03.11.2017 (12.08.1396)

دری، نامِ جهان شمول برای افغانان

(استقبال از مشی بسیار ستودنی بی.بی.سی با اختیار نام دری برای افغانستان)

مصطفی «عمرزی»

با توفیق پروردگار و همت انجمن نشر دانش (دانش خپرندویه تولنه)، انتشار کتاب «دری افغانی»، واکنش منطقی در برابر ستیزی بود که به وِیژه در چند سال اخیر در برابر افغانستان و افغانان، به نمایش گذاشته اند.

افغانستان ستیزان، خیلی کوشیدند وانمود کنند نام «دری»، ساخته و پرداخته ی به اصطلاح خودشان «قبیله سالاران» است، اما روسیاهی آنان زمانی تیره تر می شود که ارجاع به منابع و گنجینه ی های ادبیات کلاسیک، به وضاحت بازگو می کردند، دری- نه فقط زبان است- که حاوی فرهنگ مردمان این سرزمین نیز می باشد.

در این که کلمه ی فارسی (پارسی) به گونه ی غلط معروف در جامعه ی ما جا دارد و متاسفانه حتی در چند دهه ی قبل، کتب درسی نیز مزین به این غلطی بودند، نه حرفی داریم و نه تعصب می ورزیم، اما اهمیت بحث دری- فارسی، زمانی بیشتر می شود که در جغرافیای سیاست زده ی منطقه ی ما، پدیده ی سیاست، تیغ دو سره است و هرکه غافل شد، کله ی عقل اش زایل می شود.

ما در بحث ادبیات و فرهنگ، باوجود دست بالای دری، هرگز منکر نشده ایم که با تحریف، داستان و درونمایه هایی هم شکلی به نام فارسی نیز تولید کرده اند؛ اما آیا این درست است که خاموش بمانیم و هیچ نگوییم!

تفکر فارسیسم، زمانی که از آدرس ایرانی وارد می شود، نه فقط حرمت و شانی برای ما قایل نیست، بلکه چشم سپید و دیده درایی ست که می خواهد بگوید این جا (افغانستان) سهم من است و از مدرک این هجوم فرهنگی، افتراق فکری ما شدت می یابد.

اگر به این دلیل، همواره توجیه می آورند که بحث زبان، گستره ی فرامرزی دارد، پس چرا هیچ نشانه ای از ارزشی نمی یابیم که وقتی وارد جغرافیای ایرانی شود، اکثراً طفره    می روند که گویا نظامی، حافظ و سعدی، هیچ شناختی از دری و نام آن ندارند.

می خواهم به ساده لوحان بگویم: شما، هرگونه ای که دوست دارید، این زبان (دری) را نشخوار کنید! اما جای خالی مقوله ی سیاسی افغانستان که بیش از سی سال است در دیگ جوش ایدیالوژی می جوشد و از بخار آن، گاه تفت کمونیسم، گاه تنظیمی و گاه دیگران بیرون شده اند و در بیش از یک دهه ی گذشته (حاکمیت کرزی)، جمعه بازار باز کردند هرکه خریدار و مشتری ست، خود داور و بانی ست و در هرج و مرج این آشوب، همه ی ستون های برپایی این ملت (تفکر ملی) در حال ریزش اند، خوب است بر این نیز بیاندیشیم که اگر دری یا فارسی، فرا منطقه یی ست، افغانستان، جغرافیایی دارد با خطوط واضح سیاسی که حتی اگر دو دری شناس هم ردیف ایرانی و افغانی در کنار هم در یک جمع خارجی، شانه دهند، باز هم مقال سیاسی ایجاب می کند ریخت و پاش نکنند.

در واقع خطی که از مسیر افغانستان، تخیل ستمیان و دشمنان ما را برای وصله ی تاجیکستانی و ایرانی مشخص می کند، بر روی کدام عناصر، خط کشی می شود؟ آیا ادعا هایی فرهنگی، زمینه هایی نیستند که در 16 سال گذشته، بر روی آن ها، انواع تریبون، حوزه، دانشگاه و رسانه ساختند و هرکدام، ساز فارسی می زنند و حرمتی قایل نمی شوند. بنابراین، این ها علایم و نشانه های واضح حرص و آزی اند که وقتی در افکار و اذهان راه یافتند، همانند مثال هایی منطقه یی و جهانی، مردمان و ملت هایی را به جان هم می اندازند که در زمان فراموشی تاریخ، از یاد ببرند: این فقط خلط و هم پذیری بود که گذشته ی تاریخی و میراث های آبایی آنان را ساخته است.

طی چند سال اخیر، بسیار کوشیدند نام دری را به بهانه های بسیار حذف کنند، اما حضور تاریخی این نام و پشتوانه های ادبی، اجازه ندادند حذف شود. آنان می خواهند با بدیل آن  به غلط معروف (فارسی) که ارز قابل ملاحظه دارد (پول ایران)، بازار های فرهنگی منطقه را بخرند و زور می زنند تا از این رهگذر، افتراق فکری مردم ما را در حالی حاد سازند که خالیگاه تعاریف سیاسی افغانستان، همانند غربال، هزار سوراخ دارد و هیچ روزی نیست که سیاستگری از این سرزمین، برای این که متکا ندارد ماهیت مقوله ی منافع ملی ما چیست، هرازگاهی عضوی از آی. اس. ای و گاه دستار پوش ولایت فقیه و یا هم نماینده ی منافع یک کشور دیگر را در حالی در آغوش کشد که آنان وظیفه دارند ما را برای منافع خودشان، تول (وزن) کنند.

صد ها رادیو و تلویزیون، صد ها مرکز علمی و فرهنگی، ضمیمه ی صد ها نشانی دنیای مجازی (سایت ها، وبلاگ ها و ...)، وقتی پیرامون افغانستان نشرات کنند، در زمانی که سهم پشتو، پایان می یابد، صورت ما را با زبان و با نام دری، ترسیم می کنند. دقت بر این مساله، همان قدر مهم است که مشاهده می کنیم دشمنان ما با دیدگاه قباله یی می کوشند کلمه ی «خراسان» را بدیل بسازند تا صاحب خانه (افغانان) در جایگاه کرایه نشین و یا اهل گرو (ناقلین بخارا)، قرار گیرند.

کمترین بی توجهی در قبال نام دری، معادل خیانت است. وقتی فرهنگیان تاجیک، اوزبیک، هزاره، پشتون و ... در دهه ی 60 میلادی، تعهد کردند از سیاست های دولت در قبال احیای این ارزش تاریخی، حمایت کنند، مساله فقط تحمیل نبود؛ چه پس از پایان سلطنت، جمهوریت و زعامت های بعدی، حتی تا پایان طالبان، نشان دادند فرهنگیان افغانستان، از هر گروه و تباری که بودند، با وقوف بر اصل مساله و مقال سیاسی، پا به پای هم، از نام دری حمایت کردند و بخشی از کار های مهم فرهنگی و ادبی خویش را با این نام اصیل، مزین می کنند.

در این روزگار تلخکامی و محرومیت که از تصادم با تمام دنیا، فهم سیاسی چند صد بُعدی را بررسی می کنیم و دستگاه فکری ما از قواره ی زار نهاد های فرهنگی ما پیداست، بسیار شرم آور و ننگین خواهد بود آن چه را سهم پُر ارج افغانان تاجیک تبار، پشتون، اوزبیک، هزاره و ... است که برای مستقبل این سرزمین، به ویژه با ارزش های چون نام دری، حفظ کرده بودند، در حالی حاشیه وی کنیم که سهم خود ما برای دفاع از مساله ی افغانستان و افغان، در حد توجیه معاضدت دشمنانی می ماند که با هر روز کار فکری و قلمی، می کوشند خطوط درز و نفاق این سرزمین، بیشتر شوند.

هرچند راهِ دراز باقی ست تا نام زیبای دری، زیب گفتار عام شود، اما رعایت آن در عصری که بر اساس سند، نتیجه می گیرند، خیلی مهم است. پس اگر غلطی می کنیم (به نام فارسی)، غلط ننویسیم. نقش نام دری در رسمیات و کار قلم ما، بهترین ادله برای بقای منافع ماست.

یادآوری:

برای آگاهی بیشتر از مفاهیم زبان شناسی، تاریخی، محتوایی و نزاکت های افغانی نام دری در افغانستان، تحقیقات و نوشته هایی دارم که از جمله مطالعه ی نوشته های «دری یا به اصطلاح فارسی، زبان مادری چه کسی؟!»، «هزار سال نام دری»، «اصطلاح مضحک پارسی دری» و «نام دری در نشرات قدیمی افغانی» را سفارش می کنم. این ها در دنیای مجازی افغانان شناخته شده و قابل دسترست اند.

شرح تصویر:

صفحه ی بی.بی.سی دری در فیس بوک. پس از تغییر اسم این صفحه به بی.بی.سی دری، موج گسترده ای از شادمانی و مسرت افغانان، باعث شد، ظرف فقط چند روز معدود، هزاران تن دیگر این صفحه را لایک کنند. ممکن است این روند، صفحه ی دری بی.بی.سی را به زودی به صفحه ی میلیونی مبدل کند. باوجود مخالفت گروهک ها، چهره های کریه افغان ستیز و خودفروخته گان داخلی، مسوولان بی.بی.سی دری نیز از     گسترده گی استقبال افغانان ما هیجانی شدند و در پُستی در این صفحه، از قلم گوینده ی با تجربه ی ما، خانم مینه بکتاش، از تمام افغانان، تشکر کردند.

 به اساس حساسیت موضوع، از هموطنان می خواهیم از بی.بی.سی دری حمایت کنند و نیز از دولت افغانستان می خواهیم با ارسال نامه ای به بی.بی.سی، رسماً از این شبکه ی جهانی، ستایش و تشکر کنند.

 دولت افغانستان بر اساس منافع ملی، مکلف است با پی گیری قضیه، به سایر آدرس های دنیای مجازی و رسانه یی مراجعه کرده و در نمونه هایی که باعث سوء استفاده ی فرهنگی و سیاسی می شوند- مانند رادیو RFE فرانسه که زیر نام فارسی، برای افغانستان نیز نشرات می کند- اصل رعایت نام دری را به لحاظ وجاهت بین المللی افغانستان، پیشنهاد کنند.

خوشبختانه بر اثر عکس العمل های منفی ستمیان، سقویان و باند شر و فساد، حساسیت مردم برای حمایت از شبکه ی بی.بی.سی دری، به رستاخیر بزرگ ملی، مبدل می شود.

نی فارسی، نی پارسی، فقط دری!

دری گویم دری آن من است / این زبان ارث نیاکان من است. استاد خلیلی

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentar schreiben

Kommentare

  • انجنیر فضل احمد افغان (Samstag, 04. November 2017 16:36)

    من در نخست اقدام عالی و تاریخی شبکه ی بی،بی،سی دری را به منسوبین واقعیت بین اداره بی،بی،سی ،کارکنان محترم و ګرامی القدر شبکه پخش و انتشار پروګرام شان به زبان دری و همچنان از شخصیت معزز ، محترم و دانشمند با احساس هموطن عزیز ما جناب مصطفی ؛عمرزی؛ از صمیم قلب تشکر و تبریک عرضمیدارم در حالیکه آرزوی مؤفقیت شان را از خداوند متعال میکنم نیز از رهبری دولت افغانستان مخصوصآ وزارتهای خارجه و اطلاعات و کلتور ما خواهشمندم که رسمآ از اقدام نیک بی،بی سی سپاسګذاری و قدر دانی کنند و نیز وزارت تعلیم و تربیه بالای کتب تشر شده ۳۹ سال اخیر تجدید نظر نمایند
    با عرض حرمت
    خداوند نګهدار افغانستان و فرهنګ اصیل افغانی ما

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder