش  اصرارمی ورزید و وزارت پلان آنرا به آن ترتیب قبول نداشت- روزی سفیر امریکا در آن مورد نزد دمرحوم داکترصمد حامد آمده وتقاضا کرده بود  آن پروژه مطابق پیشنهادامریکا تطبیق شود- داکتر حامد درزمینه جدی شده به سفیرامریکا گفته بود که افغانستان یک دولت مستقل است وتحت دیکته قرارگرفته نمیتواند. درآن مجلس من نبودم، اما جریان آن مجلس را بعدا از زبان دو رئیس وزارت پلان شنیده بودم.

مرحوم پوهاند ضیایی با ذکرنام هاشمیان در دوجلد ترجمۀ انگللیسی پلان پنجسالۀ دوم موافقت نکرد و بمن گفت :"شما اینکار رادربدل حق الزحمه انجام داده اید..." – وقتی متن نهایی این دوجلد بمطبعه میرفت ومرحوم داکترصمدحامدوزیرپلان بود، به موصوف گفتم اگرنام من در روی این دوجلد بحیث ترجمان نباشد، بنام "تیم نیتن" تمام میشود، درست است که من در بدل حق الزحمه این دوجلد را ترجمه وتایپ کرده ام، اما من یک افغانم، آیا بهترنیست که عوض نام "تیم نیتن" نام یک افغان ویک استاد پوهنتون افغانستان بحیث مترجم در عقب جلد این پلان چاپ شود ؟ مرحوم داکترحامد بمدیرقلم مخصوص خودامرکرد تا درموردچگونگی ترجمه وتایپ دوجلد ترجمۀ انگلیسی پلان پنجسالۀ دوم  از(تیم نیتن) استعلام شود. تیم نیتن در یک مکتوب رسمی دردوصفحه بوزیرپلان جواب دادوتصدیق کرد که این دوجلد راآقای هاشمیان  ترجمه کرده و بعدازملاحظه شد و ترمیمات ما، متن نهایی آنرا نیزتایپ کرده است. آنگاه مرحوم داکترصمدحامد اجازه داد که نام هاشمیان بحیث ترجمان درهردوجلد نشرشود.

وقتی من بحیث مهاجر درامریکا آمدم، آقای رابرت نیتن، رئیس تیم پلان گذاری امریکا دروزارت پلان که من مدت  شش سال با آن تیم درکابل بحیث ترجمان نیم روزه کار کارمیکردم، دردفترخود  درواشنگتن برای من دعوتی ترتیب کرد که درآن یکعده از متخصصینی هم حاضربودند که درکابل با آنها همکاربودم. تصدیقی هم از بابت همکاریهای سابق من داد که درضمیمۀ نمبر (یک) می بینید.

ازجملۀ کسانیکه در آنوقت دروزارت پلان کارمیکردند، والحمدلله هنوز هم حیات دارند،  یکی محترم محمدخان جلالر رئیس امور مالی بود که بعدا بحیث وزیرتجارت مقررشد، دیگری محترم آقای عبدالعزیر فروغ رئیس امورپلانگزاری  بود که بعدا بحیث معین وزارت پلان مقررگردید، سومی محترم آقای محمدیوسف فرند مدیرعمومی احصائیه بود که تا یکسال قبل هم درامریکا  حیات داشتند. اینها ازچگونگی کارمن بحیث ترجمان  در وزارت پلان خبردارند.

 

چگونگی  دریافت بورس تحصیلی در امریکا :

اشتراک در امتحان کانکور برای بورس یونسکو در وزارت معارف درماه جولای 1970 و برنده شدن امتحان کانکور در بین هفت کاندید – دو لیسانسه از پوهنتون کابل و پنج لیسانسه از وزارت معارف درین کانکور اشتراک نموده بودند.

این بورس برای مدت دوسال تحصیل در انگلستان در رشتۀ زبانشناسی تطبیقی – تدریس زبان انگلیسی – بود. اما بعد از آنکه دربین هفت نفر من برنده شدم، پوهنتون کابل که با پوهنتون اندیانا – امریکا توامیت داشت، مرجع تحصیل را از انگلستان به امریکا تغییرداد ومن درماه جنوری 1971 در پوهنتون دولتی اندیانا درایالت اندیانا در شرق امریکا شامل فاکولتۀ زبانشناسی شدم .

دورۀ ماستری درمدت دو سال با دریافت دپلوم (ماستر آف ساینس)خاتمه یافت، اما من علاوه بر 36 کریدت دورۀ ماستری ، تا ماه می 1973 دردو رشتۀ علم زبانشناسی 14  کریدت اضافی  گرفته بودم و هم امتحان شمول دردورۀ داکتری را موفقانه گذشتانده بودم که یونسکو باساس  راپور وارزیابی پوهنتون اندیانا تمدید دورۀ تحصیل مرا تا ختم دورۀ داکتری پذیرفته بود. درماه جون 1973 کودتای جمهوریت درکابل رخ داد وریاست پوهنتون کابل بورس تحصیلی مرا قطع کرده امر احضار مرا بکابل صادرنمود.  وزیرمعارف درینوقت مرحوم داکتر نعمت الله پژواک بود ومن راپور پوهنتون اندیانا رابا سوابق کارتحصیلی خود که به دورۀ داکتری شامل شده بودم، ضمن عریضه ای بوزیرمعارف ارسال وتقاضای تمدید بورس خودرا کردم ، اما تمدید بورس منظور نشد، ودرمقابل پیشنهاد کردم که بمصرف شخصی خود تحصیل را دوام میدهم که قبول و منظور شد. لهذا از ماه جون 1973 تا ماه جولای 1977 ، یعنی زاید ازمدت پنج سال، تحصیلات دورۀ داکتری را درامریکا بمصرف شخصی دوام دادم.

قابل تذکر میدانم که مدت پنجسال با چهار اولاد درامریکا بدون معاش زندگی کردن کار سهل نبود- درین مدت خانمم میرمن سامعه هاشمیان، با من بازو داد وازمزدکاراوکرایه خانه و مصارف پرداخته میشد- درماه های رخصتی که پوهنتون تعطیل میبود، من هم  در یک دکان قالین فروشی شاگرد شدم وبسیار آموختم وبعدا خودم بطور مستقل از خانۀ خودقالین فروشی میکردم- هرچه بود گذشت ومن ممنون همکاری و فداکاری خانمم سامعه جان میباشم.

علم زبانشناسی شعبه ای از علم بشرشناسی (انتروپولوجی) است و شعبات مختلف دارد- کورسها و شعباتیکه من در دورۀ هفت سال در پوهنتون اندیانا تکمیل کرده ام قرارذیل اند:

1) علم الاصوات ( Phonetics) – (2) آوا شناسی  ( Phonology )ودوشعبۀ آن (آواشناسی فیزیکی) و (علم مخارج اصوات)- ( 3) علم اللغه( ( Morphologyیا علم صرف وشعبۀ مهم آن که ریشه شناسی(Etymology )-(4)علم نحو(Syntax  ) –(5)علم معانی (ُSemantics) –(6) زبانشناسی روانی (Psycholinguistics  ) – (7)زبانشناسی عصبی یادماغی( Neurolinguistics)- (8) روحیاتPsychology) ) به ارتباط تدریس السنه(Psychology of Teaching) – (9) زبانشناسی اجتماعی   (ُSociolinguistics) – ( 10) زبانشناسی تاریخی ( Historic Linguistics ) – (11) زبانشناسی نظری(Theoretical Linguistics  ) – (12) قاموس نگاری

 (Lexicography)– (13)کتیبه شناسی(Epigraphy):درین کورس یک سمسترگرفتم اما چندان موفق نبودم، زیرا دانستن زبانهای یونانی و لاتین ضرورت بود که من آن زبانهارا نمیدانستم، استادکورس زبانهای دری وپشتو را بحیث دوزبان خارجی بمن کریدت داد - رویهمرفته با اصول و پرنسیپهای کتیبه شناسی آشنا شدم – (14) ادبیات انگلیسی (English Literature )– (15) ترتیب وانسجام نصاب درسی(Curriculum Planning & Coordination ) این کورس بسیار مفید شامل موضوعات "تحصیلات عالی" وترتیب نصاب درسی برای سویۀ تحصیلالت عالی بود - من درهریک از شعبات فوق الذکر یک یا دو سمسترو دربعضی سه سمستر گرفته بودم وهرکورس در هرسمستر مدت ششماه دوام داشت، و درهرکورس حد اقل دوکتاب، حدود یکهزارصفحه خواندنی و امتحان دادنی بود.

دررشته های زبانشناسی دماغی و سیکالوجی هرکدام دوسمستر ودررشتۀ زبانشناسی روانی سه سمستر گرفته بودم، زیرا رسالۀ( تیزس) داکتری من دررشته زبانشناسی روانی  بحیث یک ریسرج مشاهداتی تکمیل گردید. درین رشته یک طفل دوساله تحت مشاهدات قرارمیگیرد که چطور زبان مادری خودرا یادمیگیرد، کدام کلمات را اولتریادمیگیرد وچطور عکس العمل میدهد-  یک طفل هفت یا هشت ساله چطور زبان دوم را درمحیط زبان دوم یادمیگیرد- یک طفل هفت یا هشت ساله چطور دو یا سه زبان خارجی را درمحیط زبان بیگانه یادمیگیرد واین مهارت را (کثیراللسانی یا  Multilingualism ) میگویند - این ریسرچ یک چانس خوب بود که برای من بصورت طبیعی میسرشده بود: یک جفت دانشمند(شوهرآلمانی وخانم هسپانوی) که پدردررشته طبابت ومادردررشتۀموسیقی تحصیل میکرد، درهمسایگی مازندگی میکردند- آنها هرروزازصبح تاعصردرصنوف خودمیبودند وبرای یگانه پسرخود یک دایی(سرپرست) امریکایی استخدام کرده بودند –این پسرباپدرخود بزبان آلمانی ، با مادرخود بزبان هسپانوی و با دایی خود وهم با اطفال صحن چمن (بشمول اطفال خودم) بزبان انگلیسی صحبت میکرد. من به اجازۀ پدرومادرش  صحبت های آن طفل را بامادروپدر ودایی و اطفال بیرون خانه درکاست ها ثبت کرده بودم وهرکاست را باساس موازین علم روانشناسی روانی تحلیل و تشریح میکردم- یک ریسرچ مشاهداتی بسیار جالب بود که چهار پروفیسری که بحیث رهنما (بالای تیزس داکتری) با من کارمیکردند، همه درتلاش بودیم که دردماغ آن طفل (انسان) اتکای محل (انتقال –  SHIFT ) را پیداکنیم که نتوانستیم- این انتقال سریع درزندگی هرانسان صورت میگیرد، یعنی افغانها هرکدام سه یا چهارزبان رایاددارند وبصورت غیرشعوری دفعتا درجریان مکالمه بزبان دری، به زبان پشتو و باز به زبان انگلیسی یا جرمنی یا فرانسوی "انتقال" میکنند- یعنی دماغ شان از یک دستگاه مجهز دستور یک زبان مثلا دری، دفعتا به دستگاه مجهز دستور زبان دیگر( انگلیسی ، جرمنی یا پشتو)انتقال می یابد- کلید این انتقال درکدام نقطۀ دماغ انسان وجود دارد؟؟؟ کشف محل این کلید به رشته های زبانشناسی دماغی و زبانشناسی روانی تعلق داردکه تاحال کشف نشده است –علوم زبانشناسی دماغی و زبانشناسی روانی در صدد کشف محل این کلید دردماغ انسان، هنوز هم به تدقیق وتحقیق  ومشاهدات ادامه میدهند.

ضمیمۀ نمبردوم یادداشت رسمی مورخ 12 دسامبر 1977ادارۀ (پروگرام انکشافی ملل متحد) است که بهنگام بازگشت من بکابل بوزارت های خارجه، پلان، تحصیلات عالی و پوهنتون کابل فرستاده شده و درآن از 112 کریدت علمی وکورسهای دورۀ داکتری من معلومات داده شده است. من درماه دسامبر1977 و درماه های اخیر دورۀ جمهوری بکابل رسیدم ودرظرف چهارماه کودتای کمونستی رخ داد- کمونستهای افغان وروسها دشمن کسانی بودند که درامریکا وکشورهای اروپایی تحصیل کرده بودند – گیروگرفت وتحقیق وشکنجه وکشتار درپوهنتون کابل آغاز یافت– فرصت تطبیق و تدریس چیزهائیکه من آموخته بودم به اولاد افغان میسرنشد و درماه مارچ 1980 از کابل فرار و از طریق جرمنی در سال 1982 به امریکا مهاجر شدم.

درشهر میونیخ به اثرتقاضای ادارۀ مهاجرت که از سوابق تحصیلی من خبرداشتند، مدت ششماه در پوهنتون میونیخ، در شعبۀ انگلیسی آن بحیث مشاور کار وهم در یک کورس دورۀ ماستری تدریس میکردم. مقامات شهرمیونیخ بسیار تقاضا کردند که بجرمنی بمانم ومقام استادی را درپوهنتون میونیخ بمن پیشنهادکردند، اما از آنجائیکه اولادهایم قبلا به امریکا مصروف تحصیل بودند، راهی امریکا شدیم.                                            

 رساله (تیزس) داکتری مرا که در رشتۀ (زبانشناسی روانی) تکمیل شده، هفت پروفیسر زبانشناسی امضاء کرده که هرکدام تا سال 1977 حد اقل بیست کتاب طبع شده داشت، واینها هرکدام دریک مرحلۀ تحقیق مرارهنمایی میکرد، درحالیکه چهار پروفیسر تا اخیر دورۀ تحقیق وتکمیل رساله وهم درموقع دفاع از رسالۀ داکتری حاضر بودند – روح و روان آنها را شاد میخواهم. خانمم سامعه هاشمیان نیز در روز دفاع از رساله ام  درمجمع علمای پوهنحی زبانشناسی پوهنتون اندیانا حاضر بود.

دربارۀ زندگی من در امریکا که مدت پنجسال در دو کالج درکلفورنیا تدریس میکردم، وبعداز آن از سال 1988 تا سال 2014 موسس ومدیر مسئول مجلۀ (آئینه افغانستان) بودم ، قبلا درمقالات مختلف معلومات تقدیم شده است –درکابل در دورۀ تدریس درپوهنحی ادبیات دواثرنوشته بودم:

1) تخنیکهای ترجمه – در 54 صفحه – ازادارۀ نشرات پوهنحی ادبیات بچاپ گستدنر، 500 نسخه طبع وبه محصلین دپارتمانتهای انگلیسی ، دری  وپشتو توزیع شده بود. درجملۀ  مضامین دیگر، مضمونی بنام (ترجمه) را هم تدریس میکردم.

2) ریشه وپیوند زبان دری – در 65 صفحه – چاپ گستدنر- 500 نسخه به محصلین صنوف سوم وچهارم دپارتمان زبان وادبیات دری توزیع شده بود.

درامریکا علاوه بر80 مقاله در موضوعات مختلف زبانشناسی که در مجلۀ (آئینه افغانستان) نشر شده، دواثرذیل نیز بمصرف شخص خودم طبع وتوزیع شده است:

1) ""زنده گی امیر دوست محمدخان امیرکابل"" معروف به تاریخ موهن لال کشمیری، ترجمه از زبان انگلیسی به زبان دری ، در دوجلد، هرکدام 500 صفحه، طبع جلد اول در سال 2002 و طبع جلد دوم در سال 2006، کلفورنیا -امریکا

2) "تحقیقی پیرامون سوابق تاریخی وموقف حقوقی قرارداد وخط دیورند" در 160

صفحه، تاریخ طبع 2011 ، 500 نسخه، کلفورنیا –امریکا.

 ( 3رساله ای در بیدل شناسی، در 88 صفحه، جولای 2013 – کلفورنیا –امریکا.

به زبانهای دری- پشتو – انگلیسی و فرانسوی بلدیت دارم.

هرقدر بیشترآموختم، دانستم که نا دانم. سیدخلیل الله هاشمیان – آکست 2016

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentar schreiben

Kommentare

  • Dipl. Ing. A.Satar Rahimi (Mittwoch, 14. September 2016 17:54)

    خداوندا هشميان را با صحت کامل در پناه خود برای ما نگاه کن .

  • نصرالدین سلجوقی (Dienstag, 01. November 2016 12:01)

    با سلام و سپاس از معرفی داکتر سید خلیل هاشمیان. امیدوارم معلوماتارائه بفرمائید که صاحب امتیاز و مدیر مسئول این سایت کی خواهد بود؟ شاد و مسرور باشید

  • ټول افغانستان (Dienstag, 01. November 2016 19:07)

    مدیریت این سایت را احمدالله رحمانی بعهده دارد - وسلام

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder