09.05.2017 (19.02.1396)

رد اتهامات داکتر هاشمیان

داکتر سیدعبدالله کاظم

بتاریخ 26 اپریل 2017 داکتر هاشیمان در ستون نظر سنجی پورتال وزین افغان جرمن آنلاین عنوانی اینجانب مطالبی را نوشت که پر از اتهام و فاقد سند و ثبوت بود. ازآنجائیکه وجیبه هرشخص است تا از خود در مورد اتهامات وارده دفاع نماید، لذا با اقتباس از متن نوشته موصوف درتمام موارد اتهام وارده روشنی انداخته و به جواب موصوف پرداختم که بتاریخ 28 اپریل درآن پورتال به نشر رسید. اینک بار دیگر داکتر هاشمیان لاطایلات خود را مکرراً نوشته و چون پورتال افغان جرمن آنلاین برطبق طرزالعمل خود فقط برای یکبار نشر جوابیه ها از هرطرف را نشر میکند، از نشر جوابیه دوم او معذرت خواست. داکترهاشمیان آنرا به دو سایت وزین دیگر یعنی "تول افغانستان" و "دعوت" ارسال نمود که این نوشته او بتاریخ 6 می درسایت محترم "تول افغانستان" به نشر رسید.

نمیخواهم جوابیه قبلی خود را بار دیگر به نشر برسانم، تنها  به ذکر لینک آن در اینجا اکتفا میکنم و امیدوارم علامندان موضوع برای قضاوت سالم و بیطرفانه لطف فرموده به آن نظر اندازند:

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/kazem_sa_mahmood_kunari4.pdf

و اما در جواب به ادعاهای داکترهاشمیان منتشره سایت های وزین "تول افغانستان"  و "دعوت" که اساساً تکرارنوشته بی اساس و نامفهوم قبلی او است، فقط با اختصار می نویسم:

1 ـ داکترهاشمیان در مورد روابط من با سیدعبدالاله خودش نظر قبلی خود را پس گرفته و اعتراف میکند که : «این نوع روابط شما با شخص مقتدری چون سیدعبدالاله نه تنها عیب نبود، بلکه مجاز و مشروع بود، اما جلو شایعات مردم را نمیتوان گرفت». موصوف از شایعات سخن می گوید واتکا به شایعات ضعف استدلال و منطق یک شخص را نشان میدهد، چنانکه بزعم مثل معروف: "بینی خود را نادیده، دنبال پشک دویدن".

2 ـ عبدالوکیل (بعداً وزیر مالیه رژیم کمونیستی) درسال 1345 درصنف اول محصل پوهنحی اقتصاد بود و من آنوقت به حیث اسیستانت گاهی به نیابت استاد به تدریس می پرداختم که این شناخت بین استاد و محصل یک موضوع عادی و همیشگی است، اینکه عبدالوکیل کی بود و با کی ارتباط داشت، مثل سایر محصلان به من مربوط نبود.

3 ـ از روی سند ذیل که منضمه این نوشته است، واضح میگردد که:

الف ـ مقرری ها در سطح بانکها از صلاحیت هیئت عامل هربانک بود و پس از منظوری وزیر مالیه که در راس امور بانکی قرار داشت، صورت میگرفت. نیازی به استیذان مقامات دیگر دولتی نداشت.

ب ـ مدیران نمایندگی بانکهای افغانستان در خارج در بست معادل مدیرعمومی درتشکیل بانکها بودند، نه بالاتر از آن. اطلاق "سفیر اقتصادی" به این مقام عادی یک حرف واهی و خود ساخته است.

ج ـ سفارت انگلیس در کابل نمی توانست مرا به حیث مدیر بانک لندن بشناسد، بلکه اعطای ویزه کار مربوط به وزارت کار و وزارت داخله انگلیس بود که البته برطبق اساسنامه بانک و مقررات بانک آف انگلند باید نخست مراحل مقرری تکمیل می شد و بعد ویزه کار به رویت آن صادر میگردید. به همین دلیل سفارت انگلیس به من ویزه عادی  سه ماهه "ویزت" داد، لذا اقامت من در لندن فقط به اساس همان ویزه عادی سه ماهه بود، نه ویزه کار.

4 ـ اینکه داکتر هاشمیان ادعا دارد که شخصیت های خاندانی مثل محمد عمر خان نور(خسر پسر پادشاه سابق) و بعضی دیگر اراکین دولت سابق در نمایندگی بانک ملی در لندن مقرر شده بودند، ناشی از ضعف معلومات شان است. در لندن موسسه دیگر افغان بنام "تریدنگ کمپنی" نیز بطور مستقل فعالیت میکرد و هنوزهم موجود است که بیشتر مصروف فروش متاع صادراتی افغانستان میباشد. اشخاص بزرگ فوق الذکر در تریدنگ کمپنی توظیف شده بودند و معاشات شان نیز برطبق مقام شخصی شان تعیین میگردید، درحالیکه معاش مدیر بانک، طوریکه در سند منضمه مشاهده میشود، در سطح پایان قرار داشت. کسانیکه به نمایندگی بانک ملی در لندن مقرر شده اند، از مرحوم ابراهیم عفیفی گرفته تا  مرحوم حیدرخان و اشخاص دیگرهمه از مامورین عادی به سویه مدیر عمومی در بانک بوده اند، نه از مقامات بالا.

5 ـ داکتر هاشمیان می نویسد که: «قرار مسموع اراکین حزب پرچم وکیل و ببرک را بخاطر انتخاب و اعتماد شان بالای داکتر کاظم طعنه ها دادند و شایعه دیگر این بود که داکتر کاظم با یک مقدار پول به جرمنی پناهده شد...». درارتباط با این ادعای بی اساس و متکی بر«شایعات» که ضعف استدلال داکتر هاشمیان را قاطعانه بیان میکند، باید گفت:

الف ـ من تا وقت ترک وظیفه بطور رسمی شخص ذیصلاح امور پولی و بانکی نبودم، زیرا مقرری ام طی مراحل نکرده و امضایم دارای اعتبار رسمی نبود. لذا این شایعه  که من با یک مقدار پول به جرمنی پناهند شده باشم، جز یک افتراء و اتهام چیزی بیش نیست. پولهای بانک در سر راه نیست که هرکس آنرا بردارد و برود. برای انتقالات پولی اقلاً امضای دو شخص صلاحتیدار باید موجود باشد.(سند عدم مسئولت من در ضمیمه دیده شود).

ب ـ محترم محمد حیدرمنیجنگ دایرکتر برحال آنوقت تا زمان ترک وظیفۀ وپناهندگی من به جرمنی کما فی السابق شخص ذیصلاح درامور بود و برای چهارسال دیگرنیز به وظیفه خود درآنجا ادامه داد.

6 ـ راجع به حق العضویت اعضای نهضت وحدت ملی که یک قسمت آن نزد داکتر هاشمیان و یک قسمت نزد من باقی ماند، بعد ازپناه بردن داکتر هاشمیان بسوی طالبان و سقوط نهضت، من راپور مکمل آنرا ترتیب و در مجله "درد دل افغان" به نشر رسانیدم و مبلغ 1100 دالر باقیمانده آنرا به موسسات خیریه ارسال داشتم که سند آن نزدم موجود است، ولی از قسمت باقی مانده نزد داکتر هاشمیان اطلاع ندارم.

7 ـ باید تصریح کنم که من داکتر هاشمیان را به سرقت زیورات خانم سفیر سردار شاه ولیخان هنگام ماموریت هاشمیان در سفارت لندن متهم نکرده ام، بلکه این موضوع در همان زمان در مطبوعات انگلیس و غیره نشر شد و داکتر هاشمیان دراین ارتباط حتی بعداً در آئینه افغانستان مجبور شد  یک نامه سردار شاه ولیخان سفیر آنوقت لندن را به حیث سند برائت به نشر برساند، درغیرآن ضرورت نشر چنین برائت نامه چه بوده میتواند، اگر واقعاً موضوعی در میان نمی بود. (فاعتبرو یا اولی الابصار)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ضمایم دیده شود:

ضمیمه اول: متن تایپ شده مکتوب ارسالی نمایندگی افغان نشنل بانک لندن که از طرف اینجانب عنوانی ریاست هیأت عامل بانک ملی افغان بتاریخ 28/5/1980 ارسال گردیده بود؛ (فوتوکاپی اصل قلمی آن نیز در ضمیمه ذیلاً دیده شود)

بریاست محترم هیأت عامل بانک ملی افغان!

بنابر تصویب هیأت عامل و منظوری جلالتمآب وزیر صاحب مالیه اینجانب از تاریخ 17/1/59 به حیث امر افغان نیشنل بانک لندن مقرر گردیده و بتاریخ 24/1/59 عازم محل ماموریت شدم. به اساس مکتوب شماره130643 مورخ 24/1/59 مدیریت عمومی مامورین بانک که اصل آن عنوانی خودم و کاپی به محترم محمد حیدر منیجنگ دایرکتر افغان نشنل بانک و کاپی دیگر به اداره لندن نگاشته شده هدایت داده شده تا اینجانب باسرع وقت چارج اداره را تسلیم شده و محترم محمد حیدر الی وارد شدن اینجانب به تمام امور برای مدت سه یوم بامن همکاری و بعداً بصوب مرکز حرکت نمایند.

اینجانب بتاریخ 25/1/59 به اداره افغان نشنل بانک در لندن به حیث آمر جدید معرفی شدم و از آن تاریخ تا اکنون که مدت چهل روز می گذرد همه روزه بروظیفه حاضر و در امور یومیه خود را آشنا ساخته ام اما موقفم از نظر قانونی به اساس قوانین محلی و مطابق به اساسنامه این موسسه تاهنوز معوق است، چه افغان نشنل بانک از نظر حقوقی یک موسسه کاملاً مستقل بوده و در اساسنامه آن مراتب خاص در زمینه تقرر دایرکترها و منیجنگ دایرکتر تعیین گردیده است که مراتب مذکور را قبلاً محترم محمد جلیل شمس منیجنگ دایرکتر اسبق این موسسه بتاریخ 17/9/1974 حینیکه محترم محمد حیدر به عوض شان مقرر می شد، عنوانی ریاست محترم بانک ملی طی یک نامه مفصل گزارش داده اند. به اساس نامۀ مذکور که کاپی آن در دوسیه موجود است و کاپی دیگر ضم نامه هذا ارسال میشود، مراتب آتی باید در زمینه تقرر منیجنگ دایرکتر طی شود:

1 ـ اخذ اجازه کار و ویزه اقامت از مقامات وزارت کار و و زارت داخله انگلستان،

2 ـ شخصی که به حیث منیجنگ دایرکتر مقرر میشود نخست به حیث دایرکتر شامل بورد دایرکترها شود بعداً منیجنگ دایرکتر موجود باید استعفی دهد و بورد دایرکتر ها با قبول استعفی موصوف از جمله دایرکتر ها یکنفر را به حیث منیجنگ دایرکتر تعیین مینماید،

3 ـ تعیین معاش منیجنگ دایرکتر از جمله وظایف بورد دایرکترها می باشد.

به ارتباط سه موضوع فوق غرض معلومات و هدایت آنریاست محترم احتراماً نگاشته میشود:

حینیکه اینجانب به سفارت کبرای انگلستان مقیم کابل غرض اخذ ویزه مراجعه کردم، برایم ویزه عادی اقامت سه ماهه دادند و علاوه کردند که ویزه اقامت و اجازه کار را باید از لندن اخذ نمایم. از آنرو در هفته اول اقامت خود در لندن ازطریق افغان نیشنل بانک درخواست ویزه اقامت و کار را نمودم. از آن تاریخ تااکنون باوجود مراجعات مکتوبی متواتر هنوز موفق به دریافت آن نشده ام. طبق معمول اینکار در انگلستان مدت شش تا هشت هفته را دربر میگیرد.

به ارتباط موضوع تقرر باید علاوه نمایم طوریکه در راپور مورخ 2/5/1980 صفحه 8 این موسسه توضیح گردیده، بورد دایرکتر های افغان نیشنل بانک قعلاً متشکل از سه نفر است از جمله دونفر غیرمقیم. بنابران افغان نیشنل بانک موضوع تقررم را نخست به حیث دایرکتر سه هفته قبل غرض تصویب به اعضای غیرمقیم بورد در نیویارک و هامبورگ ارسال نمود که دراین روزها جواب آن مواصلت کرد و به اساس آن عضویت بورد دایرکتر ها را حاصل کردم. اکنون باید منیجنگ دایرکتر موجود استعفی دهد و مرا به عوض خود به بورد دایرکترها به حیث منیجنگ دایرکتر جدید پیشنهاد و معرفی دارد که البته موضوع بازهم ایجاب تصویب بورد مذکور را مینماید. اما تا زمانی نمیتوانم چارج اداره را بدست گیرم که موضوع ویزه اقامت و اجازه کار حل نشده باشد. اکنون انتظار مواصلت اجازه کار و ویزه اقامت را دارم تا با مواصلت آن از نظر قانونی مراحل تقررم تکمیل و در اجرای امور ذیصلاح شناخته شوم.

راجع به تعیین معاش نظر به مشکلات فوق الذکر و هم معلوم نبودن اندازه معاش که تابع تصویب بورد دایرکتر ها است، تا اکنون هیچ معلوم نیست و به شکل برداشت امرار معاش میدارم. امیدوارم تا دو سه هفته دیگر با مواصلت اجازه کار و تصویب بورد دایرکترها مراحل تقررم اکمال یابد، ولی مسألۀ تعیین معاش همچنان معوق خواهد ماند زیرا بورد دایرکترها اگرچه در تعیین معاش ظاهراً دارای صلاحیت عام و تام می باشند اما در زمینه باید از ریاست هیأت عامل بانک ملی قبلاً طالب استشاره شوند. به این ارتباط میخواهم بعرض برسانم که متأسفانه در تعیین معاشات مامورین افغانی در لندن چندان توجه معطوف نگردیده و همه با مشکلات زیاد اقتصادی روبرو هستند و هروقتی افغان نیآنل بانک تقاضای افزایش معاش را نموده اندازه معاشات تریدنگ کمپنی معیار قرار داده شده و متأسفانه معاشات تریدنگ کمپنی به ارتباط اشخاص تعیین شده مثلاً ده سال قبل 500 پوند ماهانه بود ولی بعداً با وجود انفلاسیون دفعتاً به نصف تقلیل یافت که علت آنرا می توانید خود درک نمائید. از آنرو تصریح نمایم درحالیکه بانک ملی در آلمان نمایندگی دارد، ایا بهتر نخواهد بود تا سطح معاشات بین دو نمایندگی مقایسه شود. باوجودیکه افغان نشنل بانک لندن یکی از پرکارترین و پرعایدترین موسسات افغانی در خارج بوده و به نفع بانک در تلاش و خدمت است ولی معاش عضو افغانی به حیث آمر تقریباً1بر3 حصۀ معاش آمر نمایندگی هامبورگ بانک ملی میباشد. قرار اطلاع رسمی معاش غیرخلص نماینده هامبورگ ماهانه در حدود 4200 مارک (برعلاوه کرایه منزل و موتر) است که مبلغ معادل تقریباً 1050 پوند انگلیسی میشود، درحالیکه معاش خالص آمر افغان نیشنل بانک لندن ماهانه در حدود 360 پوند (برعلاوه کرایه خانه و مصارف موتر) می رسد. از آنجائیکه انگلستان با پایه انفلاسیون 22% در جمله اولین ممالک اروپائی مواجه با صعود شدید قیمت ها است و معاش مامورین انگلیسی متواتر روبه افزایش است و سطح زندگی ازنظر مصرف بطور سرسام آور بلند می رود، چگونه میتوان با مبلغ مذکور امرار معاش کرد؟ با تجربه مصرف یک ماهه در لندن با مبلغ مذکور نمیتوان حتی مواد اولیه زندگی را تهیه نمود. تنها مصارف ترانسپورت شهری ماهانه از 100 پوند تجاوز مینماید. خود قیاس بفرمائید که با مبلغ متباقی و حفظ پرستیژ مملکت و آبروی شخصی چگونه زندگی نمود. احساس فقر در مملکت غنی به مراتب دردناکتر از احساس فقر در مملکت فقیر است.این موضوع را نه تنها به ارتباط معاش خود تذکار دادم بلکه بطور عموم زیرا واقعاً شرایط معیشت سایر رفقا که از ناحیه کمی معاش دچار مشکل بزرگ میباشند مرا وادار به تحریر آن ساخت. یقیین دارم که هریک  به نوبۀ خود به مقام مربوط در زمینه عارض شده اند.

دراینجا قابل تذکر میدانم با ثقلت کاریکه دراین دفتر موجود است و خود آنرا میدانید، بارها یک عضو دوم افغان تقاضا گردیده و در بودجه منظور شده اما هرگز مقرر نشده است. امسال نیز قرار مکتوب شماره 130705 مورخ 1/2/59 مدیریت عمومی مامورین عضو دوم افغان منظور گردیده که امیدوارم بادرنظر داشت ضرورت و بملاحظه راپور مورخ 2/5/ 1980 این موسسه صفحه 9 تا 11 در زمینه توجه جدی و فوری معطوف دارند. در راپور مذکور خواهش و پیشنهاد گردیده تا به اساس تطبیق یک نظام روتیشن محترم محمد حیدر اقلاً برای مدت یک سال به حیث عضو دوم افغان دراین اداره ایفای وظیفه دارند، ولی تاحال منتظر تائید و فیصله ریاست محترم هیئت عامل می باشیم. این بود گزارشاتیکه غرض معلومات و اخذ هدایت به آن مقام محترم نگاش ته شد امید به اسرع وقت از تصمیم و هدایت عاملانه خویش ما را مطلع ساخته ممنون فرمایند. پیروز باشید امضا پوهندوی داکتر کاظم

ضمیمه دوم: مکتوب عدم مسئولیت دورۀ وظیفه در افغان نشنل بانک لندن:

یادداشت: اسناد ملحقه دیگر نیز در دستم است که در صورت ضرورت ارائه خواهند شد

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentar schreiben

Kommentare

  • A. Halim Hakimi (Mittwoch, 10. Mai 2017 08:19)

    Here are the real Issues between the two "Agha-Sahibs", both reducing themselves and by extension Afghans to a new low with no end in sight with their open end useless argument:

    1. Both gentlemen were born with un-proven genetic superiority title always attached to their names, falsely entitling themselves nothing less than leadership role among Afghan intellectuals. And that is what their fight is all about.

    2. Such expectation of birth right entitlement, create egos the size of Hindu-Kush mountain that both want to have it all for themselves without the ethic of working for it to be earned.

    3. Big in talk and almost zero action. Both PhD " Agha Sahibs " have settled to live long term on welfare - US government hand out - in the true land of opportunity in which presently the highest salary of $96 million a year goes to Tehran born Mr. Khesrowshahi and the leader of the second largest bank - City Bank - is Mr. Singh born in India.

    4. Both gentlemen already left long track records, one stirring ethnic and language fault lines between Afghans for decades and the other recent political writings are actually self availability advertisement buried within lots of words.

  • مریم (Freitag, 12. Mai 2017 08:34)

    حکیم جان عالمی، از کمنت شما یک جهان سپاس

  • ممتاز خان (Sonntag, 14. Mai 2017 16:05)

    داواړه داکتر صاحبانو سلامونه ا نیکلی هیلی مو و منی
    غزتمندو تاسو ولی یو بل پسی لګیدلی یاستی- ایا دغه د فلم جنګ تاسو او نورو ته سه ګټه رسوی- تاسو چه هر یو څانته داکتر خطاب کوی باید چه د داکتر په معنی او مفهوم ښه څان پوه کړی-
    دغه انرجی چه تاسو د یو او بل په برندولو کی مصرفوی دغه قیمتی وقت د وطن د ابادی ا څوانانو د اتفاق او اتحاد لپاره مصرف کړی-
    هیچا سره دومره وقت نشته چه دغه مزغرفات ولولی-
    د خدای روی وګوری نور یو د بل پرتوګ مه وباسی-
    دواړه څانته سید وای باید چه رښتینی سید او اغا اووسی دا د ماشومانو لوبی پریګدی
    و سلام

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder