09.07.2018 (18.04.1397)
انتقاد و حرمت

(هتاکی در برابر رییس جمهور، نه مدنی است نه اخلاقی)

مصطفی «عمرزی»

این که در بازار سیاسی سالیان اخیر، با چه ارز و پشتوانه ای ابراز وجود کرده اند، فقط ردیف خبر های سرمایه گذاری کشور های همسایه، چند طبقه ای را معرفی می کند که اگر فعال سیاسی- مدنی اند، مخیله های انباشته ی آنان آن قدر ذخایر ایدیالوژیک دارند که اگر چند دهه ی دیگر نیز تاریخ و بزرگان افغانستان را نقد کنند، از هاریت آن ها کم نمی شود.

بررسی انواع نقد سالیان اخیر که بیشتر به بهانه ی تبار نخبه گان راس زعمات بود، با وامگیری از قالب های زشت، کوشیده اند نگذارند ماهیت، اصلیت و نوعیت کسانی را تشخیص دهیم که خیر حضور سیاسی، فرهنگی و به اصطلاح مدنی آنان، در برابر شر رویکرد متوقع و فرصت طلب، خیلی ناچیز و شرمنده است؛ اما معنی این مفهوم عام، برداشت دیگر می شود تا کسانی خبرساز شوند که خوب می دانند «از طرز خرام» شان می شناسیم.

هیاهوی تمویل نوع دیگر وابسته گی در جایش، تبارز انتقاد هار و هتک حرمت در برابر رییس دولت، بیش از آن که معرف جسارت و خیالپردازی های نوع مدنی- «معدنی» باشد، به این معناست که در واقع با آن چه به نام متن نقد معرفی کرده اند، می توان ابزاری ساخت که در واقع سود سیاسی آن، دهن کسانی را  آلوده می کند که در سالیان اخیر، لقمه ی زیاده از دهن خویش برداشته اند.

رعایت انتقاد اخلاقی با توجه بر تاثیر آن، همان اصل مهم انتقاد است که وقتی به آدرس فرد یا شخصی در راس امور، صادر می کردند، مفاد تاثیر آن تا زمانی که عاری از اخلاق نبود، پوشیده نیست.

رخ هتاک و بی حیا که از آدرس بازاری، فقط مخصوص بازاری می شود، پیش از انواع تلقی از کاکه گی ها و قهرمان سازی های نوع پهلوان پنبه، می تواند هشدار دهد که در پیامد آن ها، رویکردی ظاهر خواهد شد که بازی کننده گان بحران چند دهه ی اخیر به خوبی می دانند نهادینه گی آن ها، سیاهی هایی را کنار می زنند که ستر ساخته بودند و در ظاهر سفید آن ها، باطن سیاه را پنهان کرده اند تا با قدسیت، مردم فریب بخورند.

این اشخاص (به اصطلاح منتقدان)، همان هایی استند که با سرباز زدن از گذشته ی سیاه، ادعای روشنفکری را زیر سوال می برند. از این حیث حرمان اجتماعی با حضور آدمکشان و سلطه ی پلشتی، به اجتماعی نمی رسد که خیال کرده اند با نقد هار و غیر اخلاقی، رقم قهرمانان کم سواد، مزدور و اجیر را بلند ببرند و در نتیجه خلایی پُر شود که در گذشته ی تاریخی آنان نیز چیزی ندارد.

صورت پرخاشگری بی شرمانه در برابر رییس جمهوری غنی که به درستی مرد آموزش دیده ی درگیر در حلقات داخلی است، در جوانب مخالف و موافق، هرچه داشته باشد یا آجندایی باعث این پرده درایی باشد، مساله ی دیگری نیز دارد که بیش از همه دامنگیر فعالان رسته ی «دیده درایی» موافق چند اجیر و جوانک هایی می شود که فکر کرده اند با حربه ی توهین، شانس خواهند یافت نان بخورند.

حرف آخر این قضیه (دشنام)، چند هشدار دارد: اگر طرف مبتکر بی حرمتی از این حیث از شرافت انتساب به تعلیم و تربیه عاری ست، اما توجیه می سازد که انواع انتقاد چنین مجوزی دارد، باید بداند در جامعه ای که کار فکری و قلمی خورده جمعیت هایش، فزون خواهی های نامتناسب باشد، معنی این حرکت، تعمیم فرهنگی ست که اگر طرف نقد مقلد شد، پله زیان آنان به اندازه ای بالا می رود که جایی برای خودنمایی های مدنی نماند.

ما می دانیم که بازار مکاره ی ساخت بیگانه، چه امتعه ای را وارد و پخش می کند. توجیه برای انواع دلخواسته ها و سلایقی که در عقب آن ها، استفاده از فرصت ها برای کسب سود سیاسی نامشروع و غیر عقلانی بود، تعریف انتقاد را در محلی نیز قرار می دهد که با تعاریف «غیر اخلاقی»، «شرم آور» و «هتاک»، بیشتر از همه ادعای فرهنگ فضل فروشی تاریخی را زیر سوال می برند، اما آن چه برای ما پیام واضح دارد، درک این واقعیت است که در مجموعه ی کثیرالقومی کنونی، نه فقط خود را از یاد نبریم، بل توجه کنیم ریف خورده فرهنگ ها و ظرفیت هایی که با سرمایه ی بیگانه، بزرگ نمایی شده اند، در بررسی آن ها، به واقعیت های دیگری نیز می رسند که سوگمندانه برای رضایت چند دسته و گروه خبر ساز و بحران ساز، صبر کرده اند تا نوبتی برسد که اگر به عدالت اجتماعی برسیم، بدون شک تامین نیاز های کل مردم این جغرافیه از هر مسیری که باشد، انسانی و اخلاقی است.

انتقادات بی شرمانه ی چند سال اخیر، درونمایه و محتویاتی را معرفی کردند که با عدم قید توجه، خودمان را فریفته بودیم و از رهگذر انبوه آن ها، خیال می کردیم ادعای طرف های عدو، واقعیت های مدنی- فرهنگی اند که جوش می زنند، اما یاد ما رفته بود که محقق کنیم آیا ماحصل این درشت نمایی، به چیزی غیر از انحصار، استفاده ی نامشروع و فشار سیاسی- اجتماعی مضاعف، در زمانی که بنیان ها متزلزل اند، می توانند مزیت مدنی- فرهنگی داشته باشند؟

رییس جمهور غنی، شاید تا مرز کنار گذاشتن هم تباران و حقوق آنان، به موتلفانی ابراز حرمت کرده است که اگر مقداری از ریاست حامد کرزی، تفصیل و تفسیر می ساختیم، به درستی در فهم این معضل در نمی ماندیم که شریکان چند سال اخیر ما، بیمارانی اند که تداوی نشده اند. بنابراین، هیچ حُسن نیتی نخواهد توانست جلو فرار عقل آنان را بگیرد.

رییس جمهور افغانستان با پذیرش مسوولیت ریاست کشورش، بیش از هرکسی می داند که رسک کرده است، اما ناخوشی های چند سال زعامت او، ما را در جایگاهی قرار نمی دهند که با بیش از سی سال درس مکتب بحران و ایدیالوژی، آن قدر به کوچه نفهمی بزنیم که گذشته ی یک افغان تحصیل کرده، با عزت، با شرف، با حیثیت و مورد احترام بسیاری از نهاد های معتبر جهانی در زمانی کم شود که از هتاکی و پرخاش مخالف، فقط ظاهری تبارز می کندکه در قطار نمادگرایی های مضحک، یکی پی دیگر قرار می گیرند و با هر بهانه ی ابراز وجود، فقط ثابت می کنند با هرچه به نام و متن فرهنگ و اخلاق مطرح کرده اند، از ظاهر تا باطن، مشکل فهم دارند.

با درس از یکی دیگر از نمایشات شرم آور، در پی این نباشیم که چه را به نمایش می گذارند. بهتر است صف های خودمان را در حالی محکم کنیم که ریخت و پاش احترام و حرمت ما به دیگران، افاده ی ضعف و ناتوانی شده است.

اگر تا کنون نتوانسته اند از آدرس زور، ناروا بخورند، می دانند که واقعیت «ما»، برخلاف تعاریف ستمی گری های کور است؛ اما ظاهر «ما»، به پیکره ی بی سر می ماند که قبل از درک مُعضل، حاتم طایی شده است و نمی داند که قبول احسان او را حق خویش می دانند؛ نه واقعیت برخاسته از تعاملات اجتماعی «ما» که برای همزیستی و همپذیری، نان خویش را در دسترخوان دیگران نیز می گذاریم.

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentar schreiben

Kommentare

  • جانان (Dienstag, 10. Juli 2018 02:01)

    اقای عمر زی
    من هرچه در اعماق اندیشه های شما با تمام افزار های پیشرفته ګشتم محل دقیق تخم ګذاری عقیدتی و فکری فرهنګی جنابعالی را کشف نه نمودم
    ستائش و تکریم از شخص مثل ګل اغا شیرزی شاید روزنۀ باشد جهت تشخیص درست دریافت نقطه و محل اینګونه تخم ګذاریها

  • محمد (Dienstag, 10. Juli 2018 09:35)

    محترم عمرزی صاحب ته احترامات! که څه هم ستاسو په پاړسي زما سر نه خلاصیږي خو اکثره لیکني مو لولم څو د پاړسي سره ځان اشناکړم. باور وکړئ چي په منفرد ډول سره د یوې جملې په مفهوم مي هم سر نه خلاصیږي خو یو ۸۰٪ د عکس څخه او ۲۰٪ د متباقي متن د مجموعې څخه پوه سم چي د ولس مشر صاحب د اهانت په غندنه مو دا لیکنه کړې ده. واقعاً هر شخص دا حق لري چي حیثیت ته یې درناوی وسي او هیڅ څوک حق نلري چي د بل چا سپکاوی وکړي. خو بدبختانه کله چي د افغانستان د ملي یووالي حکومت د اعلان غونډي جریان لاره، په هغه غونډه کي د ښاغلي غني او محترم عبدالله صاحب په موجودیت کي ددوئ د سابقه ولس مشر عکس څیري څیري سو او داسي ځوانان چي هغه تنګي پایڅې لرونکي پرتوګونه یې اغوستي وه د پخواني ولس مشر په عکس باندي ختل او پر توکله یې. نو ملګرې د اهانت دا بازار خپله ښاغلي ولس مشر غني ګرم کړ چي اوس یې دی خپله قرباني کیږي. که چیري ده د پخواني ولس مشر د عکس اهانت نه وای کړئ نو نن به دا ستا د لیکني د عنوان پر سر عکس وجود نه لرلای. د حامد کرزي عکس خو ښه وو لمړی څیري څیري او ټوکر ټوکر سو بیا پر هغه ټکړو باندي یې د تنګو او بوچو پرتوګونو اغوستونکي ختل او لویدل، دا بیا څه په کوې چي پر روغ عکس یې څپلۍ کښل کیږي.د پخواني ولس مشر عزت خدای تعا لی وروساته د هیواد مهم ترین هوایي ډګر یې په نامه سو، ځکه چي هغه پر خپل اهانت صبر وکړ او خپل ملګري یې د غبرګون څخه منعه کړل. هغه وینا ناحقه نه ده چي خپل عزت په خپل لاس کي. انسان په ښه عمل او غوره وینا باندي د نورو خلګو په زړونو کي احترام ځان ته پیدا کوي. کله چي په عمل او وینا کي یې نقص پیدا سي نو د خلګو په زړونو کي یې عزت کمیږي. کله چي د یو چا عمل او وینا دومره زیات کم کیفیته سي چي د مقابل جانب په زړونو کي یې د احترام ټوله سرمایه صفر سي نو بیا حساب په منفي کي روان وي یعني اهانت پیلیږي. د حریفانو په سپکولو څوک نه سپکیږي.اصلي سپکاوی هغه مهال رامینځ ته کیږي چي کله څوک خپلو ملګرو،حلیفانو او بیطرفه خلګو احترام هم دلاسه ورکړي.

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind