09.08.2017 (18.05.1396)

آیا روحانی ودولتش بچه نوع انتخاباتی مصروفند

که درنتیجۀ آن تهدیدات خودرا درافغانستان عملی کنند ؟؟؟
نویسنده بزبان ملی پشتو: چناب محمدعارف رسولی

 ترجمۀ آزاد بزبان ملی دری: سیدخلیل الله هاشمیان

   چندروزقبل زعیم ایران حسن روحانی دریک کنفرانس جهانی درتهران به ارتباط جریان وتوزیع سکتورآبهای بین المرزی، بالای افغانستان تهدید شدید نمود. موصوف پطورصریح وپوست کنده گفت که بندهای آب کجکی، کمال خان وسلما درافغانستان برای ما قابل قبول نمیباشند- ایران بدون درنظرداشت علایق تاریخی وهمسایگی با افغانستان وهم بخاطرتفوق پسندی منطقوی (هیژمونی) خود، وهم در سطح بین المللی بمنظور تامین اهداف خود، همیشه خواسته تا در امورداخلی افغانتسان مداخله ودست درازی کند.

   هنگامیکه همکاریهای اقتصادی ومنافع مشترک کشورهای یک منطقه با هم گره خورده باشند، چنانکه دراروپا ودیگر کشورهای چهان رایج است، بمنظور ایجاد اقتصاد وصنایع مختلط، چنان فابریکات بزرگ تاسیس میکنند که شاخه هاو شعبات آن درتمام کشورهاموجودمیباشد وتبادلات تجارتی دربین خودشان صورت میگیرد، سیستم مشترک انرژی و مواصلات میداشته باشند، مارکیت های مشترک وقوانین ومقررات قوی وقابل تطبیق میداشته باشند وتمام کشورهای منطقه ازبرکت اینچنین تساند وهمکا ری متقابل ازثبات واستقرار وامنیت برخوردارمیگردند؛ بنابرآن مداخله ودست اندازی به امورداخلی یکدیگر یا اربین میرود ویا بیخی ضعیف وکمزورمیباشد- درغیر آن، بی ثباتی در یک کشور بالای سایر کشورهای منطقه اثرات منفی و فلج کننده میداشته باشد.

  امادرحال عدم وجودشرایط فوق الذکر، کشورهای قدرت مندمنطقه بالای همسایگان کمزورخودازمداخله ودست اندازی گرفته تاتابع ساختن آنها، عقب مانده ساختن آنها، وهم ازسیاست مداخله ودست اندازی درامور سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آنها دریغ نمیکنند. این کشورهای قدرتمندمنطقه سعی میکنندکه رول منطقوی وجهانی آنها بیشترگرددتابتوانند کشورهای ضعیف منطقه راتابع خودسازند وهم بتوانتد درمیدان نیرنگ بازیهای جهانی کشورهای ضعیف رابا ابرقدرت هامعامله وبفروش برسانند، وازین طریق منافع ستراتیژیک خودراتامین نمایند.

  به اساس همین فورمول است که کشورهای ایران وپاکستان  هردوی شان عین پالیسیی را بالای افغانستان تطبیق میکنند، زیرا جنگهای تحمیلی ودرازمدت ازجانب بیگانگان همراه بادیگر شاریدگیهای داخلی درافغانستان، سبب شده که این دوهمسایۀ افغانتستان نمیخواهند جنگ درافغانستان بزودی خاتمه یابد وافغانها بپای خودایستاده شوند. همسایه ها میدانندکه نهادهای قوی ملی درافغانستان هرگزبکسی اجازه نمیدهندکه منافع ملی کشورمارا با آنها معامله کنند، بنابرآن نمیخواهندونمیگذارند که دروطن ماثبات استقراریابد، تابتوانیم نهادهای ملی خودرامتحدومستحکم سازیم- آنهامیدانند که اگر درافغانستان ثبات رونماگردد ونهادهای ملی متحدشوند، آنگاه برای تامین منافع ملی افغانستان دانشمندان کارفهم سربلندمیکنند وهم در ین راه تربیت میشوندکه درنتیجه افغانستان توان مالی پیدامیکند وازمنابع طبیعی خود، بشمول آب، به درستی وعلمی مراقبت ومدیریت خواهدکرد، وبرای انکشاف آنها به اساس قوانین بین المللی اهتمام نموده، افغانها ازثروت سرشار منابع طبیعی خود برای ترقی وپیشرفت اقتصادی واجتماعی کشور کارمیگیرند.  

  ازین خاطراست که این دوهمسایه همیشه شخصیت های ضعیف وخاین را درتحت ذره بین سازمانهای جاسوسی خود تربیت میکنند وپول وافر میدهندتا امنیت ونظام مارا ضعیف ساخته به شکست مواجه سازند- هردومملکت سعی میدارند تادرکشورمااختلافات قومی  ولسانی رادامن زنند وآتش نفاق رابرافروزند و وحدت ملی را متفرق سارند، تابتوانند درپس پرده اهداف ناپاک خودرا تطبیق وتامین کنند.

  اکنون روحانی میگویدمن از تهدید کارمیگیرم !  

  اماچرااین حسن روحانی که مانند همیشه درظاهر دوستی ودر باطن دشمنداری را با افغانستان درپیش انداخته، اکنون به اینجنین تهدید واضح وبرآلا پرداخته است ؟ بعضی کارآگاهان فکر میکنند که اکنون در رژیم ایران مشکلات داخلی رو نما گردیده و روبه تزئید میباشد؛ بنابرآن حسن روحانی وکمپ طرفداران او با پیشوای مذهبی ایران و طرفداران او دست وگریبان شده، لهذا روحانی میخواهد که اذهان عامه مردم خودرا ازمناقشات داخلی به تهدیدات موهوم ساخت خودش بالای افغانستان متوجه سازد- درگذشته ها اراکین دولت ایران مردم خودرا با شعار(شیطان بزرگ) مصروف میساختند وبازی میدادند، امااکنون روحانی میخواهد خودرا در اختفا با غرب نزدیک بسازد ولهذا ازشعار قبلی کارنمیگیرد.

  چراروحانی افغانستان را انتخاب کرد؟ ایرانیها ازدهۀ اخیر میلادی (2010)به اینطرف بازیگران قوی سیاسی را بحیث ایجنتهای خاص دراختیارخودداشتند وازنفوذوسیع فرهنگی نیز برخوردادربودند- ازهمین جهت بودکه باوجود موجودیت قوی جامعۀ جهانی درکابل ، ازهرنوع اقدامات مخفی وعریان ایران درافغانستان بطور بیشرمانه چشم پوشی میشد. ایرانیها درامتداد چند دهۀ اخیرکه وقت کافی داشتند تا بااستفاده ازاجیران قوی، نفوذ وسیع فرهنگی، شعارهای اغواکننده، پول ورشوت خیلی زیاد ودپلوماسی ماهر، وازطریق بکارگماشتن یک گروه خاص، تاتوانستند درکاسۀ شهد افغانها زهرانداختند.ایرانیها مزدوران خودرا با مهارت خاص درکشورما تقویه کردند، درشاهراه فرهنگ، هویت ملی ووحدت ملی ما سنگ انداختند- ازساختمان بندهای آب وسکتور آب برای زراعت وسرسبزی د رافغانستان جلوگیری کردند، همه اهداف ستراتیژیک خودرادرکشورمابدست آوردند، بنابران درتحت چنان شرایط ضرورت یچنان تهدید واضح وبرآلا بیک کشور همسایه وجود نداشت – اما اکنون چنین معلوم میشود که درنزدایرانیها این ترس ایجادشده که شاید دست آورد ستراتیژیک گذشتۀ خودرا درافغانستان ازدست بدهند.  

نظام خداوند عزوجل وخالق کایتات اینطوراست که قدرت های حریص ومتعرض ازهرقدر تدبیر خوب کاربگیرند، درانجام پادرگل می مانند وناکام میشوند : ""ملخک ملخک جستی، آخر بدستی !"" – اگر ایرانیها درافغانستان به گروه های خیرخواه وسالم دست اسلامی درازمیکردند وبه آنها کمک میکردند تادراستقرار ثبات درافغانستان کارکنند، درقلب افغانها منافع مشروع ستراتیژیکی وموقف ایران بحیث یک کشورمسلمان وهمساته  رور تا روز مستحکمترمیشد- اما چنانکه گفته اند"بارکج بمنزل نمیرسد"، شعارهای کاذب ایران نیزمانند شعارهای کاذب پاکستان اغواکننذه از آب برآمد- اکنون به غیر ازچند اجیرفروخته شده، درنزد تمام اقشار، اقوام و مناطق داخل افغانستان این موضوع، یعنی شیطنت ایران، روشنتر ار آفتاب برملا شده، وحتی دولت و دولت مردان افغانستان نیر به آن پی برده اند- اکنون درنزد ایرانیها واضحا این تشویش ایجاد شده که احتمال دارد موقف خوب چنددهۀ گذشتۀ خودزا درافغانستان  از دست بدهند، بنابران اکنون سعی دارند مداخلات ودست اندازیهای بیشرمانۀ خودرا بیشترتوسعه دهند وتقویت نمایند وازطریق ایجاد تهمت وبهانه بکارهای بیشر مانۀ خود مشروعیت بخشند.

   تصورمیرود ایرانیها فهمیده اندامکان زیادوجودداردکه افغانستان بزودی بپای خود ایستاده شود وارمنافع نامشروع ایران  درخاک خودجلوگیریی نماید- چنان علایمی  بنظزمیرسند که اکنون یکعده عناصرذیل الذکر ثبات درافغانستان  باهم دست همکاری واتحاد داده اند:

  1 ) تکنوکرات های قابل اعتماد جهانی ارکارشناسان آرموده وشناخته شدۀ پیشرفت وترقی که بسویۀ ملی در قلب افغانها جادارند، یعنی درتحت قیادت  رئیس جمهوراشرف غنی وداکترصاخب عبدالله عبدالله، که درمشارکت با همدیگربرای  دوام وکامیابی حکومت وحدت ملی کارمیکنند(اگرچه با مشکلات زیاد روبرومیباشند)، اماپلانهای طویل المدت  وستراتیژیک آنهاازحمایت روزافزون ملت افغان برخورداراست ، چنانچه یک وکیل درپارلمان ایران چندروز قبل (برخلاف ادعای یک عده افغانها) گفت که اشرف غنی راخوب میشناسد که شخص دارای استعداد میباشد واگرماندگار شود افغانستان رابجایی خواهد رساند.

2 ) درسطح ملی وبین المللی از برگشت حکمتیار صاحب، رهبرپُرنفوذ حزب اسلامی بکایل وانعقاد پیمان صلح او با حکومت افغانستان تقدیر وپشتیبانی شده است.          

 3 ) یکبار دیگر بعدازچند سال ومشکلات زیاد، دربین زعامت دو لتی افغانستان وقدرتهای بزرگ بین المللی وسازمان        های ترقیخواه جهانی اتحادنظر واعتماد متقابل  ایجادشده است.

4) نسل جدید وجهش طلب افغانستان وکادرهای تحصیلیافته  ومورد نیاز روزتاروز رو به تزئید میباشند.

5) باوجودخستگی طبقات عامۀ افغانستان ازجنگ تحمیلی 40 ساله، توکل مردم مسلمان افغانستان بخداوئد (ج)، تحمل وصبرعظیم آنها بمقابل مشکلات وناملایمات، مقاومت عظیم وحیران کنندۀ این ملت شریف برای دفاع از نوامیس ملی، وتسلیم نشدن به دشمن که عنعنۀ ملی وتاریخی آنها میباشد.

6) رمان وروزگار اجیران ایران درافغانستاتن به بیشرمی و رسوایی انجامیده وسبب دوری افغانها ازایرانیها شده، البته عوامل زیاددیگری هم وچوددارندکه ممکن است ایرانیها رادرخوف وتشویش اندازد که افغانستان در شاهراه تغییروتحول قرارگرفته وآنها نمیتوانند این ارادۀ افلغانها را تغییربدهند.

انتخابات ایران به ضد افغانستان !   

سو ال دیگر اینست که روحانی و دولت ایران بالای چنان انتخاباتی کار میکنند که اگر خئداناخواسته تهدید خودرا عملی کنند، افغانستان راازحقوق مشروع اش محروم ساخته ویا نظام کتونی را که خارچشم شان میباشد ازپا درآورند. ممالک حربص ومتعرض هنگامیکه خواسته باشند دروطن شمااز یک پیشرفت ستراتیژیک جلوگیری نمایند، ازاتواع امکانات و دسیسه های تخریبی مخفی وغیرمستقیم کار میگیرند، مثلا درداخل وخارج بادشمنان قسم خوردۀ کشورتماس میگیرند وآنها را باخودهمدست میسازند تاازین طریق نظام کشور شما راکه خارچشم آنهاست سقوط دهند ویا بمشکلات زیاد مواجه سازند تا آنرا ازپیشرفت واهدافش متوقف گردانند. انگلیبسها درعصر سلطنت اعلحضرت امان الله خان و روسها دردورۀ جمهوریت شهید محمدداودخان همین کار راکردند. ایندو ابر قدرت وقتی منافع خودرادرمنطقه به خطردیدند ازطریق استخدام وهمکاری دست نشانده های داخلی خود، هردونظام سلطنت وجمهوریت رادرافغانستان به سقوط مواجه ساختند.

 اکنون نیزاین امکان وجوددارد که ایران سعی وکوشش زیاد بخرچ دهدتانظام فعلی وبرحال افغانستان رایا توسط پاکستان    ویاتوسط کدام کشور  دیگر ویا ازطریق کمک وهمکاریهای دست نشانده های خود بداخل افغانستان بکلی سقوط دهد و ویاحد اقل آن توان وقدرت را ازافغانستان سلب و خنثی سازد که پروژه های ملی وعام المنفعه را بکار انداخته نتواند. ایرانیها سعی خواهندکرد وعلایم وشواهدی هم بنظرمیرسند که آنها مصروف استند تادست نشانده ها واجیران داخلی خودرا توسط پول ،نفوذ فرهنگی ومداخلات سیاسی ونظامی بسیچ نمایند وبکاراندازند،  وتوسط آنها تخریبات را شروع کنند تا خداناخواسته ازین طریقه های خیانت کارانه ودشمنانه بیکی از اهدذاف خودموفق گردند. وضع آن زورآوران تهدیدگر درافغانستان که ایران ازقدیم بالای آنهاسرمایه گذاری کرده وبالای آنها نفوذ زیاد دارد، نشان میدهد که ایرانیها نسبت بسایق  بسیار بیشتر فعال شده وبه دسیسه های جدید متوسل گردیده اند. اگرچه طالبان تعهد کرده اند که پروژه های زیربنایی رادرافغانستان تخریب نمیکنند، اما امکان دارد که ایران از گروه های مسلح دیگر ، ازقییل قاچاقبران مواددمخدر وقاچاقبران آدم ربایی که زنها، اطفال و ثروتمندان را می ربایند، وهم از دست نشانده های دیگر خودکه در سوریه تربیت نظامی شده اند، ازتمام اینها کارگرفته وآنهارا بداخل خاگ پاک افغانستان بگمارند تامشکلات امنیتی ایجادکنند.

ایرانیها میدانند که هرگاه درافغانستان یکی دوپروژه مهم ازقبیل تاپی، کاسا وخط آهن تکمیل وبکار افنتد، فعال شدن این پروژه ها دراستقرارثبات درافغانستان رول عمده بازی میکند، لهذا ایرانیها سعی خواهندکرد که هیچکدام این پروژه های مهم درهیچیک از سکتورهای اقتصادی تکمیل نشود وباایجاد ناامنی وگدودی شاهراه انکشاف اقصادی در افغانستان مسدود گردد.

درمقابل شیطنت های ایران، لطف خداوند قرارگرفته !

در بالایادآورشدیم که الحمدلله اکنون اکثریت عظیم مردم افغانستدان نیات پلید ایران رامیدانند واز آن نفرت دارند. دست نشانده های زیاذ ایران رسوا وافلشا شده وانشاالله چندان چیزی ازدست ایشان پوره نخواهدشد. موجودیت قوای خارجی درکشورآ اکرچه خالی ازضرر نبوده ومضرات دیگری هم دارد، اما درحال حضور قوای خارجی، ایران نخواهد توانست نظام کنونی  داخلی مارا سقوط دهد ویا بمقابل پیشرفت پروژه های مهم اقتصادی ما سد و مانعی ایجاد کند.

افغانستان چه باید بکند  ؟

ماافغانهاباید تهدید های رئیس جمهورایران راجدی تلقی کنیم وبرای خنثی ساختن آن باید  کمکها وپروژه های بزرگ راازکشورهای دوست بکشورخود جلب کنیم تابمقابل این تهدید ها آمادگی کامل داشته باشیم. البته باید بدانیم که این کمکها  راچطور بکار اندازیم،  یعنی ازوقت وفرصت باید حد اعلی استفاده شود. ما می بینیم که بعدازجنگهای طویل المدت عدۀ زیاد  مردم ماناخوان وبیسواد مانده، مهاجرین افغان درکشورهای دیگر هنوز وجوددارند، مردم ماناتوان شده وهم درتعصبات قومی آغشته شده، و رویهمرفته ازلحاظ اقتصادی، سیاسی واجتماعی به پس ماندگی مواجه شده ایم. ازجانب دیگرمتاسفانه ارزش های ملی ما ضعیف وکمزور شده وبه دشمنان افغانستان فرصت مساعدگردیده تا از طریق شعارهای اغواکننده یکتعداد مردم مارا تحت تاثیر تبلیغات زهرآلودخود قرار دهند وازین طریق اهداف ودسیسه های دشمنانۀ خودرا تطبیق بنوانند. بنابرآن درمقابل این چنین تهدیدات صریح و برآلای ایران ، آنهم بالای آبهای کشورخودما، درحالیکه همۀ این آبها ودریاها ارمنابع سرزمین خودما سرچشمه گرفته وجریان دارند، برای ما ودرنزدما افغانها حداقل باید این درس عیرت فراهم شود که چهره واهداف اصلی همسایگان مُغرض وفتننه انگیزرابمردم خودافشا ورسوا سازیم، تامردم افغانستان ازین چالها وودسیسه ها باخیر شده، سطح د انش عامه را بالاببریم تا پلانهای شوم ودست اندازی و   مداخلۀ خارجیان را خنثی ووحدمت ملی  خودرا بیشتر قایم ومستحکم سازیم.

بیانات روحانی وترساندن های او وخارجیان دیگری ماننداو، برای ماافغانها این فرصت واین درس عبرت را مهیامیسازد  که درخاک خود دربین زعمای خاین و وفاداربه منافع  ملی تشخیص و شناخت بهتری حاصل نمائیم، یعنی دوست ودشمن خودرابشناسیم؛ آنهایی که از رژیم ایران پول ورشوت بدست آورده اند، آنها نمیتوانند بمقابل بادارخود با چهره وموقف ملی وافغانی ایستاده شوند، بلکه با چشم ودهان پُت ایس تاده میشوند، آغا بلی میگویند ویک موقف سُچۀ ملی وافغانی گرفته نمیتوانند وازمنافع ملی خود حمایت ودفاع نمیتوانند. این نوع شناخت وتشخیص از اجیران خارجی به افغانها کمک خواهد کردتانوکران ایران را بملت افغان رسوا وافشا نمایندوآنها را از قطار ملت بیرون سازندتا دیگر ننوانند لاف و پتاق دروغین وطندوستی را سردهند  ویا بیرق ملی را به سینه زنند، درحالیکه هنوز هم مزدور بیگانه میباشند.

آن آب ها ودریاهائیکه از یک کشوربکشور دیگر سرازیر میشوند، جنبه های حقوقی این جریان بسیار مغلق وپیچیده است، وبعضی اوقات این موضوع به حکمیت های بیطرف  وجهانی سپرده میشود- بنابران ازحقوق خود دفاع کردن مستلزم دانش، تخصص، وحدت ملی، حکومتداری خوب، واستقرارثبات میباشد.  حق آبه یا حقوق آب ها ودریاها در یک کشور ازطریق مباحث خشک و مدعیات بی بنیاد ممالک دیگر بجایی ر سیده نمیتواند، بلکه باید توسط اشخاص وارد ومسلکی یا از طریق  دپلوماسی  وقوانین بین المللی مربوط به آبهای مرزی، علم انجنیری آب و هیدروجن، محافظت محیطی، ارزشهای اقتصادی  ومسائل مماثل دیگر سنجش وارزیابی شود وهم درین رشته ها اشخاص فنی ومسلکی تحت تربیه گرفته شوند- بداخل مملکت خودما درنهادهای مورد احتیاج ونیازملی، باید سرمایه گذاری  های وسیع صورت بگیرد  تا توانمند شوند و بیشترمورد اعتماد ملت قراربگیرند و هم قوی وتوانا شوند تاازمنافع علیای کشورحمایت ودفاع  بتوانند ودرمقابل تهدیدات بیگانگان بطورذ علمی ومسلکی جواب گفته بتوانند.

اگرافغانها واقعا خواسته باشند درچنین مسایل منطقوی ازحقوق مشروع خود حمایت ودفاع نمایند، پس هرافغان مجبور است وباید به موضوع وحدت ملی بمثابۀ تخم چشم خود اهمیت قایل باشد، زیرا در صورت فقدان وحدت ملی، افغانها نمیتوانند درمقابل همسایه های حریص ودسیسه کار، بحیث یک صف مستحکم ایستاده وموفق شوند.

به آرزوی یک افغانستان آسوده وآرام، خودکفا وسر بلند، که بتواند ازحقوق مشروع خودحفاظت و دفاع کند.

محمدعارف رسولی – سیدخلیل الله هاشمیان

یادداشت مترجم : مقالۀ جناب رسولی صاحب در بارۀ تهدیدات اخیز ایران آنقدر جامع، مستند و مدلل است که من خواستم دری زبانهای افغانستان نیز آنرا بخوانند وامید است افغانهای وطندوست به نکتۀ مرکزی این مقاله که درمقابل یک همسایۀ حریص و دسیسه ساز باید به  ضرورت وحدت ملی ملتفت شویم، توجه فرمایند. باعرض احترام-هاشمیان

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Es sind noch keine Einträge vorhanden.