11.11.2016 (21.08.1395)

داکترسیدخلیل الله هاشمیان

اسنادی در رد اتهامات قاسم باز

کسانیکه نوشتۀ قاسم بازراخوانده اندبه کم سوادی اوملتفت شده اند. اگردرجملۀ سه فقره و 19 ماده اتهامات نامردانه،چبوله، بی سند وبی بنیاداو، یکی آن صحت میداشت، من جواب نمیدادم،که سکوتم معنی اعتراف رامیداشت، اماازگزارش ذیل واسنادمندرج درآن، شمابه پوچ مغزی، تهمت بندی، دروغگویی، وطرز تربیه ومحیط زیست وپرورش بسیارنازل وسخیف او آشنامیشوید. درین بخش تنهابسه فقرۀاول مدعیات واتهامات قاسم باز  جواب میدهم که خوشبختانه اسنادی درثبوت دروغهای اودارم:

فقرۀالف)قاسم، هاشمیان رابه"گم شدن گردن بند" و"گرفتن گردن بندخانم  مارشال شاولیخان درسفارت افغانی درلندن"متهم میسازد. قاسم وظیفۀخود دروزارت عدلیه را(خارنوال)معرفی کرده، ولی خارنوالیکه بوسیلۀ نفوذ پدرش مقررنشده باشد، یعنی تحصیل یافته باشد، آیااو یا میتواندشخصی را به خاطر"گم شدن گردن بند" متهم سازد؟ یعنی اگرگلوبندیک خانم گم شود   خودآن خانم بایدمسئول آن باشد،نه شخص دیگری! وامادرمورد"گرفتن"آن  گردن بند که چطور؟ بزور، برضا یابسرقت، گرفته شده ؟ و از چه نوع و بچه قیمت بوده؟این خارنوال چیزی نمیگوید!بهرحال، بایدباطلاع هموطنان برسدکه هاشمیان مدت سه سال بحیث سکرتردوم وقونسل درسفارت افغانستان درلندن موظف بوده ودرآنوقت مرحوم مارشال شاه ولیخان سفیرکبیر،مرحوم استادعبدالرحمن پژواک مستشار فرهنگی و مرحوم سیدمسعودپوهنیار سکرتر اول سفارت بودند. جواهرات خانم سفیرکبیرمشتمل برگلوبند،انگشترهای ذیقیمت و یک مقدارسکه های طلادرسال 1952، شبیکه سفیروخانمش هردو دریک کشتی دعوت  بودند، ازاطاق خواب شان درمنزل سوم بسرقت رسید. اعضای سفارت هرکدام درجاهای مختلف بیرون ازسفارت اپارتمان مستقل داشته تنهاازطرف روزبه دفترسفارت درمنزل اول تاساعت 3 یا 4 عصرکارمیکردند. سفیروخانمش با چهارنفرمستخدمین افغانی شبانه بداخل سفارت می بودندو دروازۀ سفارت ازداخل قفل میشد، سه نفرمستخدم درمنزل تحتانی سفارت پهلوی آشپزخانه هریک اطاق داشت ویکنفردرجواردروازۀسفارت میخوابید-  حالا شماتصور کنیددرحالیکه دروازۀ سفارت بازنشده،مستخدمین هرکدام در  اطاق خودخواب وسفیروخانمش تا ناوقت شب بدعوت بودند،آن جواهرات چطور ازاطاق خواب درمنزل سوم سرقت شده است؟ چگونگی این سرقت  جالب راکه 64 سال قبل رخ داده بود اینک بشما شرح میدهم:

وقتی ناوقت شب سفیروخانمش ازدعوت برگشته واطاق خواب خودراپاشان ونا مرتب یافتندو خانم جعبۀ جواهرات خودرانیافت، مستخدمین رابیداروپرس وپال کردند، اماآن بیچاره هاازدنیابیخبربودندوآن مستخدم که عقب در  میخوابید، خودش دروازۀ بزرگ سفارت رابرای سفیربازودوباره بسته کرده بود. سفیرملتفت شدکه سرقت ازخارج رخ داده، فورا بپولیس اطلاع داد، سکاتلیندیاردآمدوازاطاق خواب وجاهای دیگر بشمول دهلیزهاو بام سفارت عکس برداری کرد، ازسفیروخانمش پرسیدند که همان روزکی وکدام شخص در  منزل سوم بوده– مااعضای سفارت روزبعدکه بدفترآمدیم ازماجراخبرشدیم. دوهفته بعد وزارتخارجۀلندن نتیجۀتحقیقات خودرابسفارت فرستادوموضوع دراخبار(تایمزلندن) تحت عنوان (دزدان زینه دار–( Ladder Thieves نیزنشرشد.اینگروه دزدان  توسط یک خانم راه بلدازطریق دهلیزوسیع و کثیف عقب عمارت سفارت که بقایای آشپزخانه وکالای کهنه درآنجا انداخته میشد وهفتۀ دوبار توسط تنظیفات شهری پاک میشد، بانصب یک زینۀ مخصوص به کلکین منزل سوم که قصداً باز گذاشته شده بود، داخل سفارت شده وتنهاازهمان اطاق خواب جواهرات را برده بودند، و عنوان آن سرقت درجراید لندن بنام "دزدان زینه دار" نشرشده بود. اینکه آن گروه دزدان کی بودوچطورازموجودیت جواهرات در اطاق خانم سفیردرمنزل سوم سفارت خبرداشت، داستان دیگری دارد.

 خانم سفیرمرحومه ثمرالسراج خواهرسکۀاعلحضرت غازی امان الله خان یک خانم ایتالوی رابحیث ندیمه استخدام کرده بودکه هفته سه روز، آنهم  نیمروزمی آمدودراطاق خانم سفیربکارهای محوله بشمول آرایش روی و موی واتوکردن کالای خانم ولباس سفیرمصروف میبود. آن ندیمه همه جواهرات خانم سفیر رابارهادیده وموضع نگهداشت آنرامیدانست – بقرارتحقیقات پولیس این ندیمه که زبانهای انگلیسی وفرانسوی نیزمیدانست، درعضویت یک باندخطرناک اروپایی شامل بوده،برای سرقت بلندن فرستاده شده بود- باساس یک اعلان که قبلا بمصرف سفارت برای استخدام یک ندیمۀ فرانسوی  زبان توسط یک ایجنسی درجرایدنشرشده بود،اینزن بسفارت معرفی شده و مرحومه ثمرالسراج که فرانسوی میفهمیداورااستخدام کرده بود. بعداز دوماه خدمت نزدثمرالسراج که این زن بمنزل سوم سفارت خوب بلدشده وهم جواهرات رادیده بود، زیراآن مرحومه جواهرات خودرادر دعوت های بزرگ دربارملکه میپوشید، فقط مترصد فرصت بود. همینکه یک هفته پیش خبرشد سفیروخانمش بدعوتی بالای کشتی میروندوناوقت برمیگردند، قرارتحقیقات پولیس لندن این زن گروه یادارۀخودرادراروپاخبرداد، آنهابلندن آمدند وجغرافیۀسفارت دراختیارشان بود-اینزن همانروزدرخدمت ثمرالسراج بودو کلکین اطاق دهلیزمنزل سوم راکه مشرف بدهلیزعقبی سفارت بودبازگذاشته  رفته بود-هنگام شب که مستخدمین خواب بودند، دارۀمذکور بشمول ندیمه بدهلیزعقبی سفارت داخل شده توسط زینه باطاق خواب رفته جواهرات را گرفته و شباشب ازلندن بفرانسه رفته بودند.راپور پولیس ودولت انگلیس مشعربود که دارۀ دزدان راشناخته ووعده دادکه به تعقیب آن میباشد، ولی درموردغرامات این سرقت سه عذر قانونی پیش کردند: یکی اینکه جواهرات انشورنس نشده شده- دیگراینکه چرادر یک سیف محکم قفل نشده بود - دیگراینکه استخدام آن ندیمه درسفارت بدون مشوره واجازۀ پولیس لندن صورت گرفته بود. قیمت آن جواهرات زایدازنیم ملیون پوندتخمین شده بود.

بالاکردن این موضوع تاریخی بقسم یک بهتان توسط قاسم بازسبب شد تااین داستان درآرشیف پورتالهاشامل شود، ولی تااینجا جنبۀداستانی آن بود- اینک برمیگردیم بجنبۀرسمی وقانونی موضوع که هاشمیان متهم به"گرفتن"  یعنی سرقت گردن بند خانم سفیرشاه ولیخان شده است. باید توضیح شودکه من درماه اکتوبر1952 بایک خانم انگلیس ازدواج کردم وموضوع رارسمابه وزارت خارجۀکابل و سفارت لندن اطلاع دادم- انفکاک رسمی من ازماموریت وامتیازات سیاسی درماه فروری 1953صورت گرفت که قانوناًپاسپورت سیاسی خودرابسفارت تسلیم و پاسپورت عادی گرفتم. تعهددادم که بنابرحامله بودن خانمم، بعدازولادت طفل،تاپایان سال1953 بوطن برمیگردم.متن مکتوب  مورخ 25 فروری 1953 بامضاءمرحوم مارشال شاه ولیخان سفیرکبیر باترجمۀ آن ذیلابملاحظۀهموطنان تقدیم است– تخلص فامیلی من درآنوقت وتاسال 1958 درکابل(مسعود)بودوتاامروزهمه برادرهاوبرادرزاده هایم،به استثنی من، (مسعود)تخلص میکنند:

 

(لطفا ضمیمۀ نمبر (1) را دراینجا بداخل متن  نشرکنید)  

 

 ترجمه:

مورخ 25 فروری 1953

چناب سیدخلیل الله مسعود

سکرتردوم سفارتکبری دولت پادشاهی افغانستان درلندن

همکارعزیرم،

متاسفم باطلاع شمامیرسانم که بموجب مکتوب نمبر 1293 مورخ 10/2/1953 مدیریت مامورین وزارتخارجه، خدمات شمادرین سفارت ازتاریخ اول فروری 1953 خاتمه یافته است.

دلیل این انفکاک که بماگفته شده، ازدواج شمابایک خانم خارجی میباشد که آن موضوع راشمادرماه گذشته بوزارت امورخارجه اطلاع داده اید واین کار مخالف قانون اساسی مملکت میباشد.

بماهدایت داده شده که مصارف سفریۀ شما را بدرجۀ اول ازلندن تا کابل  بپردازیم. لطفابه این سفارت اطلاع دهیدکه چه وقت میخواهید حرکت کنید واینکه توسط طیاره میرویدیاذریعۀ کشتی تاهمانطورترتیبات گرفته شود.

با اظهار صمیمیت – شاه ولی – سفیر کبیر افغانستان

قاسم بازکه بوسیلۀ نفوذپدرش که مستخدم شخصی سردارداودخان بود، بحیث (حارنوال) مقررشده، اوازقوانین مملکت خبرندارد، ورنه بدون سندوثبوت مرامتهم بسرقت "گلوبند خانم سفیرافغانستان درلندن" نمیکرد، زیرااین واقعه 64سال قبل که قاسم هنوزتولدنشده بود، صورت گرفته است؛از جانب دیگرقاسم باز بدبختانه ازعقل و سنجش نیزبی بهره میباشد،زیرامارشال شاه ولیخان کاکای پادشاه، پسرش دامادپادشاه، صدراعظم داودخان ووزیر خارجه محمدنعیم خان هردو عموزاده های پادشاه و برادرزاده های سفیر لندن بودند؛ پس من که گردن بندخانم سفیررادزدیده بودم ودرلندن نیز دوام زندگی برایم میسر بود، بکدام عقل ومنطق باخانم خارجی دراخیر سال 1953 بکابل رفتم؟ وچرا نه محاکمه ونه بندی شدم!؟

فقرۀ ب) قاسم نوشته که:"شماماموررسمی بایک خانم انگلیس عروسی کردید ...سردارمحمدنعیم خان شمارااز وزارتخارجه رخصت نمود،شمااین عقده را حالا ازمحمدداودخان ونعیم خان میکشید..."

این ادعاکه قاسم میگوید:"سردارمحمدنعیمخان شماراازوزارخارجه کشید" نمودارکودن بودن اوست، زیرابعدازآنکه من درلندن ازماموریت وزارت خارجه منفک شده بودم یک تبعۀعادی افغانستان بودم، محمدنعیم خان با من هیچ سروکارنداشت، نه اومرااحضارکردونه من تقاضای دیدنش را کردم- بموجب تصدیق دیگری که مرحوم مارشال سفیرکبیر ازدورۀ کارم درسفارت لندن داده بود، همان تصدیق رابمدیریت مامورین بردم وتقاضای جوازکار را کردم، امامرابه پروژۀ(شرکت هوایی آریانا)درصدارت معرفی کردندکه در آنوقت فیض محمدخان احمدزی مدیرآن پروژه بود- مدت پنجماه درآنجا کارکردم وهفتۀدوسه باربامستربالدوین امریکایی که شریک آن پروژه بود میدیدیم ومن باراول باقوانین هوانوردی ملکی آشناشدم؛ وقتی شرکت تاسیس شد، فیض محمداحمدزی رئیس ومن بحیث مدیرعمومی ترافیک آریانا  مقررشدم ودرسال اول تاسیس شرکت 2000 حاجی رادرسال 1335ش درطیاره های کوچک 32 نفری به حج بردم وسلامت برگرداندم. بعدازدوسال کاردرآن شرکت که خانم انگلیس بوطن خودرفته بود،بفاکولتۀادبیات شامل شدم و درختم تحصیل دوباره بماموریت دولت درپوهنحی ادبیات تارتبۀ سوم دوام دادم و در سنه 1980م که سال اول حکومت پرچمی بود،ازکابل فرارو به امریگا مهاجر شدم.

اینکه قاسم بخاطرخدمتگاربودن پدرش خودراوکیل الدعوای محمدداودخان تراشیده ومیگوید:"شما حالاازسردارداودخان ونعیم خان عقده میکشید." درست نیست – درمدت 30 سالیکه درکلفورنیا بحیث ژورنالست ومدیرمسئول مجلۀ آئینه افغانستان کارکرده ام، ازکارهای خوب محمدداودخان توصیف وازاشتباهات اوبزعم خودانتقادکرده ام، امامنکه مانند پدرقاسم نوکر شخصی داودخان نبودم،احساس مدیونیت نداشتم که ازهمه کارهای داودخان توصیف کنم.

فقرۀ ج)قاسم مرامتهم قرارداده ومیگویدکه:"اشتراک پدروکاکای شما در اغتشاش اعظم خان وافضل خان شینواربجرم همکاری بکسانیکه امنیت ملی کشور رامسلحانه بمخاطره انداخته بود." قاسم که خودرا خارنوال معرفی میکند، اینقدر نمیداندکه باساس قوانین افغانستان یکشخص مسئول اعمال پدروکاکای خود بوده نمیتواند،امادرصدارت محمدهاشمخان که بازمحمدخان پدرقاسم مستخدم شخصی صدراعظم وهم نفردوم ضبط احوالات بود، قوانین   تطبیق نمیشد- اینکه قاسم نام خان معروف شینوارمحمدعلم خان را(اعظم خان) نوشته بخاطریست که اوبهنگام قیام شینوارتولد نشده بود، وازگیر وگرفت محمدهاشمخان که خانهای ولایت مشرقی رابخاطر نفوذ و ثروت شان  نابودمیکرد،ونه تنهاآنهارا با عیال واطفال شان محبوس وشکنجه میکرد، بلکه پول نقد،کالاوسامان خانه واملاک وهمه دارایی شانراضبط وبه ثروت وجایدادخودمی افزود،یاکافی خبرندارد ویااغماض میکند. دردوران محمد هاشمخان بندی های سیاسی توسط پیچکاری جبراًدرزندان شهیدمیشدندکه یک مثال آن مرحوم جنرال سیدحسن خان، یکتن از عموزاده های پدرم میباشد.

قاسم بازاگرسربگریبان خوداندازدوانصاف داشته باشد، ملتفت میشودکه بااین کم سوادی بوسیلۀ قدرت ونفوذپدرش حارنوال مقرر شده،وحالا تنها ازکرایۀجایدادموروثی پدرخوددرافغانستان، ماهانه 36 هزاردالردرامریکا بدست می آورد، لهذا بمردم بایدحق قایل شودکه بالای کارهای دورۀصدارت محمدهاشم خان ودورۀ ریاست جمهوری مرحوم داودخان انتقادکنند، که یکی از  آن کارهاتقرر خودقاسم و برادرانش بکارهای حساس بود-اعضای این خانواده همه درطلسم استخبارات محمدداودخان شامل بودند.

ازجملۀ19 ماده اتهامات بی اساس وساختگی قاسم باز،اکنون من تنهابمادۀ  16 آن جواب میدهم،چونکه سندموجوداست.اودرمادۀ 16درضمن اتهامات دیگر به ارتباط مرحوم عزیزالله واصفی میگویدکه:"...شمابدبخت خلیل الله هاشمیان درآینۀ تان گاهی جاسوسان خطاب مینمودید، گاهی واصفی رابنام بچۀسقو خطاب نمودید..."من هرگزدرمجلۀآئینۀافغانستان مرحوم واصفی را"جاسوس" نخوانده ام،اگرقاسم آن صفحۀمجله رانشان بدهد،هرجرمیکه بالایم بگذارد قبول دارم. هکذا من هرگزمرحوم واصفی رابنام "بچۀسقو" نخوانده ام، برعکس،این اتهام را که ویبسایت "افغانستان آزاد-آزادافغانستان" بر مرحوم واصفی واردکرده بود، رد وتصحیح نموده ام- اینک سند ذیل خودش سخن میگویدکه هاشمیان دروغگو است یاقاسم ولدبازمحمدمستخدم داودخان.  

(لطفا درینجا ضمیمه نمبردوم را که دوصفحه میباشد، عینا نشرکنید)

 

باذکرمراتب فوق به 18 مادۀ اتهامات متباقی قاسم باز دربخش دوم بطور مختصر جواب میدهم. با عرض احترام بخوانندگان محترم این پورتال.

سیدخلیل الله هاشمیان – مورخ 11 نوامبر 2016

بخش دوم ادامه دارد

این پی دی ایف را باز کنید:

ambassador.pdf
PDF-Dokument [658.7 KB]
wassifi.pdf
PDF-Dokument [1'014.5 KB]

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder