02.10.2017 (10.07.1396)

دادسن ها

(یک تاریخ پُر افتخار، اما فراموش شده)

مصطفی «عمرزی»

روز ششم میزان سال 1375، صبح هنگام، پدر مرحومم آماده می شد برای اجرای وظیفه به شفاخانه ی چهارصد بستر (محمد داوود خان کنونی) برود. در آن زمان در خانه ی    عمه ام در کوچه ی دوم قلعه ی فتح الله خان، زنده گی می کردیم. چهار سال قبل، پس از آن که تنظیم های فاسد در تاریخ هشت ثور وارد کابل شدند، خیلی زود ناگزیر شدیم خانه و حویلی ما، واقع عقب سینمای زینب را ترک کنیم. شدت چور و چپاول، بی عزتی ها، بی ناموسی ها، دست درازی به اموال مردم و بالاخره جنگ های وحشیانه و کوچه به کوچه، مانند وبا و طاعون سیاه، چهره های کسانی را نمایان کردند که در چهار سال بعدی، دار و ندار مملکت را فنا کردند.

هنوز که هنوز است از زخم های آن روز فلاکت (هشت ثور) بی خانمان استیم. همانند بسیاری از افغانان بی جا شده و مهاجر، یک و نیم سال را در بلال مارکیت و فلایت های مومن خان در پشاور پاکستان سپری کردیم و در بدبختی های ناشی از حاکمیت نحس تنظیمی، مجبور شدیم به خانه ی یکی از نزدیکان، دوباره به کابل بیاییم.

مرارت ها و دشواری ها آن زنده گی را فراموش نمی کنم، اما روز 6 میزان سال 1375، چیز دیگر بود. درست به خاطر دارم طرف های ساعت 8 صبح، با پدرم در جلو درب منزل ایستاده بودیم و قطاری از جوانان بسیار دلاور، مسلمان، با نظم و وظیفه شناس را مشاهده می کردیم که با موتر هایی که عمداً دادسن بودند، به سرعت به سوی شمال کابل حرکت می کردند. دیدن جوانان مسلح، مذهبی و بسیار جسور، در پایان آخرین ساعات حضور نحس تنظیم هایی که مانند مور و ملخ به سوراخ های کوه ها و دره ها فرار کردند، باعث تحسین و ستایش عجیبی می شد. یادم می آید به استثنای چند خانواده ای که پیوند های منطقه یی و قومی با حکومت قبلی داشتند، تمام مردم محل با خوشحالی و خرسندی از حضور دلاوران تحریک اسلامی افغانستان استقبال می کردند و این پذیرایی در پنج سال حاکمیت امارت اسلامی افغانستان، پیامی بود از مسرت که افغانستانِ در آستانه ی فروپاشی و تجزیه، با چنان قوت و اراده ای محکم شد که در حاکمیت آهنین طالبان به خاطر داریم.

 طالبان، تجربه ی بسیار نو، اما فوق العاده متحرک، پُر شور، حساس و نیرومند اند. 16 سال اخیر نشان داده است باور های بی آلایش میهنی و دینی، چه گونه توده های سرکش و شکست ناپذیری را تربیه کرده اند که اگر منطق گفت و گوی خاص با آنان تخلیق نشود، دنبال کردن سیاست های ستیز، به خصوص بر اساس برداشت های اعضای باند شر و فساد، تنظیمیان فاسد متداخل در حکومت و بی عقلانی که در عقب موانع کانکریتی، همه را تهدید می کنند، می تواند نیروی بسیار فعال و موثر امارت اسلامی را در تنازع دایم، نگه دارد.

طالبان در طوالت حضور سیاسی، به خوبی به اشتباهاتی پی برده اند که کرده اند. آنان تاثیرات روانی، فزیکی و فرهنگی جریانی را که رهبری می کنند، به خوبی می دانند، اما آن چه در این میان بسیار مهم است، نقش تاریخی، وصفی و بسیار پُر بهای آنان در آن برهه ی تاریخ افغانستان است که دیدیم فقط در چهار سال حاکمیت ننگین مسعود ربانی، دود افغانستان برخاست و در این تاریکی، ملوک الطویفی شرق و غرب، شمال و جنوب، کشور تاریخی ما را چهار نعل به سوی پرتگاهی می کشاند که اگر ارزش حضور تاریخی طالبان را منفی کنیم، شاید آرزوی کسانی که در دیموکراسی توریدی و در آزادی های مهار گسیخته ی کنونی، در برابر تمام به اصطلاح مدافعان افغانی، همه روزه هرزه سرایی می کنند، سال ها قبل برآورده شده بود.

از آغاز حرکت تحریک اسلامی تا تقابل با جامعه ی جهانی، وحدت جغرافی بر اساس یک حاکمیت آهنین که در شکران آن، چنان آسیب هایی به پیکره ی تنظیمیان فاسد و ملوک الطویفی به اصطلاح مجاهدین وارد می شود که اگر در بیش از 13 سال حاکمیت کرزی، کسی جرات نکرد از موضع همان تنظیم هایی حرف بزند که هر کدام با شاخ و برگ دوستم، مسعود، ربانی، مزاری، تورن اسماعیل و ده ها خاین دیگر، برای مقاصد شخصی، قومی و حزبی، افغانستان را ویران کردند و دارایی های ملی و مردمی را در سگ جنگی های نوع خودشان، برباد دادند، بر اثر ضعفی بود که از طالبان دیده بودند.

 باوجود حضور سنگین و همه جانبه ی جامعه ی جهانی، میزان آسیب های ناشی از حکومت ننگین ربانی، به اندازه ای ست که تقریباً هیچ کاری برای احیای زیربنا هایی نشد که در حکومت او و افراد بی فرهنگ، لجن رسیده و سراپا آلوده به نکبت و شپش، افغانستان را ویران کرده بودند.

در پنج سال میدان داری جوانان دلاور، پاک، معتقد و بسیار افغان، خطوطی از موتر های دادسن در عقب تانک ها، زره پوش ها، هزاران تنظیمی فراری، ترسو، خاین و جنایتکار، به نود درصد افغانستان می رسد و در این پاک سازی، به درستی که هزاران جانی و قاتلی محکمه و معدوم می شوند که سازمان های حقوق بشر، در 16 سال اخیر، به آرمان و حسرت رسیده اند که اگر حکومت کابل، فقط یک تن از کسانی را اعدام کند که طالبان در 5 سال حاکمیت آهنین، هزاران تن آنان را از صف محاربه خارج و به جهنم وصل کردند.

در جمعه بازار کنونی در این حراج گاه حیثیت و عزت، درست نیست در برابر چشمان ما، رونق شهر ها، مزین به تصاویر خاینان، دزدان و جنایتکارانی باشد که اگر به شرق و غرب، شمال و جنوب کشور می رویم، در هرکجایی که تصاویر آنان بر اثر شرم آفتاب، رنگ باخته و رنگ رفته است، داغی بر دل یک خانواده ی افغان گذاشته اند و در همان قرابت، اثرات ویرانگری هایی به چشم می خورند که در بازار رنگ و ریای کنونی، در 16 سال اخیر، به هر منظور و خواسته ای، هرچه بدنام، خاین و جانی بود، در ستر قوم، منطقه و حزب، سفیده زدند و از مدرک این سانسور، در تمدن یک بار مصرف کنونی، بی جا نیست که فعالان «معدنی»، با استفاده از گنجنیه های کمیتی و ظرفیتی تنظیمیانی که الحمدالله همه ساله به سزای عمل می رسند و رهسپار جهنم می شوند، با تکیه به منفور های تنظیمی، کار به جایی از پستی و دونیت برسد که در کنار صد ها روز نمایشی، باید برای جنایتکارانی که در چهار سال، مملکت و ملت را داغان کردند، مراسم سوگواری، ترحیم و ستایش بسازیم.

ستایش، رحمت و درود به هزاران جوان پاک افغان که با قیادت برادر شهید و عالی قدر، امیرالمومنین محمد عمر (رح) در طهارت های تدین، بی هیچ ارثیه ی برجا گذاشته ی حرام، در حالی که هزاران خانواده ی غم دیده، بیوه و یتیم به جا گذاشتند، از برکت قربانی ها، عزت و غرور آنان، افغانستان ما در تمامیت ارضی مانده است.

کسی خوش می شود یا آزرده، من نمی توانم آن هزاران جوان افغان و هزاران جوان تبارم را فراموش کنم که هیچ کسی نمی تواند ثبوت کند به اندازه ی کمترین یک شر و فساد، زنده گی مرفه داشته باشد.

 خداوند، ما را نبخشد که هزاران جوان شهید، مجروح و مستضعفی را فراموش کنیم که افغانستان را نجات بخشیدند، اما در بی ننگی های امروز، نتوانستیم فقط مراسم ساده ای به یاد شهادت امیرالمومنین، به عنوان یک افغان و مسلمان، برپا کنیم.

 چه قدر جای شرم و خجلت است که در زمینه ی دروغین مدنیت یک بار مصرف کنونی، هرچه بد است، ستایش می شود و هر کی ایثار کرد، فراموش می کنند.

 آیا ارزش نجات افغانستان از تجزیه مهم است، یا کارنامه ی کسانی که در هزاران سند تصویری، ویدیویی و صوتی، تاریخی به یادگار گذاشته اند که وقتی فقط نام ربانی را بیاورند، می دانیم که چه مصیبتی بر ما رفته است.

کسانی که در دو سوی تنازع سیاسی کنونی، قرار گرفته اند، مسوولیت اعمال خوب و بد خویش را بر دوش دارند، اما این درست نیست که در میزان تاریخ، طرفی وزن شود که در پوچی و نیستی، دود سیاه چهار سال حکومت ملا ربانی است.  

تحریک اسلامی طالبان افغانستان، منجی تمامیت ارضی افغانستان در بدترین سالیان مردم و مملکت بود.

شرح تصویر:

تصویر تاریخی برادر شهید، عالی قدر امیرالمومنین محمد عمر (رح) در جلو یک موتر دادسن.

پیشنهاد:

به تمام افغانان فعال سیاسی و فرهنگی پیشنهاد می کنم در یک مشارکت ملی، به دولت فشار بیاورند در کنار روز های ننگینی چون هشت ثور، با تجلیل از ایام پُر شکوه، 6 میزان سال 1375 شمسی را وارد تقویم ملی کنند. در این روز، ضمن رخصتی عمومی، ارزش حفظ تمامیت ارضی افغانستان در کارنامه ی فرزندان راستین و دلاور کشور فرهنگ شود و هم از شهدا، مجروحان، یتیمان و خانواده هایی یاد و دستگیری شود که با سرمایه ی جان و اولاد، اگر افغانستان ما به گذرِ پس از ملوک الطوایفی رسید، هزاران عزیر آنان قربانی شدند و با تاسف که در سرافگنده گی های کنونی، کسی حتی یادی نمی کند. حضرت رسول اکرم (ص)، ضعیف ترین مسلمان، کسی را می داند که خموش است.

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder