17.11.2017 (26.08.1396)
داستان ترانۀ استقلال وسرگذشت موسیقی افغانستان

داکترسیدخلیل الله هاشمیان

ترانۀ استقلال افغانستان را باراول مرحوم استاد میرانبخش بروزجشن اسقلال افغانستان درپغمان خوانده است؛ این روایت رااززبان پدرم شنیده ام که اودرهمانروزدرپغمان حاضربوده است. مرحوم استاد میرانبخش اصلا ازمردم منطقۀ پغمان بود وپدرش در دورۀ امیرعبد الرحمن خان بهندوستان رفته و او درانجا نزداستادان موسیقی هئد شاگردی کرده وخودرابمقام استادی رسانده بود. اوبعدازحصول استقلال افغانستان، ترانۀ استقلال راخودش درهندوستان ساخته وباراول بحضور اعلحضرت غازی درپغمان خوانده بود. قرارروایت پدرم، این ترانه سی بند داشت که آنرادرحدود نیم ساعت میخواندوحاضرین را بهیجان می آورد. اعلحضرت امان الله خان دوصدطلا به او انعام داد وحاضرین دربار نیزهرکدام بقدر توان تحایفی به استاد پیشکش کردند. درمدتیکه استادمیرانبخش درکابل بود، نغمه های معروف کابلی رابا صدای گیرای خود درمحافل میسرود وبسیار شهرت ومحبوبیت یافته بود. دربازگشت به هندوستان، استادمیرانبخش ریکاردی پُرکرد که ترانۀ استقلال در اول آن بود وصدها کاپی آن ریکارد درآنوقت بکابل رسیده ودرخانه هائیکه گرامافون "ماستر وایس" داشتند شنیده میشد. دردورۀ سلطنت اعلحضرت امان الله خان موسیقی افغانی (که انرا درآنوقت موسیقی کابلی میخواندند) شگوفان و مردمگیرگردید و باراول مشخصات ملی وافغانی خودرا تبارز داده وازموسیقی هندی فاصله گرفت. دراثرتشویق وهنرپروری آن پاداشاه ترقی خواه، استادانی چون میران بخش، قاسمجو، میرزا نظروغلام حسین، مکتب جدید موسیقی کابلی را رونق دادند وهرکدام شاگردانی تربیه کردند که بعدها هرکدام شان بااندک تغییر سلیقه استاد شدند.

بارتباط سهم خرابات درموسیقی افغانستان، کریدت متمایزساختن موسیقی افغانستان ازموسیقی هندی به مرحوم استاد قاسم تعلق میگیرد ومکتب موسیقی استادقاسم تاامروز درافغانستان مسلط است. این تحول در سالهای اخیر سلطنت امیر حبیب الله خان شروع شده بود، امامنحصربه حلقۀ درباربود. اولین قدم رادرمردمی ساختن موسیقی افغانی اعلحضرت امان الله خان برداشت که توسط مرحوم استاد قاسم تعمیل میگردید. درآنزمان که قدرت ملاهاومذهبیون تاریک بین ازحد زیادبود، مردم هنوزنمیتوانست احساسات عاشقانه رابی پرده افاده کنند، لهذا این احساسات با کلمات رمز تبارزمیکرد وافاده میشد، مثلا :(( سردریای کابل جوره ماهی +++ مرا کشته غم روز جدایی)) : درین بیت مراد از "جوره ماهی" عاشق ومعشوق است. دردورۀ امانی، دربین دری زبان های کابل خواندن ابیات عاشقانه وابیات باصطلاح کتابی ازدیوان های بیدل، حافظ، سعدی، صائب وامثالهم رواج یافته بود، اما دربین جوامع پشتوزبان، موسیقی هنوز گناه پنداشته میشد. پدرم میگفت که اعلحضرت امان الله خان باراول استادقاسم راتشویق کردتا بیت های مرموزپشتو را بمنظور رایچ ساختن موسیقی دراجتماعات پشتوزبان شروع کند. همان بودکه نغمه هایی ازقبیل ((هلکه توره لنگی، زرزری چپنه)) احساسات زنهای پشتون رابرمی انگیخت– ونغمه هایی از قبیل ((راشه جاله وانه، دپیرباباسلام ته حمه، جاله درباندی راوره)) احساسات مذهبی عوام رابرمی انگیخت، زیراپشتونها سال یکی دوباربزیارت مرحوم سیدعلی ترمذی(پیربابا) ازطریق جاله به بنیرمیرفتند. اعلحضرت غازی این نغمه هارا درهندوستان در ریکارد ثبت و طورمجانی بمردم تکثیرمیکرد. پنج نغمۀ مرحوم استادقاسم که درهندوستان به ریکارد ثبت وبکابل آورده شده بود و درخانه های کابل که گرامافون داشتند، شنیده میشد، قرارذیل است: ((جانان زما زه د جانان یم)) – ((هلکه مری که پاته کیزی)) – ((دپیرباباسلام ته حمه))– ((شیرین جان همدم من))- ((عشق اگربرجلوه آرد پرتو مقدور را))(غزلی از بیدل). سبک وسلیقۀ استادقاسم ومکتب موسیقی او موجب رشد موسیقی ملی افغانی شد، وشاگردان این مکتب ازقبیل مرحومین استادشیدا، استادرحیم بخش، استاد یعقوب قاسمی واستاد عبدالغفور برشنا هرکدام شاگردانی تربیه کردند ودرتشویق موسیقی وتنویر افکار عامه ازطریق موسیقی خدمات برازنده انجام دادند- ملت افغان مدیون این خدمت بزرگ استادقاسم میباشدکه موسیقی افغانی را از موسیقی هندی متمایزساخت وصبغۀ افغانی داد.

درموازات مساعی ملیگرانۀ استادقاسم، یک افغان دیگرکه بطور مستقل از استادقاسم بموسیقی افغانی شکل ملی بخشید، مرحوم(میرزا نظر) میباشد. میرزانظردوست شخصی اعلحضرت غازی ودرمبارزات ملی همفکر اوبود. اواکثر ازطرف شب درمجالس خصوصی پادشاه که مادروخانمش نیرحاضرمیبود، میخواند وعلیا حضرت اورا"فرزند" خوانده بود. میرزا نظرماموروزارتخارجه بود ویکدوره ماموریت را درسفارت پاریس نیزگذشتانده و درآنجا دق آورده بود، چنانچه توسط پیانو نغمۀ ذیل را ثبت وبه اعلحضرت فرستاد که دراثرآن فوری بکابل احضار گردید- بعداهمان نغمه رادرکابل باهارمونیه وطبله ثبت کرده بودکه میګوید: ((بجان آمد دلم درکُـنج غم، از دست تنهایی))- نغمّه دیګری نیز درپاریس با پیانو خوانده بودکه میګوید: ((جامّه  ګلدار یارمن))–ازین پیشتاز ومبتکر موسیقی افغانی دونغمه دیګر نیزشنیده شده وبجامانده بود: (( نازی جان همدم من)) و ((شورمیخیزد زعالم فتنه برپامیشود)) .

با رویکارآمدن دورۀ وحشت وبربریت سقوی، رُشد موسیقی توقف کرد- ریکاردها وگرامافون ها درهرخانه ای که دزدان سقوی می یافتند تخریب میکردند ومردم نیزآلات موسیقی وریکاردهای خودرا ازترس سقویان تخریب کردند وعدۀ قلیلی توانستند آنهارا مخفی سازند. متعاقب آن، تعصب ناجایزدورۀ نادری بمقابل آنچه نام"امان الله خان" داشت، مسلط گردید ومحمدهاشم خان هدایت داده بودتمام ریکاردهای دورۀ امانی جمع آوری ونابودگردد. داستانی درکابل شنیده شده بودکه جنرالقونسل افغانی در دهلی ازتکثیرعدۀ زیاد ریکاردهای استاد میرانبخش (ترانۀ استقلال برای امان الله خان) وریکارد های استادقاسم دربازارهای دهلی وپشاوربکابل خبرداده بود. محمدهاشم خان صدراعظم یک لک کلدار بجنرالقونسلگری دهلی ووکالت التجاری پشاورارسال و هدایت داده بود که ریکاردهارا ازبازارهاخریداری و دربین دفترخود تخریب کنند. صدراعظم معاش ماهوار استادقاسم را که دردورۀ امانی شروع شده بود، قطع کرد، شخص استاد قاسم راخوش ند اشت و مردم ازترس محمدهاشم خان استاد قاسم را درعروسی ها نمیخواستند- این وضع تا آخر دورۀ صدارت محمدهاشم خان دوام داشت و درمدت 22 سال سلطنت نادرخان وصدارت هاشم خان، هنر، هنرمندی وموسیقی خفه شده بودند.

یک خاطره ازوفاداری، یک دنده گی ومردانگی مرحوم استاد قاسم افغان بیادد ارم. پدرمرحومم سیدمحمدسرورکُنَری تا روزآخرحیات خودرا"خدمتگارصادق اعلحضرت امان الله خان" میخواند ودردورۀ صد ارت هاشم خان زجرزیادکشیده وهمه جایدادش درولایت مشرقی ضبط شده وبعدازتوقیف زندان، درتوقیفِ خانه بسرمیبرد. یکنفرازضبط احوالات درمقابل  خانۀ ما کشیک میداد که اوبیرون رفته نتواند. اما تنها درروزهای عید یکعده دوستان واخلاصمندان پدرم بخانۀ ما می آمدند. یکروزعید حدود 80 سال قبل که من حدود ده ساله بودم، مرحوم استادقاسم همرای پسرش آصف قاسمی که شاید دوسال کلانترازمن بود، بخانۀ ماآمد وبعد از 10-15 دقیقه صحبت باپدرم، به آصف جان گفت "سامان را ازگادی بیار" . من وآصف جان یکجا بیرون شدیم، یک گادی روبروی حمام نمرۀ باغ علیمردان ایستاده بود وعلاوه برگادیران، یکنفر درعقب گادی نشسته بودکه طبله چی بود، به امرآصف جان هارمونیه وطبله را اززیرگادی کشیده، به همان اطاقی آورد که استادباپدرم نشسته بود. مرحوم استادقاسم حدودیکساعت نغمه های مختلف دری وپشتو رانواخت و در مورد هرنغمه خاطرات مشترک قبلی خودرا تکرارمیکردند که به صحنه های مختلف در بار امان الله خان تعلق  داشت. درخانۀ ما بعداز سالهابرای اولین بارنغمه های موسیقی با آوازدلنواز ومعجزه آسای استاد قاسم طنین انداخت که همسایه ها با تعجب به بام برآمده بودند. باورکنید پدرم استطاعت مادی ند اشت که چیزی پیشکش استاد قاسم کند، هردو روی یکدیگررابوسیدند و خداحافظی کردند- استادمرحوم وقتی به گادی برگشت، همان نفرموظف ضبط احوالات چیزهایی ازاومیپرسید که من ازدورتماشا میکردم، واستادمرحوم چوب دست خودراچندبار ته وبالاکرده به نفرمذکوربا تندرویی چیزهای میگفت که من نشنیدم. این بود مثالی از مردام داری، ازخودگذری ووفاداری مرحوم استاد قاسم افغان – روحش شاد وجنت معلی ماوایش باد.

مرحوم ملک الشعراء استاد عبدالحق بیتاب دروصف استادقاسم قصیده ای دارد که چند بیت آن اینست:

سخت شورانگیز، شیرین نغمه های قاسم است ++++ گوشها اکثر نمک خوار نوای قاسم است

سـوزنـاک و درد خـیـز و رِقـت آور، پُـر اثـر

 آریـایـی نـغـمـه آری، هــای هـای قاسم است

کـرده ریـکـات دگـر قـایـم پـی سـاز و نـوا...

 لــذ ت بـی سـابـقـه در طـرزهـای قاسم است

زاده توام نای حلقومش مگـر  با نیشکر

 کانچنین خوش چاشنی صوت وصدای قاسم است

بــیــت آوردن قــرار اقــتــضــای هــرمـقــام

 خـاصـۀ طــبــعِ ســخــنـدانِ رســای قاسم است

سـاکـن کــوه خـرابـات اسـت ایـن استاد فـن

 صـحـبـت پـیـرمـغـان فـرحت فـزای قاسم است

اکـثـراز خـوانـنـدگـان مـانـده بـه پـیـش اوشکـر

 اوسـتـادیــهـــا مسـلـم از بــرای قاسم است

کـرچ ورکـهـب، کـنـدهـارومـدهـم وپـنـجـم دگـر

 دیـوت ونکـهـار، ممنون غـنـای قاسم است

راگــهـــا و راگــنــی هـا، پـتـرهـا و بـارجــا

 مـبـتــلای نــغــمـۀ تـمـکــیـن ادای قاسم است

مستـقـیـمـا یـا بـغـیـر مستـقـیم ازهــر طـرف

 دلــنــوا زیـهــا ز طــرز دلــربـای قاسم است

دربیت سوم (ریکات قایم کردن) بمعنی اساس گذاشتن- دربیت هفتم(شَکَرماندن وگُرماندن)رواجیست که شاگرد نوآموزتحفه هایی به استادخود تقدیم میکند- دربیت هشتم (کهرج و دهیوت) به اقتضای وزن شعر (کرج –دیوت) نوشته شده وهردو نامهای دوسُر(راگ) هندی است –هکذا (رکهب، گندهار، مدهم، پنجم، بکهار) نامهای پنج راگ دیگر هندی میباشند که صورت سادۀ آنها همانا(سا ری- گه – مه – په – ده – نی – سا) است- دربیت نهم (راگ ، راگنی، پتر،رجا) اگر(راگ ) را اصل یا تنۀ درخت بشماریم، (راگنی) شاخهای کلانیست که ازآن درخت جداشده – و (پتر) شاخهائیست که از راگنی جدا شده و (رجا یا بهارجا) شاخه های کوچکتریست که از (پتر) رُسته اند. (رحوم عشقری نیز قصیده ای در رثای استاد قاسم سروده است).

مکتب دوم موسیقی افغانی یا مکتب برشنا

باید خاطرنشان ساخت که مکتب دوم موسیقی افغانی، باتحولاتیکه دراثرمرورزمان وتغییرنسل بوجود آمده بود، توسط یکتن از شاگردان استادقاسم ، یعنی توسط مرحوم استاد عبدالغفور برشنا تاسیس گردید. مرحوم برشنا که دررشتۀ آرت وهنردرجرمنی تحصیل کرده بود، استعدادذاتی نیزداشت، چنانچه موسیقی افغانی را درمکتب استادقاسم فراگرفته وصدای دلنوازهم داشت وهم کامپوزیتر بسیارماهر بود. هنگامیکه او بحیث رئیس (کابل رادیو) مقررگردید، بفکر تاسیس مکتب جدید موسیقی افتاد که زیرنظرخودش رویکار آمد. نسل نوخواهان یکنوع تحول درموسیقی بود وبایست کمپوزهاهاونغمه های جدید ومودرن ایجاد میشد، که مرحوم برشنا با مهارتی که  داشت، با حفظ خصوصیات کلاسیک مکتب موسیقی استادقاسم، صبغۀ ملی وافغانی موسیقی مودرن را بیشتر توسعه داد. درکورس موسیقی که استادبرشنا تدریس میکرد، یکتعداد جوانان از قبیل مرحومین عبدالجلیل حلاند، گل احمد شیفته، کریم زیارکش، عیسی خمار، ابراهیم نسیم،حفیظ الله خیال (که هنوزهم حیات دارد)، ساروان  وغیره شامل بودند که بعدا هرکدام استادماهر وسرایندۀ مشهور شدند. ابراهیم نسیم اگرچه گاهی آوازخوانی میکرد، اما بیشتردرهنرتمثیلی شهرت پیداکرد. مرحوم استادبرشنا توانست یکتعداد خانمها رانیزبه آوازخوانی و رادیو جلب کند، مثلا مرحومه میرمن پروین، میرمن پرستو، پیغله مسعوده جلال(فرشته)، پیغله سامعه (شهلا)، خانم (ژاله) وبعدا دردورۀ ریاست مرحوم بینوا میرمن (رخشانه) و پیغله ( آزاده) نیزدرجملۀآ آوارخوانها شهرت یافتند. خدمت بزرگ مرحوم استاد برشنا دررشتۀ هنربرای افغانستان اینست که موسیقی را از انحصار خرابات بیرون آورد و آنرا مردمی ساخت. ازین ببعد نسل نو وطبقۀ جوان افغان موسیقی را نه تنها بحیث یک هنرمردمی، بلکه یحیث یک ضرورت اجتماعی، پرورش دادند وقهرمانهای محبوبی مانند شهید احمدظاهر طلوع کرد. مرحوم استادبرشنا شاعر هم بود، اشعاریکه از اوباقی مانده، بسبک مکتب هند وهم بسبک مکتب خراسان سروده- برشنا کارتونیست هم بود واو لین کارتونها درروزنامۀ انیس با قوارۀ (عجب خان و رجب خان) بقلم اوتصویر میشده است – من هیچگاه از نزدیک با مرحوم برشنا ندیده ام و شناخت من از او به اساس اعمال وآثاراوست که اززیرچشمم گذشته اند – بعقیدۀ من استادبرشنا آنقدرخدمات دلسوزانه، چه در رشتۀ طباعت، چه دررشته صنایع نفیسه وچه درهنرموسیقی وهنرهای تمثیلی  به افغانستان انجام داده که میسزد یک مجسمۀ طلایی  بر شنارادرپوهنحی موسیقی افغانستان بیادگاربسازند- روحش شاد وبخشایش پروردگار نصیبش باد.

استادحفیظ الله خیال که قبلا شاگردرسمی استاد سلامت علیخان بود، ولی بحیث اخلاصمندوهمکار صمیمی استادبرشنا در ادارۀ موسیقی کابل رادیو شامل شد وبرای مردمی ساختن موسیقی بسیار خدمت کرده است- استاد خیال نه تنهاآوازخوان خوب بود، بلکه کامپوزیتربرجسته وبرازنده هم بود، یکی از آهنگهای معروفی که خیال خوانده ((برگ ریزان، برگ ریزان))و"سرودپائیز" نام دارد، اما کامپوزهای استاد خیال را اکثرهنرمندان معروف خوانده ، مثلا،خانم پروین((ابرسیاه کشیده موی تو، برورق بلور روی تو)) (شعرازاستاد ائینه)- کامپوزدیگر به آواز میرمن پرستو((یک شب بارانی آمد بخانۀ من)) – مرحومین احمدظاهر ونینواز نیزکامپوزهای استاد خیال را خوانده اند.

شاگرد برازندۀ دیگرازمکتب موسیقی استادبرشنا، مرحوم استادجلیل حلاندمیباشد که به هنرمند دارای""حنجرۀ طلایی"" شهرت داشت، والحق بسیار مقبول میخواند وهم کمپوز میکرد- ازآهنگهای معروف مرحوم استاد خلاند که بحافظۀ من مانده، چندتای آن قرارذیل است: ((ای نگارمن، گلعذارمن، یکدمی بیا درکنارمن))- ((ای زهره، ای ستارۀ زیبای آسمان)) – ((درین وطن، درین زمین وآسمان، درین دیارمردخیزوباستان، یکی شوید، یکی شوید، برادارن وخواهران)) مرحو م استاد خلاند به خواندن راگهای هندی نیر دسترس کامل داشت وکاست های اونزدمن مو جوداست –خلاند مرحوم رفیق  من و قبلا درمکتب همصنف من بود وبا من روابط خانوادگی د اشت.   

ازمرحوم گل احمد شیفته دونغمۀ او بیادم مانده، یکی ((اودختر شغنان)) ودیگری ((زدست عزیران وطن میگذارم)). سرادیندۀ مشهور ومحبوب دیگر که خودساخت بود، یعنی هنزموسیقی را خودش بطور شوقی تبارزداد وبعدا هنرمند وسرایندۀ مشهور شد، مرحوم استاد شاه ولی (ولی) میباشد –آهنگهای مختلفف که خودش کمپوزکرده از او باقی مانده است.

این بود سرگذشت مو سیقی درافغانستان، ودربارۀ (ترانۀ استقلال افغانستان) که چند بیت آنرا به آواز استادمیرانبخش در یک کاست دارم، در صورت بقای عمر دریک مقالۀ بعدی به تفصیل صحبت خواهدشد.

با عرض احترام –خدمتگار افغانستان – سیدخلیل الله هاشمیان -
15 نوامبر 2017

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentar schreiben

Kommentare

  • نوري ازادی (Samstag, 18. November 2017 20:14)

    دروند استاذ هاشمیان صاحب، سلام او احترام رسوم.
    ستاسو مقاله او معلومات ډیر جالب او مهم دي، د ترانه ای استقلال امانی او د مرحوم قاسم صاحب په هکله دا ماته نوي معلومات دي.
    د مرحوم میرزا نظر استاذ د نوم سره زه اوس آشنا شو، چی د غازی امان الله خان خصوصی غزل خوان وه. ستاسو په قلم برکت
    ایاز نوري

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder