24.11.2018 (03.09.1397)
احتمال عراقی شدن وضعیت
فردوس

حمله‌ی تروریستی به نشست عالمان دینی در کابل رویداد بی‌سابقه بود. تصور می‌شد که خلافت خودخوانده‌ی داعش پشت این حمله باشد، ‌اما این گروه مسوولیت رویداد را به دوش نگرفت. این نظریه هم مطرح شد که گروه طالبان در آغاز فکر می‌کردند که در نشست روز سه‌شنبه‌ی هفته‌ی پیش برخی از عالمان دینی در یکی از تالارهای کابل، ‌بلندپایه‌گان حکومتی هم شرکت می‌کنند و شاید به همین دلیل یک انتحاری طالب، آن نشست را هدف قرار داد. نمی‌توان این گمانه را به کلی رد کرد. این گمانه را باید به خشم طالبان بر بلندپایه‌گان حکومتی ربط داد.

طالب‌ها این روزها بر مقام‌های حکومتی سخت خشم‌گین‌اند. حکومت وحدت ملی طرح پایان جنگ طالبان را که این گروه ظاهراً با دیپلومات‌های امریکایی مطرح کرده است، ‌نمی‌پذیرد. کلیتی به نام حکومت وحدت ملی طرحی را که بر مبنای آن در آغاز یک حکومت موقت شکل بگیرد و بعد این حکومت زمینه را برای تسوید قانون اساسی نو و گذار به یک نظم سیاسی جدید فراهم کند، ‌نمی‌پذیرد. هم داکترعبدالله و هم محمداشرف غنی این طرح را رد کرده‌اند. آنان خواستار مذاکره‌ی مستقیم طالبان با حکومت‌اند. اما طالب‌ها خواستار مذاکره‌ی نماینده‌گان این گروه با احزاب سیاسی برای گذار به یک نظم سیاسی جدید هستند و روند پس از بن را نمی‌پذیرند.

حکومت وحدت ملی در قسمت احزاب سیاسی کمی منعطف است و شاید در هیاتی که برای مذاکره می‌سازد، نماینده‌گان مجموع احزاب سیاسی را نیز جا دهد. شورای عالی صلح هم که به نماینده‌گی از دولت افغانستان وظیفه‌ دارد با طالبان مذاکره کند، متشکل از افرادی است که سابقه‌ی عضویت در جریان‌های سیاسی گوناگون را دارند. اما رهبران حکومت به هیچ وجه شاید حاضر نشوند که قدرت را به یک اداره‌ی موقت بسپارند. نزدیکان اشرف غنی سپردن قدرت به یک حکومت موقت را به تلاش‌های ناکام بینین‌سیوان نماینده‌ی‌ ویژه‌ی سازمان ملل متحد برای افغانستان در شروع دهه‌ی نود میلادی تشبیه کرده‌اند.

بینین‌سیوان هم می‌خواست که داکتر نجیب در آن زمان قدرت را به یک اداره‌ی غیرجانب‌دار بسپارد تا آن اداره زمینه را برای گذار مسالمت‌آمیز به یک نظم جدید سیاسی فراهم سازد. داکترنجیب در آغاز تلاش می‌کرد که حکومت او مستقیماً با تنظیم‌های مخالفش مذاکره کند ولی بعداً طرح بینین‌سیوان را پذیرفت و اعلام کرد که حاضر است قدرت را به یک اداره‌ی غیرجانب‌دار بسپارد. پیش از این که داکترنجیب اعلام کند که قدرت را به یک اداره‌ی غیرجانب‌دار می‌سپارد،‌ اتحاد شوروی هم اعلام کرد که کمک‌های نظامی به حکومت نجیب را قطع می‌کند تا زمینه برای مصالحه فراهم شود. ولی قطع کمک‌های شوروی و اعلام آماده‌گی داکتر نجیب برای سپردن قدرت سیاسی و اجرایی به یک اداره‌ی غیرجانب‌دار، ‌پی‌آمدهایی داشت که شاید هیچ‌ کسی تصور نمی‌کرد. دو هفته پس از اعلام آماده‌گی نجیب برای انتقال قدرت،‌ وضعیتی پیش آمد  که نجیب به دفتر سازمان ملل متحد در کابل پناه برد و دیگر قدرتی در اختیار نداشت تا آن را انتقال دهد. برخی از نزدیکان اشرف غنی هم به این باور اند که اگر او یا داکترعبدالله برای انتقال قدرت به یک اداره‌ی موقت غیرجانب‌دار یا جانب‌دار اعلام آماده‌گی کنند، ‌به احتمال زیاد تاریخ تکرار می‌شود و اثری از دولت نمی‌ماند.

شاید همین استدلال‌ها سبب شده است که طالبان بیش‌تر برمقام‌های دولتی خشم‌گین شوند. طالبان شاید انتظار داشتند که اگر آنان با دیپلومات‌های امریکایی به توافق برسند،‌ همه چیز درست می‌شود و طرح آنان برای پایان جنگ جنبه‌ی عملی می‌یابد. اما موضع‌گیری سران حکومت نشان می‌دهد که عملی کردن طرح طالبان برای ختم جنگ، آسان نیست و قدرت‌های بزرگ هم شاید نتوانند آن را روی رهبران حکومت تحمیل کنند. طالبان در سال ۲۰۱۳ هم بر حامد کرزی خشم‌گین بودند. کرزی در آن زمان با شیوه‌ی افتتاح دفتر طالبان در قطر مخالفت کرد و این امر سبب شد که این دفتر این گروه در دوحه شکل غیر رسمی به خود بگیرد. بنا بر این هیچ بعید نیست که طالبان برای کشتن بلندپایه‌گان حکومت وحدت ملی دست به هر اقدامی بزنند.

آنان شاید تصور می‌کنند که با کشتن سران حکومت وحدت ملی زمینه برای گذار به اداره‌ی موقت و تطبیق طرح آنان فراهم شود. ولی واقعیت این است که افغانستان کشور پیچیده‌ای است که یک گروه در توافق با برخی از قدرت‌ها نمی‌تواند شیوه‌ی مد نظر‌شان را بر‌ کل کشور تحمیل کند. ثبات وقتی می‌آید که حکومت افغانستان، ‌طالبان و دیگر نیروهای سیاسی با هم دیگر گفت‌وگو کنند و به یک توافق جامع برای پایان جنگ برسند. هیچ جهتی را نمی‌توان از مذاکره برای ختم جنگ حذف کرد. هر جهتی که حذف شود، ‌کل تلاش‌هایی که هدف از آن پایان جنگ است، ‌ناکام می‌ماند. حکومت می‌تواند در توافق با احزاب سیاسی هیاتی را برای مذاکره مأمور کند و در آن هیأت نماینده‌گان احزاب سیاسی را هم توظیف کند. حکومت می‌تواند موقف هیات را هم در تفاهم با احزاب سیاسی تعیین کند.

اگر طالبان حاضر به تفاهم با حکومت وتمام نیروهای سیاسی نشوند و برجنگ و تحمیل طرح خود اصرار کنند،‌ بی‌ثباتی دوام می‌کند. دوام بی‌ثباتی پی‌آمد‌های ناخواسته‌ای دارد که کسی نمی‌تواند آن را حدس بزند. افغانستان همسایه‌ی کشورهای رقیب در جنوب آسیا است. ایران هم که رقیب قدرت‌های دیگر شرق میانه است،‌ در غرب افغانستان واقع است. تجربه نشان داده است که در دوران بی‌ثباتی، رقابت‌های کشورهای دیگر به شکل خونین به افغانستان می‌آید. هیچ بعید نیست که در صورت دوام بی‌ثباتی گروه‌هایی شبیه داعش از سوی برخی از قدرت‌های خاورمیانه در افغانستان حمایت شوند. این وضعیت را در عراق هم شاهد بودیم. بسیاری از قبایل اهل سنت عراق با بغداد که مورد حمایت امریکا بود، ‌در جنگ بودند،‌ ولی دیده شد که القاعده از این وضعیت استفاده کرد و بعد شاخه‌ی انشعابی القاعده در عراق که عبارت از داعش بود، ‌از آن‌جا سر برآورد و وضعیت از حیطه‌ی اشراف قبایل سنی مذهب بیرون شد.

البته برخی از قبایل سنی در سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ با درک وضعیت،‌ هشیاری به خرج دادند و با بغداد آشتی کردند، ‌اما دوام بی‌ثباتی زمینه را برای شاخه‌ی القاعده در عراق و گروه داعش فراهم کرد. شاخه‌ی القاعده در عراق حتا زمانی که نسل اول رهبران این سازمان زنده بودند، ‌از هسته‌ی مرکزی سازمان اطاعت نمی‌کرد. جنگ طالبان در افغانستان هم در بسیاری از محافل تندرو این باور را القا کرده است که آنان می‌توانند در برابر دولت‌ها و گروه‌های رقیب بجنگند و دوام بیاورند.

هیچ بعید نیست که در صورت دوام بی‌ثباتی،  قدرت‌های منطقه‌ای رقیب، افغانستان را به میدان جنگ گروه‌های تندرو رقیب بدل کنند و حتا این جا بدل به میدان جنگ‌های فرقه‌ای شود. در آن صورت طالبان هم دیگر نمی‌توانند که بر تمام جبهه‌ی گروه‌های جهادیست کنترول داشته باشند. ظهور داعش زنگ خطر جدی است. دوام بی‌ثباتی می‌تواند سبب عراقی شدن بخش‌هایی از افغانستان شود.

هشت صبح

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentar schreiben

Kommentare

  • محمد (Montag, 26. November 2018 11:03)

    ومحترم لیکوال صاحب ته احترامات، د ملي یووالي د ناقانونه رژیم د انحلال وروسته د افغانستان څخه عراق نه جوړیږي. په دوه دلیله! یو دا چي په عراق کي د صدام رژیم څو لسیزي زوړ رژیم وو چي عراق یې د ځمکي څخه اسمان ته خیژولئ وواو دا رژیم فقط د بهرنیو دولتونو د ګټو او اړتیاوو په خاطر د بهرني مداخلې په درشل کي منحل کړل سو، حال دا چي د ملي یووالي حکومت هم د افغانانو لپاره او هم د بهرنیانو لپاره یو نامشروع جوړښت دئ چي داخلیان او بهرنیان دواړه ورته حیران دي چي د نړیوالي ټولني تر سږمو لاندي په داسي مسخره طریقه هم حکومت رامینځ ته کیدای سي؟ په هیواد کي ښکیل ټول داخلي او بهرني ځواکونه ددې حکومت پر لغوه کیدو باندي صلاح سوي دي. دوهم دلیل دا چي د صدام د رژیم سقوط یواځي د یوه حکومت سقوط نه وو بلکه داسي یوه بهرنۍ هڅه وه چي د هیواد واک د سني عربو څخه وشیعه فارسیانو ته انتقال کړي. عراق چي تل عرب سني هیواد پاته سوئ دئ اوس د یوه فارسي شیعه هیواد شکل ورکول کیږي نو طبعي خبره ده چي بیثباتي به پکښي رامینځ ته کیدل. او په افغانستان کي خو د هغه اشتباه د جبران هڅي رواني دي، کومي اشتباه چي عراق د بیثباتي خوا ته یووړ. تر کومه پوري چي د اولسونو د بمبارولو، وژلو او ربړولو خبره ده، نو که په دې طریقه سره واکمنان د خپلي واکمني دورانیه اوږدولای سي نو ډاکټر نجیب به د خپل واک مده غزولې وای. دا مدرسه بمبار کړه یا د علماوو په غونډو کي چاودني وکړه، ټول د پروتي لغتي دي چي هیڅ چا ته هیڅ ګټه نلري

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind