18.12.2018 (27.09.1397)
آیا امریکا اشتباه روس را تکرار می‌کند؟
فردوس

مذاکره‌ی نماینده‌گان طالبان با دیپلومات‌های امریکایی در حضور مقام‌های عربستانی، ‌اماراتی و پاکستانی در ابوظبی، گفت‌وگوهای دیپلومات‌های روسی با نماینده‌گان تنظیم‌های شوروی را در ریاض به یاد می‌آورَد. دیپلومات‌های شوروی هم در سال ۱۹۸۹ و در آستانه‌ی خروج نظامی از افغانستان،  با نماینده‌گان تنظیم‌های ضد شوروی برای اولین بار در ریاض و بعد در کشورهای دیگر دیدار کردند تا از آنان تضمین امنیتی بگیرند و اطمینان حاصل کنند که در فردای خروج شوروی،  جنگ از رودخانه‌ی آمو به آن طرف نمی‌رود. در آن زمان پاکستان اجازه نداد که نماینده‌گان تنظیم‌های ضد شوروی در مذاکرات ژنیو شرکت کنند. در آن مذاکرات پاکستان و دولت وقت افغانستان زیر نظر امریکا و شوروی مذاکره کردند تا زمینه برای خروج ارتش سرخ فراهم شود. ولی اتحاد شوروی در همان زمان، ‌ مذاکرات محرمانه و بعد علنی با نماینده‌گان و رهبران تنظیم‌های ضد شوروی داشت تا امنیت مرزهای جنوبی‌اش را تضمین کند.

شوروی پس از سپتامبر سال ۱۹۹۱ هم مذاکره با تنظیم‌های ضد شوروی را آغاز کرد و حتا یک هیات از رهبران تنظیم‌ها را در مسکو پذیرفت تا در صورت سقوط حکومت نجیب، تنظیم‌هایی که علیه ارتش سرخ شوروی جنگیده بودند، ‌جنگ را به آسیای میانه نیاورند. در آن زمان هم تنظیم‌های ضد شوروی به این باور بودند که جنگ با ارتش سرخ یک تکلیف دینی است. تنظیم‌های ضد شوروی در آن زمان هم روایت جنگ مقدس را یدک می‌کشیدند. از آن جایی که روایت جنگی دینی بود نه میهنی، ‌شمار زیادی از افراد اسلام‌گرا و دارای افکار تندروانه‌ی مذهبی از سراسر جهان به افغانستان آمدند و این امر موجب تشکیل القاعده شد. در آن زمان برخی از کشورهای منطقه از جمله پاکستان روی تشکیل یک ارتش گوریلایی چند ملیتی ضد شوروی سرمایه‌گذاری کردند و تصور می‌کردند که در فردای خروج شوروی هم از آن می‌توانند استفاده کنند. شوروی‌ها در آن زمان حتماً معلومات دقیق در این مورد داشتند و تلاش می‌کردند که تنظیم‌ها و پاکستان،  برای آنان در صورت خروج از افغانستان تضمین امنیتی بدهند.

برخی از رهبران تنظیمی و نماینده‌گان آنان در مذاکره با شوروی‌ها برای مسکو تضمین امنیتی دادند. حتا پاکستان، ‌عربستان و کشورهای دیگر هم به شوروی اطمینان داده بودند که در فردای خروج ارتش سرخ از افغانستان یا سقوط حکومت داکتر نجیب، نیروهای بنیادگرا از رودخانه‌ی آمو نمی‌گذرند. اما هیچ کدام این تضمین‌ها عملی نشد. پس از سقوط داکتر نجیب نیروهای بنیادگرا از رودخانه‌ی آمو گذشتند و تقریباً تمام تنظیم‌ها به نیروهای بنیادگرای ضد روسی کمک کردند تا از رودخانه‌ی آمو بگذرند. به همین دلیل بود که جنگ تا کرانه‌های رود اورال رسید. نیروهای روسی مجبور شدند که با چریک‌های بنیادگرای ضد روسی در داغستان و چچن بجنگند. با روی کار آمدن طالبان در افغانستان، ‌ فعالیت‌های چریکی و نفوذ نیروهای بنیادگرا به آسیای میانه بیش‌تر شد.

شوروی که پس از سپتامبر سال ۱۹۹۱ در حال جان کندن بود، ‌ تصمیم گرفت اعلام کند که دیگر به حکومت داکتر نجیب کمک نمی‌کند. مسکو در آن زمان اعلام کرد که با تلاش‌های سازمان ملل متحد برای رسیدن به یک راه‌حل سیاسی همکاری می‌کند. علاوه بر این روسیه با سران تنظیم‌ها مذاکره کرد تا تضمین امنیتی بگیرد. در آن زمان شوروی در حال مرگ بود و بسیاری‌ها تصور می‌کنند که غیر این هم نمی‌توانست بکند. در آن زمان پاکستان با بی‌علاقه‌گی قدرت‌های بزرگ به افغانستان تصمیم گرفت که در ظاهر از تلاش‌های سازمان ملل متحد برای رسیدن به یک راه حل سیاسی در افغانستان همکاری کند، ‌ولی در خفا یکی از تنظیم‌های مشهور را کمک کند تا کابل را به زور بگیرد. پیتر تامسن یکی از دیپلومات‌های کارکشته‌ی امریکایی نوشته است که پاکستان تمام ذخایر موشک‌های سکر را در اختیار یکی از تنظیم‌ها گذاشت تا به کابل لشکرکشی کند. عواقب فروپاشی دولت در جغرافیای افغانستان، ‌ دردسرهای جدی امنیتی برای  قدرت‌های بزرگ آفرید. ۱۱ سپتامبر هم ریشه در فروپاشی دولت در جغرافیای افغانستان داشت.

امروز هم پاکستان و حامیان دیگر طالبان تلاش می‌کنند تا حوادث سال ۱۹۹۱ و ۱۹۹۲ به نحوی تکرار شود. تلاش می‌شود که امریکا با نماینده‌گان طالبان مذاکره کند و تضمین امنیتی بگیرد. یک مقام پاکستانی به  صدای امریکا گفته است که طالبان خواستار اعلام تاریخ مشخص برای خروج کامل نیروهای امریکایی و ناتو هستند. بعید نیست که پاکستان و دیگر کشورهای که به طالبان نفوذ دارند‌،  به امریکایی‌ها بگویند که در صورت خروج نظامی آنان از افغانستان، ‌ اسلام‌آباد از جانب طالبان تضمین می‌کند که مشکل امنیتی برای ایالات متحده ایجاد نمی‌شود. اما نه پاکستان و نه هیچ کشور نمی‌تواند امنیت کشورهای غربی را در صورت خروج بی‌وقت ناتو از افغانستان تضمین کند. روسیه در سال ۱۹۹۲ به این تضمین‌ها اعتماد کرد و نتیجه نگرفت.

از آن‌جایی که زلمی خلیل‌زاد نماینده‌ی ویژه‌ی امریکا برای پایان جنگ افغانستان یک دیپلومات کارکشته است و آشنایی عمیق با منطقه دارد، ‌ بعید است که واشنگتن اشتباه روسیه را تکرار کند. زلمی خلیل‌زاد عضو هیأت امریکا در مذاکرات ژنیو بود و پی‌آمدهای توافق‌های شتاب‌زده را می‌داند. امریکا در موقف شوروی سابق نیست. امریکا محدودیت‌های قدرت نظامی و سیاسی‌اش را درک کرده است، ‌ با آن هم زیر فشار شدید نظامی و اقتصادی به دلیل جنگ افغانستان نیست. این امر برای امریکا قدرت چانه‌زنی بیش‌تر می‌دهد.

تنها راهی که می‌تواند پایان جنگ را تضمین کند، ‌ گفت‌وگو میان کابل، ‌طالبان، ‌کشورهای منطقه و قدرت‌های بزرگ است. باید دولت افغانستان در هر نوع مذاکره‌ای دخیل باشد و تصمیم در مورد تغییر مأموریت نیروهای بین‌المللی به پایان روند صلح موکول شود.  در قدم اول باید توافق پایان جنگ بین طالبان و کابل به میان بیاید و قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای آن را تضمین کنند. در پایان تطبیق این توافق، ‌ باید دولت افغانستان و کشورهای عضو ناتو در مورد شکل ماموریت نیروهای بین‌المللی در صورت ختم جنگ مذاکره کنند.

اگر مذاکره‌ی امریکا با طالبان به وساطت کشورهایی که امارت طالبان را قبل از ۱۱ سپتامبر به رسمیت شناخته بودند،  سرنوشت ماموریت بین‌المللی را در افغانستان تعیین کند، ‌جنگ به پایان نمی‌رسد. در آن صورت نیروهای سیاسی دیگر، احساس خطر می‌کنند و آماده‌ی جنگ می‌شوند.
هشت صبح

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind