06.03.2014

زندگی زن افغان بیرون از مرز های افغانستان
نوسینده : ارزو پوپل

زن افغان،که در خارج از افغانستان متولد و بزرگ شده است،یک زن مترقی می باشد، که خود را در اجتماع غرب و افغانی خارج از مرز های افغانستان من حیث یک شخص دانسته،تحصیل کرده و دارنده شخصیت قوی و معقول معرفی می کند.

او دارنده این شهامت است،که دیگر خود را مجبور نمی بیند،به حیث یک زیور تزیینی مرد افغان در اجتماع افغان ظاهر شود.

 

از امکانات جامعه غرب استفاده مفید کرده و دارنده تحصیلات عالی است،روز به روز در قسمت انکشاف اجتماعی،فرهنگی و سیاسی خود سعی و تلاش بی پایان می نماید، مبارزه زهنی،فکری و علنی خود را با افکار و اندیشه های تاریک و عقب مانده جامعه  افغانی آغاز کرده است،که تا اکنون هم حاضر به قبول دار شدن رول مهم و برازنده زن در اجتماع افغان نیست. او دیگر نمی خواهد از جانب مرد و فامیل او به عنوان یک کنیز چشم و گوش و زبان بسته خریداری شود،که از او انتظار می رود،منزل مرد را تمیز نگه دارد،برای او غذا بپزد،اطفال و از همه اولتر پسران سالم و قشنگ،که روزی با داشتن تحصیلات عالی و تعلیم و تربیه برازنده باعث افتخار پدر شوند،به دنیا آورد،شکنجه،لت و کوب و اهانت های جسمانی و روحی مرد و اعضای فامیل او را با صبر و تحمل پایدار متحمل شود  و به دلیل اینکه زن افغان زن فرمانبردار شوهر خود و فامیل است و همیشه هم باید باشد.

 

او را دیگر کسی مجبور کرده نمی تواند،که از حق انسانی،ازدواج با مرد دلخواه خود، به منظور خوشی فامیل بگذرد.و تحت کنترول بودن افکار،گفتار،کردار و اعمال خود را به واسطه فامیل مورد سوال قرار می دهد و انجام دادن این عمل را دخالت در زندگی شخصی یک شخص بالغ می داند،که خود مسولیت زندگی خویش را از هر نگاه  در دست دارد. در جهان غرب که هر زن تحت حفاظت و حمایت قانون و دولت دارنده این امکان است، که تحصیل نماید،شغلی را انجام دهد و خود برای خود یک زندگی انسانی و دل خواهی خود را درست نماید،با علاقه مندی بخوص این تمنا را دارد،که در زندگی حرفه وی پیشرفت و ترقی نموده و مقام های بلندی را کسب نماید.

زمانیکه در باره زندگی زن افغان خارج از مرز های افغانستان صحبت می نمایم و آن را مورد بررسی قرار می دهیم باید که آن زنان افغان را به هیچ وجه فراموش نه نمایم، که در جهان غرب یک زندگی فلاکت بار و پر از درد و رنج را سپری می کنند.آنان زبان کشوری را،که در آن زیست دارند،نمی دانند و در انزوا بسر می برند.از امکاناتی،که در جامعه غرب به قسم رایگان و یا با پرداخت پول اندک می توان زبان یک کشور را آموخت، خبر ندارند و یا اینکه با حیله و نیرنگ اعضای فامیل از این امکانات مطلع نمی شوند.

 

زیرا زنیکه زبان یک کشور را بطور فصیح صحبت می نماید از حق و حقوق خویش در اجتماع و امکانات ندگی،پیشرفت و ترقی بدون کمک و همکاری مرد با خبر است و دیگر آن عروسک مومیای و فرمانبردار مرد نیست. پدران و برادران آنان هستند که تا هنگام ازدواج با مرد دلخواه فامیل حق زنده و مرده بودن آنان را دارند و بعد از ازدواج این حق بدست شوهران شان سپرده می شود،که در حقیقت با پرداخت مصارف کزاف یک عروسی افغانی آنان را خریداری نموده اند.این مالکین تا اخرین نفس حاضر به از دست دادن حق ملکیت خود نیستند.

 

و اگر زن افغان جرات سرپیچی و نا فرمانی را در مقابل پدران و برادران و شوهران خویش نمایند پس باید بدانند،که با زندگی بدون ارزش خود برای این عمل ناجایز و ضد فرهنگ و کلتور افغانی پاسخ خواهند داد.
کابل نات

 

با وجود متولد شدن،بزرگ شدن و زندگی در جهان پیشرفته غرب باید که زنان افغان به تمام اعضای اجتماعی،که در آن معاشرت دارند،بطور واضح و نمایان به تماشا گذارند،که ایشان هنوز هم مانند همان زنان بدبخت و بیچارهٔ افغان،که در افکار،عمال، کردار و گفتار خود از هر نگاه عقب مانده اند،یک زندگی مطابق به اصول و قوانین فرهنگی و کلتوری افغانی را سپری می نمایند.

از ظاهر شدن در اجتماع مردان باید به جدیت عام و تام خود داری نمایند و اگر زمانی هم با مردان مقابل می شوند باید از ابراز نظر،لیاقت و اهلیت خویش پرهیز نمایند.

از این زنان افغان،که به هزار ها تن از آنان در اجتماع غرب و در میان ما موجود هستند،باید که حمایت نمایم زیرا که ایشان سخت تحت ضلم و ستم قرار دارند و امکان نجات از این زندگی غیر انسانی را هم ندارند.دیگر زمانی بردگی زن،که او هم یک بشر است و موجود نبودن او باعث کمی و کاستی های بی شماری در زندگی اجتماعی می شود،گذشته است. زن دیگر کنیز مرد نیست بلکه می تواند دوست و مددگار زندگی مرد شود،که به واسطه توان مندی و دانای خویش مشکلات زندگی را به نحو واضح و نمایان کاهش دهد.

 

یکی از دلایل عقب ماندگی افغانستان در سطح جهان اینست،که از قدرت مندی و نیرو و ذکاوت بیشتر از نصف نفوذ افغانستان استفاده مفید و بجا نمی شود.

Kommentar schreiben

Kommentare

  • ملا ميوند آخوند (Freitag, 21. Februar 2014 23:40)

    سلام به محترمه پوپل جان!
    نخست بايد عرض کرد که از نصف اجتماعی افغاني به طور کامل استفاده مېشود، نظر به ګفته شما به قيمت زياد خريداري میشوند و استفاده ميشوند، اما آیا از شما استفاده نميشود و يا چطور!
    شما از زبان های خارجی به سراحت و وضاحت ياد کرده ايد، اما نيمدانم که در مور نظريات مردانه غربي ها چې اندېشه دارېد!
    در بين روس ها ميګويند «کوريڅه ني پتيڅه ژېنشنه ني چلوېک! يعنې ماکيان پرنده نېست و زن انسان نېست»، به همېنطور در زبان هالندي ميګويند «اين رول دېخ رول!» يعنې يک رول و انهم رول خميرروک»، همچنان ميګويند
    «اين رېخت آنرېخت! يعنې يک حق و انهم حق ميز آشپزي! و ازين هم بهتر برای شما زنها ميګويند «فرق زن و ګو درچيست! جواب: يک سيناپس است، اګر زن یک سلول مغزي دېګر کم مېداشت، حتما در آشپزخانه رفع حاجت مېګرد!
    اين بود نظر غربيان و عاميان انها، اما ما افغان ها به زن لقب خواهر، همسر، مادر، بي بي، ببو، مادرکلان و انا را داده ايم، که نازوانا افتخار ملت ماست و ملالی ما افتخار تاريخ ما! پس خودت پوپلک يا پوپنګ سر
    نم زميڼ هستي او يا سمارق بهاري ويا چيستي و چې کردي!
    در افغانستان برای رشد زنان امکانات بوده و است، که معصومه عصمتي وردګ، اناهيتا راتب زاد و از صد ها تن دېګر ميتوان نام برد و فعلا هم هزار ها تن استادان پوهنتون ها و مکاتب خانم های بسيار با حرمت او پر
    افتخار ملت ماست!
    در شوروي سابق، غرب نزديک او غرب دور، واقعاَ که زن مفت ګرفته مېشود، امروز خاک و زار يک بستر و فردا مشکولې ګرم بستر دېګر هستند، ورنه درين ممالک غربي الی ۳۵ فيصد در سه ماه اول زندګي از هم مطلقه نمېشدند!
    ۳۵ فيصدشان به خوشي يک و ديګر با هم زيست ميکنند، اما با تولد اطفال مشکلات قبول طفل و اليمينتاسيون های بېجا عامل دشمني، کشت خون و يا بندي ګري يک و يا دېګر طرف مېشود!
    پېشنهاد من به محترمه پوپل اينست که فکر غربي ات به خودت مبارک، در زندګي و ساختن کرېېر هم موفق باشېد، اما به اصول عنعنات ملت افغان توهين و تحقير نکنيد! ملک من و افغانها افتخار هدېره امپراتوري ها را
    دارد، که مرد آزدمنش در آغوش همان مادر افغان پرورش يافته، مګر نه در بغل فېمينستهای شعار ګو!
    پس سوال اينست که فرق بين زن بازاري و بايسکل چيست! بايسکل را اول بايد پمپ کرد و باز سوارش شد، اما بر زن اول سوار مېشوي او باز پمپش ميکنې! اينهم يک راه فکر آژاد و محرک تحرک فکري است!
    به اميد موفقيت تان

  • Satar Rahimi (Samstag, 22. Februar 2014 12:38)

    محترم ملاميوندآخوند آغا
    بسيار بيعقل ئستی. حيف سلام که اگر انسان به خودت بدهد.»»یکی از دلایل عقب ماندگی افغانستان در سطح جهان اینست،که از قدرت مندی و نیرو و ذکاوت بیشتر از نصف نفوذ افغانستان استفاده مفید و بجا نمی
    شود««

    اين گفته ئي سيد جمال الدين افغان بود

    عدم دانش افغاهاست که يکی بالاي ديگری طمطراق ميکنيم

    افسوس وصد افسوس.

  • ملا ميوند آخوند (Samstag, 22. Februar 2014 19:44)

    اسلام اعليکم و رحمت الله و برکاته و اما بعد!
    به محترم ستار رحيم پېشنهاد من اينست که موضوع بحث را بخوانندو مشکل افغانستان ديروز و امروز را درک کنند!
    در افغانستان شمال ترقي خواهي امان الله خان ګذشت، دوران ديموکراسي سالهای شصت ګذشت و دوره چپي ها و تيکنوکراتان امروزي هم در حال ګذشت است، اما عقل خام افغان پخته نشد، بخاطريکه با ذهنيت مردم و رشد فعلي
    اجتماع افغانستان تطابق فکري و علمي ندارد.
    من در جملات غليظ نبشته خود به ذهنيت های زنستېزي اشاره کرده ام و اکثريت خاموش اجتماع انعده انسان های هستند که موج خودنمايي و مادياتپرستي و يا هم جنون قدرت برايشان مهم نه بوده، مګر مخالف
    فوندامينتاليستان مذهبي و يا سکوليريستي و يا موډرنيزم هم عکسالعملی نشان نمېدهند، اما اين شما و همنوع تان هستند که ديګران را انګشتنما مېسازند و زند زخم زبان ميکنند!
    اګر آقای رحيمي طرفدار اين هستند که اولاد و يا اعضای فاميلش زندګي غربمنش رابپزېرند، برای اکثريت خموش کدام مشکلی نيست، اما به شرطيکه به توهين و يا تحقير افکار عام مبدل نشود و مشکل اجتماعي راخلق
    نکنند!
    پس اجتماع مجموعه اقشار ګوناګون هست که همزيستي و پزيرېش اجتماعی اساسش هست، اما شما کوشش نکنيد که تحت تبليغات غرب زده، فکر ملت مظلوم ما را مشکوک نسازيد!
    معه سلاموکوم الاهلول جنون

  • Rahimi (Sonntag, 23. Februar 2014 11:19)

    من به ارزشمنديئ ټول افغانستان بسيار احترام داشته و به زحمت کشيئ وروشنائی دهنده گانش آن افتخار ميکنم

    اگر ملا ميوند آخوند ميخواهد همرای من در امور جهانی مناصحة نمايند، اميد است که همرايم با ( ئ ميل ) در تماس شوند. satar.rahimi@web.de وهم Satar.1939@gmail.com
    با عرض حرمت

  • ملا ميوند آخوند (Montag, 24. Februar 2014 00:13)

    سلام به همه خوانندګان و هموطنان!
    محترم ستار رحيمي نظريات خودرا در مورد امور جهانی به هم توضيح کنند! که به درد بخور همه ما شود!
    موفق باشيد
    وسلام

  • Rahimi (Montag, 24. Februar 2014 11:59)

    آدميت در جهان، بحـسـن اخلاق است
    حيف که اين شيوه در جهان طاق است
    گبروبيدين نيک خوی ونيک اخلاق
    بهتر از مومن جامه پوش بد اخلاق است

    اين قطعه شعر هيچ مربوط به مکاتبه ئی من و محترم ملاميوند آخوند صاحب نيست
    در امور جهان هر کسي ودر هر بخش معلوماتی بکار داشته باشد ، ميتواند از طريق ئیميل با من تماس بگيرد
    من در مسير زندگي ام ، يک طفل يتيم چهارساله بی سرپرست بوده و امروز ۷۴ سال عمر داشته وعالم تخنيک ، دانش آموز امور اجتماع وآتشـی تحت خاکسترم.
    رحيمی

  • Mullah Habibullah (Montag, 24. Februar 2014 21:14)

    Dear Afghan Sister Popalak Asalam Alikum,
    Human usefulness does not define humanity, but its utility. Humanity is based on spirituality of human beings while usefulness is a civilization imperative. When you are a young, sexy and pretty
    girl, people will try to use as much as possible through civilization imperatives, such in German Brothels, in Dutch Red Light Districts or In Praque Late Night Shows. However, when you are not
    useful or become useless, no one needs you. So what is more important? I guess both. We Afghans want both that our people should be useful and spiritual members of human societies. You might think
    that our ladies or girls have a better life in the West, unfortunately the reality is not the same. Instead of using the opportunities in the West to create a better life for ourselves, we made it so
    miserable for our own existence that we cannot even connect with each other.
    Now, look at your writing, what is the point in it? How you can draw a line between women here and there? What makes you a better woman and in what sense?
    Since people like do not have a life or ended up with a lonely existence, it is unfortunate that you still continue to inflame other ladies in the same fire. Women have been, are and will be
    vulnerable creatures that is why human beings have come together for a socioeconomic edifice to make sure that our women are safe, protected and secured members of a human society.
    I understand that you look forward for a social/welfare cheque to party in the beginning of the month, then wander like gypsies at the end of months penniless. Look at your life, and then talk than
    copying and pasting useless ideas...

  • Mullah Habibullah (Donnerstag, 27. Februar 2014 18:39)

    زن افغان،که در خارج از افغانستان متولد و بزرگ شده است،یک زن مترقی می باشد، که خود را در اجتماع غرب و افغانی خارج از مرز های افغانستان من حیث یک شخص دانسته،تحصیل کرده و دارنده شخصیت قوی و معقول معرفی
    می کند
    This so childish introduction. Why would say this when you have no evidence to prove it? It is sad Madam that you are still daydreaming. Do you now in fact how much Afghan Women lack behind in the
    West?

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder