11.08.2018 (20.05.1397)
آيا محترم داکتر محمد اشرف غنى واقعاً يک فاشيست و قوم گرا است؟

نوشته: عبدالفتاح روفي

پيشگفتار

من از نوشتن مقالات و بنشرسپردن آنها در رسانه ها و سايت هاى اينترنتى خيلى ها پرهيز مينمايم چون نه من خود و نه کدام عضو فاميل من در چوکات دولت و حکومات افغانستان صاحب کدام منصب و مقامِ بوديم و نه بنفع کدام جريان و حزب سياسى فعاليت داريم . اما من خود و اعضاى فاميل من از همان آغاز جنگ و بحرانها در افغانستان مانند ميليونها افغانِ خاموشِ که فرياد شانرا کسى نميشنود ،  هستى شانرا لگد مال و کلبه هاى غريبانه و گِلى شان را ويران ساخته و ميسازند ، قربانى گشته ايم و از خرمستى هاى نيشگان و تشنگان قدرت و نابخردان تفرقه افروز به بينى رسيده ايم .

چيزيکه من را واداشت تا خاموش نمانم و بنويسم همانا توهين ها و تحقير هايى است که افغانها در مقالات شان ناسزا نثار يکديگر و اقوام يکديگر مينمايند. محتواى اين مقاله بر محور استعمال کلمات زشت قبيله گرا ، قوم گرا و فاشيست خواهد چرخيد که افغانها در مقالات و تبصره هاى خويش به آدرس هاى يکديگر با بسيار سبکسرى و بى باکى بکار ميبرند.

استعمال کليمات زشت قبيله گرا ، قوم گرا و فاشيست به آدرس محترم داکتر محمد اشرف غنى ، جلالتمآب رئيس جمهور فعلى افغانستان ، نيز صورت ميگيرد. من با جناب محترم داکتر محمد اشرف غنى هيچ نوع شناختِ شخصى ندارم ، نه در تيم انتخاباتى ايشان بودم و همچنان نه براى برگزيدن ايشان براى کُرسى رياست جمهورى افغانستان رآى داده ام. همچنان جناب ايشان ميتوانند از خود بخوبى دفاع نمايند و من کدام وکيل مدافع ايشان نيستم .

اما از روزيکه داکتر محمد اشرف غنى خود را براى احراز نمودن کُرسى رياست جمهورى افغانستان کانديد نمودند ، از همان آوان مقالات زيادِ در ارتباط به شخصيت ، کرکتر، درجه تحصيل ، کارنامه ها و تجارب کارى ايشان برشته تحرير آورده شده اند.

هواخواهان ايشان ، ايشان را شخصيت دانشمند، با دسپلين ، زحمتکش و پر کار و داراى بصيرت سياسى معرفى مينمودند و مينمايند.

بد خواهان ايشان ، و بخصوص کسانيکه در حکومت ايشان يا چوکى خود را از دست دادند، يا با وجود تالاشهاى انتخاباتى با کدام چوکى و مقام مورد نوازش ايشان قرار نگرفتند ، يا در حکومت آقاى غنى منافع کاملاً شخصى ايشان در معرض خطر قرارگرفتند يا از دست رفتند، ايشان را يک آدم عقده مند ، عصبانى و بدگزاره معرفى مينمايند و حتى کليمات فاشيست و قومگرا را نيز ايثار ايشان مينمايند.

هرچند ادعا ميشود که افغانها خود اين مقالات و تبصره ها را برشتهِ تحرير نمى آورند ، بل حاصلِ کارِ کارمندان مديريت هاى است که در چوکات سازمانهاى استخباراتى کشور هاى منطقه و جهان فعاليت مينمايند. کار اصلى آن مديريت ها همانا ايجاد تفرقه بين افغانها و شکستن وحدت ملى شان ميباشد تا از منابع سرشار طبعى و موقعيت جيوپولتيک يا جغرافيايى ­ سياسى افغانستان منفعت هاى خيلى ها کلانِ ببرند. اما مقالهِ محترم محمد عوض خان نبى زاده ، منحيث مُشت نمونه خروار ، که با عکس مقبول جناب ايشان مزين شده است و در يکى از سايت هايکه از طرف يکعده از وطنداران عزيز ما گردانندگى و مديريت ميشود بنشر سپرده اند، شايد کار يکى از کارمندان مديريت هاى فوق الذکر نباشد ، بل تراوش دماغ جناب خود ايشان باشد. عنوان مقاله جناب نبى زاده صاحب از قرار ذيل است :

سیاست شوم ونفاق برانگيز حکومت وحدت ملی

اگر عنوان فوق الذکر را در Google جستجو نمايد، ميتوانيد باز نمايد و مطالعه بفرمايد.

مقالهِ من تبصره بالاى آن مقالات است که داکتر محمد اشرف غنى را طى آنها قومگرا و فاشيست پنداشته اند ، تا ببينيم که ايشان واقعاً قومگرا و فاشيست هستند و کدام اجنداى ديگرى به جز از گرفتن قدرت ، امتيازات و صلاحيت ها از غير پشتونها و تفويض آن امتيازات و صلاحيت ها را به پشتونها ندارند ، يا اينکه ايشان داراى وسعت نظر در ادارهِ کشور و بصيرت سياسى براى آينده کشورش ميباشند.

تحليل

فاشيزم چيست و فاشيست کيست ؟

فاشيزم از کليمهِ فاشيزموِ (Fascismo) ايتاليوى اقتباس يافته است. طبق تعريفاتِ که در انترنت براى فاشيزم ارأ شده اند ، فاشيزم يک شکلِ از ملت پرستى يا ناسيوناليزم است که استوار بر اقتدارگراى استبدادى ميباشد. ديکتاتورى بسا خشن سياسى ، سرکوب اجبارى مخالفان سياسى ، کنترول صنعت و تجارت ، مخالفت با ليبراليزم ، مارکسيزم و انارشيزم از خصايل برجستهِ فاشيزم ميباشند.

بنااً فاشيست کسى است که يک ملت پرست يا ناسيوناليست اقتدارگراِ مستبد باشد ، يک ديکتاتور بسأ خشن سياسى باشد، مخالفان سياسى خود را با جبر سرکوب نمايد ، کنترول صنعت و تجارت را در کشور خويش بنفع خودش تحت کنترول خويش داشته باشد ، با ليبراليزم ، مارکسيزم و انارشيزم مخالفت ورزد.

از تعريفِ که فوقاً ارأ شد بخوبى ميتوان استنباط کرد که کدام يک از بازيگران سياسى افغانستان ، بخصوص بازيگرانيکه بعد از سال ١٩٩٢ در صحنهٔ سياسى افغانستان رول بازى کردند ، فاشيست و پيرو فاشيزم بود و است.

شما خود قضاوت نمايد و بگويد که کدام يک از خصايل فوق الذکر، نظر به شناخت که شما از شخصيت و برداشتِ که از اسلوب حکومتدارى جناب محترم داکتر محمد اشرف غنى داريد با شخصيت و طرز حکومتدارى ايشان مطابقت دارد؟  

آيا داکتر محمد اشرف غنى يک ملت پرست يا ناسيوناليست اقتدارگراِ مستبد است؟

آيا داکتر محمد اشرف غنى يک ديکتاتور بسأ خشن سياسى است؟

آيا داکتر محمد اشرف غنى مخالفان سياسى خود را با جبر سرکوب مينمايد؟

آيا کنترول صنعت و تجارت را در کشورش بنفع شخصى و خانوادگى اش تحت کنترول خويش دارد؟

آيا داکتر محمد اشرف غنى با ليبراليزم مخالفت ميورزد؟

آيا داکتر محمد اشرف غنى با مارکسيزم مخالفت ميورزد؟

داکتر محمد اشرف غنى با انارشيزم مخالفت ميورزد؟

 

با وجوديکه نويسنده اين مقاله شناخت شخصى با جناب محترم داکتر محمد اشرف غنى ندارد به صراحت ميتواند عرض نمايد که خوشبختانه هيچ کدام از خصايل فوق الذکر در شان ، شخصيت و اسلوب حکومتدارى ايشان گنجايش ندارند چون جناب ايشان:

 

نه تنها يک ملت پرست يا ناسيوناليست اقتدارگراِ مستبد نيستند بل يک شخصيت کوسموپوليت (Cosmopolite) يعنى يک شخصيت جهانى هستند ، خود را مربوط به تمام عالم بشريت ميدانند و يک دانشمند نيک نام و خوش نام به سطح جهانى ميباشند . اگر با زبان انگليسى بلديت داريد قبول زحمت فرموده به بيانات ، مصاحبات و لکچر هاى جناب ايشان که در بيرون از افغانستان ايراد يا داده اند، گوش بدهيد تا بيابيد و بدانيد که ايشان داراى چگونه شخصيتِ هستند و با کدام درجهٔ زيور دانش و بصيرت سياسى آراسته ميباشند. جهانيان وى را يک شخصيت جهانى منحصر به تمام عالم بشريت ميشناسند ، از گفتار و پندار جناب ايشان مى آموزند و لذت ميبرند. اگر ما افغانها نيز چنين بنمايم و از بدبينى هاى سليقوى ، بيمورد و ناسزاى خويش صرف نظر نمايم ، ما نيز ميتوانيم ازين شخصيت خبيرجهانى يک چيزى بياموزيم . همچنان خواهيم يافت که جناب ايشان به هيچ صورت ملت گرا و قبيله گرا نبوده بل براى خير و فلاحِ نه تنها افغانها بل تمام عالم بشريت مى انديشد و براى رسيدن به اين آرمان سترگ انسانى زندگى خويش را وقف نموده اند. نويسندهٔ اين سطوراعتقاد کامل دارد که همه تلاش هاى جناب ايشان بالاى ختم هر چه عاجل اين جنگ خانمانسوز و برادرکشى، جنگِ که در آن افغانها فقد قربانى هستند و کدام منفعتِ در آن ندارند، و فقرزدايى در کشور متمرکز ميباشند. ختم جنگ ، کاهش و از ميان رفتن فقر و گرسنگى در کشور آرمان هر افغان است . بنااً اين کوشش ها و تلاشها را جناب ايشان فقد براى پشتونها نمى نمايند بل براى هر افغان مينمايند.

 

نه تنها يک ديکتاتور بسأ خشن سياسى نيستند بل حکومت خويش را تقسيم نمود و در ٥٠٪ سهميهِ خويش يک طيف وسيع از افغانها را جاه داد و بالاى آنها اعتماد نمود. هيچ تصميم کلان در سطح کشور را خودسرانه و با يکه تازى اتخاذ نه نموده اند و نمى نمايد. همه تصاميم کلان را در مشوره با شريکان سياسى ، وکلا ، روحانيون ، بزرگان قومى و جامعهِ مدنى کشور اتخاذ نموده اند و مينمايد.

 

نه تنها مخالفان سياسى خود را با جبر سرکوب نکرده اند بل هميشه از ايشان دعوت بعمل آورده اند تا طرح هاى سازندهٔ شان را جهت ختم جنگ ، فقرزدايى ، بازسازى و رشد دوامدار اقتصادى در کشور پيشکش نمايند اما بحال تأسف که مخالفان سياسى ايشان داراى چنين يک درون مايه ، جوهر، ظرفيت و بصيرت سايسى نميباشند . آنها حتى براى قريه و ولسوالى خويش کدام طرحِ ندارند. در يکى از ولسوالى هاى کشور بالغ بر دوصد خانواده را سيلاب برد ، داکتر محمد اشرف غنى به آن ولسوالى رفت و طرحِ را براى آن ولسوالى پيشنهاد و روى دست گرفت ، در حاليکه وطنداران ما از آن ولسوالى از سال ١٩٧٨ بدينسو در افغانستان حکومت ميرانند و تا هنوزه موفق نشده اند تا ولسوالى خويشرا از خطرات احتمالى سيلاب ها مصوون سازند.

 

نه تنها صنعت و تجارت در کشورش را بنفع شخصى خود يا بنفع خانواده خويش تحت کنترول خويش نگرفته است بل همه افغانها را تشويق نموده است و ضمينه ها را فراهم آورده است تا در رشد صنعت و تجارت کشور سرمايه گذارى نمايند . حتى همه روزه مصروف ايجاد ضمينه ها براى رشد صنعتى و تجارتى کشور بوده و داراى يک بصيرت وسيع و پلان طويل المدت واضح براى رشد دوامدار صنعتى ، تجارتى و اقتصادى کشور ميباشند.

 

بنااً داکتر محمد اشرف غنى نه فاشيست است و نه قبيله گرا بلکه يک شخصيتِ است کوسموپوليت ، دانشمند، خبير ، داراى وسعت نظر ، با بصيرت سياسى و پروگرام عمل براى خاموش ساختن جنگ و رشد اقتصادى کشور. اما آدمِ است فوق العاده با انظباط که از زير دستان خويش کار ميخواهد و بس . ايشان بى نهايت عجله دارند تا فرصت هاى از دست رفته را تلافى نمايند تا آتش جنگ در کشور هرچه عاجل خاموش و کشور به مرحله يا فاز رشد اقتصادى و بازسازى بنيادى در دورهٔ رياست جمهورى و حيات جناب ايشان گذار نمايد . بنااً جناب ايشان ازکُند کارى ، کمکارى ، استراحت طلبى و ضايع شدن غير موجهٔ وقت خيلى ها نفرت دارند. از همکاران و زير دستان خويش مطلبند تا برق آسا و بدون تعلل عمل نمايند و کارِ شان در پايان روز بايد حاصل داشته باشد. براى افغانهاى عزيز ما که در افغانستان بزرگ شده اند و در دستگاه حکومات گذشته کشور کار کرده اند، چنين ميتود کار و جواب دهى نا آشنا و شوک دهنده است که نارضايتى هاى را در قبال دارد.

 

از سوى ديگر اجنداى کارى جناب ايشان با اجنداى کارى همکاران و زيردستان ٥٠ فيصده ايشان خيلى ها متفاوت است . اجنداى کارى جناب ايشان يک لست طويل از مشلات و نا ملايمتى ها در کشور است که حل عاجل ميطلبند. در حاليکه اجنداى کارى همکاران و زيردستان ٥٠ فيصده ايشان يک اجنداى خيلى ها مختصر است و داراى يک ماده ميباشد: ايجاد نمودن سد ها و اصطکاکات درانجام وظايف ، بطوراعظمى و با تمام قوت . تا ملت ازحکومت داکتر محمد اشرف غنى هرچه بيشتر نا راضى گردد و بستر براى ادامهٔ جنگ ، چور، چپاول ، غارتگرى و قانون گُريزى دوباره در کشور هموار گردد.

 

نتيجه گيرى

يوسف ويسريونيويچ ستالين (Иосиф Виссарионович Сталин, Iosif Vissarionovitsj Stalin) که کشوراتحاد جماهير شوروى را از تاريخ ٣/٤/١٩٢٢ الى ١٦/١٠/١٩٥٢ مدبرانه رهبرى ميکرد و در قلمرو روسيه عقبمانده تزارى يک کشور بى بديلِ را بنام اتحاد جماهير شوروى تاسيس و آنرا به يک ابر قدرت صنعتى ، سياسى و نظامى جهان مجهز با اسلحهِ اتومى و صنعت کيهان نوردى مبدل ساخته بود، روزى گفت: شايد بعد از مرگم بالاى مقبره من انبار هاى چتلى و مردارى را بريزند ، همه کمى ها و کاستى هاى اين کشور را و اشتباهات رهبرى آنرا در پاى من قيد کنند اما تاريخ نويسِ پيدا خواهد شد تا اين همه چتلى ها و مردارى ها را از بالاى مقبره من بردارد و حقايق را براى وطنداران من آفتابى سازد. چنين تاريخ نويس در روسيه امروزى پيدا شده است که حقايق را در رابطه به شخصيت و کارنامه هاى يوسف ستالين ميپالد و براى وطنداران خويش آفتابى ميسازد. آن تاريخ نويس نيکولاى ستاريکوف (Николай Стариков) نام دارد. کتب تحقيقاتى نيکولاى ستاريکوف تمام حقايق در رابطه به شخصيت و کارنامه هاى يوسف ستالين را براى وطندارانش آفتابى ساخته است و شايد کدام گوشه زندگى ستالين را مکدر نگذاشته باشد. در صورت علاقمندى و بلديت با زبان روسى لطفاً به لينک ذيل مراجعه بفرمايد:

http://asbook.co/abooks/history/3180-stalin-vspominaem-vmeste-nikolay-starikov.html

من اطمينان دارم که در وطن عزيز ما نيز تاريخ نويسِ پيدا خواهد شد که همه گَند و مردارى را که امروز در پاى داکتر محمد اشرف غنى قيد ميکنند، جستجو و حقايق شخصيت زحمتکش ، چيز فهم و خيرخواه ملت اش را براى وطنداران اش آفتابى سازد تا باشد نه تنها پشتونهاى هم تبارش بلکه هزارها ، ازبک ها ، تاجکها و ساير اقوام معزز افغانستان عزيز بالاى شخصيت محترم ايشان افتخار کنند و هر کدام وى را از خود بدانند و براى فرزاندان خويش بگويند که يک رئيس جمهورِداشتند بنام داکتر محمد اشرف غنى که در اصل پشتون اما خدمتگار همه افغانها بودند ، چون :

­ ما هزاره ها را در رياست جمهورى خويش در بالا نشاند، در هر مجلس از ما  بقدردانى ياد کرد، در اوجود هزاره ها اعتماد بخود را زنده و تشويق نمود ، کار هاى مهم کشور را بالاى آنها اعتماد نمود، در هر کارکشور اول از ما مشوره گرفت ، براى هزاره ها برق آورد ، سرک ساخت و هزاره ها را اتباع مساوى الحقوق کشور ساخت و هر روز براى ما ياد آورى نمود که شما نيز افغان هستيد و شما از هيچ افغان ديگر بدتر نيستيد ، هزاره ها را صلاحيت دار آوردن صلح در کشور ساخت ، کميسيون حقوق بشر کشور را سراپا به هزاره ها تسليم نمود ، هزاره ها را به رتب ستر جنرالى رساند . خلاصه اينکه هزاره ها را صاحب نان و آب و حقوق مساوى در کشور ساخت . آفرين به مادرِ که چنين فرزند را براى ما بدنيا آورد ، با اين روحيهٔ انساندوستى پرورش داد و براى خدمت براى جامعه تقديم نمود.

­ ما پشتونها را در دولت خويش سهيم ساخت، چون در زمان حاکميت کرزى و يارانش ما به حاشيه رانده شده بوديم ، ما را از شر جنايتکاران جنگى نجات داد ، براى دختر و پسر ما مکتب ساخت ، ما را اجازه داد تا بزبان مادرى خويش در مکتب و پوهنتون علم بياموزيم ، ما را از شر راپور هاى جعلى که بر اساس آن خانه هاى ما بمبارد ميشدند نجات داد ، فرزندان ما از شر مدرسه هاى پاکسانى نجات داد و آنها را در مدرسه هاى کشور جذب نمود ، فرزاندان ما را ازکشته شدن حتمى که فريب دشمنان را خورده بودند نجات داد ، براى آنها تفهيم نمود که پاکستان دوست نه بلکه دشمن شان است و آنها را فقد براى مقاصد خود شان ميکُشد. وى فرزندان ما را با اعلان اوربند از کوه ها پاين آورد و از آنها در شهر ها استقبال نمود ، آنها را در آغوش گرفت و براى آنها تفهيم نمود که اين کشور ازايشان نيز است ، آنرا ويران نکنيد ، آنرا از رشد و ترقى اقتصادى محروم نسازيد، مکاتب و پوهنتون هاى آنرا به آتش نکشيد و فرزندان اين کشور را که خواهران و برادران شما هستند و مانند شما مسلمان هستند از سواد و علم بى بهره نسازيد ، ضمينه را براى تاراج منابع سرشار طبعى اين کشور مساعد نسازيد.

­ ما تاجک ها را از شر زورگويان نجات داد ، رهبرى ما را از چنگال خبيث غارتگران رهانيد و تسليم شخصيت خبيرِ مانند داکتر همايون قيومى نمود ، داکتر قيومى را در هر مجلس بالا نشاند و وى را بازوى خود پنداشت. ما را از شر کسانِ نجات داد که خود را رهبر مان ساخته بودند و حق و حقوق مان را مانند تمساح هاى گرسنه ميبلعيدند اما سير نميشدند . براى ما تفهيم نمود تا شخصيت هاى چيز فهم و خبير تاجک را به پيش بکَشيم و از آنها حمايت نمايم . در بيانات خويش بيشتر با زبان درى گب ميزد ، در حاليکه زورگويان تاجکِ که در چوکى ها و منصب هاى بزرگ کشور تکيه زده بودند حتى در قريه هاى پشتون نشين کشور که مردم آن با زبان درى کدام بلديتِ نداشتند ، نيز بزبان درى بيانيه ميدادند و مردم اصلاً نميفهميدند که اين ها چه ميگويند و پيام آنها براى ملت چيست؟ با اين عمل خويش آنها پشتونها را قانع ساختند که حکومت کابل از آنها نيست و براى آنها کار نميکند ، درد ها و مشکلات آنها را که نياز به حل عاجل داشتند درک نميکند. بدين ترتيب آنها فاصله بين ملت و دولت را هر چه بيشتر ساختند و بد بينى و بى اعتمادى ملت بر دولت مرکزى را تشويق نمودند. اين عمل نابخشودنى وقت و انرژى زياد داکتر محمد اشرف غنى را ضايع ساخت و ميسازد تا آن درز را از بين ببرد و اعتماد ملت بر دولت را دوباره احيأ نمايد .

­ ما ازبک ها را از شر جنايتکاران جنگى نجات داد ، ما را در قدرت سهيم ساخت ، در مسايل کلان کشور از ما مشوره گرفت ، بنادر تجارتى را در ولايات ما تاسيس نمود ، مناطق ما را به يک چرخ مهم تجارتى مبدل ساخت ، مناطق ما را که هرگز روشنى برق را نديده بودند صاحب برق ساخت ، خط آهن را از مناطق ما عبور داد و به اين ترتيب مناطق ما را با خطوط مواصلاتى جهان وصل ساخت. براى ما تفهيم نمود که پى جنايتکاران جنگى را که ما را گروگان گرفته بودند رها نمايم و در فکر تربيه اولاد خويش شويم تا امادهٔ کار و خدمت در کشورِ شوند که کثيرالقومى و کثيرالزبانى است. زبان ازبکى را زبان تدريسى مان ساخت و در بيانيات خويش با زبان ازبکى گپ زد .

  ­ ما شيعه گان را در آغوش گرفت و براى ما تفهيم نمود که ما نيز درين کشور حق و حقوق مساوى داريم ، ميتوانيم به رتب کلان ملکى و نظامى برسيم ، از خود مساجد و تکيه خانه ها داشته باشيم و در مراسم دينى و سوگوارى ما در پهلوى مان نشست. در حاليکه در ايران سونى ها بيرحمانه سرکوب ميشوند و حق ادأِ نماز را در مساجد خود ندارند، در دولت سهيم نيستند، در مقامات ملکى و نظامى توظيف نميشوند.

­ ما اهل هنود را در آغوش گرفت و براى ما تفهيم نمود که ما نيز درين کشور حق و حقوق مساوى با مسلمانان داريم ، ميتوانيم در دولت و حکومت عضويت داشته باشيم ،  به رتب کلان ملکى و نظامى برسيم ، در مشرانو جرگه و در ولسى جرگه نمايندگان خود را داشته باشيم ، از خود درمسال ها و معابد مذهبى داشته باشيم ، در مراسم دينى و سوگوارى ما در پهلوى مان زانو زد و اشک مانرا پاک ساخت ، جايداد ها و داراى هاى غضب شده ما را از زورگويان و جنايتکاران جنگى گرفت و براى ما مسترد نمود .

اگر داکتر محمد اشرف غنى تا هنوزه به کدام يک از گفته هاى قبلى عمل نکرده است، بياييد تا ايشان را همکارى نمايم تا آن آرمانها را جامهِ عمل بپوشاند. تخريب ناسزاِ شخصيت ايشان کدام سودِ ندارد، تاريخ خود بالاى شخصيت و کارنامه هاى ايشان قضاوت مينمايد.

رهبرى يک کشور ، بخصوص کشوريکه در آتش جنگ بيگانگان بسوزد و ميدان خرمستى هاى طويل المدت قدرتهاى جهان باشد ، کار هر نداف نيست، براى رهبرى چنين يک کشور دانش و بصيرت سياسى کلان نياز است ، فقدان اين دو عنصر در اوجود بازيگران سياسى که از برکت حوادث ٩/١١ روى صحنهٔ سياسى آمدند همه روزنه هاى اميد را بر رُخ ملت افغان بسته بود .

با آمدن داکتر محمد اشرف غنى آن روزنه هاى اميد آهسته آهسته در حال بازشدن هستند . جناب ايشان توانستند جهانيان را قناعت بدهند که جنگ روان ، جنگ افغان با افغان نيست بل جنگِ است که شبکه هاى تروريستى آنرا بپيش ميبرند و کشور هاى جهان آنرا تمويل مينمايند که پاکستان در مزبانى ، تمويل ، تجهيز و تعليم و تربيه آنها رول محورى را بازى مينمايد. ايشان با جرات به پاکستان تفهيم نمودند که آن کشور با افغانستان در جنگ است ، جاى و وقت براى خودفريبى و گفتگو هاى بى حاصل باقى نمانده است. براى وارد نمودن ضربات کوبيندهٔ اقتصادى بر فرق جنرالان پنجابى ، جنرالان که همه اقتصاد پاکستان را در چنگال خبيث خويش دارند، دروازه هاى افغانستان را بر رُخ شان بست و دروازه هاى شمال کشور را بدُور از توقع پنجابيان بر رُخ اموال تجارتى گشود و کشور را از وابستگى اموال بى کيفينت پنجابى و بنادر آن نجات داد.

به کشور هاى اسلامى تفهيم نمود که جنگ برادرکشى در افغانستان جهاد نى بلکه يک فتنه است . که منجمله توسط يک عده از کشورهاى اسلامى تمويل ميشده است ، بنااً هرچه عاجل از تمويل آن بايد دستبردار شوند و افغانستان را در پروسه ختم اين جنگ و استقرار صلح با عزت و پايدار کمک نمايند.

قول اوردوى کوماندو را در چوکات وزارت دفاع ملى ايجاد نمود . منسوبان با شهامت اين قول اوردو ضربات کوبنده را بر فرق گروپ هاى تروريستى وارد مينمايند ، زندانهاى آنها را ميشکند ، بنديان بى گناه را آن زندانها آزاد ميسازند ، زمين را زير پاى گروپ هاى تروريستى آتش و خواب را بالاى آنها حرام ساخته اند. اين دليرمردان جنگ هاى کندز، هلمند و فراه را بنفع دولت مرکزى چرخاندند.

اين بود چند نمونه خيلى ها مختصر از کارکرد هاى داکتر محمد اشرف غنى که طى آن شايد مرتکب اشتباهاتِ نيز شده باشند . بروز اشتباهات در جريان انجام وظيفه يک امر طبعى ميباشد اما تکرار آن گناه است . تاجايکه از صحبت هاى ايشان استنباط شده ميتواند، و جناب ايشان يک استاد و شخصيت اکادميک هستند ، ايشان همواره در طرح هاى خويش اصلاحات وارد ميسازند و نتايج کارکرد هاى خويشرا ، پروژه وار، تحت تحليل و تجزيهِ همه جانبه قرار ميدهند تا از اشتباهات جلوگيرى شود . اگر اين ادعا درست نيست، پس بيايد از ايشان احترامانه خواهش نمايم تا در طرح هاى خويش بروز اشتباهات احتمالى را مورد تحليل و تجزيهِ همه جانبه قرار دهند ، تا امکان بروز اشتباهات به عدد اضغرى تقرب نمايد و ملت از تبعات تلخ آن مصوون بماند. همچنان هر کارکرد خويشرا ، پروژه وار، تحت بررسى و تحليل و تجزيهِ همه جانبه قرار دهند تا درسهاى از آن آموخته شوند و از آن درسها در تصاميم و پروژه هاى آينده استفاده بعمل آيد . قابل تذکر است که درين پروسه پيچيده جناب ايشان در قدم اول به همکارى صادقانهٔ همکاران نزديک و ثانياً به همکارى ملت شان نياز دارند ، چون ايشان همه چيز را به تنهاى خويش انجام داده نميتوانند.

بنااً اگر خير و فلاح کشور تان را ميخواهيد ، در غم و خوشى اش خود را شريک ميدانيد ، لطفاً از تفرقه افگنى و کِشت نفاق دست بردار شويد، خِرَد و قوهِ فکرى و دماغى تانرا در راهِ تحقير و توهين يکديگر مصروف نسازيد بل مصروف آمومختن فنون و مهارتهاى بسازيد تا ما را در يافتن راه هاى معقول جهت بيرون رفت از اين بحران خانمانسوز چهل ساله يارى رسانند و کليدِ شوند براى حل مشکلات اقتصادى کشور و رفع فقر و گرسنگى در آن . فقد و فقد  بدين ترتيب ميتواند ، يخن هموطنان عزيز ما از چنگال زشت جنگ  ، فقر ، گرسنگى ، بى سرپناهى ، امراض و هزار و يک نا ملايمتى رهاى بيابد و همه صاحب صلح و لقمهِ نان در فضاى آرام شوند . اگر چنين ننمايم ما خود فضا را براى غارت هستى هاى طبعى کشور اماده و بستر را براى استفاده سو از موقعيت جيوپوليتيک آن هموار خواهيم ساخت . لطفاً فراموش ننمايد که کشور تان داراى موقعيت جيوپوليتيک بى نهايت مهم و يکى از غنى ترين کشور هاى جهان از نقطهٔ نظر معادن ميباشد، بنااً بباد دادن آن ثروتها با سبکسرى گناهِ است کبير و نا بخشيدنى .

افغانستان ميتواند همهِ ما را در آغوش خود جاه بدهد و براى ما نان و آب ميسر سازد، اما ما خود بايد ابتکار ساختن آنرا در دست بگيريم . تحقير و توهين ناسزا، انرژى و وقت گرانبهاى ما را ضايع ميسازد ، براى ما مجال نميدهد تا بطور ارگانيک و دسته جمعى راه هاى ختم جنگ را جستجو نمايم و ما را از ترقى و پيشرفت باز ميماند . داکتر محمد اشرف غنى به تنهاى خود، اين همه مشکلات کشور را نه تشخيص کرده ميتواند و نه حل کرده ميتواند ، جناب ايشان به همکارى همهِ ما نياز دارد، چون در چيزى کم بيست سال اخير يگانه دولتمدارِ است که در اجندايش چوروچپاول و غارتگرى جاه ندارد بل با اوجود موسفيدى از صبح صادق تا آزان خفتن کار ميکند و عرق ميريزد. اگر براى خاموش ساختن جنگ ، پيشرفت اقتصادى کشور و رفع مشکلات در قريه ، ولسوالى و ولايت خويش طرحِ داريد لطفاً آنرا با ايشان مطرح نمايد، حتمى به آن گوش ميدهند . لطفاً از تخريکارى دستبردار شويد و راه ابتکار و سازندگى را در پيش گيريد. از سوى ديگر آيا توهين و تحقير محترم داکتر محمد اشرف غنى با کلمات زشت قبيله گرا و فاشيست درد هاى بى پايان ملت را ، ملت را که براى ختم جنگ دقيقه شمارى مينمايد و در هر سه نفرشان يک نفر شان هر شب گرسنه ميخوابد ، مداوا و مشکلات کشور را برطرف ميسازند؟ اين همه بيحرمتى ها به آدرس ايشان در فرجام چه حاصلِ دارد؟ اگر با طرح ها و کارکرد هاى ايشان مخالف هستيد، طرح شما براى ختم جنگ در کشور تان و پيشرفت و ترقى اقتصادى آن چيست؟

بقيه را بخرد شما ميگذارم که خار ميکاريد يا گُل ، اما تاريخ قضاوت خودش را ميکند و بر کسِ رحم نميکند. همچنان ملت افغان نه کر است و نه کور. ملت همه را ميشنود ، همه را ميبيند و خود قضاوت مينمايد.

در فرجام از بارگاه خالق متعال آرزو مينمايم تا تفرقه افگنان ، آتش افروزان نفاق ملى ، شر و فساد پيشگان را براه نيکى هدايت بفرمايد تا از اعمال نا شايستهِ ضد افغانى و ضد بشرى خويش دست بردارد شوند و فقد براى خوشبختى ، تعالى و ترقى کشور خويش بانديشند و عرق بريزند و عمر باقى ماندهِ خويش را براى عبادت خداوند و خدمت براى ملت افغان وقف نمايند.

به اميد قطع جنگ در کشور عزيز مان افغانستان.

به اميد خوشبختى ، سعادت و سربلندى ملت افغان در جهان.

ستاسي کمینټ به د پاڼی د مدیریت تر کتني وروسته خپور شي .

Your comment will be published after review by Directorate

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder
Bitte beachten Sie, dass die Inhalte dieses Formulars unverschlüsselt sind