21.09.2016 (31.06.1395)

دراوجش فنا شد

(شهید محمد جان فنا)

نوشته ی مصطفی «عمرزی»

من،كاكاي شهيدم را نديده ام و نمي دانم چرا او، واژه ي «فنا» را براي وجود و            زنده گاني اش برگزيد. فنا، يعني ازميان رفته و نابودي. دنياي انديشمندان و انسان هایی كه

 مي انديشند، با دنياي مردمان معمولي كه مي خورند، مي آشامند و زاد و ولد مي كنند، متفاوت است. محمد جان «فنا» در زنده گاني پُر باری که كه آراسته از برگ هاي زيباي فرهنگ و ادب بود، خيلي انديشيد و در پندار شد. اشعار، نثر ها، پارچه هاي ادبي و تصوير هاي زيبا كه يادگار هاي او را مي سازند، حكايت از دنياي دارند كه در زنده گاني معنوي و فرهنگی فنا شكل گرفتند و او، راز و معماي پيدايش و آفرينش آنان را مي دانست. انسان وارسته اي كه ساليان زيادي براي زنده گان نوشت و فكر كرد، سهم خودش را «فنا» نام نهاده بود. شايد او، بيشتر از هركسي از معني اين واژه در سرنوشت اش آگاهي داشت.
متن کامل این نوشته را در پی دی ایف مطالعه کنید:

در اوجش فنا شد.pdf
PDF-Dokument [3.0 MB]

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder