23.01.2019 (3.11.1397)
تکت‌های انتخاباتی و چالش‌ها
فردوس

بیش‌تر سیاست‌مداران دست اول کابل یا نامزد انتخابات ریاست جمهوری شده‌اند، یا به عنوان معاون در تکت‌های انتخاباتی حضور دارند. تصور می‌شد که با توجه به جدی شدن دیپلوماسی پایان جنگ خلیل‌زاد و اشارات ترمپ مبنی بر خروج بخشی از نیروهای امریکایی، انسجام بیش‌تری در صنف سیاسی کابل ایجاد شود و تکت‌های انتخاباتی محدود شکل بگیرد. ولی نه تنها تکت‌های انتخاباتی محدود نشد که حتا از یک حوزه‌ی سیاسی دو تکت انتخاباتی معرفی شده است. مثلاً داکتر عبدالله به عنوان نامزد مورد حمایت جمعیت وارد کارزار انتخابات ریاست جمهوری شده است و مطالبه‌ی او هم تعدیل ساختار حکومت و ایجاد سمت نخست‌وزیری است. عین همین مطالبه را ولی مسعود نیز دارد. در تکت انتخاباتی حنیف اتمر هم روی همین مطالبه مانور داده می‌شود. با آن که هر سه تکت انتخاباتی مطالبه‌ی واحد دارند، نتوانستند روی تشکیل یک تیم واحد توافق کنند.

تا هنوز جزییات بیش‌تر از توافق رییس‌جمهور غنی با امرالله صالح وزیر پیشین داخله نشر نشده است. آقای صالح پیش از این طرف‌دار ریاست اجرایی و ایجاد سمت نخست وزیری بود. او پیوسته می‌گفت که مهم‌ترین رسالت داکتر عبدالله بدل کردن ریاست اجرایی به نخست‌وزیری اجرایی است. ایشان در مورد روابط قدرت میان مرکز و ولایات نیز ملاحظات خودش را داشت و خواهان تعدیل این روابط بود. دقیق روشن نیست که آیا در توافق اشرف غنی با امرالله صالح ریاست اجرایی هم‌چنان حفظ می‌شود یا هر دو وعده‌ی لغو آن را می‌دهند. اگر تیم اشرف غنی وعده‌ی لغو ریاست اجرایی را بدهد، موقف کمپینی رقیبان این تیم تقویت می‌شود.

اگر تیم اشرف غنی بر ریاستی ماندن ساختار حکومت تاکید کند، ‌از سوی تیم‌های رقیب به جانب‌داری از روایت انحصارطلبی‌ متهم خواهد شد. داعیه‌ی ایجاد نخست‌وزیری سبب شده است که طیفی از سیاست‌مدارانی که عنوان «جمعیتی» را یدک می‌کشند به تیم حنیف اتمر بپیوندند. تیم اتمر رقیب جدی برای داکتر اشرف غنی است. اشرف غنی از حکمتیار زیاد احساس خطر نمی‌کند. حکمتیار در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ هم نامزد داشت. در آن انتخابات حکمتیار اعلام کرد که از آقای قطب‌الدین هلال حمایت می‌کند. اما مجموع آرای که آقای هلال آورده بود، به دو صد هزار نمی‌رسید. حزب اسلامی شاخه‌ی ارغندیوال که در سال ۲۰۰۲ از حکمتیار جدا شده بود نیز به اشر‌ف غنی پیوسته است. پسر حکمتیار در انتخابات پارلمانی هم رای نیاورد. به نظر نمی‌رسد که در این انتخابات آرای حکمتیار بیش‌تر از رأی‌های قطب‌الدین هلال در سال ۲۰۱۴ شود. به همین دلیل است که غنی از ناحیه‌ی او زیاد نگران به نظر نمی‌رسد. رقیب احتمالی دیگر آقای غنی انوارالحق احدی بود. به نظر می‌رسد که احدی هم میلی به کاندیدا شدن ندارد. او در این اواخر در مجالسی که در ارگ برپا می‌شد، ‌دعوت بود. در آخرین ملاقات اشرف غنی با داکتر زلمی خلیل‌زاد هم آقای احدی حضور داشت. این امر نشان‌دهنده‌ی آن است که امکان تفاهم بین اشرف غنی و احدی وجود دارد.

حنیف اتمر احتمالاً نامزدی است که می‌تواند اشرف غنی را به چالش بکشد. حنیف اتمر هم در دوران شورای امنیت و هم در دوره‌ی پس از آن که مشغول یارگیری‌های انتخاباتی بود، ‌پیوسته تلاش می‌کرد که از خودش یک رهبر قاطع به نمایش بگذارد. در انتخابات سال ۲۰۱۴، مشرقی یکی از حوزه‌های رأی آقای غنی بود. تردیدی نیست که در انتخابات سال آینده‌ی خورشیدی، رقابت سختی بین اشرف غنی و حنیف اتمر در مشرقی صورت خواهد گرفت.

در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ بیش‌تر رأی هزاره‌ها به صندوق داکتر عبدالله آمد. به باور بسیاری‌ها یکی از عوامل این امر، حضور محمد محقق در دسته‌ی انتخاباتی داکتر عبدالله بود. حضور دوستم در دسته‌ی انتخاباتی محمداشرف غنی سبب شده بود که رأی شهروندان اوزبیک به صندوق تیم تحول و تداوم بریزد. این بار دوستم با اشرف غنی نیست‌، اما آقای اتمر محقق را در کنار خود دارد. اتمر حتماً امیدوار است با گرفتن بخشی از آرای هزاره‌ها و تاجیک‌ها، از اشرف غنی پیشی بگیرد.

به نظر می‌رسد که داکتر عبدالله این‌بار حمایت جنرال دوستم را دارد، اما مشکل جدی او این است که محقق را از دست داده است. به نظر نمی‌رسد که آقای خلیلی بتواند در نقش یک کاریزما ظاهر شود و آرای هزاره‌ها را به صندوق عبدالله بریزد. داکتر عبدالله مشکلات دیگر هم دارد. رقیبان درون‌سازمانی او که در تیم آقای اتمر حضور دارند، چالش بسیار جدی برای ایشان خلق کرده می‌توانند. آنان در گذشته داکتر عبداالله را به نادیده‌گیری مطالبات سازمان‌شان متهم می‌کردند. احمدولی مسعود هم اگر تا آخر در میدان بماند، بخشی از آرای عبدالله را کم می‌کند و این امر برای آقایان قانونی و عطا محمدنور هم که در تیم حنیف اتمر حضور دارند، زیاد خوش‌آیند است.

انتخابات‌های ریاست جمهوری در همه‌ی کشورها شکاف‌ها را رو می‌سازد و سبب جروبحث و افتراق در جامعه می‌شود. روشن است که در کمپین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان هم مسایل اختلافی به صورت جدی و بسیار پررنگ مطرح خواهد شد. شاید عبدالله از سوی رقیبان درون‌سازمانی‌اش مورد اتهام‌ها و انتقادهای جدی قرار بگیرد و بعید نیست که برخی از رویداد‌هایی که قبلاً کسی افشای آن را به مصلحت نمی‌دانست، افشا شود. ولی اتفاق خیلی نگران‌کننده این است که در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده، حکمتیار و لطیف پدرام هم نامزد اند. احتمال آن بسیار زیاد است که این دو بحث‌های بسیار تند و داغ هویتی را در جریان کمپین مطرح بسازند. این سیاست‌مداران تا هنوز درک نکرده‌اند که افغانستان کشور اقوام است و آنانی که با ادبیات تند و رادیکال در مورد تفاوت‌های قومی صحبت می‌کنند، در حاشیه‌ی سیاست باقی می‌مانند و هیچ گاهی به متن وارد نمی‌شوند.

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind