14.05.2018 (24.02.1397)

بسیار تعجب نکنید!

مصطفی «عمرزی»

در چند روز اخیر، پخش پرازیت های ناقلین بخارایی در شبکه های اجتماعی، به گونه ای افغانان را مشغول کرد. ادعا روی ادعا؛ به طبقات عجیب و غریبی رسیدند. غافلگیری مردم، اما روی این تردید ها، سرپوش گذاشته نمی تواند که بر اساس حقانیت روشنگری های ما، جلوگیری از آلوده گی های فکری، نیازمند تلاش برای حذف رسوبات ذهنی است. پدرامک ناقل با ژشت های فلمی، سخنرانی هایی کرد که در تمام آن ها، ما (به معنی گویا کَُل)، این را نمی پذیریم و آن را چنان خواهیم کرد. این منافق، خوب می داند که ضعف های آشکار دولت در مجموعه ی درگیر ائتلافی، به راحتی جلو خزعبلات او را نمی گیرند.

تعهد دولت برای آزادی های تعریف نشده و هرج و مرج ناشی از شرایط، به همه کس اجازه داده است بدون تعیین وزنه ی واقعی اجتماعی، بزرگ نمایی شود. پدرامک ناقل در سخنرانی ای که معلوم بود صرف بهانه ای برای ابراز وجود کاذب بود، با قواره ای صحبت می کرد که گویی در عقب او، میلیون ها تن، دست به سینه ایستاده اند. او بقای افغانستان را استرحامی می دانست که گویا از طرف آنان، بخشش شده است، اما پس از توزیع تذکره ی الکترونیک، دیگر آن را به رسمیت نمی شناسند. در ضمن از پشتون ها نیز خواست بر ضد افغانستان (خودشان)، قیام کنند. تکرار چرندیات اینان، چون روی مسایل ملی می چرخند، در نخست کمی ناراحت کننده اند، اما دقت در ابعاد آن ها نشان می دهد که منظور از جوسازی های کاذب برای ستر واقعیت هایی ست که با طرح های تفرقه افگن، مردم را بیدار کرده اند.

 از خواسته های تسجیل کوچکترین هویت ها تا بازنگری روی تاریخ و برداشت های تاریخی، افغانستان ستیزان را مشوش می کنند. بخشی از این تشویش ها که منشه از واقعیت های سیاسی افغانستان دارند، در کنار واقعیت هایی همه گیر شده اند که کوشش های موثر ما برای تنقید و روشنگری هایی تاریخی، مردم را هوشیار کرده اند که چرا مجهولات تاریخی را روی واقعیت کنونی واحد سیاسی افغانستان، بنا کنند.

از زمان ورود به جامعه ی فرهنگی افغانستان، اجندا ساختیم که یکی هم بازنگری و تنقید تاریخ افغانستان بود. افغانان، بسیار تعجب نکنند که می بینند پدرامک مجوس، با خراسان بازی، ارزش محتوایی رسانه هایی را که اکثراً کیفیت ندارند، کمتر می سازد.

از نصاب مکاتب تا پوهنتون ها و اکثر نهاد های فرهنگی و علمی، میراث تاریخ نگاری بسیار غلط بیش از نیم قرن اخیر که در رقابت منفی با ایران پرداخته اند، پدرام را در محاضر تدریسی خود ما، بی خود ساخته است. تفصیل ماجرای آنان با روابط گسترده با ایران و تاجیکستان و استفاده از منابع دروغین جعلی، ضمایم بیرونی خوانشی ست که در داخل، اصل افغانستان را با دو نام بی معنی و غیر واضح (آریانا و خراسان)، زیر سوال می برد.

در نوشتار های «افغانستان، بدیل ندارد» و «خرد تصحیح برداشت از ژرفای تاریخ» که در کنار ده ها تحقیق، مقاله و حداقل ده جلد از آثار منتشره در کابل (نقد تاریخی)، در اختیار هموطنان قرار داده ام و این مساله را در فرصت های مختلف با بزرگان فرهنگی مطرح کرده ام، تاکید من روی اصلاح اندیشه ها و باور هاست.

گریبان گیری ستمیانی که ذهناً آلوده شده اند، هیچ دردی را دوا نمی کند. آنان از جریان تدریس در مکاتب و پوهنتون های ما، افغان ستیزی را با رسمیات جعلیات آریانایی، خراسانی و پارسی در کشور خود ما فراگرفته اند.

تمام تواریخی که بزرگان ما، چه پشتون، تاجیک، اوزبیک یا هزاره تالیف کرده اند، عمدتاً تحت تاثیر برداشت عجیب و غریب از تاریخ به اصطلاح 5000 هزار ساله است. بدترین نوع برداشت در این تاریخ، کوچک نمایی افغانستان می شود. دو نام آریانا و خراسان با سوء برداشت ها و اغلاطی که صورت گرفته اند، قدامت 2000 هزار ساله و مستند نام افغان را دور می زنند و با عمق تاریخی، در ذهن می نشینند.

 همان گونه که تنقید تاریخی ما، کمتر بنیانی بوده است، شناخت از جریان های افغان ستیز نیز بنیانی نبوده است. عموماً واکنش ها به جریان معروف ستمی، با چند دشنام و تقبیح، از بررسی بنیانی ادعای آنان غافل می شوند.

در میان افراد شناخته شده ی ستمی، صاحب نظر مردای که بر اثر اختلاس مالی، زندانی ست، از کسانی که تفاسیر زیادی بر نوشته های ستمیان می نویسد. من در یک نمونه ی آن، از این که دیدم جریان ستمی گری بر اساس قبول رسمیت جعلیات تاریخی پیش از هفت ثور، شکل گرفته است، به یقین رسیده ام که افغان ستیزی های مداوم آنان، بیشتر به نام صاحبان قدیم این جا، مطرح می شود.

طرح های تاریخی مشکل دار و جعلی، نه فقط ارزش و اهمیت افغانستان و افغان بودن را پایین می آورند، بل نقش تاریخی پشتون ها را که در جغرافیای به وسعتی از هند تا آمو و از کشمیر تا اصفهان، گستره ی تاریخی دارند، محدود به کوه های سلیمان و چند صد سالی می کنند که به ویژه در افغانستان، موفق به تاسیس کشور مستقل می شوند. بر اثر این رویداد، مجموعه ای وارد تاریخ می شود (کشور- دولت) که در گذشته ی این جا، هرگز از مولفه های حقوقی- کنونی جامعه ی ملل، نداشته است. این خصوصیت که دارای مشخصات نام، ملت، مملکت، اتباع، مرز های مشخص و هویت جهانی ست، در گذشته ی افغانستان، هرگز اتفاق نیافته است؛ زیرا چنین برداشتی که از میانه ی قرن 17 در اروپا شکل می گیرد، خطوط مرزی اکثر کشور های کنونی را تعریف می کند.

در این شکی نیست که افغانستان تاریخی در بخشی از خاک های کره ی ارض، موقعیت دارد، اما قید سوانحی که نه فقط آن را تحریف می کند، بل با یک 5000 هزار سال غیر مشخص، گذشته را نفی می کند، روی کمترین منطقی بنا نشده است. دشت ناوه ی غزنی  با یافته های 100 هزار ساله ی زنده گی بشر، 50 هزار سال در سمنگان و 20 هزار سال در دو سوی خط دیورند، طبیعت این کشور را می تواند روی استخوان دایناسور ها نیز تاریخی بسازد. فقط خدا کند کشف فسیل های دایناسور ها، جاهلان ما را به شوق نیاندازد تا بر اثر تنازع هویت قومی، مدعی شوند آن چه در شمال رخ داده است، تاجیک و آن چه در جنوب یافت شده است، حتماً مربوط پشتون ها می شود.

منظور از شوخی بالا، توجه به این حقیقت است که تاریخ نویسی های مبنی بر ارقام و نام، همین که از مولفه های حقوقی کشور- دولت ها در چند قرن اخیر دورتر روند، اگر بر اساس اسناد و وضاحت، رویت نشوند، افسانه بافی های اسطوره یی، در ایجاد گرایش هایی موثر اند که حالا با خراسان بازی های مذموم، مردم را به شک می اندازند که چرا  نمونه های گویا آریانایی- خراسانی، فاقد مشخصه هایی ست که برای کشور- دولت های کنونی تعریف می کنند. همین که پدیده ی آریایی و آریانایی را بررسی می کنند، ابهام گسترده ای رونما می شود که مشخصات دولتی و حکومتی در آن ها، چرا از تعیین مرز ها، سکه، مرکز، انتساب هویتی- قومی، صنایع، واحد های اداری، تفسیر حکومت داری و از تعاریفی عاری ست که امروزه هویت ها و کشور ها را معرفی می کنند.

بیش از یک دهه، مشغله ی تطهیر فکری، امثال ما را که خوشخبتانه حالا با وارد کردن منطق تنقید تاریخ به اجتماع، تنها نیستیم، تحریک می کرد که تاریخ افغانستان، نیازمند تالیف هومانیستی مبنی بر واقعیت کنونی افغانستان است. قبل از افغانستان که در ادوار تاریخی، به گذشته ی ژرف می رسد، این مجموعه با درایت و کفایت یا حرص و جهانخواری فاتحان، همان قدر خورد و بزرگ، نام و نشان می یافته است که تاریخ افول و اوج گذشته ها نشان می دهد.

طی ده ها قرن، مرکزیت هایی در داخل و خارج، ساحه ی افغانستان کنونی را نیز احتوا  می کرده اند. صرف نظر از جعل تاریخ آریانا، خراسان تاریخی، بیشتر به معنی یک    حوزه ی بدون مرز و مبهم، در کنار ده ها نام دیگر، معرف هویت و رویت نبوده است. این ساحه، بی شباهت به حوزه هایی نیست که مثلاً در شمال کابل در میان پروان و کاپیسا، منطقه ای بر اثر طبیعت آن، کوهدامن زمین نامیده می شود و آخرین تشکیلات اداری افغانستان با حوزه های قطغن زمین، حوزه ی تنظیمیه ی شمال، ترکستان افغانی، مشرقی، جنوبی و حوزه ی هرات، نام هایی بودند که در هیچ توافق دولتی و یا حکومتی، نمی توانستند معرف حکومت ها و هویت ها شوند. این خلاء در قسمت انتساب گذشته گان، به حدی ست که اکثر شاعران، نویسنده گان، واقعه نگاران یا تاریخ نویسان ادبیات زبان دری، مثلاً از قرن 4 هجری تا سقوط دوره ی تیموریان هرات، افرادی اند که نه فقط هویت قومی آنان مغشوش است، بل مربوط هیچ کشوری که واحد سیاسی کنونی را تعریف کند، شناخته نمی شوند.

مردمان جغرافیا های پیشین، اتباع سلاطین و امنیای جا هایی بودند که در آن جا ها زیست می کردند و چه بسا که همانند مولانا، پس از خوارزم و بلخ، بالاخره اهل قونیه ی ترکیه شناخته می شوند.

در واقع طرح های مجهول تاریخی با دست آویز عداوت ها و کینه های قومی و حزبی در برابر تسجیل هویت ملت ها و کشور ها، هم کودکانه و هم به دور از منطق است. پدرامک منافق، در یکی از سخنرانی هایش، مشکلات افغانستان را در نام مملکت گره زد و یادآوری کرد، هر نام دیگر (حیله ای برای بازگشتن تحریف افغانستان با نام های ایران و آریانا)، مشکلات مردم را حل می کند. در نخست به همان برداشت پیشینم بازگشتم که اگر معضل، فقط تغییر نام باشد، من با تفویض نام دیگری برای پدرام، هرگز نمی توانم ماهیت فرشته را به این ملعون ببخشم. او، ذاتاً غلط نیست، اما غلط رشد یافته است. فکر کنید نام افغانستان، تغییر یافت، مشکلات اقتصادی، امنیتی، داعشی، مخالف مسلح، سقوی، شر و فساد و تمام اراذل سیاسی و تعدی همسایه گان مغرض، تغییر می یابند؟

این چندمین نوبت است که وقت ما در پاسخ به چرندیات اراذل، ضایع می شود، اما ارزش روشنگری ها و بالاخره این که عامه ی افغانان، آگاه شده اند؛ بهتر است با تصحیح تاریخ و فرهنگ از نصاب مکاتب تا پوهنتون ها، معیار برای ارتقا، کسب درجه ی تحصیل و سویه ی علمی، به مجموعه ی لیسانس، ماستر، داکتر، سرمحقق و پوهاند هایی نرسد که همه و همه ماهر اغلاط اند و زمانی که درفشانی های صوتی و طباعتی آنان منتشر می شوند، کار پدرامی های آسان تر می شود.

 رویدادی یادم نمی رود که یکی از فرهنگیان همتبار، در جمع خودی، آن قدر آریانا و خراسان گفت که هرچند در برابر پاسخ های من برای وضاحت و شباهت ها، در حد چند سوال ساده نیز عاجز شد، اما باور او به خزعبلات، مشکل دیگر است که از داخل، ما را آسیب می زند.

برای بار چندم، ضمن فراخوان ملی برای تصحیح و تنقید، از آن بزرگان که با حمایت از ما، ارزش تنقید تاریخی را می دانند، می خواهم بازنگری تواریخ و فرهنگ ها را صلاح اجتماعی تلقی کنند. تا زمانی که محاضر ما، افغانستان را کوچکتر نشان می دهند، بحث با امثال پدرامی ها یا اصلاح آنان، بی فایده است. 12 سال پس از مکتب، مغز های ما به انباری می مانند که با رسوب پیش زمینه های غلط، در پوهتون، خشت کاری می شوند و در مراحل سنگ و سمنت کاری، به تابو هایی ماننده اند که کمتر از امراض عقلی و عصبی نیستند.

برای آن که ذهن خواننده ی افغان به بی راهه نرود، بار دیگر لیستی از کتبی را معرفی می کنم که متاسفانه پس از توفیق نشر، هنوز بخش عمده ی آنان در رقابت با جعلیات، در کتاب فروشی ها خاک می خورند. این دوای امراض عقلی و عصبی را خیلی وقت است نشر کرده ایم. اگر مشکلات اقتصادی نبودند، متباقی نیز برای کمک به مردم بیرون می شدند. سه سال از فراخوان ما برای کمک به چاپ کتاب «در جغرافیای جهان سوم» که حاوی جامعه شناسی فارسیسم در ایران است و از این طریق، امثال پدرامی ها در افغانستان را ضربه می زند، بر اثر نبود باور به بنیان شناسی، در کامپیوتر مانده است و هر لحظه احتمال می رود که بر اثر ویروس ها، حذف شود.

دست و پاچه گی شماری با حدوث صدای «خر-آسانی» های اخیر، حتی دگم اندیشانی را که از نوعیت آریایی- خراسانی جعلیات، دست بردار نبوده اند، به واکنش هایی ناگزیر کرده است که در عقب آن ها، اعتراف به همنوایی با روشنگری های ما، متاسفانه با ضیاع وقت، اما خوشبختانه با دوراندیشی نو، به احتیاط و هشدار می رسد.

بخشی از آن کتاب های روشنگر که در زمینه های مختلف منتشر کرده ام و خیلی وقت است که باید تعمیم می یافتند:

کتاب «آیین های سخیف» / بررسی و تنقید جعلیات ادیان زردشتی، مزدکی و مانوی.

چاپ انتشارات دانش

کتاب «نگرش نو بر شاهنامه و فردوسی» / بررسی و تنقید شاهنامه و فردوسی، به معنی اثر و صاحب اثر جعلیات و دروغ های شاخدار تاریخی که سراسر انباشته از تعصب و توهین اند.

چاپ انتشارات میوند

کتاب «آریاییسم» / بررسی و تنقید پدیده ای که با استعمار اروپایی شکل گرفت و با عنصر اساسی ایده های مذموم برتری و فوقیت، متاسفانه مردم عقب مانده ی جهان سوم را به جان هم انداخته است تا در رقابت های عقب مانده گی، به هم فخر بفروشند.

چاپ انتشارات دانش

کتاب «مُنحنی تاریخ»، / بررسی و تنقید تاریخ شوم هخامنشیان و شخصیت های کاذب تاریخی، امثال کوروش که در شناخت امراض عقلی و عصبی، مواد مخدر خیالبافی شمرده می شوند.

چاپ انتشارات دانش

کتاب «آرکاییسم» / بررسی و تنقید عمق تاریخی و عوامل موثر انحراف در برداشت تاریخی کشور های مسلمان از گذشته هایی که توسط مستشرقین استعمارگر اروپایی، به اسلام ستیزی و از این طریق، با فتور در برابر استعمار بیگانه، تشویق می شدند.

چاپ تحریک ملی افغانستان

کتاب «زمانی که مفاخر ناچیز می شوند» / تلخیصی از بررسی ها و تنقیدات تاریخی روی چند نمونه ی مشهور اغلاط، چون ابومسلم خراسانی یا این شخصیت منفی بافته ی جاهل؛ خراسان به اصطلاح تمدنی، زبان عقیم فارسی و شناخت جعل در آثار زبان به اصطلاح فارسی.

چاپ انتشارات دانش

کتاب «پور خرد» / معرفی دانشمند و محقق بی مثال حوزه ی زبان دری. زنده یاد استاد ناصر پورپیرار، از بزرگانی ست که اگر توفیق تعمیم زحمات فرهنگی او را در افغانستان یافتیم، بسیاری از مشکلات رسوب اغلاط تاریخی، حل می شوند.

 با آن که اعداد و ارقام تورید کتب ایرانی، به ویژه کتاب های بی ارزش تاریخی، دینی و سیاسی، بی داد می کند، اما عوامل فارسیست در افغانستان، با آن که همه ساله با چاپ و انتشار کتاب در ایران و تورید، هرچه ایرانی باشد می آورند، از واردات کتبی خودداری می کنند که با روشنگری های استاد پورپیرا و سایر دانشمندان بی طرف، می توانند ریشه های آن جعلیاتی را خشک کنند که بخش بزرگ آن ها در افغانستان، بر اثر تورید، نشرات و رسانه های ایرانی اند.

با انتشار و معرفی کتاب »پور خرد»، در کنار کوشش هایی که در دنیای مجازی صورت داده ام، همواره سعی کرده ام توجه افغانان علاقه مند به بنیان شناسی را به آثاری جلب کنم که با نوعیت ایرانی، به راحتی در جلو کسانی قرار می گیرند که از نشرات ایرانی، ریفرنس می آورند. افزون بر این، در تماس های مکرر از کتاب فروشان و ناشران افغان خواسته ام تا با نشر و چاپ آن آثار دانشمندان ایرانی که مجوز رسمی نیافته اند یا کتب شان به افغانستان، صادر نمی شوند، جلو فرهنگ سازی های ضد افغانی را بگیریم.

کتاب «پور خرد» را انتشارات میوند، منتشر کرده است.

شرح تصاویر:

جلد کتاب های روشنگر و نمونه ی انتقادی از هزاران انتقاد هموطنان بر تاریخ رسمی افغانستان. مردم، متوجه شده اند که اگر رسوب جعلیات تاریخی، اثر نکند، آدم های وقیحی به نام پدرام ها، حرفی برای افغان ستیزی ندارند. 

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind