03.01.2018 (13.10.1396)

بازافغانستان سر یک دو راهیست
داکترعزیزشمس

افغانستان با تمام مشکلات عایده  تا آخرین رئیس جمهور داکتر نجیب ( ازجناح روس)  هنوز ماشین دولتی  سه صد واند ساله اش را پابرجا داشت. این ماشین دولتی فقط یکبار در زمان بچۀ سقو برای ۹ ماه از طرف دشمنان وطن از کار افتاد وبعد از آن در دوره حکومت جهادی به شیوۀ ملایی  دوماه  صبغت الله  مجددی و چهار ماه  ملا ربانی  خادم دوم دین رسول الله  سرپرستی را  در راس  جامعه تحت نظر پاکستان و شرکایش بدست گرفتند. در همین سال 1992 که جنگ های داخلی و تحمیلی جناح های آمده از پاکستان وایران اوج گرفت وتا 1996  یعنی 4 سال دوام فاجعه بار یافت بازهم از ماشین دولتی خبری نبود.  در پایان 1996 ملا محمد عمر که به نام عمارت اسلامی  با خشونتِ سر بریدن ودست بریدن وسنگسارها  نظام جامعه را در دست گرفت و به جنگ پایان داد.  سقوط ماشین دولتی درین سه دوره ( سقوی، جهادی و طالبی ) که اولی را انگلیس ها زیر نظرمستقیم هند بریتانوی از پیشاور و دو دوره دیگر را بازهم بدست غربی ها  اما زیر نظر مستقیم پاکستان وایران ساخته و تحمیل بر جامعه ما شد. هر سه دورۀ  به سود هیچ یک از اقوامی گرامی و خود وطن نبود، برعکس عدم ماشین دولتی در کشور به تخریب تمام افغانستان و اقوام آن در مجموع تمام شد.

درین سه دوره نظام  متمدن شهری به نظام روستایی فاقد قانون سقوط کرد، قرآن کتاب مقدس با تفاسیر نادرست که  در اصل این کتاب آسمانی رفاه جامعه  را هدف دارد،  متاسفانه  بوسیلۀ فرصت طلبان سبب اذیت و آزارجامعه از آن کار گرفته شد،  از جانب دیگر رهبران جاسوس  وجنگسالار گماشته شده کتاب مقدس قرآن را  برخلاف اساسات خود قرآن، به نفع جنایات ایشان تحریف و از آن منحیث روپوش اعمال جنایی شان سؤ استفاده کردند. باچنین خدعه ها هم به کلام خدا خیانت کردند وهم به  خلق الله  که تمام اقوام محترم کشور را زیان نابخشودنی رساندند.   

نظام ملایی  به اصطلاح  جهادی حزب جمعیت با شورای نظار بجای تلاش در راه اعتلاء و ترقی کشور به تخریب کشور کمر بستند.  حزب جمعیت با شورای نظار به خواست دشمنان افغانستان،  در بدل  قدرت و ثروت،  داوطلبانه  قانون جنگل رابر ضد جامعه وبه نفع دزدی های خود شان پیاده کردند. این باند ها دست وآستین بر زدند و به خواست بیگانگان  کشور تاریخی افغانستان را در نفاق قومی تخریبی انداخت.  درین نفاق  قومی همه اقوام کشور را بشمول قوم محترم تاجک برگلیم ماتم  نشاندند.  حزب جمعیت  وشورای نظار به تحریک همسایگان متخاصم،  تا حدی فعال شد که قـُلدران و اشخاص کم ظرف فاقد هرنوع آگاهی ملی را  با دست باز برسرنوشت مردم مظلوم افغانستان ناجوانمردانه حاکم ساختند.  باند حزب جمعیت تکیه بردشمنان وطن به رهبری ربانی و احمد شاه مسعود معامله گر، ( که در معامله گری  فقط برای ثروت اندوزی جان اش را از دست داد) اولین تخریب  اساسی را از وزارت دفاع  کشو آغاز کردند. درتخریب وزارت دفاع،  احمد شاه مسعود منحیث مسئول حزب جمعیت و مسئول وزارت دفاع  عمدا ً توانست از سنجاق وزارت دفاع گرفته  تا طیارات جنگی،  یعنی تمام هست وبود وزارت دفاع را که نهاد با اهمیت یک جامعه می باشد در معامله با پاکستان دربست فروخت و افغانستان را دست خالی وبی دفاع در برابر دست درازی های دشمنان تا دندان مسلح قرار داد. رهبران حزب جمعیت از وزارت دفاع کشور چیزی که فروش می شد فروختند وباقی را تخریب کردند. ثانیا ً  با برداشتن وزارت دفاع افغانستان اکتفا نکردند مزید بر آن به تخریب نهاد  های دولتی سالم  ماندۀ  دیگر شروع نمودند. نهاد های دیگر را یکی پس ازدیگری در چور وچپاول باندیستی وخانوادگی غصب کردند. زیرا آنها افغانستان را کار نداشتند بلکه قدرت وثروت را کار داشتند. این عمل نابخشودنی آنها  سبب شد دولت شناخته شدۀ تاریخی افغانستان را تاسطح تنزیل دهد  که در زمان بچه سقو تنزیل یافته بود. دشمنان  همسایه بوسیله  گماشتگان  اجیر شدۀ  باند جمعیت ودیگر گماشتگان خاک فروش، اکثر نهاد ها را  تخریب کردند که  در نتیجه  ماشین دولتی پرچو شده از کار افتاد و افغانستان با رژیم ملا ربانی ومسعود، حقیر ترین رژیم  دست نشانده در جهان شناخته شد. این رژیم  دست نشاندۀ هیچگونه پایگاه مردمی در جامعه نداشت و در تار قدرت های منطقه آویزان بود.  پشتیبان این رژیم در داخل فقط قلدران خریده شدۀ باند جمعیت وچوکره اش شورای نظاربود که بوسیلۀ آنها  توانست منافع شخصی شانرا بر منافع عامه وجامعه رجحان دهند. باندهای یاد شده  اصلا ً بنام منافع ملی کدام اصلی را نمی شناختند. گناه آنها نبود بلکه تشخیص دقیق دول متخاصم بود که باید برای اغراض شان اشخاصی کم ظرفی حلقه بگوش را منحیث پایدو بسیج کرده بودند.  

جنگ های تخریبی  کابل  سالهای 1992 تا 1996که در آن تمام  گماشته  ها سهم فعال داشتند تصادفی نبود،  بلکه این جنگ تخریبی آگاهانه از جانب  احزاب جهادی رنگارنگ خود فروخته، تحت نظارت همسایگان  به  منصۀ اجرا درآمد. که درین نمایشنامۀ فاجعه بار بازهم باند جمعیت نقش بارز تر را نسبت به دیگران به نفع دشمنان کشور بازی کرد وازهمین سبب  نسبت به دیگران بیشتر نازدانه شده و به قدرت بیشتر رسیدند.

احمدشاه مسعود شخص مؤظف شدۀ و مصمم برای تخریب افغانستان،  با پلان از قبل تنظیم شده وارد کار زار تخریبی کشورگردید. احمد شاه مسعود  برای پیاده کردن اغراض دیکته شده  درقدم اول نیاز مبرم به یک جبهۀ  وسیع جنگی  در داخل کشور داشت تا به واسطه آن  بتواند قناعت حامیان اش را فراهم کند، ازهمین سبب  تمام مردم افغانستان خبر دارند که احمد شاه مسعود چگونه با توطئه توانست  انسان وطندوست، رهبر جبهه ملی پنجشیر را بنام  پهلوان احمد جان  به شهادت برساند  واختیار جبهۀ ملی پنجشیر را به دست گیرد.  موصوف ناجوانمردانه  شخصیت پاک نفس ملی پنجشیر را  با یاران اش دربست به اشاره همسایگان از سر راه  خود برداشت و جبهه ملی آنها را غصب کرد.  (این جریان را لطفا ً در کتاب" خورشید خراسان از شخصیت سازی دروغین تا قهرمان پرستی تهوع آور از قلم "سهراب" مطالعه فرمائید.) ـ

احمد شاه مسعود بجای تقویت خصوصیت  ملی  جبهۀ شهید احمد جان پهلوان، برعکس  به تخریب خصوصیت ملی آن پرداخت و جبهه را با  دار ودسته خود غرض  ترک تازی هایش در نبود شهید پهلوان احمد جان به حمایه همسایگان برخلاف مسیر ملی گسترش داد. احمد شاه مسعود مزور تیشه زن به ریشه افغانستان،  گرچه تاجک تبار بود اما با سؤاستفاده از اسم  قومیت محترم تاجک برخلاف تمام اقوام افغانستان نفاق عمومی را در سرتاسر کشور براه انداخت که به ضرر قوم نجیب تاجک نیز بود چون این نفاق ملی  پلان شده به مفاد دشمنان افغانستان تمام شد. این نفاق "قوم بازی" در ذات خود دکتی  ودستور صادرشده  از جانب دشمنان خارجی افغانستان بود که  نوع روپوش برای دزدی های  باند جمعیت  وشورای نظار ازیک طرف واز جانب دیگر پیاده کردن سیاست های غرض آلود همسایگان در حریم افغانستان شد.

باند جمعیت در اصل غری [غرگری] خود را بی آزرم  به پایمردی دشمنان افغانستان  نری نشان  می داد که تا اکنون بدبختانه این نمایش مستمر دوام دارد.

باندیست ها چون آدم های  بی نام ونشان وگمنامی  بودند و از خدمت گزاری دشمنان عار نداشتند بلکه خواست آنها فقط پول اندوزی و رسیدن به قدرت بود. یعنی  بقول عوام " هم غری کردند وهم نری و هم جنگ خیبری".ـ

واضح است که  نتیجه کار آنها  از آغاز تا کنون جز تخریب دیگر هیچ ثمری برای کشور نداشت. زیرا مفاهیم والای وطن دوستی،  منافع ملی و احترام به مردم  وجامعه  داشتن را نمی شناختند وتا کنون نمی شناسند. چنانچه از تیوریسن ها و رهبران جدید آنها  مانند عطا محمد نور  و پسر ربانی  صلاح الدین  وزیر خارجه ، آشکار  دیده  شد  که  منافع خود  را بر منافع جامعه  چگونه رجحان می دهند.بطور نمونه   صلاح الدین سفر رسمی را که دست آورد های از آن برای افغانستان مفید بود، مفتضحانه  فدای منافع  باند کرد و ناتمام گذاشت.  تیورسن دیگر عطا محمد نور کودکانه لج کرده می گوید که: من استعفا دادم ولی رئیس جمهور نباید استعفای مرا می بپذیرفت. ؟؟؟ اینست سمبول درایت و آگاهی ودانایی حزب جمعیت و شورای نظارکه تاچه حد ذلیل و پریمتیف اند.  هریک از اعضای باند بسیار در نظر خود آمده اند که گویی نظام جهان  بدون این گماشتگان  برهم خواهد خورد. اینست منطق  تیوریسن های جدید حزب جمعیت و شورای نظار که بجای منافع جامعه میخواهند منافع خود شانرا درچنین اوضاع برجسته کنند.

با چنین شیوۀ بود که دشمنان افغانستان بوسیله این باند عزیز شدۀ مزدور، در پیکرضعیف شده  کشورمثل  سرطان نفوذ کرد وافغانستان را عمدا ً تضعیف وبه بیراهه برد.    

در گذشتۀ قریب باند جمعیت وشورای نظار که مست و غرق ثروت  وقدرت باد آورده شده بودند، و بوسیلۀ وزارت خارجه  و مناسبات  خارجی آن وزارت در تمام جهان برای خرید وفروش اموال نامشرع بیت المال ، به استفاده از مصئونیت دیپلوماسی سفارت خانه ها سؤ استفاده  شخصی کرده دست باز در معاملات  پنهانی  پیدا کردند.  چنین معاملات  بیشترسبب اندوختن ثروت ها و بلند پروازیهای آنها شد.  این بلند پروازی های آنها زمینه شد تا کار تخریب افغانستان را به دلخواه حامیان به پیش برده نه توانند.  زیرا آنها مثل تازیان فربه شده چابکی اولی را برای شکارچیان  بیگانه از دست داده بودند. بنا ً همسایگان  به اشاره غربیان درکمین نشسته، این بار با گروه دست پروده دیگر بنام طالبان  باعین دسیسۀ باند جمعیت وشورای نظار به تفاوت تعویض کردن قوم پشتون بجای قوم تاجک جریان را از سر گرفتند.

 باند جمعیت وشورای نظارکه خود از چشم باداران افتاده بود بسیار مفتضحانه پا به فرار نهادند و جای ایشان  ترشده  باقی ماند.  خلاصه قهرمانان  فرار و ثروت اندوزی منحیث نیروی ذخیره شده برای آینده در حالت فرار پنهان باقی ماندند. زیرا حامیان آنها میدانستند که لاشخواران فراری را بار دیگر میتوان به وسیلۀ لاش  دوباره در خدمت گماشت.

 متأسفانه در آغاز دوران طالبان از قهرمانان خیانت پیشۀ حزب جمعیت که از ترس در غار های موش پنهان شده بودند خبری نبود، تا زمانیکه دشمنان افغانستان به هر دو جانب دوباره اسلحه توزیع کردند تا جنگ افغانستان که بنفع آنها بود  دوام بیشتر پیدا کند.  چنین نیازی سبب شد تا قهرمانان فراری  نیم جان را حیات دوباره بخشد.  

  طالبان که بظاهر پشتون تبار معرفی شد ، مثل باند جمعیت و شورای نظارکه سبب ننگ قوم محترم تاجک گردید اینبار طالبان این نقش را به عهده گرفتند. طالبان بدبختانه مثل حزب جمعیت و شورای نظار بازهم به ضرر تمام اقوام محترم افغانستان  بشمول پشتون ها  تمام شد  اما به  یک تفاوت که بی امنیتی ولجام گسختگی، بی ناموسی و چور چپاول باند جمعیت وقوماندان  لجام گسیخته اش  را با امنیت شدید پایان داد،  تا اینکه دسته طالبان خود مورد غضب امریکا بخاطر حادثه یازدۀ سپتمبر 2001  متهم به  همکاری با کسانی شد  که بظاهر شاخهای امریکا را شکسته بودند.    

اینبارعوام فریبی امریکا و شرکایش بشکلی دیگری آغاز شد که باند های غیرملی را زیر قیادت کرزی  شخص ضعیف النفس وترسو که هنوز خودش از جریان ریاست جمهوری اش خبر نداشت به میان آمد.  درین دوره یگانه دست آورد قیمت دار وطنداران فقط این بود که آهسته آهسته  ماشین دولتی را که  احمد شاه مسعود به خواست همسایگان در بدل مزد گزاف ازبین برده بود  کانفرانس بـُن نا چارشد دوباره ماشین دولتی را در افغانستان بخاطر منافع خود شان ایجاد کنند.   دایر کنند گان کانفرانس بــُن  میدانستند که باند جمعیت وشورای نظار درچنین وضعیت دزدی ها ومزد های راکه همچون تازیان شکاری در خوش خدمتی آنها بدست آورده  بودند اکنون وقت آن رسیده تا لذت آن را  در فضای رژیم با خوشی وعیاشی ها در زیر سایه های درختان از ننگ سبز شده  استفاده کنند واز آن لذت ببرند تا  درآینده بتوانند بهترتر مصدر خدمت برای حامیان شان( دشمنان افغانستان)  واقع گردند.  زیرا که : مزدور تا مزدور است. ـ

در فیصلۀ بــُن بدبختانه  تعین  پرسونل های کلیدی مقامات در تشکیلات دولتی را طوری تنظیم کرده بودند تا هیچ اصلی را که منافع ملت افغانستان در آن مضمر باشد اهمیت نداده وتعادل به میزان فیصدی  بین احزاب واقوام افغانستان نیز مدنظر گرفته نشد. ازینرو دشمنان کشور قدرت  بیشتر را به حزب جمعیت و شورای نظار آنهم به بخش پنجشیر آن که در خدمتگزاری دشمنان همچون تازیان شکاری مطیع  در حال دمبک زدن بودند  واگذار کرد.  وسهم عظیم را در کانفرانس بـُن به باند جمعیت و شورای نظار بخصوص بخش پنجشیر دادند.

 باند جمعیت و شورای نظار آن چون مستِ دستمزد گزاف، و مغرور مقام ومنزلت باد آورده شده بودند که چنین وضعیت را در خواب خود تصور کرده نمیتوانستند، آهسته آهسته فساد پنهان شده آنها بار دیگر درین دورآفتابی شد، تاجایکه باند کرزی نیز درین مسابقه ازحاکمیت پنجشیری های خانوادۀ احمدشاه مسعود پس نماند.  با اختلاس ، چپاول بانکها و سرمایه ملی  همه بتاراج رفت. چون کرزی  نمی خواست از آنها عقب بماند.

در دور دوم باند جمعیت وشورای نظار به رهبری دولت بنام کرزی، اشخاصی به مقام های عالی دولتی رسیدند که بعید از باور بود،  مثلاً  قسیم فهیم  از پنجشیر که  سخنان عادی را بلد نبود و از لحاظ شهامت وشجاعت درعمل نشان داد که از ترس طالبان فرار را برقرار چگونه ترجیح داد. این ترسوی فراری  ناگهان به عالی‌ترین رتبه نظامی مارشالی توآم  با معاونیت اول ریاست جمهوری به اضافۀ آن وزارت دفاع کشور؟؟؟  تکیه می زند. چرا ؟ بخاطریکه  وزارت  دفاع را طوری در دست  داشته باشد که در وزارت دفاع  پلانی علیه دشمن تنظیم نشود. این وزارت در دورۀ کرزی، همیشه در دست جاسوسان معلوم تاحال گماشته شده خارجی ها قرار داشت که بعد از قسیم فهیم بدست عبدالرحیم وردک ، کسیکه در دولت ربانی و مسعود منحیث رئیس ستاد ارتش عنوان رتبه ایرانی  را کسب کرد  که این عنوان را در افغانستان  لوی دراستیز می نامند. (رحیم وردک عضو حزب محاذ کسی بود که به امر پاکستان  در زمان به اصطلاح جهاد برای تخریب بند سروبی مؤظف شده بود تا بند را از بین ببرد. خوشبختانه  بند سالم ماند  ورحیم وردک در آن جنگ از پا زخمی شده  به پاکستان غرض تداوی برده شد.)  بعد از رحیم وردک شخص گمنام دیگری بنام بسم الله محمدی از پنجشیر عضو حزب جمعیت  منحیث پاسبان وزارت دفاع مؤظف گردید تا وزارت دفاع را خنثی شده به نفع دشمنان افغانستان فلج نگهدارد. این گماشته در کنار فلج ساختن وزارت دفاع کشور دست به اختلاس بسیار بزرگ نیز زد که دوسیه او از ترس باند های یاد شده آفتابی شده نمی تواند. چون کشور تا هنوز در گروگان آنهاست  ودولت یکدست وجود ندارد وهنوز بغاوت  آنها درجریان است.

گمنام دیگر بنام یونس شخص باغی وغیر قانونی که از پنجشیر توسط دشمنان افغانستان درظاهرقانونی شد،  او نیز بمقام  اول معاونیت ریاست جمهوری و وزارت داخلۀ کشور نصب گردید گویی در افغانستان قحط الرجال بود. عبدالله از پنجشیر شخص بی تخلص،  صاحب  تخلص می شود و مقام وزارت خارجه افغانستان به او داده  می شود،  عبدالله که در دور وزارت خارجه او اکثر سفارتخانه های حساس کشور در خارج به اشخاصی غیر ملی داده شد که در قدم اول سرمایه های سفارت را حیف ومیل کردند  ودرثانی به خاطر سودا کردن ارزشهای دزدیده شدۀ ملی، بوسیلۀ  اعضای جمعیت و شورای نظار و شرکای آنها مفتضحانه نهاد وزارت خارجه کشور در معاملات شخصی  وگروهی به بازار سرچوک تبدیل شد. امرالله صالح شخص ناشناخته وناشناس  دیگری از پنجشیرکه دفعتا ً منحیث حساس ترین مقام دولتی یعنی رئیس امنیت ملی ظاهرمی شود چون یکی از اعضای خانوادۀ پنجشیرمربوط حزب جمعیت و شورای نظار است.

خلاصه حزب جمعیت  بخصوص بخش پنجشیر آن با فریب تاجک های محترم کشور نظام باندیستی و خانوادگی را بنام نظام تاجکان طوری سامان دادند که اکثر هرم های کلیدی قدرت را بزور دشمنان کشور بدست خود ویا نوکران غیر پنجشیری خود انحصار کردند  ودر دونیم دورۀ کرزی همه این باند به نوک پنجه پا،  خود نمایی و زور گویی وهمچنان کرزی ترسانی میکردند که عطای نور یکی از آن مزدوران بی آزرم به این فعل بد گرفتار است.

 کرزی با دارو ودسته اش در برابر باند جمعیت ومزدوران آن موضیع خنثی شدۀ داشت که در نتیجه با وجود آمدن ثروت هنگفت وشور وشوق بی حد وحصر مردم به آباد سازی کشور، این مؤظف شدگان نگذاشتند تا کاری بنفع جامعه  به ثمر برسد و ماشین دولتی غیر فعال  را نگذاشتند که نسبت به رژیم باندیستی قبلی ملا ربانی  برتر شود.

چیزهایکه در دور کرزی  یعنی در اصل  در دور دوم باند جمعیت اتفاق افتاد مردم ما دیدند هر آبادی  که در افغانستان بوجود آمد ثمرۀ توطئه های  موسسات به اصطلاح کمکی خارجی ها "انجوها" بود که در معاملۀ با دولت پوشالی جمعیت  برهبری کرزی، که  "انجوها" ثروت را بنام افغانستان داخل کشور ساختند و از گاو غدود را به شکل نمونه خرچ کرده بیشتر سرمایه ها را دوباره به جیب زده ازکشور خارج کردند. موسسات خارجی با تطمیع کردن دولت پوشالی کرزی و حزب جمعیت،  توانستند  در برابر دفاتر مالیاتی  کشور هایشان پول شویی به نفع خود انجام دهند. چیزهای را که در وطن بمیان آورده اند اکثر آنها ناقص و بیکاره  وپوشالی است، چرا که بازخواست ونظارتی برسرکار آنها ازهیچ جانبی دیده نمی شد و بازخواست گری درمیان نبود. متاسفانه  درین دور مقامات دولتی خودشان زیاد مشغول چور وچپاول وغرق پول سازی به نفع خود بودند که توجه جدی به دزد سوم نکردند. درین گیر ودار متاسفانه جز بدبختی چیزی دیگری بازهم نصیب مردم و جامعه ما نشد.

تخریب گران گماشته  شده با حواس شیطانی ایشان  خوب میدانند که اگر افغانستان استوار بر قانون شود، از چشم  حامیان شان خواهند افتاد، ثروت نامشروع  را که تصاحب کرده اند از دست خواهند داد و زندگی بر آنها  در داخل افغانستان دشوارخواهد شد. چنانچه در تعویض  قدرت از حزب جمعیت به گروه طالبان  این جریان در عمل دیده شد که حامیان چگونه سیاست شانرا عوض می کنند.   شاید در آینده طالبان را دوباره به نفع خود شان بر سر قدرت آورند. الله ویعلم.

  در شرایط کنونی مشکل اساسی افغانستان تشکیل یک دولت منسجم به نفع سراسر ملت  استوار برقانون است، در غیر آن هیچ راهی برای نجات افغانستان درین جنگل از دشمنان داخلی وخارجی بی قید وبند  باقی نمانده است.  اگر نظام بتواند قانونیت را  در جامعه پیاده کند آنگاه است که جامعه میتواند متکی بر قانون مشکلات جامعه را بیاری خبره گان ملی وارادۀ مردم مرفوع گرداند.  این آرمان  ملی افغانها را،  دشمنان خارجی بهتر میدانند که  راه فراهم شدن آنرا بوسیلۀ تخریب گران گماشته شده مسدود نگه  داشته اند،  تا این معمول  ببارنه نشیند.  چرا که با قانون افغانها خواهند توانست تمام جاسوسان و مزدوران گماشته شده آنها را برملا ساخته و جلو دست درازی های دول متخاصم همسایه را از گریبان افغانستان کوتاه کنند.

با وجودیکه جناب اشرف غنی از جناح امریکا اما با آرای  مردم بر سر قدرت آمده است مگر از حق نگذریم  که از دوران وزارت مالیه در دور کرزی به نفع جامعه میدرخشید.  اشرف غنی میخواست کار های به نفع جامعه وکشور، انجام دهد که اورا از وزارت مالیه برداشتند. سبب برداشتن وی ثبت جبری اموال و سرمایه اعضای دولت، قبل از شروع کار آنها بود که منحیث وزیر مالیه پیشنهاد کرد. تا دست دزد ها را از بدن  دولت کوتاه سازد.

 نمونه بارز خدمت اشرف غنی در راه منافع ملی  استابلیتیت ارزش  پول افغانی بود. پولی سقوط کردۀ که بوسیلۀ موصوف نجات یافت. اشرف غنی از بدو رئیس جمهور شدن تا کنون نشان میدهد که در تلاش ساختن نهاد های قانون به نفع جامعه است با اینکه تخریبکاران در تمام جاها فعال اند و حکومت یکدست بدست او نیست. مگر او برخلاف آنها  به  ساختن  نهاد های به نفع کشور به همکاری شخصیت های ملی در تکاپو است.  گرچه  باند جمعیت وچوکره آن شورای نظار از هر طرف در تخریب  علیه  خدمات او برای قانونیت نظام  سنگ اندازی می کنند مگر موصوف تکیه برخدا ومردم هنوز در راه ثابت قدم است. این سنگ اندازی ها از ضیاء مسعود ویاران اوآغاز شد و خوشبختانه به ناکامی انجامید، مگر تیورسن لجوج ملانصرالدین عطای نورآخرین زور جمعیت و شورای نظار با این جاهل در حال امتحان است  که آیا میتواند به اشارۀ حامیان داخلی وخارجی اش مؤفق به پیاده کردن شر و غایله  در ظاهر علیه رئیس جمهور منتخب و در اصل علیه  تمام افغانستان شود یانه؟

بد بختانه در افغانستان اشخاص اند که به تاسی از اوامر دول متخاصم  (یعنی دشمنان افغانستان )، کشور را طوری گروگان گرفته اند که نمی گذارند  قانونیت درین کشور پیاده شود.  حضور چنین اشخاص فراوان است که به بهانه های  نمی گذارند  تا قانون وقانونیت در کشور ما رویکار آید. عجب است که تقریبا ًاکثریت این اشخاص عضو باند جمعیت وشورای نظار در بدنۀ دولت همچون زنبورخانه جا دارند. آنها هر حرکتی را که به نفع کشور ونظام  جامعه باشد منحیث توظیف شدگان،  به حمایت  تعدادی از اوباشان ایله گرد  دست به تخریب نظام و جامعه زده، سوار بر موتر های شیشه سیاه شده نظم ترافیک شهری را با نظم عادی جامعه برهم زده  وبا  فیرهای هوایی ترس مردم را از حالت نابسامان و نا هنجار کشور بیشتر می سازند. مردم مظلوم درد دیده بخاطر آرامش اندک،  میدان را برای آنها رها گذاشته اند چون مردم خود تشکل ندارند.

این حرکت ها از گفتار بی بند وبار قسیم فهیم  در برابر کرزی شروع شد یک نمونۀ آن را در گزارشنامه رزاق مامون در زمان کرزی و فهیم چنین بخوانید که : «مارشال فهیم معاون اول  رئیس جمهور سعی دارد حامدکرزی را قانع کند که حاجی حصین (برادر فهیم) را در رقابت های انتخاباتی آینده، به مقام معاون اول عبدالقیوم کرزی در نظر بگیرد. حامدکرزی با این درخواست مخالف است و حاجی حصین را به این منصب مناسب نمی داند. کرزی بیشتر روی صلاح الدین ربانی به حیث رهبر جمیعت اسلامی وعطامحمد نور سرمایه گذاری کرده وگزینه های نخست برای معاونت اول، عطامحمد نورو صلاح الدین است. »

( مقالۀ چانه بازی ها بین  مارشال فهیم وحامد کرزی در گزارشنامه رزاق مأمون).

 فهیم بار بار گفته بود ما را مجبور نسازید اسلحه برداشته به کوه ها رفته وجنگ را دوباره آغاز کنیم. این سخن نشان میدهد که قسیم فهیم دولت را منحیث دکان سمار برای خوش گذرانی فکر میکرد.  آن قـُلدرِ تازه به قدرت رسیده  نه سیری از قدرت داشت ونه توجه به جامعه که تا اخیر عمر چنین باقی ماند.  گرچه سخنان احمقانه قسیم فهیم  مانند تصورات موش بود که زیر سایه شتر (امریکا)  سایه  شتر را سایه خود می پنداشت و نقش امریکا ، دالر امریکا ، واسلحه امریکا را  در کنار دوستان غربی اش در جنگ بنام جهاد تشخیص داده نمی توانست، اما سخیفانه  فکر میکرد که شوروی را خودش از بین برده است.  تفکر بد قسیم فهیم که از سخنان او ساطع بود تعدادی را مثل عبدالله ، امرالله ، بسم الله، عطانور وغیره بسیار مست ساخت که با بغاوت چندی از اوباشان  و ترساندن یک عدۀ مظلوم، دست به خود مختاری زدند و گمان کردند که آنها همه کاره بوده قادر به هرنوع بی قید وبندی  بر مردم شده میتوانند.

 در زمان انتخابات چون نتایج انتخابات را عبدالله در دور دوم با اخذ حدود ۴۳٪ آرا از اشرف غنی عقب ماند، دید انتخابات را باخته است* گل مرجان یی نی منی ، انتخابات را به حمایت بیگانگان تحریم کرد تا اینکه بادار اصلی اش برای این کودک لج کرده  مقامی را دست وپا کرد که  مغایر ومخالف قانون اساسی کشور بود ودر عرف نظامداری مقام مسخره تر ازین دیده نشده بود، درین قانغری آشکار عبدالله ،  امرالله،  بسم الله وعطا محمد نور و همفکران اش بیشتر از همه صدای شتری می کشیدند. وقتی عبدالله با چنین قانغری سلطان دوم در یک اقلیم گنجانده و خُسبانده شد آشکار بود که به وسیلۀ عبدالله میخواستند  از سرعت تصامیم اشرف غنی  (که از زمان وزارت مالیه وی خبر داشتند) عمدا ً جلو گیری کنند و راه هرگونه امکان ترقی را در افغانستان کـُندترسازند. مگر با وجود کار شکنی های آشکار باند جمعیت وشورای نظار توآم با تخریب کاری های کرزی و دارو دسته اش،  خوشبختانه  اشرف غنی توانست خردمندانه و با ارادۀ ملی و متکی به خدا وخبرگان  کارهای را در چنین اوضاع نابسامان سامان داد که سبب حیرت خبرگان  شده ودشمنان انگشت به دندان گزیدند.  دشمنان از شدت سراسیمه  گی تخریب کاری ها را بوسیله طالبان ، حزب جمعیت ، شورای نظار و دارو دسته کرزی  تحت عناوین نا موجه،  در داخل کشور  سرعت دادند.  و خواستند  شخصیت داکتر اشرف غنی  را کمرنگ سازند که گویا رئیس جمهوربه ضرر افغانستان است. اما خبرگان سلیم الفکر متوجه هستند که در چنین اوضاع چند دسته گی  فضای را ایجاد کرده اند  تا مانع تصامیم برحق اشرف غنی ویاران او شوند. خوشبختانه او کارهای بنیادی خود را بقدر توان متوقف نمی کند.

در کنار تخریب کاری های بزرگ توجه کنید که امرالله صالح  وزمام داران وقت اش درین بازی  از خیز مانده اند ولی جاهل تر از همه عطای نور است که از نشه گی قدرت  نمیداند کی است؟ چه میکند؟ و چه خواهد کرد؟ و چگونه به این قلـُدری رسیده است ؟  او با این زورگویی وتمرد جاهلانه ، خودش حاضر به استعفا می شود و زمانیکه باداران خارجی اش اورا پدر سوخته خطاب کرده ملامت میکنند که این چه قلط ای[غلطی] بود که کردی دوباره تف انداخته را میخواهد بزبان بردارد. برداشتن آن را میخواهد چنین توجیه کند  که رئیس جمهور کشور استعفای امضاشده مرا نباید قبول میکرد ؟؟؟. عذر بدتر از گناهیست  که فقط اززبان عطا محمد نور ممکن است وبس .

بلی باندجمعیت وشورای نظار میداند که اگر بخواهند یا نخواهند افغانستان آهسته آهسته  بی سر وصدا به همت اشخاص خبیر وطندوست  به تدریج در حال ساختن نظام و دولت استوار برقانون است.

گرچه  دولت جدید امریکا  بخاطر منافع خود اش پاکستان را  یگ دروغ گوی شناخته وآنرا شدید تحت نظارت قرار داده است. اما همسایۀ  دروغ گو وخدمتگاران اش تلاش دارند تا افغانستان به هیچ عنوانی نباید کشورقانونمند شود.  پس همسایه جنوب شرقی وغربی  با انواع  دسیسه ها بوسیلۀ باند جمعیت، شورای نظار، طالبان رنگارنگ  مانند شاخۀ حضرت علی، داعش  ودسته کرزی وغیره  مثل طاعون در وطن شیوع پیداکرده اند. از جانب دیگر  به حمایت همسایه شمالی وغربی جاسوس آشکار روس و ایران بنام  لطیف پدرام  وجنبش  تخریبی بنام روشنی همه سر از یک گریبان بدرآورده اند. تا نگذارند که اشرف غنی  ماشین دولتی را متکی بر قانون بسازد. در چنین اوضاع  حساس که افغانستان سر یک دوراهی قرار دارد وظیفه روشنفکران شریف جامعه است تا مردم را آگاه کنند که دربین دو جناح کدام برحق وکدام ناحق است. یعنی کدام یک برای خانه کار می کند وکدام یک دزد است.

همه بیاد داریم که ملیون ها دالر از طرف دولت متحب ودوست جاپان در زمان کرزی بما کمک شد تا اسلحه را از دست تخرب کاران  وخاک فروشان جمع کنند که دولت ضعیف بتواند از جامعه به آسانی حراست کند. آن  مبالغ ملیاردی  عمدی حیف ومیلِ هرم های گماشته شده قدرت در زمان  کرزی شد  و پولها بجای امحای اسلحه  سبب تقویۀ اوباشان برسر قدرت  مثل باند جمعیت وشورای  نظار و دسته خود کرزی و چپاوگران هم کیش اش گردید که هم اکنون اگر زور امریکا در میان نباشد انبار های اسلحه در برابر هم به رقابت خواهند پرداخت و تعدای از ملت یا کشته شده ویا از نا چاری  بار دیگر فراری  و آواره خواهند شد و افغانستان مثل سوریه به  ویرانۀ  تبدیل خواهد شد  اما همسایگان مزور به آرزوهای دیرینۀ ایشان خواهد رسید.

خوشبختانه دیده می شود که هم اکنون  دولت بی قانون در افغانستان به نفع امریکا نیست.  چنین باریکی ها را بعد از جنگ دوم جهان خبرگان ملی ملت آلمان بخاطر کشورشان نیک درک کردند وکنراد ادناور  را در تصامیم اش تنها نگذاشتند. امروز اشرف غنی برای افغانستان هم مانند شخصیت  کنراد ادناورقابل اهمیت است. ادناور تحت نظارت امریکا توانست قدم های اساسی  را به همکاری خبرگان شریف آلمان  ثابت قدم بگذارد.  وسرزمین را آباد کند بدبختانه  روشنفکران ما دست زیر الاشه به تماشا نشسته اند تا انقلابات تصوری وخیالی شان با ازبین بردن امپریالیزم بین المللی ؟ تحقق یابد. بزک بزک نمر که جو لغمان می رسد .

ناگفته نماند که هوشیارترین فرد حزب جمعیت اقای عبدالله است و ناشی ترین آن  عطامحمد نور، عطای نور کسیکه با ابتکارجاسوسی چند جانبه  بودن  اش به این قلـُدری  رسیده است  اکنون  میخواهد فرامین روسیه وایران را طوری در افغانستان پیاده کند که  قدرت امریکا از آن خبردار نشود ؟؟؟ شتر دزدی وخم خم رفتن. عطا محمد از حماقت ولایت مزار شریف را که  مال بیت المال است بدون اجازۀ  حکومت مرکزی افغانستان و بزور بیرونی ها، خودسرانه از چند سال  به اینطرف به گروگان گرفته  است و به زعم خود فکر میکند مِلکیت  شخصی اوست.  او نمیداند که چنین حرکات بغاوت گرانه عاقبت خوبی ندارد. موصوف از جهالت  با دم شیر بازی میکند که عاقبت اش خطر دارد. اگرعاقبت خوب میداشت چرا اسماعیل خان وضیاء مسعود ودیگران مستقیم  اقدام نکردند بلکه  ناظر نتایج خیز های عطامحمد نور میباشند و بزدلانه سکوت کرده اند تا ضرر مستقیم به آنها نرسد.

  در چنین حالت امید است با پشتیبانی بزرگان قلم ودانشمندان گرامی بتوانیم کوچک ترین روزنه های امید را تقویه کنیم  تا کشور خود را حد اقل   از دست گروگان گیران جنکسالار نجات دهیم.   

در پایان آرزو دارم همانطوریکه در یوگوسلاویا تا جایی تصفیه حساب در برابر جنگسالاران صورت گرفت، اگر تصفیه  حساب در کشورما نیز بنابه  توجه جهانی صورت بگیرد آنگاه مرد ونامرد، دزد وصاحب خانه تفکیک خواهند شد.

به امید یک صبح روشن برای تمام اقوام با شرف درد کشیدۀ افغانستان.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 *:گرچه اسپنتای شوربایی، در ننگ نامه اخیر اش می نویسد که عبدالله اضافه تراز 52 فیصد آرا را در انتخابات برده بود. درنهان متن این نوشته دو مسئله راغیر مستقیم به خوانندگان می خواهد القاء کند وقاچاقی برساند که: 1: ملت افغان چنان ملت احمق است که بعد ازین همه جنگسالاران دزد آزموده شدۀ،  بازهم آرای جمعی شانرا  به یک جنگ سالار معلوم الحال ارزانی کرده اند وبرعکس تکنو کرات غیر جنگ سالار و خبیر را نپذیرفته اند. سند که حماقت  یک ملت را بزعم سپنتا برجسته میکند؟  چنین ادعای احمقانه را از هرکجای که گرفته باشد، ضعف شخصیتی او را نشان میدهد که چگونه متکی با این سند مسخره  میخواهد به کرزی مرشد اش در زمینه خوش خدمتی کرده ملت را احمق جلوه دهد.

 2: با چنین ادعای مسخره اش میخواهد برحق بودن مقام ریاست جمهوری فعلی را نیز زیر سوال ببرد و طرزالعمل سازندۀ اشرف غنی را نسبت به جامعه خط بطلان بکشد.

اگر این شوربایی شناخته شده مقامی را در دولت اشرف غنی نیز بدست بیاورد بدون شک باز 180 در جه تغییر خواهد کرد. به چنین اشخاص می گویند روشنفکر نمای بوقلمون مزاج .

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder