19.12.2018 (28.09.1397)

بهانه های ستمی

مصطفی عمرزی

دیگر برای ما کاملاً ثابت شده است، کسانی که بی دلیل دشمنی می ورزند، از هیچ فرصتی برای تضعیف ما، روگردان نیستند. 

از کودتای کمونیستی تا سقوط طالبان، پشتون های افغانستان، مردمی بودند که بدترین زیان ها، قربانی ها، فجایع و بدبختی ها را تحمل کرده اند. بیش از نود درصد بار جهاد با پیروزی ها و بدبختی هایش، بر دوش پشتون ها بود.

در سالیان بحران، حاکمیت نحس تنظیمی، همان گونه که معضل حاد قومی آفرید، بیشتر از همه، حق تلفی بزرگی بود که بر پشتون ها روا داشتند. حاکمیت طالبان، ظرفیت های زیاد جوانان پشتون را هدر داد و در حاکمیت بازار آزاد به میزانی بر قوم پشتون هتاکی کردند، حقوق شان را هدر دادند و برای وارد کردن بی شرمانه ترین تهمت ها و زیان ها، کوشش های رسانه یی، تبلیغاتی و اتحادی کردند که هنوز که هنوز است، ماوای پشتون ها در کشوری که خودشان برپا داشته اند، با نام مخالف مسلح، مسلخ انسانی می شود و خانه های گلین و فقیرانه ی آنان، آماج نیرو های بین المللی قرار می گیرد که فکر کرده اند،آن چه از آدرس مخالفان آنان یافته اند، رهنمود های درست دریافت القاعده و طالبان اند.

تنها ظلم ها، ستم ها و جفا هایی که بر قوم پشتون فقط در 17 سال گذشته روا داشته اند و  بزرگترین منابع کتابی و رسانه یی و هتاکی را به منظور وارد کردن زیان بر ما، فرهنگ سازی کرده اند، آن قدر غم انگیز، تحریک کننده و سوگمندانه است که اگر بخواهیم آن ها را با صد ها فاجعه ی دیگر، مقایسه کنیم، کسانی که وجدان دارند، پشتون ها را حق به جانب خواهند شمرد.

17 سال در برابر بدترین جفا ها، ظلم ها، ستم ها و بی حرمتی های افراد ناباب، صبر کردیم. هرچه خواستند و هرچه گفتند، خود را قناعت دادیم که برای حفظ منافع ملی، حفظ ارزش ها، حفظ افغانیت و رعایت دیموکراسی و آزادی بیانی که به درستی تعریف نشده است، گذشت کنیم.

پاسخ ما به آنانی که 17 سال در رنج های پشتون ها، خوشحالی کردند، نام طالبان را پشتون گذشته بودند و روشنفکران آنان جعل می بافتند تا هویت ما، جزو کارنامه ی رژیم صهیونیستی باشد و نیز مسرت خود را پنهان نکردند از این که 17 سال، روزی نبود تا صد ها مرد و زن، کودک و جوان پشتون، قربانی نشوند؛ زیرا این منتقدان که برای چند هزار سال پیش، اشک می ریزند و تاریخ می بافند، آن قدر بی شعور اند که هرگز نتوانستند بفهمند، بیگانه گان، سرنوشت ما را به بازی گرفته اند. بنابراین، اخلاقی، انسانی و شایسته نیست بر اثر رویداد هایی که از همه قربانی می گیرد، چند بی وجدان فرهنگی، سوژه گیر بیاورند و داد بزنند که ما ملت نداریم. این، درست نیست تا شماری برای کاسبی ناروا، آن قدر فرومایه و بی وجدان شوند که به بهانه های فجایعی که اگر در شمال بوده اند یا جنوب، شرق بوده اند و یا غرب، اما از مردم این وطن از هر گروه و قومی که بوده اند، قربانی گرفته اند، به منظور اعمال فشار وسیله بسازند. مردم ما، هنوز تعدی اعضای جبهه ی مقاومت ضد طالبان و نیرو های خارجی را بر  نزدیکان و زنده گی خویش به یاد دارند.

کسانی که زور می زنند از هر فرصتی برای نفاق، سود جویند، باید بدانند که دیگر برای ما، ارزشی ندارد که چه می خواهند. در این جا  ثابت شده است این سرزمین با مردان و زنانی بقا می یابد که در هیچ فرودی نلغزیده اند.

از این پس، این سرزمین را با کسانی بسازیم و حفظ کنیم که باد و بوران روزگار، آنان را بی خود نمی سازند تا در یک جغرافیای واقعی که بر روی آن ایستاده اند و زنده گی می کنند، انکار کنند: ما ملت نیستیم!

خداوند، کسانی را نبخشد که سه دهه است، بر رنج های مردم ما، شادمانی کردند. آنان وقتی یک کودک بی گناه ما را کشتند، جشن برپا کردند که گویا طالبی، نابود شده است. آنان همواره کوشیده اند در هنگام درد و رنج ما، فراموشکار باشند.

بهانه های ستمی، مزرورانه ترین دست آویز های سیاسی اند. بازی کردن با کارت عصبیت قومی به نفع هیچ کسی نیست. 17 سال اصرار مداوم مخالفان که با کارت های قومی بازی می کردند، دامنه ی عصبیت قومی را به حدود و ثغوری نیز کشاند که فکر کرده بودند مردمان آن جا ها به نام همزبان، شاید برای همیشه به اصطلاح «سربازان» گمنام آنان بمانند؛ اما کارت های عصبیت قومی، بهانه هایی شدند تا حقوق دیگران نیز سر باز کنند.

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind