31.08.2016 (10.06.1395)

کاندید اکادمیسین سیستانی     

 

ارزش های  اخلاقی و اجتماعی و دینی ما 

چرا وارونه تعبیر و تفسیر میشوند؟

 

از همان روزگاری که  یک عده از رهروان جمعیت اسلامی ( ربانی،گلبدین، احمدشاه مسعود،مولوی خالص وغیره ) خود را در خدمت استخبارات نظامی پاکستان درعهد حکومت ذوالفقار علی بوتو، قرار دادند،و در زیر نظر نصیرالله بابر والی صوبۀ سرحد، وحمیدگل رئیس سازمان جاسوسی پاکستان کمر به تخریب وطن خود بنام «جهاد» بستند و بار بار امتحان دشمنی با وطن ووطنداران خود را به پاکستان ثابت ساختند، دیگر پایه های ارزش های ملی و اخلاقی واجتماعی مردم ما که استوار بر وطندوستی و استقلال طلبی وآزادگی وافغانیت ومردانگی وقبول نکردن غلامی به بیگانه بود، رنگ وبوی اخلاق پاکستانی گرفت وبتدریج بسیاری ازاین ارزشها، از معنا ومحتوای خود خالی شدند.

 جنگ های وحشتناک گروه های تنظيمی پس از سقوط داکتر نجیب الله ، باعث قتل ده ها هزارانسان بيگناه ، تخريب کامل کابل ،غارت و چپاول دارائی های عمومی و فردی و دست درازی به مال و ناموس مردم گرديد. تضادهای قومی واتنیکی و زبانی وسمتی چنان درمیان تنظیمها رایج گردید،که اقوام افغانستان ابتدا به تعداد تنظیمها تقسیم شد، و بعد هر ولایت به تعداد اقوام مسکون در خود تقسیم گردید. این تقسیم بندیهای ویرانگر، بسیاری از ارزش های اجتماعی و اخلاقی ودینی را  که صدها سال درمیان مردم ما معتبر شناخته میشد، وارونه نمود.

صدماتی که  بعد از تجاوزی شوروی برافغانستان ،امریکا پس از 11 سپتمبر  2001  برکشورما وارد کرد، بسیاری از معادلات اخلاقی واجتماعی وفرهنگی ما را برهم زد. امریکا با راندن گروه طالبان از کشور، همان  گروه ائتلاف شمال را که در پیشاپیش آنها شورای نظار قرار داشت،و بحیث لشکر پیاده در خدمت خود گرفته بود، دوباره برسرنوشت مردم جنگ زده افغانستان تحمیل کرد. آنها پس از تسلط برسرنوشت مردم خون ومال مردم مسلمان وفقیر کشور را برای خود از شیرمادر هم حلال تر دانسته در تعمیم «شر» و «فساد» وغارت وچپاول وتجاوز به حقوق دیگران و قاچاق مواد مخدر واسلحه و برهم زدن نظم وامنیت عمومی، از طریق اختطاف زنان ودختران وکودکان وتاجران وصرافان ومسافران وخارجیان و باجگیری از آنها واشغال کرسی های پر درامد دولتی واضافه خواهی های بیرون از اهلیت ولیاقت،دولت افغانستان برهبری حامدکرزی را بیچاره وفلج کردند. گروه های جهادی وتفنگداران تنظیمی،بخصوص شورای نظار با اعمال خشونت و کشتار مردم وتاراج وچپاول مال وداشته های شخصی ودولتی ودست درازی به ناموس مردم درماندۀ شهری،درکنار دامن زدن به  اختلافات قومی، زبانی ، مذهبی و سمتی، برای کسی که بیشتر از همه  وطن را تخریب کرده بود وبیشتر در چپاول و تاراج ثروتهای ملی،  آدم کشی وجنگ های قومی وحتی جاسوسی به کشورهای بیگانه(رک:جنگ ارواح از ستیوکول،مدیرسیا) پیشقدم تر بود، لقب «قهرمان ملی» را از کرزی گرفتند و او هم از جیب خلیفه (ملت) بخشید وجاده ها ومیدانهای هوائی ودفاتر دولتی با عکس های کلان قهرمان شورای نظار مشبوع گردید.

اعطای لقب قهرمان ملی، به احمدشاه مسعود و دادن مقام فیلدمارشالی به قسیم فهیم، برخلاف میل ملت، وبدون تصویب شورای ملی، بزرگترین صدمه به ارزش های اخلاقی واجتماعی وملی  مردم افغانستان بشمار میرود. 

چیزی که برای هر هموطن آگاه کشور تعجب آور است، اینست که برخی از ارزش های اجتماعی واخلاقی ودینی جامعه ما ازسوی گروه های جهادی مست از بادۀ قدرت و دالر، وارونه تعبیر وغلط تفسیر میشوند. به کلام دیگر، بسیاری از صفات وحسنات ومقولاتی که بار مثبت اخلاقی وتربیتی دارند، اکنون از معنا ومفهوم اصلی خود خالی شده و بر عکس تعبیر وتفسیرمیگردند.مثلاً مقولاتی چون : افغانیت، وطن پرستی، صداقت ، راستگوئی، پاک نفسی، رشوت نخوردن، حرام نخوردن، دزدی نکردن، سخاوت کردن،احترام گذاشتن به ناموس خود و دیگران ، دستگیری از مظلومان و بینوایان وامثال اینها، بار مثبت معنای خود را از دست داده اند.

این ارزشها وصفات نیک اجتماعی بدبختانه در میان صاحبان قدرت وجنگ سالارانی که ملت را در پانزده سال اخیر به گروگان گرفته اند، بطور معکوسی تعبیر میشوند. به این مفهوم که نزد  زورمندان تنظیم های جهادی بخصوص آنهای که صاحب ملیشه های مسلح شخصی اند، صفات زشت وکلمات نامطلوب از قبیل: جنگ، آدم کشی، دزدی، تاراج مال مردم، تجاوز به ناموس دیگران، اختطاف آدمها برای باج گیری، غارت ثروتهای ملی، غصب ملکیت های شخصی ودولتی، رقصاندن نوجوانان در محافل مردانه (بچه بازی)، دروغ گوئی ،توطئه چینی، کلاه برداری و رشوت خواری، وازاین گونه اعمال زشت،به معنای اعمال قبیح وغیر اخلاقی وخلاف قانون وخلاف شریعت اسلامی محکوم نمیگردند، بلکه انجام دادن این اعمال از سوی آنها، جزئی از شجاعت ودلاوری وقهرمانی شمرده میشود.

چنین ادعاهای غیر اخلاقی وغیر انسانی ومخالف نظم وامنیت عمومی قبل از همه دامنگیر فرزندان واطرافیان خود آن زورگویانی میگردد که در ترویج این روش زندگی سهم دارند، زیرا انسان محصول شرایط اجتماعی وفرهنگی محیط زیست خود است وبالطبع از رفتار وکردار بزرگان محلی تاثیر میپذیرد. ودست به تقلید ازکارهای نادرست بزرگان خود میزند که جز ایجاد انارشی وهرج  ومرج در جامعه  پیامدی نخواهد داشت و دیر یا زود، باید قانون وعدالت جانشین چنین بی بند وباریها واخلاق واطواری شود که سبب برهم زدن نظم جامعه میگردد.

یکی از جنگسالاران تنظیمی (داود کلکانی) وکیل درولسی جرگه است،که از لحاظ فهم ودانش ومنطق فرق چندانی با حبیب الله کلکانی ندارد، او برای امتیازگیری از دولت ومردم کلکان غرض انتخاب مجددش بحیث وکیل در دورۀ دیگر، نهادی بنام حبیب الله کلکانی ایجاد کرده و درهفته های اخیر بیرق جهالت بلند کرده وحمایت خود را علناً از جهالت ودزدی وتاراج وتجاوز به ناموس دیگران اعلان کرده است؟ اوبرای خاک سپاری رسمی امیرحبیب الله  درتپۀ مرنجان یا تپۀ دیگری به دولت  اخطار داده است. یا للعجب!

داودکلکانی، درتوصیف ازامیر حبیب الله که بجز دزدی،آدمکشی، بی ناموسی، ویرانگری وتباهی ومسدود کردن دروازه های علم ومعرفت بروی اولاد این وطن، دیگر دست آورد ندارد و در حقیقت (هادم دین رسول الله) شمرده میشود، همان حرفهای رانشخوارمیکند که در دورۀ جهاد ویرانی وطن از زبان ربانی و گلبدین و سیاف شنیده است.

اوحبیب الله  را «مجاهد کبیر» و« خادم دین رسول الله» و پادشاهی ازقوم تاجیک میگوید تا ذهنیت عوام الناس را به ملیت وی متوجه سازد نه کارکردهای او. داودکلکانی با پر رویی میگوید که، رژیم امانی یک رژیم غیر اسلامی بود، درست همان سخنانی که از سوی انگلیس مشربها  برزبان حبیب الله جاری میشد ودرنطق های خود میگفت: "مه اوضاع كفر و بیدینی و لاتیگری حكومت سابقه را دیده و برای خدمت دین رسول الله كمر ‏جهاد بستم تا شما بیادر ها را از كفر و بی دینی نجات بتم" و اضافه نمود " منبعد مه پول بیت المال را به تعمیر و مدارس صرف نخواهم ‏كرد بلكه همه را به عسكر خود میتم كه چای و قند و پلو بخورن و به ملا ها میتم كه عبادت كنن. بروین همیشه ساعت خوده تیر كنین، مرغبازی و ‏بودنه بازی كنین، و ترنگ تانه خوش بگذرانین!"(بحران ونجات، نوشته محی

الدین انیس، صفحه 87)  

آیا بعقیدۀ وکیل صاحب کلکان،حبیب الله کلکانی با بستن دروازه های مکاتب  بروی فرزندان کشور به دین اسلام خدمت کرده است یا ظلم؟ معلومدار ظلم کرده است، زیرا که او دروازه های علم را بروی مردم بست وبرضد این مقوله معروف «که بی علم  نتوان خدا را شناخت» عمل کرده است.

فیض محمد کاتب برحبیب الله کلکانی چنین شهادت میدهد:« سالار دزدان و پیشوای بی دینان که به دسیسه لقب خادم دین رسول الله نهاده ودر حقیقت ونفس الامر هادم آن بود. »( فیض محمدکاتب،تذکرالانقلاب ، ص 296)

انتقاد از حبیب الله کلکانی به هیچوجه به معنای تاجک ستیزی نیست.اغلب روشنفکران تاجیک که اهل قلم اند مدافع امان الله خان ومنتقد حبیب الله میباشند. کسانی که طرفدار حبیب الله کلکانی اند،می باید  یک بار از روی وجدان نطق حبیب الله کلکانی را با نطق های امان الله خان مقایسه کنند وخود قضاوت نمایند که میان آندو پادشاه از لحاظ فهم ودانش واسلام خواهی و ترقی پسندی چقدر تفاوت موجود است ؟

مردم مسلمان افغانستان به دینداری امان الله خان شک ندارند و بخاطر این اتهام بزرگ وفریبی که از دست  روحانیون وابسته به استعمار انگلیس خورده اند، امروز ازآن شاه ترقی خواه وتجددگرای با حسرت یاد میکنند ویاد او را گرامی میدارند. داودکلکانی می باید از خدا بترسد و از مردم افغانستان بشرمد وچنین دروغهای شاخدار را  برای امتیاز طلبی از دولت و یا برای کسب یک دورۀ دیگر وکالت ، به آن رژیم مردم سالار و وشاه بی نظیر درتاریخ کشور نزند.

آقای انجنیر احسان الله آرینزی مینویسد:« اوس هم له بده مرغه افغانستان په هغه اور کې سوځي چې د امیر امان الله خان ارمانونه پکې ایري شول . اوس هم توره ارتجاع، د مدنیت او پرمختګ دښمنان، د قوی او مذهبي ګټو سوداګرو، د پردیو استخباراتو اجنټان،غله او لوټمار د ملی ګټو په ضد ولاړ دي او اماني ارمانونه په اوبو لاهو کوي .»( افغان جرمن آنلاین ،مقاله تجلیل از 97 سالروز استرداد افغانستان)

من از انگلیس کینه توز،در اندیشه ام که نکند برای بهم انداختن ملت غیور افغان در کار بزرگنمائی حبیب الله دخیل باشد ومیخواهد یک باردیگرتوسط یک کلکانی دیگر،عقل ودرایت مردم ما را در قرن 21 مسخره کند وهمانگونه که 86 سال قبل توسط  خود آن غول بی شاخ ودم، رژیم مترقی و اصلاح طلب مشروطه خواهی را درافغانستان نابود کرد و مردم سرشار از استقلال طلبی وآزادی خواهی ما را در زیر پای یک مشت دزد واوباش وجانی برای مدت 9 ماه به کاسۀ سرشان  آب داد، اکنون قصد دارد تا  برسر استخوانهای پوسیدۀ  آن امیر بیسواد و جاهل، جوانان ما را رو در روی هم قرار بدهد تا خدای نخواسته خون همدیگر را بریزانند؟؟!!

پایان

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder