28.02.2019 (09.11.1397)
اگر نباشند؟!

مصطفی عمرزی

به مردم ما پوشیده نیست که حاکمیت کنونی افغنستان با چه تعاملات، تاملات، مصالح و افراد، تداوم یافته است؛ هرچند تغییر رویکرد جهانی و مداخله ی نظامی زمینه می سازند، اما تفاهم بین الافغانی، بقای حاکمیت را تضمین کرده است.

با ایجاد ساختار های نو، مشارکت مردم از طریق ارائه یی آرا، دولت را مشروعیت می بخشد، اما نخبه گان افغان در استحکام نظام، نقش اساسی داشته اند. به این دلیل، اهمیت حضور آنان در بسا از معادلات مدیریتی، به خصوص سیاسی، کمتر از تلاش هایی نیست که حکومت ادعا می کند. متاسفانه این تلاش ها در دایره ی حکومتداران، به گونه ای نمی مانند که چهار سال قبل، کارسازی می کردند.

پرخاش حکومتداران کنونی به افراد متشخص جامعه، به خصوص کسانی که دوست ندارند ناهنجاری ها را تایید کنند، به گونه ای صادر می شود که گویا اگر سهامداران کنونی نباشند، همه بر باد فنا می روند.

به ادامه ی پرسش هایی که عملکرد حکومت را زیر سوال می برند، افزوده می شود که اصل تغییر، انحصارگرانی را نیز دربر می گیرد که در رسمیات کنونی، فقط توان تحول زیر مجموعه (زیر دستان) را دارند. حکومت در گستره ی بزرگتری به نام دولت، بیش از سکانداری نیست که خوب یا بد، مدتی مسوولیت دارد.  

نیاز ها برای ثبات دایمی و اصلاحات گسترده، جناح های متداخل در امور افغانستان را که هر کدام از وزنه های مختلف و بسیار مهم بهره مند می باشند، در مقطعه ای به اتحاد نزدک کرده است که پس از 18 سال تنازع خونین، پذیرش واقعیت های اثرگذار، حتی همکاران بین المللی را تشویق می کند، در زمینه ای که طالبان، بسیاری از شرایط جدید و مدنی را پذیرفته اند و با صراحت، انحصار حکومت را رد کردند، به این پروسه کمک کنند. افزون بر این واقعیت خجسته، طرف های تفاهم بین الافغانی که در ثبات نظام، چهره های متشخص نیز دارند، سعی می کنند فرصت های ایجاد شده، مهمترین آرزوی مردم ما یا صلح را برآورده سازند. در چنین شرایطی، شرزایی های مسوولان حکومتی که نگران منافع شخصی خود شان استند، به تبلیغات، تعیینات، توهینات و هتاکی هایی مبدل شده اند که سهم اخبار روتین مردم از حوادث را تحت شعاع قرار می دهند. پوشیده نیست که حکومت کنونی، یک بار دیگر و نامطمئن، چانس ندارد. به این معنی که جای آنان را روزی دیگران پُر می کنند.

اگر مصالح ملی ایجاب کرده اند به بهای حذف یک تیم ناکام که در چهار سال، حاکمیت ملی را به 50 درصد کاهش داده و از طریق مدیریت سلیقه یی، چهار سال سرپرست، بی سرنوشت و 45 هزار کشته در روشنایی برقی که بقای آن به ترحم طالبان وابسته است، تمام شود، مطامع کدام طرف برآورده می شوند؟ معلوم است که از ملت!

تمام جناح های دخیل در مسایل ملی که به خصوص در نشست بین الافغانی مسکو، روی سرنوشت کشور صلاح کردند، با افراد و اشخاصی که اکثراً در استحکام و کارایی دولت کارنامه و وجاهت دارند، نباید نگران باشیم که اگر تیم حاکم کنونی نباشد، گویا همه بر باد فنا می روند. نخیر! تنها کسانی می روند که ثابت کردند موثر نیستند.

ما به گونه ای درگیر استیم که دو جانب مهم آن، اجتماع شهری و اجتماع بیرون شهری، خواسته ها و نیاز هایی دارند. پی گیری دیدگاه های خاص در محیطی که علاقه مندی های مردم، فقط هیاهوی جامعه ی مدنی نیستند، راوی حقایق زیادی ست که در جغرافیای زنده گی در افغانستان، در کنار تامین امنیت شهری، امنیت بیرون شهری، گسترش خدمات به روستا ها و تامین نیاز های اساسی عام مردم که به کار، رفاه و آرامش نیاز دارند، سوا از شرزایی هایی ست که تنی چند در دولت، وانمود می کنند، اگر تیم حاکم و ژست های مدنی اش نباشند، مردم ما، شبیه یتیم هایی می شوند که بدون سرپرست، بی سرنوشت می مانند. اگر نقش سرپرست ها موثر می بود، چرا در هرج و مرج حکومت کنونی، خواب های خوش مردم، تعبیر نمی شوند؟

از «اگر نباشند» ها نترسیم. تغییر و تبدیل، اصلی است که روی کل حکومت نیز تطبیق می شود. قرار است روزی بروند. اگر منطق ایجاب می کند زودتر، بهتر!

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind