16.10.2018 (24.07.1397)
داستان سقوط داکتر نجیب تکرار می‌شود؟
فردوس

به گزارش رسانه‌های امریکایی در دیدار روز جمعه‌ی زلمی خلیل‌زاد نماینده‌ی ویژه‌ی امریکا برای پایان جنگ افغانستان با نماینده‌گان طالبان در قطر،‌ طالبان موضوع خروج نیروهای بین‌المللی از افغانستان را مطرح کرده‌اند. آقای خلیل‌زاد به پاکستان هم سفر کرده بود. هیچ بعید نیست که مقام‌های پاکستانی هم در مذاکره با آقای خلیل‌زاد همین موضوع را مورد بحث قرارداده باشند. برای طالب‌ها حضور نیروهای بین‌المللی در افغانستان و خروج آنان جنبه‌ی ایدیولوژیک دارد. خروج نیروهای بین‌المللی از افغانستان یکی از اهداف ایدیولوژیک طالبان است. اما برای پاکستانی‌ها خروج نیروهای امریکایی از افغانستان موضوعی است که آن را به امنیت ملی‌شان ربط می‌دهند.

بارنت روبین افغانستان‌شناس امریکایی باری گفت که از یک جنرال پاکستانی شنیده است که نیروهای نظامی امریکا در افغانستان، یک برنامه‌ی پنهانی برای خراب‌کاری در تأسیسات هسته‌ای پاکستان دارند. برخی از جنرالان پاکستانی هم بسیار علنی این توهم را تبلیغ می‌کنند که امریکایی‌ها می‌خواهند با استفاده از حضور نظامی‌شان در افغانستان، به توان هسته‌ای پاکستان ضربه بزنند. از نظر امریکایی‌ها و بسیاری از کارشناسان امنیتی،‌آن‌چه که جنرال‌های پاکستانی می‌گویند، توهمی بیش نیست،‌ اما چیزی که روشن است این است که آرمان ایدیولوژیک طالبان با یکی از اهداف امنیت ملی پاکستان،‌ گره خورده است. به همین دلیل است که طالب‌ها و پاکستان متحدان هم‌دیگر اند و به صورت هم‌آهنگ، در راستای خروج نیروهای بین‌المللی از افغانستان تلاش می‌کنند.

شماری از چهره‌های پاکستانی نزدیک به طالب‌ها بارها عنوان کرده‌اند که تعیین تاریخی برای خروج کامل نیروهای بین‌المللی مطالبه‌ی طالبان است و زمانی که امریکایی‌ها به این خواست طالبان تن دهند،‌ روندی که برای پایان جنگ افغانستان شکل گرفته است،‌ سرعت میگیرد. اما تعیین تاریخ برای خروج نیروهای بین‌المللی و مسایلی مثل لغو پیمان امنیتی، موضوع‌های خیلی حساس است. حضور هر چند محدود نیروهای بین‌المللی،‌ بقای دولت در قلمرو افغانستان را به لحاظ مالی و نظامی تضمین کرده است. موافقت‌نامه‌ی امنیتی و دفاعی امریکا و افغانستان هم مبنای حقوقی برای حمایت راه‌بردی از نیروهای امنیتی افغانستان فراهم آورده است. در نبود موافقت‌نامه‌ی امنیتی میان افغانستان و امریکا و خروج پیش از وقت نیروهای بین‌المللی اصل بقای دولت در جغرافیای افغانستان زیر سوال می‌رود. جهت‌هایی که نتوانستند از طریق جنگ موافقت‌نامه‌ی امنیتی و دفاعی کابل و واشنگتن را لغو کنند و نیروهای بین‌المللی را مجبور به خروج سازند‌، حال حتماً در تلاش‌اند تا از طریق چانه‌زنی‌های سیاسی به این هدف برسند.

تعیین تاریخ برای خروج کامل نیروهای بین‌المللی یا بحث در مورد لغو پیمان امنیتی و دفاعی افغانستان و امریکا،‌ در غیاب یک موافقت‌نامه جامع برای پایان جنگ و تطبیق کامل آن موافقت‌نامه،‌ صرف پیروزی نظامی طالب‌ها را تسهیل می‌کند. اهداف طالبان روشن است. آنان می‌خواهند وضعیتی شکل بگیرد که نیروهای بین‌المللی مجبور به خروج شوند،‌ نیروهای امنیتی افغانستان مضمحل گردند و حکومت افغانستان همراه با نیروهای سیاسی وطنی مشترکات‌شان را از دست بدهند و در خطوط هویتی تجزیه شوند. در چنین وضعیتی پیروزی نظامی طالبان و اشغال مجدد افغانستان توسط این گروه امکان‌پذیر خواهد بود. این وضعیت وقتی به وجود می‌آید که در غیاب توافق‌نامه‌ی جامع پایان جنگ و تطبیق این توافق‌نامه،‌ تاریخ خروج نیروهای بین‌المللی تعیین شود و پیمان امنیتی افغانستان و امریکا از تطبیق بماند. روشن است که ریشه‌یابی این مسایل و نشان دادن پی‌آمد حتمی و احتمالی برخی از تصامیم سیاسی، صرف از طریق مراجعه به تاریخ و بررسی نمونه‌های مشابه قابل فهم است. شما نمی‌توانید یک تصمیم سیاسی را به یک آزمایشگاه ببرید و پی‌آمد‌های احتمالی و حتمی آن را بفهمید. فهم پی‌آمد‌های یک تصمیم سیاسی با بررسی نمونه‌های مشابه و مراجعه به تاریخ ممکن است.

در شروع دهه‌ی نود میلادی، افغانستان تقریباً وضعیت مشابه امروز داشت. در آن زمان حکومت داکتر نجیب که ادعا می‌کرد داعیه‌ی پیش‌روانه دارد،‌ به حمایت اتحاد شوروی در برابر گروه‌های مخالف مسلحی که داعیه‌ی تشکیل حکومت شرعی داشتند،‌ می‌جنگید. ابتدا تصور می‌شد که حکومت داکتر نجیب و ارتش آن پس از خروج کامل نیروهای شوروی در فبروری سال ۱۹۸۹ از هم می‌پاشد. تصور عموم این بود که تا اگست سال ۱۹۸۹ هیچ اثری از حکومت نجیب نمی‌ماند. اما این حکومت نشان داد که با تداوم کمک‌های نظامی و مالی شوروی ظرفیت بقا دارد. مخالفان داخلی و خارجی حکومت داکتر نجیب درک کرده بودند که در صورت توقف حمایت شوروی از کابل، تشدید اختلاف‌های سیاسی و هویتی در درون حزب وطن و افزایش گسست‌های‌ جناحی و قومی در نیروهای مسلح وقت،‌ سقوط استراتژیک این حکومت حتمی خواهد بود. کودتای تنی علیه نجیب، شکاف‌های درونی حکومت وقت را آشکار کرده بود.

در سال ۱۹۹۱ تلاش‌های سیاسی برای پایان جنگ آن زمان شدت گرفت. سرمنشی وقت سازمان ملل متحد با صدور یک اعلامیه‌ی پنج ماده‌ای خواستار پایان جنگ افغانستان از راه مذاکره شد. در آن اعلامیه آمده بود که حکومت داکتر نجیب باید به سود یک اداره‌ی انتقالی غیرجانب‌دار کنار برود و این اداره زمینه‌ی انتخابات و تشکیل یک حکومت با قاعده‌ی وسیع را فراهم کند. در اعلامیه‌ی پنج ماده‌ای سرمنشی وقت سازمان ملل متحد هم‌چنان آمده بود که دولت‌های درگیر در قضیه‌ی افغانستان باید به حمایت از هر دو طرف جنگ پایان دهند. در آن زمان بینین سیوان نماینده‌ی ویژه‌ی دبیرکل وقت سازمان ملل متحد در امور افغانستان بود و ظاهراً تلاش داشت تا راهی برای پایان جنگ پیدا شود. به سلسله‌ی همین تلاش‌ها و رأی‌زنی‌های دیپلوماتیک دیگر، اداره‌ی گورباچف در شوروی حاضر شد سندی را با ایالات متحده امضا کند که بر اساس آن این دو قدرت به حمایت نظامی از طرف‌های درگیر در جنگ افغانستان پایان دهند. ناگفته نماند که در آن زمان شوروی خود آخرین نفس‌هایش را می‌کشید و دیگر نمی‌توانست از یک حکومت دوست در کابل حمایت کند. مدتی پس از امضای این سند، هیاتی از رهبران تنظیم‌های مخالف نجیب از مسکو دیدار کردند.

تعهد رسمی شوروی به پایان حمایت نظامی از حکومت داکتر نجیب،‌ صرف سقوط قهری این حکومت را تسهیل کرد و فرصت راه‌حل سیاسی را از بین برد. با تعهد رسمی شوروی برای توقف حمایت نظامی از حکومت داکتر نجیب،‌ شکاف‌های درونی آن حکومت تشدید شد و فراکسیون‌ها و چهره‌های مختلف حزب حاکم وقت برای تضمین بقای فزیکی و سیاسی‌اش، ‌دست به ایتلاف با فرماندهان و رهبران مخالفان حکومت داکتر نجیب زدند. چنین چیزی در تاریخ افغانستان بی‌سابقه نبود. در این جغرافیا هر گاه زوال پادشاهی کسی فرا می‌رسید، ‌موتلفانش به اشکال گوناگون با مخالفان حاکم برای تضمین بقای‌شان ایتلاف می‌کردند. توقف حمایت نظامی شوروی و امریکا از طرف‌های درگیر جنگ، توقف حمایت پاکستان از مخالفان نجیب را در برنمی‌گرفت.

با تعیین تاریخ خروج نیروهای بین‌المللی به صورت غیر واقع‌بینانه و یا لغو موافقت‌نامه‌ی امنیتی با امریکا در شرایط کنونی، همان داستان سقوط حکومت داکتر نجیب تکرار خواهد شد. تجربه‌ی دوران اوباما هم نشان داد که تعیین تاریخ غیر واقع‌بینانه برای خروج، پانیک مرگ‌بار و ترس عمومی خلق خواهد کرد. این امر احتمال فروپاشی نیروهای مسلح، ‌تشتت در نیروهای سیاسی و هرج‌ومرج در درون حکومت را بیشتر خواهد ساخت و وضعیتی خواهد آفرید که پیروزی نظامی طالبان را تسهیل کند. آن زمان هیچ خبری از توافق‌نامه‌ی سیاسی برای پایان جنگ نخواهد بود. قبل از به دست آمدن یک توافق‌نامه‌ی سیاسی برای پایان جنگ و تطبیق این توافق‌نامه، باید هیچ خبری از خروج و پایان حمایت نظامی از افغانستان مطرح نباشد. علاوه بر این،‌ در صورت به دست آمدن توافق‌نامه‌ی سیاسی برای پایان جنگ و خروج نیروهای بین‌المللی پس از تطبیق آن توافق‌نامه، باید راه‌های بدیل امنیتی و تعهدات مشخص مالی برای بقای دولت در جغرافیای افغانستان در نظر گرفته شود. از گذشته باید جداً درس بگیریم.
این نوشته در روزناه هشت صبح نیز به نشر رسیده

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind