داکتر سید خلیل الله هاشمیان
داکتر سید عبدالله کاظم

06.05.2017 (16.02.1396)

توضیحاتی بجواب داکتر کاظم
داکترسیدخلیل الله هاشمیان

داکترکاظم مقاله ای بعنوان "بجواب

داکترهاشمیان" درشش صفحه بتاریخ 28 اپریل درین پورتال منتشرساخت – من خودرامکلف می پندارم فقط درچند موضوع توضیح طلب به ارتباط تاسیس رژیم ببرک کارمل درسال 1979 درکابل که داکترکاظم لازم ندیده درجواب خود به آن تماس بگیرد،روشنی اندازم. این موضوعات جزءتاریخ واقعات شوم آن دوره است والحمدلله یکعده افغان  هاکه آن واقعات رابچشم خوددیده بودندهنوزهم درکابل ونیزدراروپاو امریکاحیات دارند،ازایشان جداتقاضامیکنم اگردرمشاهدات واطلاعات من که درآن هنگام بکابل بودم، بارتباط واقعات شوم آندوره که ذیلا گزارش  مییابد،مبالغه،کمبودیانواقصی ملاحظه میفرمایند،لطفا چندسطری درزمینه  بقسم تصحیح بنویسند:

1) وقتی دولت شوروی تصمیم گرفت حفیظ الله امین راترورکندوببرک کارمل را بجایش درکابل بنشناند، متصل انجام اعمال تروردرتپۀتاج بیگ، ببرک را توسط طیاره بکدام ولایت افغانستان فرستاده بود- ببرک دربیانات خود نگفت که چطوروبکجاآورده شده بود،امافقط اینقدرمیگفت که بطور"انقلابی بکابل آمدم..."

2)صبح همان روز، قبل ازظاهرشدن ببرک کارمل درکابل،بیانیۀ اوصبح وقت ازرادیو تاجکستان شنیده شدکه ازقتل حفیظ الله امین وتاسیس جمهوری دیمو کراتیک افغانستان خبرمیداد-این بیانیه بدون توقف برای جندین ساعت تکرارمیشد.

3) عملیات نظامی انتقال قواوعساکر شوروی اززمین وهوابشدت دوام داشت؛ میگفتندعساکرومشاورین شوروی زندان پلچرخی راهمان شب بسرعت باتانکها بخاطرحفظ پرچمیهاازتیغ جلادان امین،اشغال کرده بودند؛میگویندپرچمیها ویکعده محبوسین دیگرنیز بیانیۀببرک راازرادیوتاجکستان شنیده بودند.

4)پرچمیهاهمان روزاول رهاشدند،اما 80% محبوسین دیگرچندروزبعدرهاشدند یکتعدادخلقیهاوآنعده مسلمانهاکه دشمن روس وکمونیزم تشخیص شده بودند درمحبس ماندند.

5)رژیم کارمل که بااشغال نظامی افغانستان تاسیس شد،ملل متحد،کشورهای  اسلامی، اروپایی وامریکا،باستثنی بلاک شرق، آنرابرسمیت نشناختند. همه معاملات وتصمیمات سیاسی ونظامی واقتصادی ودادوگرفت هابرای مدت بیشتر ازششماه تنهابین ماسکووکابل صورت میگرفت.

6)درینوقت همه سفیرهاوسفارتخانه های افغانستان درخارج دست نشاندۀتره کی-امین بودندوباتاسیس رژیم کارمل اکثرآنهادرهمان کشورهاپناهندۀ سیاسی شدند؛ چوکیهای کابینه وسایرچوگیهای حساس درکابل توسط پرچمیها اشغال میشد؛همه مقرریهابمشورۀمشاورین روسی درارگ صورت میگرفت- تقرر والیها دربعضی ولایات که تعدادپرچمیهابیشتربودند،بااعزام عسکرومشاور های شوروی صورت گرفت – درولایات مشرقی وجنوبی که قیام ضدروسی آغاز یافته بود، تشکیلات اداری دراکثرولایات بسیارکُندوبتدریج،آنهم بکمک عساکرشوروی، باقتل وکشتار انجام مییافت.

7)بانک مرکزی افغانستان تنها باماسکووکشورهای کمونستی دادوستد داشت؛ نمایندگیهای بانک ملی دراروپا،همه ملکیت یاتحت تاثیرعبدالمجیدخان زابلی بودندکه باحکومت پرچمی همکاری نداشتند، باستثنی(افغان نیشنل  بانک لندن –بانک ملی افغانستان درلندن)که انگلیسها درزمان محمدهاشم خان صدراعظم برای فعالیت اقتصادی آن درتحت قوانین انگلستان اجازه داده بودندوصدراعظم مذکورنیزدرمعاملات اقتصادی این بانک سهیم وشریک بود-درحکومات محمدهاشمخان–شاه محمودخان وداودخان،مدیربانک ملی لندن توسط صدراعظمان افغانستان تعیین ومقررمیشدند-دردوران ظاهرشاه، عمو زاده وشوهرخواهرپادشاه،مرحوم محمدعمرخان سابق رئیس دافغانستان بانک  بحیث مدیراین بانک مقرربودومن درمدت ماموریت خوددرلندن چندین باردر این بانک مهمان بوده ام.

8) برای رژیم کارمل درششماه اول حکومت اوکه جهان آزاد اورابرسمیت نشناخته بود، ومعاملات عمدۀاقتصادی واسعاری اوتنها بابلاک شوروی دوام داشت،بانک ملی افغان درلندن باامتیازی که این بانک ازقدیم درمعاملات  آزاداسعاری وتجارتی داشت، بسیاراهمیت داشت،لهذااولین مقرری اقتصادی درخارج ازافغانستان درمدت سه ماه اول تاسیس رژیم ببرک کارمل،همین مدیربانک ملی افغان بودکه آقای داکترکاظم مقررشده بود- اگردومین مقرری اقتصادی درجهان آزاددرمدت سه- چهارماه اول رژیم کارمل صورت گرفته باشد، اهل خبره لطفا نام بگیرند ومرا جریمه کنند وسزا بدهند.

بااین مقدمه ازوضع سیاسی –اقتصادی ونظامی رژیم تحت اشغال کارمل در ششماه اول حکومت او،اینک میرویم نکات مهم نوشتۀاخیرآقای داکترکاظم  رامنصفانه و بیطرفانه تحلیل وتفسیرنمائیم:

آقای داکترکاظم درمقالۀاخیرخودمورخ 28اپریل، بعنوان "بجواب داکتر هاشمیان"بازهم سعی کرده حقایق درموردگذشته های خودراباکلمات ازنظر مردم بپوشاند- من فقط چندموردازمدعیات اخیراوراعینااقتباس میکنم:

من درمقالۀ قبلی خودادعاکرده بودم که داکترکاظم دردورۀجمهوریت محمد داودخان تئوریسین حزب(ملی غورحنک)بودوهم بسفارش سیدعبدالالله بطور غیر مستحق بحیث رئیس پوهنحی اقتصادمقررشده بود-داکترکاظم درینباره چنین توضیح کرده است:" باید خاطرنشان سازم که من باسیدعبدالالله معاون رئیس جمهورووزیرمالیه، هیچنوع ارتباط شخصی نداشتم، تنهااورابحیث یک محصل   سابق پوهنحی اقتصادمیشناختم..."-درست است که شما با سیدعبدالالله  "ارتباط شخصی"،یعنی خویشی وقومی نداشتید،امابه آقای داکترکاظم وهمه اهل خبره درافغانستان معلومست که سیدعبدالالله یک شاگردخشره وتنبل بود که باگرفتن نمره های خیراتی هنگامی پوهنحی راتمام کرده بودکه داکتر کاظم مصروف تحصیل درآلمان بودوسیدعبدالالله تحت رهبری داکترحسن شرق برای برانداختن رژیم سلطنت کارمیکرد– بعدازکودتای سرطان، اونازدانۀ رئیس جمهورشد ودرراس یک موسسۀمهم اقتصادی قرارداشت که به نظریات و رهنمودهای مسلکی داکترکاظم ضرورت داشت، که شماآنراعرضه میکردید- شمادرکابل ودردورۀ جمهوریت باسیدعبدالالله آشنا شدید، نه درقبل ازآن، ودرین موقف قدرت بااو دیدوبازدیدزیادداشتید،لهذاشایعه درپوهنتون ازینقراربودکه به پیشنهاداوبحیث رئیس پوهنحی اقتصادمقرر شده بودید، درحالیکه مستحقین آن مقام کم نبود.شماازداشتن روابط رسمی ومسلکی با  سیدعبدالالله نمیتوانیدانکارکنید، که درغیرآن درکارهای سیاسی وحزبی، عضویت درحزب واشتراک درمجالس حزبی وسیاسی، شامل شده نمیتوانستید-  علی ایحال این نوع  روابط شماباشخص مقتدری چون سیدعبدالالله، نه تنها عیب نبود،بلکه مجازومشروع  بود،اماجلوشایعات مردم را نمیتوان گرفت.

من دربارۀتقررشمابحیث مدیرافغان نیشنل بانک لندن دردورۀ رژیم کارمل نوشته بودم: "این چه بوالعجبی است که شمارابحیث آمرومدیریگانه بانک درخارج افغانستان که مقام ورتبۀآن ازسفارت بالاتربودمقررکردند،خوبست  بحیث یک جوک ومزاح دربین افغانهاباقی بماندکه شمارابخاطرگوش دردی (باساس اعتراف خودتان)بحیث مدیربانک لندن مقررکردند،یعنی پاسپورت و سفرخرچ وتکتهای طیارۀشماوخانوادۀتانراحکومت پرچمی پرداخت وشمارابه حکومت انگلستان بحیث نمایندۀاقتصادی ودریگانه بانک خارجی خودمقرر کردتاگوشهای شمادرلندن شسته شود؟؟؟"  وشما چنین جواب داده اید:

" وقتی بوزارت مالیه احضارشدم، بوزیرمالیه عبدالوکیل که از فارغان پوهنحی اقتصادبودواورامیشناختم، راجع بمشکلات صحی خود و رفتن برای تداوی وعملیات گوشهایم گفتم، گفت که اگرمیخواهی تراجهت تداوی به روسیه میفرستم. گفتم میخواهم درهندیاجای دیگردراروپا برای تداوی بروم.بعدازیک لحظه برایم گفت که میخواهدبامن کمک کندوگفت که ترابه یکی ازنمایندگیهای بانک ملی میفرستم، بشرطیکه بعدازصحتیابی دوباره برگردی...و من حرفی نداشتم که آنراردکنم، ناچارقبول کردم..."

داکترکاظم دربالامیگویدکه"عبدالوکیل ازفارغان پوهنحی اقتصادبودو او رامیشناختم."-وکیل که بحیث بچۀخالۀکارمل دردورۀتحصیل بحیث  یکی از رهبران حزب پرجم فعالیت میکرد، وغیرازین دیگرشناختی نداشت وهمصنف شماهم نبود،آیاشناخت شماباوکیل غیرازیک کمونست پرچمی،کدام ارتباط دیگری هم داشته است ؟ من آقای داکترکاظم را به کمونست بودن وپرچمی بودن متهم نمیکنم که هردورانبودند، اما خودش ازشناخت قبلی اش با عبدالوکیل خبرداده است. لهذایاباساس اعتراف خودداکترکاظم هرخواننده میتواندتصورکندکه باساس همان شناخت قبلی، وکیل نیزمیخواسته باشما "کمک کند"، یعنی شخصی راکه یکماه قبل اززندان رهاشده وعلت توقیف قبلی اوهم مبارزه بمقابل کمونزم ورژیم مزدوربوده،اورا وکیل پرچمی میخواهدبحیث مدیربانک لندن مقررکند،ودرچنین فضای دوستی وکمک،داکتر کاظم میگوید: "من حرفی نداشتم که آنراردکنم، ناچارقبول کردم."

من درمقالۀ قبلی داکترکاظم را"اوپورچونست" خوانده بودم، که معنی آن (شخص رندوزیرک وموقع شناس است)-هکذانوشته وپرسیده بودم: "اینکه قبل ازحرکت بطرف لندن، شمادوباربه ارگ رفته باشخص ببرک کارمل دیدار و ملاقات کردید، و درنوبت اول وکیل وزیرمالیه هم بود، ولی درنوبت دوم  شماتنهاباببرک دیداروصحبت وبامان خدایی کردید-این سوال همیشه درذهن  من خطورکرده واکنون آنرامطرح میسازم وازشما میپرسم که درملاقات دوم تان درارگ باببرک کارمل ،آیاکدام نمایندۀسفارت شوروی هم حاضربودیا خیر؟زیرابانک افغان درلندن تمام انتقالات اسعاری(کریدت لیترهاوغیره)  حکومت کارمل رااجرامیکرد،که شوروی درین نوع معاملات بسیارعلاقمندبود. ازتقررشماودیدارشمادرارگ همه دوستان واقارب شماوبسیارمردم خبر داشتند، حرکت شماازکابل مخفی صورت نگرفت، بلکه باموتردولتی بمیدان رفتید- تمام اینها حقایق مسلم وغیرقابل انکاراست که همه مردم خبر داشتند- همکاران شمادرپوهنحی اقتصادخبرداشتند،آخرشماکه گریزی نمی  رفتید،بلکه بحیث سفیراقتصادی رزیم ببرک به یگانه بانک که آن دولت  درخارج داشت، بحیث مدیر وآمرآن بانک میرفتید."

آقای داکترکاظم بجواب مدعیات وسوالات بالاچنین نوشته است:" لعنت خدا بردروغگو! مقرری من با ببرک کارمل چه ارتباط داشت؟ من درطول زندگی باببرک کارمل ودیگرسران خلقی وپرچمی حتی سلام نکرده ام، چه رسد که باآنها صحبت کرده باشم، البته به استثنی وکیل که اورا در دوران تحصلیش بحیث شاگردپوهنحی اقتصاد می شناختم..."

من هم شعارشماراتائیدمیکنم–ولی این ادعای شماراکه:" مقرری من با ببرک کارمل چه ارتباط داشت؟" هیج افغان که بهنگام رویکارآمدن رژیم ببرک درکابل بوده واوضاع آنوقت راطبق توضیحات مواد 6 و7 و8 مقدمۀ بالا مشاهده کرده، ادعای فوق شمارا قبول نمیتواند!!! وکیل وزیرمالیه حتمامقرری شماراباطلاع ببرک کارمل رسانده وموافقه ومنظوری اوراحاصل کرده، چونکه تقررشمابلندن اولین تقرردرخارج افغانستان درمدت سه ماه اول تاسیس رژیم کارمل واشغال افغانستان توسط عساکرشوروی بود- تقرر شمابدون موافقۀببرک کارمل وحتی بدون موافقۀمشاورین شوروی درشرایط آنوقت، صورت گرفته نمیتوانست – من ازتمام دوستان وطرفدارن شماتقاضا  میکنم این ادعاراباارائۀاسناد، ونه باالفاظ، ردکنند !!!

اینکه من آقای داکترکاظم را "سفیراقتصادی رژیم کارمل" خوانده ام، ادعای من باشرایط همانوقت ارتباط داردکه رژیم کارمل برای استفاده کردن ازامتیازات قبلی بانک افغان درلندن به تقرریک شخص طرف اعتماد خودضرورت داشت وتقررداکترکاظم اولین تقرریک ماموررژیم کارمل درخارج از افغانستان بوده است. برای رد این ادعا سندوثبوت میخواهم!

بازهم آقای داکترکاظم درنوشتۀ فوق، شناخت قبلی خودراازوکیل "بحیث شاگردپوهنحی اقتصاد" تائیدمیکند، یعنی وکیل نه همصنف شخص داکترکاظم  بوده،ونه شاگرداو،بلکه بحیث چندهزار "شاگردپوهنحی اقتصاد" نام اورا بحیث یک پرچمی شناخته شده،شنیده بوده،ودیگرشناخت وتماسی بااونداشته  است !!! ؟؟؟ افغانها درین مورد خودشان قضاوت کنند.

آقای داکترکاظم درجای دیگرنوشته است که:"وقتی درانگلستان یک خارجی دریک موسسۀراجستر شدۀانگلیسی کارکرده میتواند، که اوبایدویزۀکاررا داشته باشد، چون نمایندگی بانک ملی درلندن درآن کشورراجسترشده است،  لذاکارمندان خارجی آن مشمول همین شرط است که باید ویزۀکار رااولتر ازهمه بدست آرد."

ادعای داکترکاظم درست است،موصوف باداشتن پاسپورت عادی بلندن رفته بودوهمه اعضای بانک لندن پاسپورت عادی داشتند ویک موسسۀ اقتصادی پاسپورت سیاسی نمیتواندداشته باشد- اماهمین پاسپورت عادی داکترکاظم راوزارت خارجۀکابل بسفارت انگلستان درکابل ارسال وتقاضای صدورویزه رابرای اوبحیث مدیرافغان نیشنل بانک لندن کرده بود، وسفارت انگلیس درکابل هم داکترکاظم رابحیث مدیربانک لندن شناخته، به اوویزه داده بود- همین ویزۀسفارت انگلیس درپاسپورت داکترکاظم شامل اجازۀکارنیز میباشد، وداکترکاظم درمدت دوماه درلندن درچوکی مدیریت افغان نیشنل بانک نشسته و شایدهدایاتیکه ازکابل برایش داده شده بود،اجراکرده  باشد.من تاسال 1953 مدت سه سال بحیث قونسل درسفارت افغانستان درلندن کارمی کردم وازشرایط ویزۀ هردوکشور خبرداشتم.

موضوع 50 هزارپوندکه قرارمسموع درتصرف داکترکاظم گذاشته شده بود، من درینباره کدام سند،ندارم،بلکه نوشته بودم که درکابل اینطوریک شایعه  شنیده شده بود،امااینکه داکترکاظم میگوید:"دولت چرا پنجاه هزارپوند رابمن بدهدتا بکس دیگربرسانم؟ درحالیکه آنهاازخوداشخاص معتمدوکاری بهترومطمئن تر برای انجام چنین کار دراختیارداشتند." – این قلم با ادعای شماموافق و درست است که رژیم کارمل دربین خود"اشخاص معتمد و کاری بهترومطمئن ترداشت"،اما درشرایطیکه درمواد 6 و7 و8 مقدمۀبالا تشریح شده،رژیم کارمل رادنیادرششماه اول برسمیت نشناخت وتقررپرچمی هابخارج بتدریح بعدازچهارماه اول شروع شده بود، ازآنجائی که آقای داکترکاظم اولین تقررخارجی رژیم کارمل بود، مردم کابل وهم حکومت انگلیس چاره نداشتند جزاینکه اورابحیث:"شخص معتمدوکاری بهترو مطمئن تر" رژیم کارمل دربانک لندن بشناسند-رژیم کارمل درآنوقت شناخت ملی    وبین المللی نداشت، جهان آزادسفرای کارمل رانپذیرفت، بلکه به تدریج درهمه سفارتها(شاژدافر)مقررکردند.

داکترکاظم میگوید:"درهمان روز ورودبه آمرموجودآن نمایندگی درلندن که ازدوستان نزدیک من بود،واضح گفتم که من یکروزه مهمان هستم وپس از مدت کوتاه پناهنده میشوم...چنانکه همین کارراکردم وپس ازدوماه لندن  راترک وبه جرمنی پناهنده شدم."

داکترکاظم برای مدت دوماه درچوکی مدیریت بانک لندن نشسته ومعاش خود راگرفته، بعدابجرمنی پناهنده شد، اماشایعات کابل چیزهای دیگربود، قرارمسموع اراکین حزب پرچم وکیل وببرک رابخاطرانتخاب واعتمادشان بالای داکترکاظم طعنه ها دادند،وشایعۀدیگر این بودکه آقای داکترکاظم بایکمقدارپول بجرمنی پناهنده شده- فرارداکترکاظم ازلندن بدون آگاهی وموافقۀآمر سابق آن بانک صورت گرفته نمیتوانست – حقایق به خداوند متعال وبهمان آمرسابق بانک معلوم است که "دوست نزدیک" داکتر کاظم بودو(شاید؟)اوهم بعدابکدام کشورپناهنده شده باشد.امامن وسایرافغان هاازشنیدن آنشایعه خوش شدیم که یکمقدارپول بیت المال ملت فقیر،عوض آنکه برای اهداف پرچمیها بمصرف برسد، بدسترس داکترکاظم قرارگرفته بود.اگرآنشایعه درست نبوده،اکنون قول داکترکاظم راباید پذیرفت.

من باآقای داکترکاظم دشمنی نداشته وندارم ودرگذشته هابالای ماموریت هاوفعالیتهایی سیاسی اوانتقادنکرده ام، واورا هرگزکمونست یا پرچمی نخوانده ام-البته درمسایل مربوط بوطن مشترک ماافغانستان اختلاف نظر هاوجوداشته ودارد واین راهردوطرف دانسته وپذیرفته است- مدتی هم در یک حرکت سیاسی درکلفورنیاهمکاربودیم-داکترکاظم رئیس ومن معاون آن حرکت بودیم-اعانه هائیکه افغانها برای آن حرکت بمجلۀآئینۀافغانستان فرستاده بودند،80% آن اعانه هارا من بداکتر کاظم انتقال داده بودم و مجموع آن اندکی بیشترازدوهزار دالرمیشد، این مبلغ ناچیز تاحال نزد داکترکاظم،رئیس سابق آنحرکت میباشدوتاکنون حساب مصرف آن مبلغ رابه هیات مدیرۀآن حرکت که الحمدلله همه هنوزحیات دارند،نداده است.مناسبات    ماتاوقتی حسنه ونورمال بودکه او700 صفحۀجلدچارم سراج التواریخ را پالیده سه ورق راباتغییردادن یک نام بحیث سندی نشرکردکه هدفش کمرنگ  ساختن تحقیق من دربارۀنسب وزادگاه سیدجمال الدین بود،درحالیکه محتویات هریک ازآن سه سندداکترکاظم ناقص وغلط بود،ومن قبلادربخش ششم تحقیق خودغلط بودن آن نامهاوتاریخ هارااز قول دومورخ نامدارنشرکرده بودم، و داکترکاظم آن بخش راخوانده بود. بعدازآنکه من تغییرقصدی یک نام رابقلم داکترکاظم جعل خواندم،اتهامات بمقابل من شروع شد،البته من هم بدفاع پرداختم واتهامات داکترکاظم نیزتکرارشد- بتاریخ 25اپریل باتقدیم سلام بداکترکاظم درکلکین نظریابی این پورتال نوشتم که"بازهم باتقدیم سلام، این دریچه رابرای ابد می بندم." وبهمان تاریخ بجواب آقای ارسلانوشتم که "من وداکترصاحب کاظم بیکدیگرسلام دادیم ودیگرابدا درین موضوع نمی پیچیم."اماداکترکاظم بتاریخ 28اپریل، عوض چواب دادن و روشنی انداختن بموضوع چگونگی تقررخوددرلندن، بازهم اتهامات خودرا تکرارنشرکرد که جواب وتوضیحات من درسطورفوق تقدیم میگردد.

من دردورۀماموریتهای خودیک انسان عاری ازاشتباه نبوده ام، اماازهر ماموریتم تصدیق رسمی فراغت وعدم مسئولیت دارم-درعمردرازخودبهیج حزب وجناح سیاسی شامل نبوده ام،بلکه بمقابل هردورژیم کمونستی خلق وپرچم  بداخل افغانستان درحدودتوان مبارزه کرده ام وتصادیق همکاران من قبلا دوبارنشرشده است-درخارج ازافغانستان نیزهمان مبارزه رادرمدت سی سال  درکلفورنیا دوام داده ام که بهمگان معلوم است – خدمتی درحدود توان برای مادروطن که ازدست من ساخته بوده،انجام یافته، درهیچ موردی از حق وحقیقت منصرف نشده ام، که این هدایت پدرم بوده، وهمین خصلت برای من دشمنی ها خلق کرده است - بیشترازین چیزی برای گفتن ندارم-

باعرض احترام- سیدخلیل الله هاشمیان – اول می 2017

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder