24.12.2018 (03.10.1397)
اگر طالبان امتیاز ندهند،‌ واشنگتن چه می‌کند؟
فردوس

افشای تصمیم اخیر دونالد ترمپ مبنی بر خروج نیمی از نیروهای امریکایی تا بهار سال آینده، موقف دیپلومات‌های امریکایی از جمله زلمی خلیل‌زاد را صدمه زده است. خلیل‌زاد در گفت‌وگو با طالبان از این موضع وارد می‌شد که اگر این گروه به جنگ ادامه دهد، واشنگتن در کنار کابل می‌ماند. اما تصمیم اخیر ترمپ این موضع خلیل‌زاد را سخت صدمه زده است. طالبان و حامیان‌شان با افشای خبر این تصمیم به این نتیجه رسیده‌اند که امریکا در موضعش جدی نیست. آنان بار دیگر با همین باور روی میز مذاکره با خلیل‌زاد می‌نشینند. تصمیم اخیر ترمپ وقتی توجیه سیاسی داشت که طالبان امتیاز می‌دادند، یا تضمینی وجود می‌داشت که آنان امتیاز می‌دهند. مثلاً اگر طالبان به آتش‌بس طولانی‌مدت راضی می‌شدند یا وعده می‌کردند که با کابل وارد مذاکره‌ی جدی می‌شوند، آن زمان تصمیم خروج بخشی از نیروهای امریکایی، توجیه سیاسی داشت. اما تصمیم اخیر دونالد ترمپ هیچ توجیه سیاسی و امنیتی ندارد.

در سال ۲۰۱۳ همه در کابل به این باور بودند که سال ۲۰۱۴ به هیچ وجه شبیه سال ۱۹۸۹ نیست. در سال ۱۹۸۹ ارتش سرخ کل افغانستان را ترک کرد و به جز چند صد مشاور، ‌چیز دیگری به جا نگذاشت. ولی امریکا در سال ۲۰۱۴ شمار محدودی از نیروهایش را در این‌جا نگهداشت، ‌تا هم از نیروهای امنیتی افغانستان در جنگ با طالبان حمایت راهبردی کنند و هم وسیله‌ی چانه‌زنی در مذاکره با طالبان باشند. در سال ۲۰۱۴ ظرفیت بقای طالبان در میدان نبرد روشن شده بود و همه‌ی کشورهای عضو ناتو اعلام کرده بودند که جنگ صرف از طریق یافتن یک راه‌حل سیاسی پایان می‌یابد. ابزار مهم چانه‌زنی غرب و کابل در مذاکره‌ی احتمالی هم حضور محدود نیروهای ناتو در قلمرو افغانستان بود. خروج نیروهای ناتو از افغانستان آرمان ایدیولوژیک طالبان و هدف مهم سیاسی حامیان خارجی این گروه است. بارک اوباما با اعلام مکرر تاریخ خروج کامل نیروهای امریکایی، شاید می‌خواست که گروه طالبان را به مذاکره ترغیب کند، اما این امر نتیجه‌ی معکوس می‌داد. با اعلام تاریخ خروج کامل نیروهای امریکایی، طالبان به جای این که به مذاکره ترغیب شوند، به پیروزی نظامی می‌اندیشیدند.

با اعلام استراتژی جنوب آسیای کاخ سفید، کسی انتظار تغییر راهبردی در جبهه‌ی جنگ را نداشت. استراتژی کاخ سفید در آن زمان این باور را در منطقه ایجاد کرده بود که نیروهای امریکایی با افزایش فشار نظامی طالبان، خارج نمی‌شوند و کسی باید منتظر فرارسیدن تاریخ خروج آنان نباشد. پیام غیرمستقیم این استراتژی این بود که طالبان و حامیان خارجی‌شان باید روی میز مذاکره بیایند و در گفت‌وگو با دولت افغانستان و امریکا، ‌امتیاز بگیرند و امتیاز بدهند. کلان‌ترین امتیازی که طالبان می‌توانستند در روی میز مذاکره بگیرند و در بدل آن امتیاز بدهند، کاهش شمار نیروهای ناتو بود. اما ترمپ قبل از آمدن طالبان به میز مذاکره با دولت افغانستان و توافقات ابتدایی، ‌دستور کاهش نیروهای امریکایی در افغانستان را صادر کرده است. این امر از عقلانیت سیاسی و نظامی به دور است.

استراتژی جنوب آسیای کاخ سفید زیر فشار جنرال مک ماستر مشاور پیشین امنیت ملی قصر سفید و جنرال جمیز متیس وزیر دفاع برحال امریکا که در ماه فبروری کنار می‌رود، ترتیب شده بود. این دو جنرال کهنه‌کار امریکایی می‌دانستند که برای گذار افغانستان از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب، به حفظ شمار محدودی از نیروهای امریکایی در قلمرو افغانستان، برای حمایت از نیروهای امنیتی بومی و کشاندن طالبان به پای میز مذاکره ضرورت است. آنان می‌دانستند که در روی میز مذاکره، طالبان در بدل خروج بخش کلانی از نیروهای امریکایی یا تغییر نحوه‌ی ماموریت آنان، امتیاز می‌دهند. در این شکی نیست که جنگ افغانستان فرسایشی شده است، ‌ولی انتظاری که از یک ابرقدرت می‌رفت این بود که صبر راهبردی پیشه کند و در برابر یک جنگ چریکی فرسایشی سرسختی نشان دهد. روشن است که امریکا نمی‌تواند/نمی‌توانست مثلاً صد هزار نیروی نظامی را در قلمرو افغانستان نگهدارد. اقتصاد امریکا و واقعیت‌های سیاسی منطقه و ایالات متحده، چنین چیزی را ناممکن ساخته است. به همین دلیل بود که بارک اوباما، شمار نیروهای امریکایی را در افغانستان کاهش داد. اما حفظ ۱۴۰۰۰ نیروی امریکایی در افغانستان آن هم برای کشاندن رهبران طالبان به پای میز مذاکره، برای ایالات متحده زیاد دشوار نیست. حفظ ۱۴۰۰۰ نظامی در افغانستان، ‌نه اقتصاد امریکا را فلج می‌ساخت و نه افکار عمومی جهان و ایالات متحده را در برابر کاخ سفید قرار می‌داد.

دیپلومات‌ها و مذاکره‌کننده‌گان امریکایی از جمله خلیل‌زاد می‌گفتند که هدف ایالات متحده ایجاد پایگاه‌ نظامی دایمی در قلمرو افغانستان نیست. آنان می‌گفتند که امریکایی‌ها هر زمانی که بدانند دیگر القاعده و جهادیسم جهانی از قلمرو افغانستان برای پیش‌برد مقاصد ایدیولوژیک و عملیاتی‌شان استفاده نمی‌کنند، نیروهای نظامی‌شان را خارج می‌کنند. بخشی از ماموریت خلیل‌زاد هم این بود که اطمینان حاصل کند که با خروج نیروهای امریکایی جهادیسم جهانی، دیگر قلمرو افغانستان را استفاده نخواهد کرد. باز هم ابزار چانه‌زنی ایالات متحده حضور نظامی محدود این کشور در افغانستان بود. حال با تصمیم دونالد ترمپ واشنگتن برگه‌ی مهمش را که باید در پایان کار استفاده می‌کرد، در شروع استفاده کرده است. طالبان صرف همین قدر می‌گویند که دیگر جنگ‌جویان عرب در کنار آنان نیستند و همه‌ی آنان به کشورهای خودشان رفته‌اند. اما این گروه حاضر نیست که با نشر اعلامیه‌ای، القاعده و داعیه‌ی آن را نکوهش کند.

نشست آینده‌ی رهبران طالبان با نماینده‌گان واشنگتن در ریاض برگزار می‌شود. در این نشست به احتمال زیاد واشنگتن از طالبان می‌خواهد که با دولت افغانستان مذاکره کنند و در بدل تصمیم ترمپ مبنی بر خروج نیروهای امریکایی، امتیاز بدهند. اما برای طالبان و حامیان بیرونی آنان این انتباه ایجاد شده است که حتا اگر امتیاز هم ندهند، ترمپ نیروهای امریکایی را خارج می‌کند. واشنگتن هم تلاش نکرده است که این انتباه را اشتباه بخواند. روشن نیست که واشنگتن در دور بعدی مذاکرات چه پیامی برای طالبان دارد. اگر طالبان سرسختی نشان دهند و هیچ امتیازی در بدل تصمیم اخیر ترمپ ندهند، واشنگتن چه می‌کند؟ به این سوال تا حال هیچ مقام امریکایی پاسخ نداده است. اگر واشنگتن برای این سوال پاسخ واضح نداشته باشد، ‌روشن است که طالبان هیچ امتیازی نمی‌دهند و منتظر خروج کامل نیروهای امریکایی می‌مانند. مذاکره‌کننده‌گان امریکایی از جمله آقای خلیل‌زاد دیپلومات‌های کارکشته‌ای هستند و می‌دانند که اگر موقف روشن در میز مذاکره نداشته باشند، نه منافع امنیتی امریکا تامین می‌شود و نه مذاکره با طالبان موفق می‌گردد. اما تصمیم اخیر ترمپ آنان را هم در موقعیت دشواری قرار داده است.

ترک غیر مسوولانه‌ی افغانستان از سوی امریکا، عواقب بدی برای امنیت جهان و ایالات متحده دارد. این موضع را جنرال‌های امریکایی بیش‌تر از هر کس دیگر به خوبی درک می‌کنند.
هشت صبح

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentar schreiben

Kommentare

  • محمد (Dienstag, 25. Dezember 2018 07:59)

    ولاکه چي محترم فردوس صاحب درته ووایو او که محترمه فردوس جانه درته ووایو، خیر هرڅوک چي یاست زموږ سر او سترګي یاست. په پورته لیکنه کي ټوله تمرکز د امریکایي ځواکونو د وتلو اغیزه پر حکومتونو باندي سوئ دئ. داسي ښکاري چي ددې لیکني لیکوال په افغانستان کي یوازي حکومت او د هغه وسلوال مخالفین ویني او یا د هغوئ متحدین. ددې هیواد پر ټټر باندي هغه په ملیونونو انسانان هیڅ په نظر نه ورځي چي افغان ولس ورته ویل کیږي که نه د هغوئ پر ژوند به یې هم د امریکایي سرتیرو د وتلو اغیزه ارزولې وای چي که نیمایي امریکایان ووځي نو شپني عملیات به هم ۵۰٪ لږ سي، ولسي تلفات به هم ۵۰٪ لږ سي. د فاسدو چارواکو غرور او تکبر به هم ۵۰٪ لږ سي او د ارګ واکمنان چي خپل ۵۰٪ ځواک دلاسه ورکړي نو دا هڅه به وکړي چي تشه یې په عقل سره ډکه کړي او د ولس سره جوړجاړي ته ۵۰٪ اماده سي. په افغانستان کي د امریکا د دوامداره شکست عمده لامل د پخواني کمونیسټانو، سقاویانو او روافظو ډلو پر واک ساتل او د هغوئ په نیابت د افغان ولس سره جګړه ده. اوس ټرمپ دا لامل درک کړئ دئ او غواړي چي امریکا په افغانستان کي د خپلو ملي ګټو د ستلو لپاره د خپلو نظامي او استخباراتي مرجعګانو پر ځای د خپلو ډیپلوماټیکو مرجعګانو د لاري قانوني او اخلاقي ډیپلوماسي په توسط د افغان ولس سره خپلي اړیکي ښې کړي. د امریکا افغاني جاسوسانو امریکا ته د سرخوږیو پرته بل څه نه دي ورکړي، اوس باید د صحنې څخه لیري کړل سي چي دا کار به په افغانستان کي هم د امریکایانو او هم د افغانانو په ګټه وي

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind