09.04.2018 (20.01.1397)

از گذر خوش

(به یاد و احترام اعلی حضرت شاه محمد ظاهر رح)

مصطفی «عمرزی»

الحاج نصیر عبدالرحمن (مسوول انتشارات میوند) برایم تعریف کرد که در کتاب «یادداشت های مرحوم عبدالمجید» که در زمان ریاست جمهوری شهید محمد داوود، وزیر عدلیه بود، خوانده است که اعلی حضرت شاه محمد ظاهر (رح)، او را در زمان اقتدارش به ارگ می خواهد. سالیان پس از جنگ جهانی دوم بود و تقابل سرد، دنیا را تقسیم می کرد.

اعلی حضرت شاه محمد ظاهر که معروف به شخصیت با درایت، دوراندیش و بسیار خوددار بود، تعقل سیاسی سلطنت اعلی حضرت محمد نادرخان که کشور را دوباره در مسیر درست رهنمود می شود، به درستی درک می کرد. او در تمام دوره ی سلطنت، افغانستان را از نوسانات ویرانگری که می توانستند بر اثر هر تغییر زود هنگام، با تجربه ی ارتجاع اول مواجه شوند، مصئون نگه می دارد. این خرد سیاسی تا زمانی که رای او در مقدارت مردم حاکم بود و در حد درخشش (ده سال دیموکراسی) رسید، خوش ترین خاطرات ملت از مردی ست که در کنار آنان به ساده گی زیست و به خوبی درک کرده بود، حتی نیت امر خیر در اجتماعی که درگیر تفکر سنتی سنگین ست، نمی تواند به راحتی به مفهوم خیر تلقی شود.

شاه مرحوم پس از کودتای 26 سرطان نیز برای اجتناب از ناهنجاری های داخلی، جمهوری شهید محمد داوود را می پذیرد. عبدالحمید مبارز در کتاب «از سقوط سلطنت تا ظهور طالبان» می نویسد که پاسخ شاه به شماری از حامیان اش در روم که بازگردد و با حمایت و محبت گسترده ای که مردم به او دارند، داوود را کنار بزند، این بود که       علاقه ای به قدرت ندارد. بهتر است متوجه انگشتری باشند که در روی میز کار او بود و اثر تاریخی و پُر ارزش دوره ی تیموریان هرات محسوب می شد. من، این روایت را چند جا تکرار کرده ام و منظورم این است که خواننده ی افغان درک کند، یک فرزند اصیل و باوجدان وطن، حتی یک اثر کوچک تاریخی را بر قدرت و شوکت ترجیح می داد. می توان درک کرد که او با این بینش، در حدی که در توان اش بود، کشوری را ترک می کند که تقریباً اکثر داشته های زیربنایی و اساسی آن، یادگاران حاکمیت اوست.

روایتی که الحاج نصیر عبدالرحمن برایم تعریف کرد، حقیقت دیگری از شخصیت اعلی حضرت شاه محمد ظاهر (رح) را بازتاب می دهد که وی در اختیار شکل حکومت، هرگز به انحصار سیستم شاهی معتقد نبود.

 با تصویب قانون اساسی سال 1342 که بر اساس اراده ی شاه، برای اولین بار انحصارات خاندانی قدرت را کنار می زنند، در مقاطعی می توان به طرز دید نو به سیستم حاکمیت توجه کرد.

آقای عبدالرحمن به نقل از یادداشت های مرحوم عبدالمجید، برایم تعریف کرد که اعلی حضرت شاه محمد ظاهر در زمان سلطنت اش، عبدالمجید خان را احضار می کند و از او که از دانش حقوق آگاهی داشت، می خواهد روی زمینه های تغییر نظام از شاهی به جمهوری فکر کند. مرحوم عبدالمجید، چنانی که آقای عبدالرحمن برایم شرح داد، در نخست از این پیشنهاد شاه غافلگیر می شود و به گمان می افتد که نشود سوء نیتی در کار باشد. تغییر نظام از سلطنت به جمهوریت، می توانست صورت تعویض قدرت باشد. در نوبت دوم احضار، مرحوم عبدالمجید که دچار نگرانی شده بود، عذر می خواهد و    خاطره ی او از این تعذیر، تبسم بزرگوارانه ی آخرین شاه افغان بود.

اعلی حضرت شاه محمد ظاهر، با تمام کرامت انسانی در برابر ملت ما، ادای دین کرده است. اختیار روش های مردمی او و این که هیچ هراسی از بهر از دست دادن قدرت نداشت، جای او را در نقد تاریخ، بسیار محترم می کند. در یک فلم مستند سفر او به روم (سال 1949)، هنگام فرود از طیاره، در میان جمعیت استقبال کننده، اعلی حضرت شاه امان الله نیز قرار داشت. در این مستند، شاه مرحوم پس از آن که از طیاره پایین می شود، بلافاصله با آغوش باز شاه امان مواجه می شود. اعلی حضرت بدون کمترین تردید، او را در آغوش می گیرد و با خون سردی مصافحه می کند. تصویری از شاه محمد ظاهر و شاه امان الله موجود است که در روم در کنار هم، ایستاده عکس گرفته اند.

رقابت های سیاسی سالیان اخیر، سنگرداران جهادی و دوستان چپی را از بلندترین تا پایین ترین ها، آن قدر دور و دشمن می سازد که برای حفظ قدرت، در تمام انواع خیانت، ریکارد قایم می کنند. بُردن اسم رقیبان، حتی کفر تلقی می شد.

اعلی حضرت شاه محمد ظاهر که به گونه ای در جبر تاریخ، جای شاه امان الله را گرفته بود (میراث سلطنت اعلی حضرت نادرخان)، در هنگام سلطنت، با بزرگواری سلب تابعیت نامردانه ی شاه امان الله را که روی معاضدت عوامل داخلی، یک افتضاح تاریخی شمرده می شد، رفع می کند و در سال 1960 که سال وفات اعلی حضرت شاه امان الله است، به اجازه و امر او، جسد آن شاه محترم را با تشریفات درخور یک بزرگ، به افغانستان می آورند و در جلال آباد دفن می کنند.

من در هر فرصتی که میسر شود، با اعتقاد به آیین ارج گذاری به بزرگان و باور به رعایت حرمت «نخوانندش از اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد»، کوشیده ام در زمینه ی کنونی، یاد مردان و بزرگان محترم، معزز و مورد احترام ملت، رابطه ی منطقی گذشته ی خوب و امروز را روی زمینه هایی حساب کنند که جامعه ی مدنی کنونی، برای تطهیر و اثرگذاری، دیگر گنجایش باور به کیش شخصیت های منفی را ندارد. تضاد خوب و بد، رخ ما در برابر واقعیت هایی ست که نشان می دهد مفاهیم مدنی، فرهنگی و معارف، در صورت اشخاص و افرادی ناخواناست که از مجریان کمونیست تا تنظیمیان به اصطلاح جهادی، در برابر تمام دست آورد های مملکت، نقش طاعون را بازی کرده اند.

با ارج گذاری به بزرگان واقعی این مملکت، رابطه ی منطقی جامعه ی مدنی کنونی را با گذشته ای وصل کنیم که در همخوانی، متمم یکدیگر می شوند و از مبدا تا تجربه ی کنونی، درک ما از رو به جلو، به مبدای منطقی ای برمی گردد که تهداب جامعه ی مدنی  را خیلی پیشتر از تجربیات تلخ، خونین و ناکام پس از بحران (هفت ثور)، ثابت می کنند.

یادآوری:

از طریق لینک زیر، ویدیوی ملاقات دو شاه نیک نام افغانستان را تماشا کنید!

https://www.youtube.com/watch?v=I8RWNKfWHLM

شرح تصاویر:

اعلی حضرت شاه محمد ظاهر (رح) در سفر به روم- ایتالیا در سال 1949 و استقبال اعلی حضرت شاه امان الله از او در میدان هوایی.

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind