استاد ظریف امین یار

24.08.2017 (02.06.1396)

به زانو در آوردن پاکستان محصول ذهنیت و عملکرد کیست؟

نویسنده: استاد ظریف امین یار

افغانستان باوجودیکه یک کشور صلح دوست بوده بدبختانه همواره از سیاستهای نادرست کشورهای منطقه متضرر شده است. حد اقل ۴۰ سال است که پاکستان و ایران که همسایه های مرزی افغانستان اند  بشکل پیوسته تلاشهای سیستماتیک بخرچ داده اند تا افغانستان را بصورت بسیار استراتیژیک تضعیف و بی ثبات نگهدارد و با استفاده از سیاست های مغرض ، خصمانه و نامشروع منافع خود را تامین کنند.

پاکستان یکی از کشورهایی است که از همان ایجاد آن تا حال هیچگاه نتواست بعنوان یک همسایه و متحد مؤثر و صادق به افغانستان واقع گردد. افغانستان که مخالف ایجاد کشوری بنام پاکستان بود، بعد از ایجاد پاکستان همواره کوشش کرده است تا با پاکستان روابط برادری و حسنه ایجاد کند اما برعکس دیدگاه پاکستان اینبود که افغانستان باثبات، یکپارچه، قدرتمند و خودکفا بنابر دلایل سیاسی مختلف می تواند به نفع پاکستان نباشد. اسلام آباد و سازمان استخباراتی پاکستان سالهاست نقش تخریب کننده افغانستان را در پيش گرفته است و متاسفانه بخوبی توانسته است به اهداف خود تحقق بیابد.

سلسله سلطه سیاسی پاکستان وقتی کامیاب می شود که در رژیم سردار محمد داود خان یکتعداد آشوب گران و افراطیون اسلامی عملاً خلاف رژیم بغاوت می کنند و بعداً بسوی پاکستان فرار کرده به حکومت پاکستان پناه می برند. سردار محمد داود خان یکی از سرسخت ترین مخالف پاکستان بود. او داعیه لوی افغانستان را مطرح می کند و دست به سیاستهای بالمثل با پاکستان میزند. او کوشش کرد تا نفوذ سیاسی پاکستان را که زیر نام نهضت اسلامی بمیان آمده بود مهار کند اما متاسفانه که رژیم آن از سوی دیگر به سقوط مواجه می شود.

بعد از سردار محمد داود خان نور احمد تره کی رییس جمهور کشور می شود. نور احمد تره کی نیز مخالف سیاستهای حکومت پاکستان می باشد. او نیز تلاشهای خود را برای از بین بردن نفوذ پاکستان انجام می دهد. بعداً حفیظ الله امین به ریاست جمهوری کشور می رسد. او شخصی است که بیشتر ازهر رییس جمهور دیگر در افغانستان مخالف سیاستهای خصمانه پاکستان بود. او داعیه لوی افغانستان را یکبار دیگر مطرح می کند و تلاش می کند نفوذ اسلام گراهای افراطی که زیر نفوذ پاکستان بود را تضعیف کند اما رژیم آن ادامه پیدا نمی کند. وقتی اتحاد شوروی به افغانستان تجاوز می کند و ببرک کارمل ریس جمهور کشور می شود، زمینه برای عملی کردن برنامه های پاکستان به حکومت پاکستان میسر می شود. پاکستان با حمایت مستقیم ایالات متحده آمریکا و غرب رهبری جهاد افغانستان را بصورت غیر مستقیم بعهده می گیرد.

وقتی داکتر نجیب الله احمدزی به چوکی ریاست جمهوری میرسد، وضعیت افغانستان کاملاً دگرگون می باشد. او نیز یکی از سرسخت ترین مخالفین سیاستهای پاکستان و حتی کشور بنام پاکستان می باشد. داکتر نجیب الله نیز به یک سلسله سیاست های بالمثل دست میزند و تلاش مهار کردن برنامه های پاکستان را می کند. بعضی ها حتی معتقد هستند که داکتر نجیب الله توسط حکم صریح سازمان استخباراتی پاکستان به قتل میرسد.

هرچند رهبران جهادی همه آن در پاکستان پرورش یافته اند و هیچ رهبری جهادی وجود ندارد که از نان پاکستان فربه نشده باشد و به فرمایشهای پاکستان لبیک نگفته باشد، به آنهم وقتی طالبان به قدرت میرسند احمد شاه مسعود و استاد عبدرب رسول سیاف مخالفت خود را با سیاستهای پاکستان ابراز می کنند.

بعد از سقوط حکومت طالبان توسط آمریکا و تشکیل حکومت دموکراتیک افغانستان براساس کانفرانس بن ، حامد کرزی رییس جمهور افغانستان تعیین می گردد. حامد کرزی یک سیاستمدار نرم و محافظه کار  بود بناً هیچگاه موضع گیری قاطع دربرابر سیاستهای پاکستان نداشت اما در موضوع دیورند همواره خلاف پاکستان قرار گرفت و آن را یک یک خط مرزی تحمیل شده خواند.

بنابراین ذهنیت ضد پاکستانی در افغانستان از همان ایجاد پاکستان در زمامداران افغانستان وجود داشت. اینکه حالا آقای امرالله صالح مدعی است که استراتیژي جدید آمریکا که پاکستان را زیر فشار خواهد آورد محصول ذهنیت احمد شاه مسعود است، این ادعا را کاملاً نادرست و غیر عقلایی می توان تلقی کرد. احمد شاه مسعود و اکثریت مجاهدین هیچگاه نتوانستند خود را از وابستگی های پاکستان نجات دهند زیرا آنها اسرار بیشمار نزد پاکستان بجا گذاشته اند.

حالا سوال این است که به زانو درآوردن پاکستان محصول ذهنیت و عملکرد کیست؟ بدون شک ذهنیت ضد پاکستان در افغانستان همانطوریکه تذکر یافت همیشه وجود داشت اما امروزه که ما شاهد به زانو آوردن پاکستان هستیم، در این کمال داکتر غنی و حلقه آن نهفته است. این موضوع را نه تنها مردم افغانستان می دانند بلکه پرویز مشرف رییس جمهور اسبق پاکستان بسیار به صراحت  بیان می کند که از وقتی که داکتر غنی رییس جمهور افغانستان انتخاب شده است، پاکستان نه تنها از لحاظ اقتصادی حداقل درحدود ۵۰۰۰ میلیون دالر آمریکایی متضرر شده است بلکه او از سیاست  داکتر غنی در قبال افغانستان نیز نگرانی جدی نشان می دهد و می گوید فکر سیاسی داکتر غنی را دست کم نگیرید. به همین ترتیب خانم حنا ربانی کهر وزیر خارجه پیشین پاکستان می گوید؛ پاکستان فرصت طلایی را که داکتر غنی برایش فراهم کرده بود، را  از دست داد و این یک اشتباه استراتیژیک اسلام آباد دربرابر سیاست فعال داکتر غنی بود. او می گوید داکتر غنی یک انسان معمولی نیست و می تواند پاکستان را به زانو در آورد. مشاور ارشد روابط خارجی و امنیت ملی پاکستان سرتاج عزیز نیز بارها از سیاستهای داکتر غنی نگرانی نشان داده است. به همین ترتیب سیاسیون و اعضای پارلمان پاکستان بارها در مورد خطرناک بودن سیاستهای داکتر غنی اظهاراتی تندی داشته اند.

در بعد سیاسی داکتر غنی یگانه رییس جمهور افغانستان است که واضح گفت که پاکستان پناهگاهای امن برای دهشت افگنان دارد و خلق کننده و حمایت گر تروریزم در منطقه وجهان است. این باعث شده که حقانیت افغانستان در قبال پاکستان به تمام جهان تثبیت شود. اکنون که ما شاهد موضع گیری واضح و دقیق آمریکا در قبال پاکستان هستیم،  این قطعاً محصول عملکرد حکومت داکتر غنی است. قابل ذکر است که اشخاص مانند داکتر خلیلزاد، داکتر جلالی و اشخاص دیگر نیز در امر ذهنیت سازی بصورت دوامدار با کاخ سفید کار کرده اند تا این ذهنیت بالاخره بوجود بیاید. به هرصورت این داکتر غنی بود که بالاخره دست به چنین نتیجه می رسد و آن را ملت افغانستان فراموش نخواهد کرد.    

در باب صلح نیز داکتر غنی دست آورد چشم گیری دارد. آمدن حزب اسلامی افغانستان یک دست آورد بسا بزرگ در این مورد است. این کار در رژیم کرزی هیچگاه قابل تحقق نبود. این کار نیز سبب تضعیف روحیه و نفوذ پاکستان گردید. چراکه به هر اندازه که افغانستان نزدیک دست یافتن به صلح و ثبات شود به همان اندازه پاکستان نخواهد توانست به اهداف سیاسی خود در افغانستان تحقق یابد.  

در بعد اقتصادی، داکتر غنی به فکر خلاق اقتصادی خود عملاً توانست اتکای اقتصادی مطلق افغانستان بر پاکستان را از بین ببرد. او با این کارش ضربه عمیق بر اقتصاد پاکستان وارد کرد. پاکستان در حکومت داکتر غنی پروژه های زیادی اقتصادی را از دست داده است و میلونها دالر زیان اقتصادی را متحمل شده است. داکتر غنی رییس جمهور افغانستان شخصی است که اهمیت جیو سیاسی و جیو اقتصادی افغانستان را دوباره در جهان زنده می کند و پروژه های ترانزیتی و منطقوی بزرگ که بالایش خاک افتیده بود توسط همین حکومت به مرحله تطبیق رسید. اینکه چقدر کار باید شده باشد تا این پروژه ها به تطبیق آماده شود، را یک اقتصاد بخوبی می داند. مبدل کردن افغانستان به چهار راه اقتصادی نیز محصول ذهنیت و عملکرد داکتر غنی است.

داکتر غنی به دست خالی، بدون توپ و تانک و اسلحه اتومی فقط به تخصص، مهارت، ملی گرایی و ذهن خلاق خود تواست پاکستان را به زانو درآورد. امروزه وقتی فغان اسلام آباد بعد ازاعلام استراتیژی آمریکا در قبال افغانستان و جنوب آسیا می برآید این نشانگر سیاست درست داکتر غنی در قبال پاکستان است. بناً کریدت دادن بر هرکسی بجز از داکتر غنی برای به زانو آوردن پاکستان قطعاً بی انصافی و بدور از عدالت است.

با حرمت

امین یار 

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Es sind noch keine Einträge vorhanden.