17.10.2017 (25.07.1396)

به اصطلاح از این نوده، پیوند کن!

مصطفی «عمرزی»

یارا! هرج و مرج گروهی و حزبی، به اندازه ای سخیف شده است که در هر مثال و نمونه، دیگر اگر نمی توان «جدی» شد، بار خنده و تمسخر آن را نمی توان جدی نگرفت. میزان آشنایی مردم ما در حالای کنونی که جهان را به دهکده ی کوچک تعبیر می کنند، به خصوص در ته و بالایی رویداد ها در هزاران تفسیر، تحلیل و نوشته هایی که صورت می گیرند، این گونه ی برداشت را نیز وسعت بخشیده است که آسان پذیری در تحمیل ایده ها، هرگز راحت نیست.

در افغانستان ما در رسوایی های 16 سال اخیر، باوجود سنگینی ناشی از ضد و بند ها، سود و مفادی که داشتند، ارقام رسوایی در حال صعود اند و شمارش آن ها در مراحل بالایی ثابت می کند توده هایی که در 16 سال اخیر، به هر نام و هر دلیل، دنباله رو بودند، حالا به سوی وقایه می روند.

سطح پرداخته های درگیر، به خصوص حزبی که حکومت را به ملجایی برای «پیدا و پناه» یافته بودند، آنان را در رقابت های سخیف، به جایی کشانیده است که وقتی «درز» می کنند، به خوبی رد فرهنگ هایی دنبال می شود که در یک نمونه ی دیگر در این جا، شما را به تفریح و خنده، دعوت می کنم.

باز هم به روال همیش، سوژه ی مورد نظر، باند شر و فساد است!

 حمله ی نیرو های آمریکایی، جبهه ی به اصطلاح مقاومت را که دیگر مرکزیتی در افغانستان نداشت، دوباره به افغانستان می آورد و لشکریان هراسان، در بیانات تاریخی ای که از ربانی مانده اند، فقط به جا هایی پا می گذاشتند که ملابرهان الدین ربانی، قبلاً تقاضای «انداخت بمب های بزرگ» را کرده بود.

خلاصه پس از نزول و هبوط یاران مقاومتی و رفتن فقط تا چهار آسیاب، ساز و آواز شروع و تا پایان کنفرانس بن، دار و ندار مملکت به کسانی تحفه داده می شوند که اگر تحریک اسلامی طالبان افغانستان، کمی بعدتر ظهور می کرد، معلوم نبود بر اثر ستیز و گریبان گیری تنظیمی ها در چهار سال، چیزی از افغانستان می ماند یا نه؟!

در تمام حاکمیت کرزی و حالا در ریاست دکتور اشرف غنی، سطح خواسته های غیر معقول، غیر قانونی و غیر طبیعی اعضای جبهه ای که هرگز قانع نشدیم، به جز از خودشان از کی دفاع کرده اند، شوربختانه حتی در فحوای ادبیات گروه های قومگرای تاریخی (ستمیان) فوران می کند و کسانی که ظاهراً ملبس به شرعیات دینی اند و از گذشته ی جهادی لاف می زنند، از کسانی که منکر دین و اسلام اند (امثال پدرام)، هیچ تفاوتی ندارند.

قرار گرفتن در عقب ادعای خراسانی و تمثیل انواع تمایلات ضد افغانی، در حالی که در واحد سیاسی مشهور به افغانستان سهیم اند و کسی نام دیگری به جز افغان را از این آدرس، جهانی نمی داند، ما را با بحث ها، اعمال، برنامه ها و فرهنگی آشنا کرد که شاید رسانه ها، بزرگ ترین مجموعه ی مستند اش را داشته باشند. در این میان، بلای همه گیر شبکه های اجتماعی که متاسفانه بر اثر سیاست زده گی های بیش از حد و فقر فرهنگی جمع کثیری از کاربران، زیان هایی زیادی داشته اند، می تواند از بهترین نمونه ها برای طرح های کارتونی، طنز و هجو نیز باشد.

در شبکه های اجتماعی، به اصطلاح «دیده درایی» با اختیار وسیله ای که به اصطلاح هر کس و ناکس را صاحب لادسپیکر می کند، سلیقه یی ترین و انفرادی ترین افکاری وارد ذهنیت کاربران شبکه های اجتماعی می شوند که به ویژه با قابلیت های جالب فیس بوک، می توان هر نوعی از جهالت، ریشخندی، تمسخر، بی عقلی، بی منطقی و اما بدترین انواع کشیده گی های غیر معقول را دید که به قول بسیاری که نمی خواهند بیشتر از پیش، مریض شوند، با عدم استفاده یا کنترول می کوشند از کنار زشتی ها بگذرند.

در یکی از خنده دار ترین نمونه ای که در این اواخر یافتم، بار دیگر رد فرهنگ باند شر و فساد بروز کرد که وقتی به سند ضمیمه ی این مقاله، توجه کنید، شاید ناراحت شوید، اما خنده، یادتان نمی رود.

به اصطلاح بچه ترسانی های تنظیمی، فرهنگ و دست آویز خوبی بودند که تکنوکراتان با تربیت، اما بی زار از گریبان گیری را به حدی به تسلیم واداشته اند که در آخرین نمونه، زمانی که شکست مسلم تیم اصلاحات و همگرایی معلوم بود، با طرح «حکومت موازی»، همه را فریفتند. این حکومت موازی که نمونه ی کمیدی اش را در سند این مقاله می بینید، در زمانی طرح شد که در جغرافیای بزرگ بیرون از سلطه ی دولت، به ویژه مناطق روستایی و ولایتی (مناطق طالبان)، حرف و رای هیچ معامله گری قبول نمی شود.

واقعیت های مختلفی در پیامد حکومت وحدت ملی، بروز کردند که راه افتادن تنی چند از معامله گرانی که با خارجیان آمده بودند، هرگز نمی توانست به سطحی برسد که در زیر چتر حمایت آنان، حالا به همه چیز رسیده بودند.

سیستم فرهنگی و رسانه یی دایماً فعال شر و فساد، اما در اصرار مدام در حالی به سپورت (حمایت) راس بالا ادامه می دهد که اگر به سطح افراط، تنزل نکرده بود، حالا باید به سطح کوچه و بازار مواظب می بودیم که مثلاً یکی از نزدیکان بلایای شر و فساد، حتی در جاده و کوچه، عقب تر از ما نماند.

در حالی که به اصطلاح «ریخت» اعضای باند شر و فساد بر اثر خوردن های بلندتر از ظرفیت، آنان را به بشکه های سیاسی چربی، گوشت و اضافه وزن دچار کرده است، میزان نارضایتی آنان توام با امراض ناشی از وزن اضافه، افزایش می یابد.

فوری:

تشکیل دولت جمهوری خراسان:

1 - ستر جنرال عطا محمد نور، رییس جمهور جمهوری خراسان

2 - جنرال دوستم، معاول اول رییس جمهور

3 - محقق، معاون دوم رییس جمهور

4 - احمد ضیاء مسعود، رییس شورای امنیت

5 - جنرال مجید روزی، وزیر داخله

6 - صلاح الدین ربانی، وزیر خارجه

7 - مراد علی مراد، وزیر دفاع

8 - امرالله صالح، رییس امنیت

9 - ارکانحرب، جنرال عبدالواحد خرم

10 - همایون فوزی، معاون وزیر دفاع

باقی اعضای کابینه، بعد از تشکیل حکومت جمهوری خراسان، معرفی می شود.

منتظر نظرات شما هموطنان هستیم /

این، اقتباسی از تصویر یا سند این مقاله با کمی تصحیحات من است؛ اما به راستی که اعضای باند و شر و فساد، بسیار متعصب، بی انصاف و اما شیاد اند.

بلندرتبه گان فکاهی بالا، بیشتر به تداعی پیمان جبل السراج می رسانند:

 سه حزب از سه قوم خاص.

در این که نیاز های شر و فاسد به ظرفیت های بشری اقوام دیگر، چه قدر مستلزم نقد و تبیین اند، در مقالات «جدی» می پردازیم. در این جا شیطنت مسوول این صفحه ی نسبتاً پُر لایک، با عقده هایی که به نمایش گذاشته است در چندین مثال دیگر نیز باعث خنده    می شود.

اصطلاح دولت، به همان عبارتی گفته می شد که در زمان حکومت ربانی، بر حکومت او از افغانستان، شامل نصف پایتخت و چند منطقه در ولایات شمال شرقی می گفتند. گمان می کنم مسوول این صفحه، یکی از همان بقایایی باشد که ادبیات گفتاری و نوشتاری شان «عادت» شده است.

و اما جالب تر این که افراد فهرست بالا، بیشتر در شمار کسانی اند که در طول حاکمیت کرزی و غنی، در تمامی جذر و مد های سیاسی، هم سود بُرده اند و هم یادشان نرفته است  فرصت ها را برای انحصار و خیانت، از دست ندهند.

خداوند، رییس جمهور غنی را اجر دهد که حداقل در یک مورد تاریخی، با بیرون انداختن احمد ضیاء مسعود از ارگ، دل ما را خوش کرد. دیدیم که گوش های رییس دولت با سخنان «جنگ داخلی» مسعود، پُر نشد.

من نمی گویم هوشیاری و دقت را تعویض کنیم؛ به قول بزرگان «پشه ی دشمن را فیل بشمار!»، اما می گویم بیایید کمی هم تفریح کنیم!

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder